اتحادیه آفریقا آنچنان که ما آن را میشناسیم ناشی از تکامل دو تجربه بزرگ است، نخستین تجربه تأسیس سازمان وحدت آفریقا میباشد که از سال 1963 به وجود آمد و تلاشهایی در جهت تحقق وحدت و فراهم آوردن امکانات توسعه و پیشرفت برای آفریقا به وجود آورد. تجربه دیگر همانا الگو برداری از اتحادیه اروپا میباشد که در این مدت کم به نتایج مهمی نائل آمده است. گرچه باید اذعان نمود که قاره آفریقا فاقد تواناییهای نهفته در کشورهای اروپایی و اراده قاطع مردم بوده و به همین دلیل نمیتوان به حسن عاقبت آن اتحادیه در کوتاه مدت امید بست.
سازمان وحدت آفریقا توسط پیشگامان نهضت استعماری و با هدف فراهم آوردن امکانات پیشرفت و توسعه سریع در 25 می 1963 تأسیس گردید و از آن زمان مردم و نخبگان آفریقایی همواره خواستار پیگیری اهداف آن سازمان برای بهبود شرایط کل قاره بودند. آن سازمان در پایان بخشیدن به سلطه سفید پوستان موفق بود اما نتوانست دیگر اهداف خود مبنی بر رفع بهبود شرایط بهداشتی و آموزشی و حاکمیت مطلوب در آفریقا را عملی کرده و مردم سالاری را نهادینه کند.
در آن سازمان علیرغم سخنان پربار و دلسوزانه برخی از دلتمردان چندان تلاشی در جهت بهبود شرایط صورت نمیگرفت و دلتمردان در جلسات مختلف اگرچه از مشکلات و نارساییهای قاره و کشورهای خود سخن میگفتند ولی در عمل به شیوههای منافی با مصالح و منافع ملتها دست زده و از قدرت و امکانات سوءاستفاده میکردند. به همین دلیل برخی آن سازمان را باشگاه دیکتاتورها نام گذارده بودند. در یک گزارش از بانک جهانی ثروتهای انباشته شده از سوی رؤسای جمهور آفریقا به بیش از یکصد میلیارد دلار تخمین زده شده بود. در حالی که تها تخصیص نیمی از آن ثروت موجب بهبود شرایط مردم و ریشهکن شدن بیسوادی در قاره میگردید. اخیراً نیز در گزارشی در شبکه اطلاع رسانی 14/6/2004 Allafnica آمده بود که بانک سوئیس حساب آقای تیلور (رئیس جمهور لیبرایا) و همکاران وی را که متجاوز از 5/1 میلیارد دلار است میبندد. در حالی که در بیست سال گذشته بسیاری از شهروندان لیبرایایی کشور به دلیل ناامنی و فقر از هستی ساقط شدهاند.
اتحادیه آفریقا با هدف فرآهم آوردن شرایط مناسب زندگی برای شهروندان آفریقایی و ایجاد فرصتی مناسب برای آنها در قرن بیست و یکم تأسیس گردیده و در واقع طرح نوینی برای رفع مشکلات دیرپای مردم بوده است.
هدف آن اتحادیه توسعه و تشویق سرمایهگذاری خارجی، گسترش راه کارهای مردم سالاری و دموکراسی، تأسیس بانک و مجلس آفریقایی و معرفی یک نیروی مجهز محافظ صلح بود تا از آشوبها و منازعات جلوگیری کرده و صلح و آرامش را در قاره پایدار سازد. گفتنی است که اتحادیه آفریقا در آن راستا تا کنون تلاش بسیار کرده است. اما معضل بزرگ آن اتحادیه در حال حاضر همانا منازعات داخلی و ناامنی است که در برخی کشورها مانند سودان، ساحل عاج، منگو و مرزهای اتیوپی و اریتره به وجود آمده و راه آن اتحادیه را در جهت نیل به اهداف خود ناهموار میسازد.
