پیروزی حزبالله لبنان در مرحله دوم انتخابات پارلمانی نشاندهنده وزن این سازمان مقاومت در جنوب کشور لبنان و در میان جمعیت شیعه این کشور است. حزبالله با رأی 80 درصدی خود در این منطقه جنوبی، در پارلمان جدید نفوذ خواهد داشت و شاید از این پیروزی به عنوان زمینهای برای فعالیتهای نظامیاش استفاده کند.
پیامدهای پیروزی حزبالله
اگرچه پیروزی حزبالله قابل پیشبینی بود، اما این پیروزی باز هم مهم و قابل توجه است چون نتایج این انتخابات خلع سلاح حزبالله در سال 1982 و در پاسخ به تهاجم اسرائیل به لبنان تشکیل شد. این سازمان در برابر اشغال اسرائیل مقاومت کرد و در عقبنشینی اسرائیلیها از لبنان در سال 2000 نقش محوری داشت. حزبالله هنوز هم معتقد است که اسرائیل همچنان خاک لبنان را در اشغال دارد (منطقه شبعا) و به همین دلیل وضعیت جنگی خود را در مقابل اسرائیل حفظ کرده است.
این سازمان به دلیل نقش محوریاش در مقاومت علیه اشغال اسرائیل، تنها گروه مسلح مقاومت بود که بعد از پایان جنگ داخلی لبنان (1990-1975) اجازه یافت سلاحهایش را حفظ کند. از سال 1990 تا امروز، حزبالله بازیگر مهم صحنه قدرت در جنوب لبنان بوده است. این سازمان همچنین نماینده جامعه شیعه لبنان است که پیش از حزبالله و جنبش امل تشکیل شده است و در سالهای گذشته از نظر سیاسی مورد سرکوب قرار گرفته است.
اما آمریکا حزبالله را یک سازمان تروریستی میداند. واشنگتن و پاریس با همکاری یکدیگر قطعنامهای را به تصویب شورای امنیت سازمان ملل رساندند که خواستار خلع سلاح حزبالله شده است. رأی شورای امنیت به این قطعنامه موفقیتآمیز بود اما حزبالله در مقابل این درخواستها مقاومت کرده است. حزبالله اکنون میگوید این پیروزی انتخاباتی زمینهای است برای ادامه مقاومت مسلحانه و دفاع در مقابل اسرائیل.
«محمد رعد» رئیس فراکسیون پارلمانی حزبالله در این باره گفته است: «این پیروزی، اظهارنظر قطعی مردم در رد قطعنامه شورای امنیت بود. این پیروزی اعلام تعهد مردم ما در حفاظت از راه، انتخاب و سلاح مقاومت بود.»
این پیروزی همچنین تلاش هر دولتی که در بیروت روی کار آید را برای خلع سلاح حزبالله، ناکام میگذارد. حمایت جمعیت شیعه لبنان از حزبالله و نقش تاریخی این سازمان در دفاع از لبنان به این معنی است که هرگونه تلاش بیروت برای خلع سلاح این سازمان، به بروز جنگ داخلی منجر میشود.
پیروزی حزبالله همچنین نشان میدهد که سوریه همچنان میتواند نفوذ خود را در لبنان حفظ کند. اگرچه سوریه اخیراً نیروهای نظامیاش را از لبنان بیرون کشیده اما حزبالله بخش عمده کمکهای خود را از سوریه و چند کشور همسایه دیگر دریافت میکند و دمشق با نزدیکتر شدن به حزبالله میتواند بخشی از این کاهش نفوذ خود در لبنان را جبران کند. این حمایتها از حزبالله، از سوی دیگر میتواند کار را برای منزوی کردن این سازمان و تضعیف آن از سوی دولتهای آینده بیروت دشوارتر کند.
