مترجم: یوسف مرادی
در طول تاریخ همیشه جنگهای به وقوع پیوسته، به خاطر تحت کنترل گرفتن نقطهای مشترک از مرز دو کشور همسایه آن بوده است. این اختلاف نظر و گاهی نزاع میتواند در مورد منابع آبی مرزی، زمینهای قابل کشت، معادن ومنابع نفتی باشد. در سطح بالاتر مسائل مورد نزاع همچنین شامل فرهنگ، مذهب و ملیت افراد در مناطق مرزی میشود.
مشکلات ذکر شده بعضا به خاطر غیر شفاف بودن توافق نامههای طرفین است که در آن تمام مسائل مرزی واضح ذکر نشده است.
این اختلافات مرزی از مهمترین دلایل بروز جنگ و تروریسم به شمار میآید زیرا کشورها در تلاش هستند که آن قلمرو که واقعاً متعلق به آن شکور است یا تصور میکنند که حق آن کشور است را تصاحب کنند و تحت کنترل خود در آوردند برای نیل به این هدف نیز جنگ یا ترور سیاسی از راه حلهای ممکن به نظر میرسد. طبق قوانین منشور سازمان ملل یک کشور برای بیرون راندن کشور دیگری از زمینهای مورد اختلاف، حق توسل به نیروهای نظامی را ندارند. همچنین در منشور آمده است که هیچ کشوری حق دخالت در سیاست و امور سیاسی دیگر کشورها و نقض(!) تمامیت اراضی آنها را ندارد.
نمونه این اختلافهای مرزی را میتوان در Aksai Chin در تایوان و کشمیر مشاهده کرد که هر کدام بر سر خط مرزی اختلاف نظر دارند زیرا قبلاً حدود آنها را توافق نکرده بودند و در قسمت مسائل بینالملل و سازمان ملل نیز ثبت نشده است.
جنگ ایران و عراق
در مورد جنگ ایران و عراق که آن را اولین جنگ خلیج فارس یا جنگ تحمیلی مینامند، این جنگ بین کشور طغیانگر و تا به دندان مسلح عراق و ایران کشوری که فکر نمیکرد از طریق همسایه خود مورد حمله قرار گیردف در گرفت. این جنگ از 22 سپتامبر 1980 تا ماه آگوست 1988 ادامه داشت که هشت سال جنگ فرسایشی بود.
بیست و دوم سپتامبر 1980 پس از درگیریهای کوچک مرزی میان ایران و عراق که هرازگاهی بروز میکرد این بار با شعلههای آن فراتر از حد انتظار رفت و جنگ و تجاوز از جانب عراقیها شروع شد. در ابتدا عراقیها با استفاده از اصل غافلگیری –چون انتظار چنین حملاتی نمیرفت. پیروزیهایی بدست آوردند ولی با طولانی شدن مدت آن، جنگ حالت فرسایشی گرفت. بارها شورای امنیت سازمان ملل پیشنهاد صلح را برای دو طرف ارائه داد تا سرانجام در 20 آگوست 1988 قطعنامه صلح پذیرفته شد ولی تبادل اسرای دو طرف به دلیل سخت گیری افراطی رژیم بعت عراق و عدم ارائه آمار صحیح اسرای ایرانی و ضعف فشارهای دیپلماتیک ایران تا سال 2003 به تعویق افتاد.
جانبداری قدرتهای استکباری غرب از عراق و مجهز کردن عراق به انواع سلاحها و رهاسازی صدام بعد از اتمام جنگ با ایران موجب زیادهخواهی و دست اندازی صدام به کشور همسایه یعنی کویت شد.
اگر چه جنگ ایران و عراق به خاطر استفاده از منابع خلیج فارس صورت میگرفت ولی ریشه این اختلافها به زمان بسیار قبل باز میگردد در آن زمان حاکمان بین النهرین و ایران روابط خاصی داشتند.
