مهدی مصطفوی / قائم مقام وزیر امور خارجه
شک نیست که رفتارهای نابخردانه صدامحسین به عنوان دیکتاتور حاکم بر یکی از مهمترین کشورهای خاورمیانه بیشترین لطمات را به جریانهای اسلامی و ملی منطقه وارد آورد. حمله ظالمانهاش به ملتی که بزرگترین انقلاب در تاریخ ملتهای مسلمان را تجربه میکرد، توانست فضای ضدآمریکایی را در منطقه و جهان به کنترل در آورد و در نهایت حمله ناجوانمردانهاش به کویت سرآغاز دههای بود که جو ضدآمریکایی در آن روبه افول گذارد.
اما خروج ذلیلانهاش از حاکمیت که از قضا به دست آمریکا صورت گرفت، بار دیگر فضای ضدآمریکایی را به منطقه و شاید به دیگر نقاط جهان باز گرداند. در دو، سه سال گذشته تقریباً در اکثر انتخاب آزادی که در کشورهای خاورمیانه و یا آمریکای لاتین صورت پذیرفته، کارآیی شعارهای ضدآمریکایی در بسیج مردم و جلب آرای آنان به اثبات رسیده است. تجربه و نزوئلا در آمریکای لاتین در چند سال اخیر گسترش یافت اما شاید انجام چند انتخاب مهم در خاورمیانه و نتایج آنها تأثیر شگرفی بر تحولات جهانی داشته باشد که به شدت از فعل و انفعالات این منطقه تأثیر میپذیرد. آخرین آنها انجام انتخابات در فلسطین بود که پیروزی شگفتانگیز جنبش مقاومت اسلامی حماس را رقم زد. این نتیجه در حالی حاصل شد که هیچ یک از طرفهای ذیربط خود را برای آن آماده نکرده بودند. رژیم صهیونیستی و آمریکا بیش از هر چیز در پیآنند که «گزینه مقاومت» در فلسطین تقوبت نشود و مهمترین فراز کار آنها بر گرفتن هر نوع مشروعیت سیاسی و مردمی از آن است.
به همین دلیل تمام تلاش خود را به کار بستند تا از پیروزی قاطع و یا حتی نسبی حماس در انتخابات جلوگیری کنند. شاید برای جنبش حماس نیز بهترین حالت کسب حدود40 تا 45 درصد از کرسیهای مجلس قانونگذاری فلسطین بود. بدین ترتیب ضمن آنکه مشروعیت لازم برای ادامه فعالیتهای خود در عرصههای سیاسی و مقاومت را به دست میآورد، اما هیچ مسؤولیتی در اداره مستقیم امور مردم بر دوش نداشت که آن را در برابر یک آزمون دشوار قرار دهد. ولی مردم فلسطین با رأی شگفتانگیز خود یکباره صحنه را برای همه تغییر دادند. اسرائیل و آمریکا یک شکست در استراتژی درون فلسطینی خود یعنی تقویت جریانهای معتقد به روند سازش متحمل شدند. کشورهای عربی نیز خود را برای شرایطی که حماس به عنوان جنبش اسلامی نقش محوری در مسأله فلسطین ایفا نماید آماده نکرده بودند بویژه آنکه تأثیر همه جانبه مسأله فلسطین بر حیات سیاسی کشورهای عربی و اسلامی انکار ناپذیر است. اما جنبش «فتح» هم به عنوان تنها تشکیلات تقریباً حاکم بر همه ابعاد مسأله «فلسطین» و فلسطینیان برای چهار دهه متوالی با دشواریهای متعددی مواجه شده است. ولی از همه اینها مهمتر حالت «تحیری» است که بر جنبش حماس به دلیل این پیروزی غیر منتظره حاکم گردید. گر چه رهبران این جنبش بر بی نیازی خود به دیگر جریانها در تشکیل یک «دولت» پای میفشرند و حضور و یا عدم حضور فتح در آن را کم اهمیت میخوانند، لیکن اندیشه پردازان و نویسندگان بر جسته وابسته به حماس رفتار جنبش فتح در اعلام عدم مشارکت در دولت ائتلافی را به نقد کشیدهاند، گویی که میخواهند رفتهرفته آن را وادار سازند تا دریک دولت ائتلافی با جنبش حماس حضور یابد.
