بعد از گذشت دو سال، زخمهای علی شلال قیسی هنوز ترمیم نشده است و جای آنها بر بدنش است. دستان این مرد پاره پاره است، زخمهایی که غل و زنجیر بر دست و پای اساسی برجای گذاشته است. زخمهای بدن او بسیار و بدتر از همه کابوسهایی است از شش ماه حبس او در زندان ابوغریب که هنوز او را آزار میدهد. قیسی 43 ساله، زندانی شماره 151617 زندان ابوغریب بوده است. وی همان زندانی است که در تصویری که از زندان ابوغریب منتشر شد و رسوایی به بار آورد در حالی که صورتش را پوشانده و او را بر جعبهای سرپا نگه داشته بودند سیمهای برق به بازوی وی وصل شده بود. تصویری که به سمبل زندان ابوغریب و شکنجه در عراق تبدیل شد.
قیسی که هم اکنون در عمان به سر میبرد و دوستانش دفتر کاری برای وی اجاره کردهاند میگوید: « هیچ وقت به شهرت علاقه نداشتم، مخصوصاً شهرتی اینچنینی» زندانی سابق ابوغریب این روزها به زندانی شهرت و تبلیغات تبدیل شده است، او به خوبی قدرت عکس را درک میکند و تصویر شکنجه خود را روی کارت وزیتش چاپ کرده است.
در نگاه اول قیسی هیچ شباهتی به تصویری که از او منتشر شده بود ندارد، اما جراحت قدیمی که روی دست چپش دیده میشود، جراحتی که در اثر انفجار یک تفنگ قدیمی در جریان مراسم عروسی به وجود آمده بوده، ثابت میکند که این مرد همان شکنجه شونده معروف است. این دست همان دستی است که در ابوغریب بندی از یکی از انگشتانش از بین رفته و زخم عمیقی در کف آن ایجاد شده. جراحتهای بسار دست این زندانی باعث شده تا به او لقب مرد چنگکی بدهند. یکی از سخنگویان ارتش امریکا از پاسخ به این سئوال که آیا قیسی همان زندانی مشهور است خودداری و اعلام کرده که براساس کنوانسیون ژنو و حقوق اسرا و زندانیان در این مورد نمیتوان اظهارنظرکرد. اما اطلاعات دولت ائتلافی عراق که از سوی سازمان عفو بینالمللی در اختیار خبرنگاران قرار گرفته است حاکی از آن است که قیسی در زمان انتشار عکس مذکور در زندان ابوغریب بوده است. همچنین اطلاعات به دست آمده حاکی از آن است که کارشناسان دیدهبان حقوق بشر و سازمان عفو بین الملل با علی شلال قیسی دیدار و گفت وگو کردهاند و به شکایت وی و وکلایش از ارتش امریکا به دلیل شکنجه صورت گرفته در ابوغریب رسیدگی کرده بودند و معتقدندکه وی همان زندانی است که درحال شکنجه به تصویر کشیده شده است.
قیسی در زمان حکومت صدام حسین بخشدار یکی از مناطق عراق بوده، پستی که دولت صدام فقط به اعضای حزب بعث یا نیروهای امنیتی خبره واگذار میکرد. ولی پس از سقوط دولت صدام کار مدیریت پارکینگ یک مسجد را به عهده گرفته بود.
وی در ماه اکتبر سال 2003 پس از آنکه با عصبانیت تمام از اینکه سربازان امریکایی آشغالهای منطقه را در یک زمین فوتبال انبار کرده بودند و به ارتش امریکا، سازمانهای حقوق بشری و رسانهها شکایت کرده بود، توسط نظامیان امریکایی دستگیر شده بود. اما نکته اصلی که باعث دستگیری وی شده بود این بودکه به گونهای اظهارنظر کرده بود که به نظر میرسید از شبه نظامیانی که علیه نظامیان امریکایی اقدام میکنند، حمایت میکند. وی میگوید: «مقاومت یک حق بین المللی است .» وی در مورد دستگیری اش میگوید: « چند هفته بعد از اعتراضاتم در مورد آشغال ریختن، توسط ماشینهای جنگی محاصره شدم، صورتم را پوشاندند و دستبندم زدند و پیش از آنکه به ابوغریب منتقل شوم، در جای دیگری زندانی شدم و بازجوییها شروع شد.»