قبل از حمله عثمانی، عراق امروزی جزئی از مناطق تحت فرمان حکومت ایران به پادشاهی قبلیه آق قویونلوها بود. با قدرت گیری عثمانی و ضعیف تر شدن حکومت صفوی، عثمانی عراق را از حکومت ایران( صفوی) جدا و متعلق به خود کرد. جدال و نزاع در مرز ایران با عثمانی هرگز پایانی نداشت. پس از آن نیز ایران و ترکیه حداقل 18 قرارداد امضا کردند تا مشکلات مرزی آنها کاهش یابد. بریتانیا کشور عراق را پایهریزی کرد و عراق بوجود امد. مساله جنگ ایران وعراق و ریشه گذشتههای دور آن مربوط میشود به حکومت و مالکیت استان خوزستان که استانی با ذخایر غنی محسوب میشود. خوزستان که از گذشتههای دور مورد هجوم بسیاری از حکومتها بود، جزئی از ایران به شمار میرود. در 18 دسامبر 1959، عبدالکریم قصام طی یک کودتا عراق را در دست گرفت و صریحا اعلام کرد: ما نمیخواهیم به گذشته اعراب برگردیم ولی اهواز و خرمشهر جزئی از عراق بوده است.
در این ادعا نارضایتی عراقیها از مالکیت ایران بر استان غنی و حاصلخیز خوزستان به چشم میخورد. عراقیها شروع به تحریک ساکنان خوزستان کرد تا از طریق تفرقه و ناآرامی به مقصود خود دست یابند. عراق با مطرح کردن طرح جدا کردن خوزستان و تعلق آن به عراق در نشست کشورهای عرب نیز موفقیتی کسب نکرد. پس از مرگ رئیس جمهور مصر- جمال عبدالناصر- و به قدرت رسیدن حزب بعث، عراق حکومت و رهبری دنیای عرب را در منطقه به دست آورد.
در سال 1969 از سوی نخست وزیر عراق اعلام شد که در درگیریهای مرزی عراق با ایران بر سر استان خوزستان است. رادیوی عراق نیز به سرعت شروع به تحریک مردم خوزستان و حتی بلوچها بر ضد حکومت ایران کرد. در ادامه و در عملی گستاخانه تلویزیون بصره تصاویری را نشان داد که استان خوزستان را استانی جدید از عراق نشان میداد و نام خوزستان را با بی شرمی به نام عربی « ناصر یه» تغییر نام داد و حتی دیگر شهرهای خوزستان را نیز با نامهای عربی ذکر کرد.
در سال 1971 عراقیها روباط دیپلماتیک خود را با ایران قطع کردند و حتی گستاخ تر از قبل ادعای مالکیت جزایر ابوموسی، تنب بزرگ و تنب کوچک واقع در خلیج فارس را کردند. این ادعا آنقدر بی پایه و اساس بود که حتی انگلیس، اتحادیه عرب و سازمان ملل آن را رد کردند و این ناکامی عراق باعث شد تا حمومت عراق به طریق دیگر زهر خود را بریزد وهفتاد هزار ایرانی مقیم عراق را اخراج کرد.
از دیگر مسائل مورد اختلاف بین دو کشور کنترل کامل اروند رود در محل پیوستن به خلیج فارس است چون این رود مانند یک گذرگاه حمل و نقل نفت و مسیری استراتژیک برای صادرات نفت است.
صدام حسین رئیس جمهور وقت عراق علاقه زیادی به نشان دادن قدرت خود به عنوان قدرتی مهم در منطقه داشت. او به تصور خویش با حمله به ایران میخواست قدرت برتر خاور میانه و صادر کننده بزرگ نفت در منطقه شود. ایران از سوی آمریکا تحریم شده بود و از نظر نظامی، دستیابی چندانی به تجهیزات جنگی نداشت و از سمت اروند رود آسیب پذیر شده بود. صدام حسین با در نظر گرفتن این شرایط همچنین تصور میکرد اگر به ایران حمله کند اهل سنت احتمالا به جانبداری عراق بر خواهند خاست. البته در عراق نیز شیعیانی بودند که در صورت بروز جنگ میتوانستند جانب ایران را بگیرند ولی این طور نشد. سرانجام هر دو کشور وارد جنگ شدند. پس از جنگ دو طرف مشاهده کردند که گروههایی که فکر میکردند در کشور مخالف به طرفداری آن کشور بر میخیزند درست بر عکس و در مخالف با آنها برخاستند!
دو کشور ایران و عراق ابتدا روابط دیپلماتیک خود را قطع کرده و سپس با افزایش درگیریهای مرزی اعلام اروندرود با نام شط العرب به عنوان قسمتی از کشور عراق، عراق جنگ را آغاز و با تمام قوا به ایران حمله کرد.
به طور خلاصه سه دلیل اصلی موجب تهاجم عراق به ایران شد:
1-عراق میخواست اروند را به تنهایی مالک شودو از آن استفاده کند.