در عین حال رهبران حماس گفتوگو با برخی شخصیتهای مستقل تکنوکرات را پی میگیرند تا شاید امکان تشکیل کابینه با حضور آنان فراهم آید. شاید بتوان این «تحیر» را با عوامل ذیل مرتبط دانست:
1- اساساً هنوز مراحل لازم برای تشکیل یک «دولت» فلسطینی دارای حاکمیت طی نشده است. دولت خودگردان بدون هماهنگی با «اشغالگر» قادر نیست که امور روزمره خود را اداره نماید. اساساً وضعیت منحصر به فرد این دولت شرایط بغرنجی را برای آن فراهم آورده که مدیرانش را تا حد زیادی در قیدوبند اشغالگران قرار میدهد، پذیرش مسؤولیت چنین دولتی به واقع امری بس دشوار و طاقت فرساست. 2- ورود به چنین دولتی یقیناً بخش مهمی از تواناییهای حماس را به خود مصروف ساخته، در نتیجه تا حدی از اهتمام این جنبش به مقاومت خواهد کاست امری که شاید به طور کامل با استراتژی حماس هماهنگ و همسو نباشد. 3- اما از سوی دیگر پرداختن به امور یومیه مردم و کاستن از مشکلات آنان عامل مهمی در تقویت روند مقاومت خواهد بود، زیرا مردم فلسطین خاستگاه مقاومت و اصلیترین حامی آن به شمار میآیند. پس اگر حضور حماس در دولت به سالم سازی آن و جلوگیری از حیفومیل اموال عمومی و تأمین نیازهای اولیه مردم بینجامد، این اقدام گام مهمی در مسیر تقویت مقاومت خواهد بود، امری که در تشویق حماس به تشکیل کابینه و یا مشارکت فعال در آن نقش بهبسزایی ایفا مینماید. 4- با این همه نباید تصور شود که مخالفان حماس «فرش قرمز» برای آن گستردهاند تا به آسانی مراحل تشکیل یک دولت را طی نماید.تهدیدهای آمریکا، اسرائیل و اروپا برای قطع کمکها به دولت خودگردان و بیان سه شرط غیرقابل تحقق از سوی مصر برای تشکیل دولت از سوی جنبش حماس بیانگر آن است که موانع بسیار مهم وجدی در برابر تشکیل کابینه از سوی حماس وجود دارد. به رسیمت شناختن اسرائیل، تأیید اسلوو کنار گذاشتن مقاومت شروط سهگانهای است که از سوی مصر برای جنبش حماس تعیین شده است. با این همه به نظر میرسد علیرغم دشواریهای پیش روی جنبش حماس، مخالفان آن در صحنه فلسطین، ونطقه و همچنین قدرتهای جهانی، به مراتب در وضعیت سختتری قرار دارند. اینک جنبش حماس که از سوی آنان یک گروه تروریستی خوانده میشد به نماینده منحصر به فرد ملت فلسطین تبدیل شده است.
دعوت رسمی اعضای دفتر سیاسی حماس از سوی روسیه بیانگر آن است که این جنبش رفتهرفته از مقبولیت جهانی برخوردار میشود. اهمیت این مقوله وقتی بیشتر میشود که به سه شعار انتخاباتی حماس توجه کنیم: اسلام خواهی، مقاومت و خدمت رسانی به مردم. روزهای آتی، دورهای بسیار مهم و تعیین کننده در فلسطین و کل منطقه به شمار میآیند به همین دلیل تمام طرفهای ذیربط در خاورمیانه با اهتمام جزئیات تحولات را پیگیری میکنند. واقعیت این است که مردم فلسطین با توجه دقیق به برنامه جنبش حماس در تقابل با اسرائیل که مقاومت و برخورد از موضع اقتدار اصلیترین مشخصه آنهاست، آن را برگزیدند تا به سیاستهای سرکوبگرانه اسرائیل پاسخی در خور داده باشند. به نظر میرسد با این تحول دامنه عملیات مقاومت گستردهتر شود. البته ابتدا باید در انتظار نتایج انتخابات اسرائیل بود. ما انتخابات مردم فلسطین را محترم میشمریم و پیروزی «مقاومت» در فلسطین را گام مهمی در روند به ثمر نشستن آموزههای امام خمینی(ره) به شمار میآوریم و یقین داریم که شمارش معکوس «قدرت» اشغالگران آغاز شده و روند قدرتگیری ملتهای منطقه و نتیجه بخش بودن «مقاومت» ملتها در برابر دشمنانشان به اثبات رسیده است. مقام معظم رهبری در سخنان اخیرشان پیروزی حماس را عکسالعمل شدید ملت فلسطین به رفتارهای آمریکا و اسرائیل به شمار آوردند. که با صرف کمکهای مالی فراوان در صدد بودند تا از این پیروزی به هر نحو ممکن جلوگیری کنند. باید گفت ناکامی یک رفتار سلطه جویانه است که نهادینه شدن «مقاومت» در میان ملتهای منطقه، آن را رقم میزند. پیروزی مردم لبنان و پیروزیهای مرحلهای ملت فلسطین بهترینگواه براین مدعاست.