دولتمردان آفریقایی در اولین گردهمایی بیخود در آفریقای جنوبی و به ریاست آن کشور عموماً ضمن اظهار خوشبختی تأکید داشتند که آن اتحادیه در جهت به وجود آوردن شرایط مناسب برای رشد و توسعه مردم آفریقا و یافتن شرکای جدید تجاری خواهد کوشید. رؤسای کشورهای آفریقایی در اولین گردهمایی متعهد شدند آفریقای نوینی را بنیان گذارند که در آن از فساد، فقر و بیکاری خبری نباشد. آقای امیاکی رئیس جمهوری آفریقای جنوبی و چیزانو رئیس جمهوری موزامبیک در سوم تیر ماه در پرتوریا با یکدیگر ملاقات نموده و در خصوص چگونگی برنامههای اتحادیه آفریقا و راهکارهای نوین پیشبرد اهداف آن اتحادیه بحث و تبادل نظر کردند. از آنجا که موزامبیک از جمله فقیر ترین کشورهای جهان سوم محسوب شده و از امکانات بسیار اندکی برخوردار بود از این رو انتقال ریاست اتحادیه آفریقا از آفریقای جنوبی به آن کشور به معنی نوعی رکود وقفه محسوب میگردید؛ به ویژههنگامی که مشکلات فراوان اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و ناملایمات طبیعی شرایط قاره را بسیار وخیم نموده و حضور یک هیئت رئیسه توانمند را میطلبدید. پس از آن نوبت به ریاست نیجریه رسید که دوران نسبتاً موفقی را برای آن اتحادیه رقم زد. اکنون سودان آماده برگزاری اجلاس آن اتحادیه شد و امیدوار است که ریاست آن را نیز به عهده بگیرد که این را برای آن کشور موفقیت بزرگی قلمداد خواهد شد از این رو در ماه دسامبر نیز آقای عمرالبشیر به چند کشور از جمله نیجریه سفر کرده تا مقدمات برگزاری موفق کنفرانس سران را برگزار کنند.
سودان در حالی ریاست بر اتحادیه آفریقا را میپذیرد که قاره بیش از پنج میلیون آواره داشته و منازعات و ناآرامیهای قومی و قبیلهای به پنج کشور سرایت کرده و آفریقا از نظر اقتصادی در شرایط نامناسبی قرار دارد. همچنین به دلیل قهر طبیعت در اکثر مناطق شرق و جنوب آفریقا مردم از کم غذایی رنج برده و محتاج اعانات دیگران میباشند. علاوه بر آن به دلیل سیاستهای ناشی از تعدیل ساختار اقتصادی کشورها، تعداد فقرا افزایش یافته و خدمات دولتی از قبیل بهداشت، آموزش و... کاهش یافته است. مدیر کل سازمان منطقهای بهداشت جهانی آقای ابراهیم سامبا در ملاقاتی که با دوازده تن از مقامات مسئول کشورهای آفریقایی داشت اعلام نمود که نیل به اهداف توسعه و رفاه بدون سرمایهگذاری در امر بهداشت ممکن نیست. وی افزود که بدون شک سرمایهگذاری در امر بهداشت موجب میگردد که کشورها در جهت توسعه گان برداشته و در کارهای صنعتی و تولیدی با مانع انسانی روبهرو نشوند. براساس گزارش، نشریه واشنگتن پست همه روزه در آفریقا بیش از 9500 نفر به بیماری ایدز مبتلا شده و از این مقدار 6500 نفر جان میسپارند. ناگفته پیداست که این ضایعه بخش صنعت، تولید و آموزش کشورهای آفریقایی را با بحران روبهرو خواهد ساخت. به ویژه آن که اکثر مبتلایان به ایدر از قشر جوانان میباشند. در آفریقای فقر زده که بیش از هفتاد درصد بیماران مبتلا به ایدز را به خود اختصاص داده تأثیر منفی این امر بر اقتصاد قاره بسیار مخرب است. به ویژه آنکه بیش از هشتاد درصد مبتلایان به این بیماری بین 15 تا 49 سال سن داشته و جزو گروههای مولد محسوب میشوند.
در زمینه منازعات قبیلهای و ناآرامیهای اجتماعی نیز قاره آفریقا آسیبپذیر میباشد. اکنون تعداد آواره های قاره بیش از پنج میلیون و شمار کشتگان ناآرامیهای کشورهای آفریقایی طی پانزده سال گذشته بیش از پنج میلیون نفر بوده که از تلفات هر جنگی پس از جنگ جهانی دوم بیشتر است.
بدون شک این ناآرامیها موجب از بین رفتن ثبات اجتماعی نه تنها در آن کشورها که کشورهای همسایه شده و نیل به اهداف توسعه را متوقف و یا بسیار کند میسازد.
