لطفالله آجدانی
غالب مورخان و پژوهشگران تاریخ معصر ایران، در ارزیابی ماهیت و مبانی مخالفت شیخ فضلالله نوری با مشروطیت، وابستگی شیخ فضلالله نوری به حکومت استبدادی مطلقه و انگیزهها، تمایلات و اهداف استبدادگرایانه، ارتجاعی و توام با رقابتهای صنفی، جاه طلبی و منافعطلبی شخصی از مهمترین علل ضدیت او با مشروطیت و مشروطهخواهان تلقی و معرفی کردهاند. با توجه به مدارک و شواهد و دلایل تاریخی، به نظر میرسد به رغم برخی نزدیکیها و همکاریهای شیخ فضلالله نوری حکومت استبدادی قاجاریه و برخورداری وی از برخی حمایتهای استبدادگران در مقاطعی از روند نهضت مشروطیت، محدود کردن ماهیت، علل و اهداف مخالفت شیخ فضلالله نوری با مشروطیت به وابستگی او به استبداد قاجاریه، هر چند بهرهای از واقعیت دارد، اما همه واقعیت نیست.
(برای آگاهی بیشتر در این زمینه نگاه شود به : لطفالله آجدانی، علما و انقلاب مشروطیت ایران، چاپ اول، تهران: انتشارات اختران، 1383،) مطالعه دقیق در افکار سیاسی شیخ فضلالله نوری آشکار میکند که نه تنها در ساختار فکری او کوششی برای حفظ و تایید قدرت مطلقه استبداد قاجاریه به کار نرفته است، بلکه قدرت مطلقه شاه و تعدی درباریان به مردم مورد تهاجم قرار گرفته و تصدیق شده است که «خرابی در مملکت ایران از بی قانونی و ناحسابی دولت است و باید از دولت تحصیل مجلس شورای ملی کرد که تکالیف دوایر دولتی را تعیین و تصرفشان را محدود نماید.» (رسائل، اعلامیه ها، مکتوبات و . . . . روزنامه شیخ شهید فضلالله نوری، جلد اول، به کوششش محمد ترکمان، ص261.) شیخ فضلالله نوری در اعتقاد به مشروطیت در یک چارچوب محدود و معطوف به مفهوم عدالت خواهی و محدود کردن قدرت مطلقه شاه و دربار و البته منطبق با شریعت دینی، از خود آنقدر پای بندی نشان داد که حتی در ملاقاتی با شاه، پس از به توپ بستن مجلس شورای ملی و آغاز دوره استبداد صغیر، در حالی که ساطان العلماء سخت به دفاع از سلطنت مطلقه برخاست و به شاه گفت که «این لفظ مشروطه را که منافی با دین است در زبان مبارک نیاورید. . . . . . . حاج شیخ فضل ا. . . . گفت مشروطه خوب لفظی است. . . . . . مشروطه باید باشد ولی مشروطه مشروعه و مجلس محدود و نه هرج و مرج». ( محمد ناظم الاسلام کرمانی، تاریخ بیداری ایرانیان، بخش دوم، ص 169. ) همچنین دراندیشه سیاسی شیخ فضل ا. . . . ، نیاز مردم و جامعه ایرانی «به وضع اصول و قوانین در وظایف درباری و معاملات دیوانی» در جهت مقابله با بی قانونی دوایر دولت». ( رسائل، اعلامیه ها، مکتوبات و . . . . . جلد اول، ص261 . ) به رسمیت شناخته شد.
شیخ فضلالله در شرایطی به مخالفت با مشروطیت برخاست که به رغم برخی تمایلات هر چند محدود در مخالفت با استبداد مطلقه حکومت، با برداشتی که از مشروطیت غربی به مثابه تضاد اصلی و مهمترین دشمن برای مذهب و ارکان اقتدار و اختیارات روحانی داشت به مخالفت با آن برخاست. از آنجا که او نه تصور روشنی از کمال مطلوب خویش داشت نه طرح و برنامه سیاسی منظم و مدونی، مخالفت خود با مشروطیت، ناگزیر به نظام سنتی نزدیک شد. اتخاذ سیاست و مواضع مصلحت اندیشانه و فرصت طلبانه شاه و بعضی از درباریان برای بهره گیری از تلاش متقابل در جهت نزدیکی به شیخ فضل الله نیز عامل بسیار مهمی بود که همسویی شیخ فضلالله و حکومت در برابر مشروطیت – به مثابه دشمن مشترک – را تشدید و تقویت میکرد.