2-در اختیار گرفتن سه جزیره ابوموسی، تنب کوچک و نتب بزرگ از سوی عراق به نفع کشور امارات متحده عربی.
3- مالکیت استان خوزستان و جدا کردن آن از ایران.
با حملهای غافلگیرانه، تمام قوای عراق توانستند به سرعت در خاک ایران پیشروی کنند و تا محور مهران- خرم آباد و نزدیکیهای اهواز پیشروی کرده و چاههای نفت را به دست گرفتند.
از سوی دیگر مقاومت مردم ایران بسیار غیر منتظره بود و مردم به سوی جبهه هجوم آوردند.
صد هزار نفر داوطلب جنگ در ماه نوامبر خود را به جبهه رساندند. حتی حملات هوایی عراق و بمباران هوایی نیز نتوانست مقاومت مردم را از بین ببرد و عراقیها سرانجام پر بردند که تصرف خاک ایران به آن سادگی که تصور میشد. نیست.در ماه ژوئن 1982 ایران تمام خاک خود را از تصرف خاک خود را از تصرف و اشغال عراقیها دراورد. در همین سالها رازی فاش شد که آمریکا در پشت این توطئه، نیروی نظامی عراق را دائما با دادن کمکهای مالی و اسلحه و مهمات حمایت میکرد. عراق سعی میکرد با حمله به کشتیهای نفتکش ایران مانع صادارت شود و دائما شهرهای ایران را مورد حمله قرار میداد.
ایالات متحده بعد از انقلاب اسلامی ضربه سختی خورده بود و موضوع لانه جاسوسی هم از سوی دیگر روابط راتیره تر ساخته بود. به همین دلیل بود که عراق را از نظر اطلاعات سری نظامی درباره ایران و مهمات و از لحاظ مالی در جنگ حمایت کرد.
در سال 1981 دو کشور به تانکرهای نفت کش در خلیج فارس حمله میکردند. و از این رو به آن، جنگ نفت کشها میگفتند. یک مأمور بیمه در لندن (Lioyds) خسارت ناشی از جنگ نفت کشها را حدوداً آسیب دیدن 546 نفت کش و کشتی و کشته شدن 430 ملوان تحمین زد. در اینجا نیز امریکا با دخالت خود تمام نفت کشهای عراقی که به مقصد آمریکا نفت میکرد تحت حمایت خود قرار داد تا آسیبی به آنها وارد نشود.
طی این جنگ یکی از هواپیماهای عراقی به اشتباه آمریکایی را هدف قراردادو باعث مرگ 37 سرنشین آن و زخمی شدن 21 نفر شد ولی آمریکا دست بردار نبود و بدون توجه به این حوادث به سکوهای نفتی ایران حمله میکرد.
طی این تبادل آتشف ناو آمریکایی وینسنس (Vincennes) یک هواپیمای مسافربری ایران را ب290 مسافر در سوم جولای 1988 هدف قرارداده و سرنگون کرد و پس از تمام آن آمریا ادعا کرد که ما این بوئینگ مسافر بری را با یک جنگنده 14 F اشتباه گرفتیم! این رزم ناو در آبهای ایارن اقدام به حمله به هواپیمای ایران کرد و بعد از آن آمریکا هیچ گاه حاضر به عذرخواهی از ایران نشد!
بعدها حادثه بمب گذاری در پرواز 103 لاکربی را نیز رسانههای غربی به موضوع ناو وینسنس و انتقام جویی ربط دادند.
در اواخر جنگ بین دو کشور، هر دو از لحاظ مهمات جنگی دچار کمبود شدند و حتی نیروهای هوایی هم نمیتوانیت نیروی زمینی را آن طور که باید حمایت کند. ارتش ایران از لحاظ تعداد نیرو و تجهیزات جنگی بسیار کمتر از عراقیها تا دندان مسلح بود ولی با این حال عراقیها موفقیت چندانی نداشتند.