کشورهای غربی اگر چه پیوسته از ناآرامیها و تنشها در آفریقا انتقاد میکنند اما واقعیت این است که برخی از آن کشورها سود خود را در ادامه درگیریها دانسته و از آن رهگذر منافع فراوانی را برای خود جست و جو میکنند. اینکه آفریقا با شرایط بحرانی روبهرو میباشد بر هیچ کس پوشیده نیست، اما بیشک استعمار و غرب در این زمینه با اعمال نفوذ خود نقش مخربی ایفا کردهاند. قاره اکنون با مشکلات اقتصادی، اجتماعی و سیاسی روبهرو میباشد که ناشی از تأثیر وامهای خارجی، مدیریت نامناسب اقتصادی، گرسنگی، خشکسالی و قحطی، تخریب محیط زیست و جنگهای داخلی و منازعات قبیلهای میباشد. در نتیجه بسیاری از کشورهای آفریقایی، مشخص کننده تلاش و فعالیت اقتصادی آن کشورها خواهد بود. از این رو یافت یک راه حل اساسی برای بحران آفریقا نیازمند آن است که حکومتها مورد بررسی و نظارت بیشتر قرار گیرند.
از زمانی که چینوا آچب نویسنده مشهور نیجریهای داستان «همه چیز رو به اضمحلال دارد» را نوشت، بیش از سی سال ئ مرکزیتی برای نظارت و اصلاح شرایط آنچنانکه باید به وجود نیامده است. به نوشته شبکه اطلاع رسانی ؟؟؟؟ مورخ 25/6/2003 شمار فقرای آفریقا از 300 میلین در 1999 به 345 میلیون نفر در سال 2001 خواهد رسید. و حال آنکه سازمان ملل و دیگر مؤسسات بینالمللی فعال در آفریقا از دلتمردان کشورهای آفریقایی خواستهاند که در جهت کاهش فقر بکوشند
اوباسانجو رئیس جمهور نیجریه نیز در سخنرانی خود در ورزشگاه دوربان در سال گذشته در حضور بیست و پنج هزار نفر از آفریقائیها با علاقع و. خوشبینی اظهار داشت که آفریقا اکنون آزاد شده و از بردهداری، نژاد پرستی و استعمار در آن خبری نیست. وی افزود که اتحادیه درنظر دارد یک مجلس برای آفریقا تأسیس نموده که نیمی از نمایندگان آن زن باشند. البته زنان آفریقا در شرایطی نامناسب بسر برده و جایگاهی فروتر از مردان دارند. از این رو تأکید آقای اوباسانجو بر بهبود شرایط زنان علاوه بر اینکه موجبات محبوبیت وی را فراهم آورد، نشانگر شرایط وخیم زنان در آن خطه میباشد. در آفریقا حدود 70 درصد مردم به کشاورزی وابسته بوده و زنا نبیشترین نقش را در امر کشاورزی به عهده دارند.
صلح از نخستین . مهمترین مسائل برای آن اتحادیه به شمار میرود و نحوه تعامل اتحادیه برای استقرار صلح و آرامش در قاره نشانگر موفقیت یا عدم موفقیت آن اتحادیه میباشد. زیرا بدون فرآهم آوردن شرایط صلحآمیز و امنیت نمیتوان انتظار پیشرفت و توسعه را داشت. آقای امیکی به نقل از یک روزنامه ژوهانسبورگ اعلام داشته که برای آفریقا فرآهم آوردن صلح و آرامش در قاره یک اولویت است.
