صولت شجاعیان / دبیر سابق انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاههای اصفهان و علوم پزشکی
سیاستهای دانشجویان ایران نسبت به اتفاقاتی که در جامعه رخ میدهد و کنشهای و عکسالعملهای آنان نسبت به این امور طی پنجاه سال اخیر به گونهای «استمرار» و پویایی داشته که تحلیلگران از آن به عنوان «جنبش» یاد کردهاند. «جنبش دانشجویی» (1) جامعه ایرانی اما چندی است دچار افت و رکود گردیده است. این وضعیت به ویژه در طی یک سال اخیر و سال تحصیلی کنونی، نمود بیشتری یافته و فعالیتهای دانشجویی اعم از سیاسی صنفی و حتی فرهنگی، کاهش معناداری را نشان میدهد این نوشتار بنا را بر آن دارد در دایره فهم خویش به آسیب شناسی این موضوع بپردازد. در یک برداشت کلی میتوان افت جنبش دانشجویی جامعه ایرانی را از دو دیدگاه ارزیابی کرد، دیدگاه جامعه شناختی و دیدگاه سیاسی
الف ) دیدگاه جامعه شناختی
از دیدگاه جامعه شناختی دو عامل بررکود جنبش دانشجویی تاثیر نهاده است.
1) تغییر ذهنیت دانشجویان همراه با تغییر نسل
نسل جدید دانشجو در پی «مطالباتی» غیر از آنچه تحلیلگران سیاسی - اجتماعی از آنها انتظار دارند هستند. در واقع ذهنیت نسل جدید دانشجو با آن ذهنیتی که تحلیلگران برای آنان ساختهاند، متفاوت است، آنها اگرچه «آزادانه»تر میاندیشند اما به همان میزان هم «محافظه کارانه»تر رفتار میکنند. ترجیح میدهند آن دسته از مطالباتشان را که به شیوهای مسالمت آمیز برایشان مهیا میشود، تأمین نمایند و از بقیه مطالبات و پرسش هایی که ممکن است مطالبات قبلی را تحت الشعاع قرار دهد، چشم پوشی کنند. میتوان گزاره «همراهی لیبرالیسم و محافظه کاری» را در بخشی از رفتارهای حال حاضر دانشجویان جامعه ایرانی مشاهده کرد.
تغییر هرم جنسی ورودیهای دانشگاهها (2)
در حال حاضر دختران حدود 60 تا 70 درصد ظرفیت دانشگاهها را از آن خود کرده اند. دانشجویان دختر به لحاظ روانشناختی واجد ویژگیها و رفتارهایی هستند که اساسا کمتر حاضر به درگیر نمودن خود با فعالیتهای سیاسی - صنفی در درون دانشگاه هستند. هرچند که پژوهش جامعی در این مقوله صورت نگرفته اما به روشنی میتوان دوری گزیدن دانشجویان دختر را از فعالیتهای سیاسی و صنفی که از مهمترین فعالیتهای جنبش دانشجویی به حساب میآید، استنباط کنیم. ازدیاد دانشجویان دختر در دانشگاهها و عدم اقبال آنها به این موضوعات، چه به عنوان کنشگر و چه به عنوان مخاطب، باعث کم رونق شدن این مقولهها در محیط دانشگاه گردیده و بر حرکتهای فعالین دانشجویی نیز تأثیر گذارده است. چرا که برای دانشجویان تا حدود زیادی فعالیتهای دانشجویی با «باز خورد» آن از محیط دانشگاه ارتباط تنگاتنگی دارد و چنانچه با اقبال همراه نگردد، احتمالا کمتر مداومت پیدا خوهد کرد.
