* چه شد گوینده شدید؟
** بازیگر نمایشهای رادیویی بودم. در مرکز خراسان تهیه کنندهای به نام آقای پیل تن پیشنهاد گزارشگری را مطرح کرد. در برنامهای به نام سازندگان فردا در رادیو مشهد که مختص نوجوانان بود گزارشگر رادیویی شدم و گهگاه در غیاب گوینده برنامه، گویندگی هم میکردم.
* چه سالی وارد کار اجرا در مرکز خراسان شدید؟
** سال 1374 در رادیو مشهد بازیگر و گزارشگر بودم و در سیمای مرکز خراسان هم دستیار تهیه و منشی صحنه بودم.
* چه سالی به تهران آمدید؟
** سال 1376 در زمان آقای کدخدازاده بین 71 نفر قبول شدم و به تهران آمدم و با شبکه یک سیما در سمت هماهنگی و گزارشگر شروع به کار کردم.
* ورود به رادیو جوان چگونه امکان پذیر شد؟
** در سال 1377 در آغاز تفکیک شبکههای رادیویی، خانم مهری قلع ریز یکی از دوستانم که گوینده بودند به من گفتند شبکه جوان تست میگیرد.
* نتیجه چه شد؟
** مدیر تولید آن زمان شبکه جوان به من گفتند شما نمیتوانید، چون من آن زمان دیپلمه بودم، ولی به علت سابقه کارم در صدا و سیما و ادامه تحصیلم مشکل رفع شد و رسماً از آن زمان تاکنون گوینده رادیو جوان هستم.
* اولین برنامهای که در رادیو اجرا کردید؟
** برنامهای جایگزین بود در گروه اقتصاد و با آقای مازیار ناظمی که هم اکنون گوینده ورزشی سیما هستند، این برنامه را اجرا کردم و اولین برنامه زنده رادیویی ام جایگزین خانم مهناز دوستی اجرای برنامه کردم.
* شاخصههای کار شما چیست؟
** من صدای شاخصی ندارم، مثل گویندگان قدیمی و برتر رادیو مانند خانم مولود کنعانی، ولی صدای گوشخراشی هم ندارم و میدانم که خیلی از شنوندگان هم میپسندند.
* تعریف شما از گویندگی چیست؟
** گوینده خوب باید صدای شاخصی داشته باشد و متنها را خوب بخواند، اما اجرا با گویندگی متفاوت است.
* عادت ندارید به توانایی خود اشاره کنید؟
** من همین الان گفتم در وادی اجرا میتوانم آینده خیلی درخشانی داشته باشم.
* این نظر دیگران است؟
** نه، نظر خودم است!
* تا چه حد تحت تأثیر پیشکسوتان، صاحب نظران و دیگران قرار میگیرید؟
** مدتی خیلی رویم اثر میگذاشت و خیلی توی ذوقم میخورد و ناراحت میشدم، ولی خوب نظر پیشکسوتان رادیو هم قابل قبول است، چرا که صدای مرا با بزرگان رادیو مقایسه میکردند.
* چه شد به اینجا رسیدید؟ با توجه به این انتقادها که گفتید؟
** من به تواناییهای خودم اعتقادم دارم. همیشه باید زمان و شرایط را در نظر داشت.
* برنامههای شبکه جوان، حداقل برنامه هایی که شما اجرا میکنید زنده است. تند صحبت کردن و مداوم صحبت کردن ریسک را بالا میبرد یا نه؟
** بله، درست است اما اخیرا آقای زریباف در برنامه روی خط جوانی فرم جدیدی را به من پیشنهاد کرده اند. من پشت میکروفن خودم هستم. دوستان و همکاران و مردم به محض این که صحبت میکنم میگویند: «رادیو روشن شد»
* در هر مرکزی با هر کاری که شروع کنی، تا آخر باید همان سمت را داشته باشی، این جمله را قبول دارید؟
** صد در صد قاطعانه نه!
* به هر حال، شخصیت کاری از زمینه حرفهای منشاء میگیرد؟
** خیلی از همکاران قدیمی ام در مرکز خراسان کارهای مرا میشنوند و الان مرا به عنوان گوینده قبول دارند. مضافا حکم من گویندگی است.