اتحادیه آفریقا، اگر چه نوعی الگو برداری از اتحادیه اروپا میباشد اما به هر حال نوعی تجربه آفریقایی محسوب شده و ضعفها و قدرت خویش را دارد. در آن اتحادیه علاوه بر آنکه بر نقش و تأثیر تمامی کشورها تأکید شده، راهکاری اتخاذ گردیده که مردم به ویژه سازمانهای غیر دولتی نیز از فعالیت و توان بیشتری در تصمیمگیریها برخوردار باشند. بدون شک نقش بیشتر مردم و سازمانهای غیر دولتی در تصمیمگیریهای آن اتحادیه موجب میگردد که تصمیم گیریها جنبه عمومیتری یافته و امور از شفافیت و قانونپذیری بیشتری برخوردار گردد. در همین راستا بیش از سیصد سازمان و مؤسسه غیر دولتی از 6 تا 11 تیر در ماپوتو گردهم آمده تا در خصوص حضور مؤثر در امور کشورها و اتحادیه آفریقا بحث و تبادل نظر نمایند. حکومتهای آفریقایی پس از 1990 به تدریج در جهت تعمیم آزادی و فراهم آوردن امکان مشارکت عمومی تلاش میکنند. یکی از نشانههای آن امر همانا گسترش امکانات رسانهای و نفوذ بیشتر ارباب جراید در آن خطه میباشد. آن اتحادیه همچنین میتواند در جهت نفوذ هویت آفریقایی بکوشد. موضوعی که اگر تحقق پیدا کند به بسیاری از منازعات قومی و قبیلهای پایان خواهد بخشید. در آفریقا متأسفانه هویت قبیلهای از اهمیت بیشتری برخوردار بوده و مردم به ارزشها و پیوندهای قبیلهای توجه بیشتری مبذول میدارند. همین موضوع موجب گردید که منازعات و عدم سازگاری در میان مردم مشاهده شده و بعضاً شرایط بحرانی برای کشورها به وجود آورد. آن اتحادیه همچنین امکانات و راهکارهایی را برای تعادل اعضاء با یکدیگر فراهم کرده است که در سازمان وحدت آفریقا موجود نبوده و یا بدان بهای لازم داده نمیشد.
آفریقا در حالی قدم به قرن بیست و یکم گذاشت که از نظر اقتصادی در حاشیه قرار داشته و حضور نامحسوسی دارد. گفتنی است که سهم آن کشور در تجارت جهانی با بیش از سیزده درصد جمعیت کمتر از دو درصد است. واقعیت آن است که به دلیل عدم اجرای قوانین و بیتوجهی به حقوق بشر، بخش اعظمی از امکانات و مواجب آن قاره در اختیار دیگران قرار میگیرد. آقای موسوینی رئیس جمهور اوگاندا در ضیافت شامی که از سوی رئیس جمهور آمریکا برای وی ترتیب داده شد اظهار داشت که کمک میکنند. در حالی که این آفریقا است که به اقتصاد کشورهای صنعتی کمک میکند. وی اظهار داشت که از 70 میلیارد دلار بازار قهوه جهانی سهم آفریقاییها پنج میلیارد دلار است و این تفاوت قیمت، کمک آفریقا و کشورهای توسعه نیافته به کشورهای ثروتمند غربی میباشد.
امباکی در کنفرانس وحدت آفریقا در ژوهانسبورگ در 10 ژوئیه 2004 اعلامداشت که انتظارات مردم از آن اتحادیه بسیر زیاد است و ما باید تلاش کنیم که با به اجرا درآوردن تصمیمت متخذه به انتظار مردم پاسخ گوییم. متأسفانه شرایط قاره نشان میدهد که آن اتحادیه نتوانسته نقش خود را در مسائل حساس قاره به خوبی ایفا کند. وی افزود: ما باید بتوانیم برای زنان آنچنان شرایط توسعه و پیشرفت را فرآهم آوریم که گامی فراتر از کنفرانس پکن بردارد. معهذا تا زمانی که فساد در آفریقا ریشه کن نشده و شفافیت در حکومت پدیدار نگردیده و قانون نسبت به افراد به طور یکسان اجرا نگردد، نمیتوان به موفقیت برنامههای اتحادیه آفریقا ایمان داشت.
به هر حال واقعیت این است که میتوان با آینده اتحادیه آفریقا به دلیل زیر امیدوار بود:
1- شرایط جهانی متفاوت از دهههای پایانی قرن بیستم است و ملتها از نفوذ و قدرت بیشتری برخوردار شدهاند.
2- اتحادیه آفریقا اهداف روشن و ملموس اقتصادی، سیاسی و اجتماعی را مطرح کرده و به دنبال تحقق آنها گام برمیدارد.
3- اتحادیه آفریقا رویکردی مردم محور برای خود برگزیده و در /ان زیاده خواهی رؤسا به چالش کشیده شده است.
4- کشورهای آفریقایی پذیرفتهاند که در تعاملات منطقهای و فرا منطقهای جانب منافع آفریقا و منطقه را مراعات کرده و از پناه بردن به راه حلهای شخصی و منفعت طلبانه پرهیز کنند.
گفتنی است که در این مدت کوتاه اتحادیه آفریقا در جهت تشویق سرمایهگذاری، بخشش بدهی ْفریقا به کشورهای غربی، تأسیس مجلس واحد و گسترش مردم سالاری تلاش کرده و تا حدودی نیز در ایجاد شفافیت و مسئولیتپذیری موفق بوده است.