ب) دیدگاه سیاسی
از دیدگاه سیاسی نیز دو عامل را که بر رکود فعالیتهای دانشجویی تأثیر بیشتری گذارده اند، میتوان تشخیص داد:
1) افت فعالیتهای مجموعه انجمنهای اسلامی دانشجویان در دانشگاههای سراسر کشور
انجمنهای اسلامی دانشجویان در دانشگاهها اغلب بار عمده فعالیتهای سیاسی - فرهنگی و حتی صنفی جنبش دانشجویی از دهه 70 و حتی بیش از آن تا به حال را به دوش کشیدهاند. تا جایی که بعضا در برخی تحلیلها جنبش دانشجویی را مترادف با انجمنهای اسلامی دانشجویان به حساب میآورند. در طی چند سال اخیر اما «دفتر تحکیم وحدت» با مشکلات فراوانی روبرو گردید که باعث شد در حال حاضر تقریبا با بن بست فعالیتی مواجه شود. عوامل فراوانی در رکود فعالیتهای مجموعه انجمنهای اسلامی دانشجویان تأثیر داشتهاند که در زیر به برخی از آنها اشاره میشود:
رویکرد بیش از حد معمول به فعالیتهای سیاسی: دفتر تحکیم وحدت از مدتها پیش در قامت یک «حزب» وارد معادلات سیاسی کشور شد و حتی زمانی که شعار «دوری از قدرت و نقد حاکمیت» را سرلوحه خویش قرار داد تا وارد «بازیهای سیاسی معطوف به قدرت» نشود، تنها از جمع احزاب دوم خردادی جدا شد و بلافاصله به جرگه احزاب اپوزیسیون پیوست. چنین رویکردی باعث شد دیگر فعالیتها و کارکردهای انجمنهای اسلامی دانشجویان همچون فرهنگی، صنفی و ... تحت الشعاع قرار گرفته و تقریبا انجمنها و دفتر تحکیم وحدت کارکرد سیاسی صرف و «حزب گونه» پیدا نماید. اما ایراد مهمتری که میتوان به عهده گیری چنین نقشی داشت تأثیر مستقیمی است که معادلات سیاسی معطوف به قدرت میتواند بر وضعیت انجمنها داشته باشد. این مورد را به روشنی در طی یک دهه اخیر میتوان در فراز و نشیب موقعیت «دفتر تحکیم وحدت» مشاهده کرد.
دور شدن از فضای دانشگاه و ذهنیت دانشجویان: اشتغال بیش از حد به فعالیتهای سیاسی صرف سبب گردید به مرور زمان انجمنها ارتباط خویش با فضای دانشگاه و مسائل دانشجویی را از دست بدهند و این خود عاملی شد تا آنها نه تنها نتوانند به مشروعیت خویش در میان دانشجویان چیزی بیفزایند بلکه از همان میزان مقبولیت و مشروعیت نیز که داشتند، کاسته گردد.
مفهوم «جنبش دانشجویی» و «انجمنهای اسلامی دانشجویان» : «جنبش دانشجویی» و «انجمن اسلامی دانشجویان» از بن دو مقوله جدا از هم هستند شاید در نقاطی و به صورت مقطعی اهداف و مواضعشان یکی شود و انجمنهای اسلامی دانشجویان به عنوان بخشی از جنبش دانشجویی به حساب آید، اما هیچ گاه نمی توانند «یکی» شوند. در طی چند سال اخیر عدهای به اشتباه میکوشیدند از دل انجمنهای اسلامی دانشجویان بدون توجه به ظرفیتها و جایگاه آن جنبش دانشجویی پدید آورند و طبیعی بود که پارادوکسهای نظری و عملی و شکافهای فاحش در این مجموعه شکل بگیرد.
2) تغییر در نوع نگرش مدیریتی دانشگاهها
اما دومین عاملی که از نظرگاه سیاسی بر رکود و خمودگی جنبش دانشجویی در مقطع زمانی کنونی تأثیر نهاده، تغییر نوع نگرش مدیریتی در دانشگاه هاست. به نظر میرسد مسوولان جدید دانشگاهها با فعالیتهای متنوع دانشجویی بویژه فعالیتهای سیاسی میانه چندانی ندارند. اگرچه نمی توان گفت آنها سد راه کلیه فعالیتها شده اند، اما از شواهد و قرائن پیداست که حداقل زمینه و بستر اینگونه فعالیتها در درون دانشگاهها همچون گذشته و دولت رئیس جمهور خاتمی، مهیا نیست.