موقعیت دشوار دولت بوش
پیروزی انتخاباتی حزبالله لبنان، دولت بوش را در موقعیت دشواری قرار داده است. دولت بوش حزبالله را یک سازمان تروریستی میداند. به همین دلیل پیروزی این سازمان در جنوب لبنان مطابق با منافع آمریکا نیست. حزبالله مرتباً علیه نفوذ آمریکا در خاورمیانه حرف میزند.
از سوی دیگر دولت بوش که همواره در ستایش دموکراسی حرف میزند با پیروزی حزبالله در جنوب لبنان که فرآیندی کاملاً دموکراتیک است، نه میتواند این پیروزی را محکوم کند و نه آن را نادیده بگیرد. اسکات مک کلان سخنگوی کاخ سفید در کنفرانس خبری بعد از انتخابات لبنان در مقابل این سؤال که آیا دولت بوش از آراء بالای حزبالله حیرتزده نشده است، از پاسخ دادن خودداری کرد و فقط گفت: «حزبالله همانطوری که میدانید، یک سازمان تروریستی است و ما حرفهایمان را در این باره گفتهایم.»
او وقتی برای پاسخ دادن به این سؤال تحت فشار قرار گرفت تکرار کرد: «نظرات ما درباره حزبالله تغییر نمیکند. نظرات ما درباره سازمانهای تروریستی غیرقابل تغییر است. ما این نظرات را به صراحت بیان کردهایم و اعتقادمان هم این است که سازمانهای تروریستی باید از میان برداشته شوند.»
پیروزی انتخاباتی اخیر حزبالله نشان داد که این سازمان نماینده جامعه شیعه لبنان است. مردم جنوب لبنان از این سازمان حمایت میکنند و حزبالله از این حمایت برای مقاومت در برابر خلع سلاح استفاده میکند.
خروج نیروهای سوری از لبنان یک خلأ قدرت ایجاد کرده که آمریکا و اسرائیل بسیار مشتاق به پر کردن این خلأ هستند. هر دوی این کشورها روابط خود را با لبنان بهتر کردهاند، اما تا وقتی حزبالله در جنوب محبوبیت دارد، سوریه هم نفوذ خود را در این کشور حفظ خواهد کرد. از سوی دیگر حزبالله یکی از چندین گروه قومی و مذهبی داخل لبنان است. اگر این گروهها برنامههای کاری متفاوتی داشته باشند، دسترسی به یک دموکراسی با ثبات برای بیروت دشوار خواهد شد.
پیامدهای خروج سوریه از لبنان
در پی ترور رفیقحریری نخستوزیر لبنان و تظاهرات گسترده در اعتراض به مرگ او که از شخصیتهای محبوب این کشور بود، آمریکا و کشورهای اروپایی از فرصت استفاده کرده و فشار برای خروج نیروهای سوری از لبنان را تشدید کردند. فرانسه، سوریه، مصر و عربستان هم به این روند پیوستند و به طور علنی خواستار خروج سوریه از لبنان شدند. بشار اسد هم طی چند هفته این درخواستها را پذیرفت و وعده دارد که نیروهای سوریه را از لبنان خارج کند و چند ماه بعد با خروج نیروهای اطلاعاتی این خروج را کامل کند. این وقایع نه تنها سوریه بلکه توازن قدرت در منطقه را تحت تأثیر و تغییر قرار میدهد.
علاوه بر تأثیرات منفی ناشی از تسلیم شدن سوریه در برابر این فشارها که میتواند نشانه ضعف آن تلقی شود، لبنان هم با خروج سوریه به عنوان یک عامل مهم نفوذ در این کشور، ناگهان در شرایطی غیرآماده مجبور به تجربه استقلال میشود. حزب حاکم بعث سوریه مدتهاست لبنان را بخشی از «سوریه بزرگ» میداند و تمایلی به این عقبنشینی نداشت.