البته که تسامح شیخ فضلالله در برابر حضور و همدستی تعدادی از عوامل ارتجاع و مستبدان در صف هواخواهی از وی و مشارکت با یکدیگر از جمله در واقعه اجتماع میدان توپخانه- حتی اگر بر درک شیخ فضل الله در ضرورت نزدیکی تاکتیکی به این جبهه در برابر دشمن مشترک هم نباشد، باشد، هرگز مواضع اشتباه آمیز و ضعف شیوههای مبارزاتی او در نزدیکی به بعضی از مرتجعین و مستبدین را توجیه نمیکند. اما این واقعیت را نباید و نمیتوان به سود اثبات ماهیت استبدادی شیخ فضلالله به کارگرفت. بر خلاف آنچه که غالباً پنداشته میشود، وابستگی شیخ فضلالله به استبداد نبود که او را به مبارزه با مشروطیت کشاند. در واقع مبارزه وی با مشروطیت که تا حدود زیادی حاصل یک تضاد ایدئولوژیکی با آن به شمار میرفت و نیز ضعف او در ارائه طرح مشخص از حکومت مطلوب بود که شیخ فضلالله را به نزدیکی با حکومت در برابر دشمن مشترک سوق داد.
اقدام محمد علی شاه مستبد و عوامل وابسته به او در محاصره مسلحانه و پراکندن اجتماع شیخ فضلالله و هواداران او در میدان توپخانه و باز دیگر در مسجد و مدرسه مروی که مطابق اسناد و مدارک تاریخی موجود به پیروی از خواستههای مجلس و مشروطه طلبان صورت پذیرفت، (سید احمد تفرشی حسینی، روزنامه اخبار مشروطیت و انقلاب ایران، ص50، و نیز حسن اعظام قدسی، خاطرات من یا روشن شدن تاریخ صد ساله، جلد اول، ص97. ) نمونهای از دلایل جدایی حرکت مشروعه طلبی شیخ فضل ا. . . . از دیدگاه و مواضع شاه و دربار قاجاریه به شمار میآید. مطابق یک گزارش تاریخی دیگر، پس از آنکه محمد علی شاه تحت فشار سفارتخانههای روسیه و انگلیس خود را ناگزیر از سازش و همکاری با مشروطه طلبان یافت، (میرزا ممدیقلی خان هدایت، گزارش ایران «قاجاریه و مشروطیت »، ص 202)
شیخ فضلالله نوری طی ارسال نامهای تهدید آمیز به مشیر السلطنه - صدر اعظم وقت- با انتقاد از سیاست سازش کارانه در برابر مشروطه طلبان، شاه و دربار را تهدید کرد که اگر شاه علم اسلان را از دست بدهد و «اگر فی الجمله میلی به آن طرف شود، اول حرفی که هست تکفیر است و آنوقت رودخانهها از خون روان میشود.» (رسائل، اعلامیه ها، مکتوبات و . . . . . ، جلد اول، صص220 و 221 . ) از اینرو هر چند که مخالفت شیخ فضلالله با مشروطیت به حکومت استبدادی کمک میکرد و هر چند که بخشی از تفکر و مواضع سیاسی شیخ فضلالله در مخالفت با مشروطیت نیز از برخی نزدیکیها و همسوییها با مواضع حکومت استبدادی قاجاریه علیه مشروطیت خالی نبود، اما مخالفت او با مشروطیت، بدون توجه به درست و یا نادرست بودن آن مخالفت ها، تا حدود زیادی از استقلال برخوردار بود و با ماهیت مخالفت حکومت استبدادی قاجاریه با مشروطیت، برخی تفاوتهای اساسی داشت.