وی میافزاید: آنها مرا متهم به اقدام علیه نظامیان امریکایی کردند. به آنها میگفتم من معلول هستم و چطور ممکن است تفنگ در دست بگیرم شلیک کنم؟ دستم را به آنها نشان میدادم تا متوجه شوند. بعد از آن از من پرسیدند که بن لادن کجاست و من هم درپاسخ گفتم افغنستان. پرسیدند از کجا میدانی ، گفتم از تلویزیون شنیده ام. «به گفته قیسی» نظامیان امریکایی پس از بازجوییهای اولیه درصدد برآمدند تا نام افرادی که در حمله به نیروهای امریکایی دست داشتند را وی اعتراف کند. در جریان این بازجوییها دست آسیب دیده قیسی بیش از هر جای دیگر مورد شکنجه قرار گرفته بوده است و مسئولان زندان مجبور شده بودند آن را باندپیچی کنند . بازجویان به قیسی پیشنهاد داده بودند همکاری کند تا دست وی را معالجه کنند و در غیر این صورت بارها و بارها آن را خواهند شکست. وی میگوید: «پس از بازجوییهای متعدد و بی نتیجه، بازجویان به من هشدار دادند که اگر حرف نزنم، مرا به جایی میفرستند که سگها هم نمی توانند در آن زندگی کنند.»
در نتیجه وی را درحالی که کف یک وانت خابانده بودند به قسمتی دیگر از زندان که صدای فریاد و جیغ کشیدن میآمده برده بودند. پس از ورود به این قسمت سربازان وی را مجبور کرده بودند که لباس هایش را درآورد و برهنه شود و دستانش را بالا بگیرد تا آنها را ببندند. سپس یک سرباز شروع به نوشتن چیزی روی بدن وی کرده بود. که بعدها معلوم میشود سرباز روی بدن وی کلمه «کالین پاول» را نوشته بوده است.
به گفته وی در آن زندان مجموعاً حدود100 سلول وجود داشته که زندانیان آن از همه سن و سالی بودهاند و از نوجوان تا پیرمرد در آن به چشم میخورده است. بازجویان این زندان نیز با لباس شخصی به فعالیت میپرداختند و هویتشان معلوم نبوده است . وی در مورد شکنجههایی که در این زندان صورت گرفته ، میگوید: «شکنجهها عجیب و غریب و جنسی بودند. پیرمردی را مجبور به پوشیدن لباس زیر زنانه میکردند، جوانی را مجبور به درگیری با زندانیان بزرگسال میکردند، به زندانیان دستور میدادند تپهای انسانی بسازند. جشن موسیقی شکنجه دیگری بود که زندانیان را مجبور میکردند جلوی بلندگوهای بزرگ بنشیند و صدای آزاردهنده و گوش خراش آنها را گوش دهند.» وی میگوید پس از آنکه سربازی ادرار خود را روی من ریخت، نوبت به شکنجهای که عکس آن منتشر شده رسیده بود. وی میگوید: «تمام سربازها یک دوربین داشتند و عکسهایی که از ما در آن وضعیت میگرفتند را نشانمان میدادند و تهدید میکردند که این عکسها را به خانواده هایمان نشان خواهند داد.»
قیسی برای اینکه شکنجهها را از یاد نبرد، عکسهای مذکور را به صورت مونتاژ شده در کامپیوتر شخصی خود ذخیره کرده است و نمایش میدهد. وقتی عکسها را تک به تک نشان میدهد و در مورد آنها توضیح میدهد، هیجان زده و صدایش پر از ترس و وحشت میشود. وی تصویر زندانی وحشت زدهای را که سگی در حال غرش به وی است نشان میدهد و میگوید: « این طالب است. جوانی یمنی بود که در دانشکده هنر بغداد درس میخواند و واقعاً از بین رفت. » وی در مورد عکس معروف که وی را در حالت ایستاده روی یک جعبه نشان میدهد میگوید:« 15 روز از مدت حبسم را اینگونه گذراندم. بعد از چند روز که برهنه در این وضعیت بودم، ملحفهای به من دادند تا بدنم را بپوشانم و آن را به شکل بالاپوش درآوردند. در حالی که روی آن جعبه بودم سیمهای برق را به دستم متصل کرده بودند وباید همان طور سرپا میایستادم. پنج مرتبه شوک الکتریکی به من دادند و همین مقدار کافی بود تا زبانم را گاز بگیرم.»
علی شلال قیسی را پس از شش ماه حبس در ابوغریب در حالی که صورتش پوشانده شده بود اما دستانش باز بود، سوار خودرویی میکنند و از زندان بیرون میبرند. پس از خروج از زندان و توقف خودرو، یک نظامی چشمان او را باز و اعلام میکند که آزاد شده است. قیسی هم اکنون به یکی از مدافعان حقوق زندانیان عراق تبدیل شده است. وی چندی پس از آزادی در سال 2004 به همراه چند تن از شکنجه شدگانی که در تصاویر منتشر شده از ابوغریب به چشم میخورند «انجمن قربانیان زندانهای اشغالگری امریکا » را تاسیس کردند.