* شما جای خود را تغییر دادید از رادیو به تلویزیون، از تلویزیون به رادیو از مرکز خراسان به مرکز تهران و اینک به رادیو جوان. اگر آن زمان که در مرکز خراسان بودید میخواستید گوینده باشید، آیا مقاومتی وجود داشت یا خیر؟
** بله، البته تواناییهای افراد هم بسیار مهم است.
* در رادیو چند تا گزارشگر داریم؟
** گزارشگر خوب خیلی کم داریم.
* حالا که گوینده هستید، میگذارند گزارشگر باشید؟
** بله.
* بعکس چطور؟
** خیلی مشکل است.
* به شما میگویند خانم از امروز دیگر نمیتوانید گوینده باشید و باید گزارشگر باشید، چه میگویید؟
** چون سالهاست گزارشگری نکردهام...
* فکر نکنید، سریع جواب دهید! همان زهره هاشمی باشید که گفتید...
** ناراحت میشوم.
* عکس العملتان؟
** اعتراض میکنم. میگویم من گوینده رسمی سازمان هستم.
* چقدر با ادبیات آشنا هستید؟
** متوسط.
* آیا گویندهها از خود تعریف میکنند؟
** من این طور نیستم!
* گزارشگری سختتر است یا گویندگی؟
** گزارشگری. به شرطی که فقط گفتگو نباشد، توصیف هم باشد.
* گزارشگری جذابتر است یا گویندگی؟
** برای من اجرا.
* اجرا را مرهون گزارشگری هستید یا گویندگی؟
** گزارشگری، من مدیون گزارشگری هستم و همین الان در کل صدا و سیما بهترین مجریان، گزارشگران قویای بودهاند.
* خاطرهانگیزترین برنامهتان را نام ببرید.
** باشگاه جوان به تهیهکنندگی آقای خشایار رازقی در سال 77 تا 78 هر روز از ساعت 30/13 تا 30/14 تکست نداشت و بیشترین مخاطب را داشت، با این که بدترین ساعت از نظر مخاطب پخش میشد. و الان روی خط جوانی.
* مردم را دوست دارید یا عادت دارید بگویید مردم را دوست دارم؟
** دوستشان دارم. دغدغههای مردم دغدغههای من هم هست، چون من یکی از آنها هستم.
* صدای خود را از رادیو میشنوید؟
** گاهی.
* تپق میزنید؟
** می گویند کم میزنم.
* وقتی تپق میزنید، چه حالی دارید؟
** اعصابم خرد میشود و به خودم ناسزا میگویم. از تپق میترسم.
* چگونه خود را آرام میکنید؟
** برنامه را با نام خدای مهربان شروع میکنم و از او کمک میخواهم، اما وقتی تپق میزنم قاطی میکنم.
* صادقانه جواب میدهید؟
** بله.
* گویندههای رادیو جوان یا همان مجریان جوان در برنامه با هم به اصطلاح کل کل میکنند؟
** بله. مثلا در برنامه صبح جمعه با نام جمعه خوب من از رادیو جوان. البته الان برنامه هفت شنبه پخش میشود.
* تا به حال شده شنوندههای رادیو جوان از شما انتقاد کنند؟
** وقتی جایگزین بودم چرا. گفتند گوینده قبلی بهتر بوده است. ناراحت شدهام، اما خب حق با شنوندگان است.
* با خود چه گفته اید، چه حالی داشتهاید؟
** بعدش خیلی به آن فکر میکنم، با خود میگویم خدایا چرا نتونستم خوب اجرا کنم.
* بابتش گریه هم کرده اید؟
** الان که یادم مییاد، شاید یک بار.
* یک یادگاری از شما؟
** سر کلاس و رادیو هر گاه یادش افتادم دلم شکسته و دعا کردم، انسان فنجان را ساخته برای نوشیدن و قاشق را ساخته است برای غذا خوردن و خدا انسان را آفریده است برای انسان بودن.