این عقبنشینی برای سوریه پیامدهای اقتصادی هم خواهد داشت. 20 درصد از اقتصاد سوریه به منابع و درآمدهای لبنان وابسته است. بیش از یک میلیون سوری در لبنان کار میکنند و حقوق خوبی هم میگیرند که بخش عمده این حقوق به سوریه بازمیگردد.
از همه اینها مهمتر موقعیت استراتژیک لبنان است که در سرحدات غربی سوریه واقع شده و حائلی مطمئن میان دمشق برای کنترل اسرائیل است. لبنان همچنین بهترین اهرم مذاکره سوریه با اسرائیل است و اکنون با خروج نیروهای سوری از لبنان روابط دمشق و تلآویو دیگر مانند گذشته نخواهد بود.
حضور سوریه در لبنان فقط با عقبنشینی 14 هزار نیروی نظامی و امنیتی پایان نمییابد، بلکه این حضور به طور عمیق در جامعه سیاسی، اقتصادی و نظامی لبنان نفوذ کرده است. سوریه هنوز میتواند شکلدهنده تحولات سیاسی لبنان باشد.
یکی از اصلیترین دلایل این ادامه حضور، همانطور که پیشتر هم گفته شد، حزبالله است. نیروی 25 هزار نفری قدرتمند و مسلح حزبالله برای سوریه یک دارایی ارزشمند استراتژیک است و از آن به شدت پشتیبانی میکند. بعد از خروج سوریه، حزبالله قدرتمندترین نیروی لبنان است که توان و قدرت آن از ارتش لبنان هم بیشتر است. قدرت گرفتن بیشتر حزبالله به معنی قدرت گرفتن جمعیت شیعه و نگرانی کشورهای همسایهای چون عربستان سعودی است، چرا که شکلگیری هلال شیعی از ایران تا عراق و لبنان را تسریع میکند.
به همین دلیل اسرائیل و آمریکا برای خروج فوری نیروهای سوری فشار نیاورده و خروج مرحلهای آن را پذیرفتند تا در این فاصله ارتش لبنان در کل کشور و در مناطق جنوبی مستقر شود. اسرائیلیها درباره تأثیر عقبنشینی سوریه از لبنان بر موقعیت حزبالله اتفاقنظر ندارند. عدهای معتقدند که ثبات کلی چند سال گذشته باید حفظ شود و عدهای دیگر میگویند با عقبنشینی سوریه، حزبالله تضعیف میشود.
خروج سوریه از لبنان اسرائیل را نگران کرده است. حمایت سوریه از حزبالله باعث میشد که هرگاه حملهای از سوی حزبالله علیه اسرائیل صورت میگیرد، تلآویو دمشق را مسئول آن دانسته و واکنش نشان دهد.
اسرائیلیها همواره میگفتند: «ما آدرس را داریم» و البته چند باری هم به همین آدرس، حملات حزبالله را با حمله به سوریه تلافی کردهاند. اما اکنون با خروج سوریه از لبنان حزبالله دیگر مانعی برای فعالیت خود نمیبیند و اسرائیل نگران آن است که خیلی زود پای آن به درگیری در لبنان کشیده شود.
محبوبیت حزبالله در لبنان از مقاومت این سازمان در برابر اشغال اسرائیل حاصل شده است. اگر پای اسرائیل به درگیریهای لبنان کشیده شود، این محبوبیت بیشتر هم خواهد شد. به همین دلیل اسرائیل به تأکید واشنگتن و با محاسبه همه این شرایط، در سکوت حداکثر تلاش خود را میکند تا فعلاً بهانهای برای حمله به دست حزبالله یا سوریه ندهد.
بعد از خروج سوریه از لبنان نگرانی دیگر آمریکا و اسرائیل، نفوذ ایران در لبنان است، ایران هم مانند سوریه با حزبالله روابط نزدیکی دارد.
آمریکا با در نظر گرفتن همه این شرایط، مشغول بررسی مواضع خود در قبال حزبالله است چرا که میداند موقعیت این نیرو برای آینده لبنان اهمیت زیادی دارد.