از این رو عراقیها که از هیچ جنایتی رویگردان نبودند تصمیم گرفتند با هواپیمای جنگی شهرهای مسکونی به ویژه تهران را مورد حمله قرار دهند. شروع جنگ بین شهرها و بمباران هوایی 1985 بود. حملات هوایی عراقیها به قدری بی رحمانه بود کهحتی به قطارهای مسافربری و مدارس ایران نیز رحم نکردند و باعث به خاک و خون کشیدن صدها دانش آموز شدند. در فرودگاه شیراز به یک هواپیمای بوئینگ 737 که در حال تخلیه مسافر بود حمله هوایی شد. در برابر عملیات موفقیت آمیز کربلای 5 از سوی ایران،عراقیها در 226 سورتی پرواز به 65 شهر حمله هوایی کردند و هشت شهر را نیز توسط موشک مورد هدف قرار دادند تلفات شامل مرگ 65 دانش اموز در مدرسهای در بروجرد و تخریب خانهها و کشته شدن صدها فرد دیگر بود.
عراقیها در بی رحمی پا را فراتر گذاشته و شروع به استعمال سلاح شیمیایی بر ضد ایران کردند. از زمان جنگ جهانی دوم تا به حال در هیچ جنگی از سلاحهای شیمیایی استفاده نشده بود و به همین خاطر سازمان ملل عراق را به شدت محکوم کرد.
دولت عراق شروع به خرید سلاحهای مدرت و استفاده از نیروهای تازه نفس شد و سرانجام این جنگ در آگوست 1988 پس از هشت سال ویرانی و کشتن افراد بی گناه غیر نظامی با امضای آتش بس پایان یافت.
عراق در اوایل شروع جنگف تجهیزات نظامی و سلاح خود را از شوروی سابق تهیه کرد و سالهای بعد و اواسط جنگ از طریق فرانسه نیز خرید سلاح انجام داد.
کشورهای دیگری مانند چینف مصر، آلمان و ایتالیا نیز هم مهمات جنگی و هم مواد اولیه ساخت سلاح شیمیایی را در اختیار عراقیها گذاشتند، مهمترین نکته اینکه بار مالی این تجهیزات گرانبها از طریق عربستان و کویت تأمین میشد.
تنها کشورهایی که به ایران موشک اسکاد میفروختند سوریه و لیبی بودند. دیگر انواع موشک را ایران از طریق کره شمالی و جمهوری خلق چین تهیه میکرد.
هواپیمای مورد استفاده ایران شامل 4 F و 5 F و همچنین هلیکوپتر 1- AH کبری و جنگندههای 14 F تام کت بود. از آنجا که ایران مورد تحریم آمریکا بود قطعات مستهلک این هواپیماها نایاب بود. سوخت رسانی هوایی برای این جنگندهها از طریق بوئینگ 707 صورت میگرفت. عراق از سلاح هی شوروی و در اوایل جنگ استراتژی و روشن شوروری برای جنگ با ایران استفاده میکرد که در طول جنگ روش جنگی خود را ارتقا میداد. عراق از بمبهای توپولف 16- TU در بمباران هوایی استفاده میکرد و هواپیماهای مورد استفاده عراق میگ 21 و بعدها هواپیمای جنگنده سوخو 22- SU میراژهای 1F فرانسوی بود.
در دریا نیز از موشکهای Exocet برای انهدام کشتیهای نفت کش ایران استفاده کرد.
امروزه حمایت همه جانبه غرب در جنگ عراق بر ضد ایران بر هیچ کس پوشیده نیست. شوروی سابق، آلمان غربی، فرانسه و بسیاری از شرکتهای غربی و بریتانیا در تهیه مهمات غرب و به ویژه آمریکا با عراق بر ض ایران به خاطر احساس خطر آمریکا از سوی ایران بود چون ایران با سیاستهای آمریکا به شدت مخالفت میکرد.
علاوه بر این کمکهای نظامی به عراق، آمبولانس ضد گلوله و کامپیوترهای استراتژیک جنگی و. . . نی زارسال میشد.
به طور خلاصه میتوان گفت تمام شرکتهایی که به نحوی با آمریکا مرتبط بودند در جنگ ایران و عراق، عراق را حمایت کردند بعدعا معلوم شد که شعبه آتلانتیک بانک ایتالیایی BNL به پشتیبانی از مالیات دریافتی از مردم آمریکا وامهای کلانی به منظور خرید سلاح به عراق کمک کرده است.
مجله Financcial از سپتامبر 1989 به بعد طی چاپ 300 مقاله بانک BNL را به عناوین مختلف به خاطر مشارکت مالی در کمک به عراق برای ساخت سلاح کشتار جمعی کمک کرد. و این کمک رسانی تحت نظر خود دولت آمریکا صورت میگرفت.
در دسامبر 2002 طی بیانیهای در 1200 صفحه همکاری آمریکا در برنامه ساخت سلاحهای کشتار جمعی در عراق که شامل صدور مواد شیمیایی و عناصر بیولوژیکی ساخت بمبهای بیولوژیک بود منتشر شد.
نشریات دیگری چون Intelligencerjoumal در پنسیلوانیا Los Angeles Tims نیز موارد مشابهی را چاپ و از آن انتقاد کردند.
در ماه می1994 کمیته بانکداری سنای آمریکا اعلام کرد سلاحهای پاتوژنیک یا مولد بیماریف تاکسی ژنتیک یا سمی کشنده و دیگر سلاحهای بیولوژیک به عراق برده شده و تماما زیر نظر آمریکا بوده ولی مقدار آن برای حمله کم و ناچیز است و برای استفاده گجسترده نیاز به تکثیر دارد. بعدها در جستجوی بازرسان از عراق سلاحهای کشف شده و میکروارگانیسمهای موجود در قسمتهای سری و نظامی عراق با مواد صادره امریکا و دیگر کشورها به عراق همخوانی داشت. مجموعاض هشتاد و چهار کشور به عراق برای ساخت سلاحهای غیر متعارف کمک کردند.
دونالد ری (Donatd Riegle) رئیس سنای آمریکا اعلام کرد: در بررسیهای به عمل آمده توسط بازرسان سازمان ملل از عراق تمام تجهیزات تهیه و توزیع سلاح کشتار جمعی در عراق از همان نوع میباشد که آمریکا به عراق کمک کرده است.
سلاح کشتار جمعی
ایران با داشتن بیش از صد هزار قربانی جنگ در نتیجه کاربرد سلاح شیمیایی و بیولوژیکی بعد از ژاپن دومین قربانی سلاحهای کشتار جمعی است. البته این رقم تلفات به جز کشتهشدگان توسط دیگر سلاحها در جنگ هشت ساله ایران و عراق است.
گاز اعصاب به کار رفته در جنگ حدود 20 هزار سرباز ایرانی را از بین برد و از 90 هزار مجروح شیمیایی به جای مانده 5 هزار نفر هنوز به دنبال درمان هستند و هزار نفر در تخت بیمارستانها میباشند.
308 موشک عراق که به شهرهای مسکونی اصابت کرد 931/12 نفر مجروح بر جای گذاشت.
مساله دیگر این است که بعد از جنگ، هیچ کشور یا سازمان بینالمللی، عراق را به خاطر کاربرد سلاح شیمیایی مجازات نکرد و در حمله عراق به کویت، آمریکا تنها درصدد سرکوب صدام حسین برآمد و برای مجازات سربازان و نظامیان ارشدی که سلاح شیمیایی را بر ضد ایران به کار گرفتند هیچ عکسالعملی نشان نداد.
رشادتهایی که در جنگ انجام شد در جهان منعکس شد. از جمله پلهای انسانی بر روی میدان مین برای عبور دیگر سربازان.
سالهای بعد از اتمام جنگ
این جنگ به هر دو کشور خسارتهای جبرانناپذیری وارد کرد. در ایران خسارت زیادی به صادرات نفت وارد شد و یک و نیم میلیون نفر مجروح جنگی و بیش از 350 هزار میلیون دلار خسارت غیرانسانی وارد شد. خسارت مالی عراق تنها وامهایی بود که همدستان خود یعنی کویت دریافت کرده بود. البته تأسیسات پالایشگاهی هر دو طرف زیان بسیاری دید. زیان و خرابی انسان مالی این جنگ با جنگهای ویتنام و جمهوری دموکراتیک کنگو و جنگ کره قابل مقایسه است.
در نهم ماه دسامبر 1991 سازمان ملل طی گزارشی به شورای امنیت درباره جنگ ایران و عراق چنین نوشت که دلایل عنوان شده از سوی عراق برای به راه انداختن چنین تهاجمی کافی نیست. بنا به قوانین بینالمللی عراق نمیتواند جوابگوی این تهاجم خود باشد. به علاوه عراق نباید خاک ایران را تصاحب کند و اشغال کردن شهرهای ایران برخلاف قوانین بینالملل است. در انتها اشاره شده است که به کارگیری سلاحهای غیر متعارف شیمیایی و میکروبی بر ضد مردم بیپناه غیرنظامی عمل صحیحی نبوده است.