آرمین منتظری
چه کسی رئیسجمهور آینده روسیه خواهد شد؟ مارکسیست خواهد بود یا ملی گرا؟ دموکرات خواهد بود یا مستبد؟ اگرچه زمان برگزاری انتخابات آینده ریاست جمهوری روسیه ماه مارس 2008 است و تا آن تاریخ زمان بسیاری مانده، اما از وقتی که ولادیمیر پوتین اعلام کرده است که حتما خود را بازنشسته خواهد کرد، گمانه زنیها در مورد رئیسجمهور آینده روسیه، بحث داغ محافل سیاسی روسیه، در این روزها است. اما کماکان یک پرسش است که بیش از پرسشهای دیگر کنجکاوی مردم روسیه را بر میانگیزد؛ خود پوتین چه کسی را به عنوان جانشینش برخواهد گزید؟
با توجه به محبوبیت پوتین در میان مردم روسیه و حمایت همه جانبه رسانههای روسیه از او، به نظر میرسد کسی را که او برای جانشینی انتخاب کند به راحتی در انتخابات پیروز خواهد شد. شاید به همین دلیل بود که تصمیم ناگهانی پوتین برای ترمیم کابینه در 14 نوامبر 2005 به منزله شوکی بود که بر فضای سیاسی روسیه وارد شد. تصمیمات پوتین در طول مدت ریاست جمهوریاش این نظریه را قوت میبخشد که او در حال آماده کردن فضا برای انتخاب کسی است که رویه او را در قدرت ادامه دهد: «الکسی ماکارکین» یکی از تحلیلگران مرکز علوم سیاسی روسیه میگوید: نتیجه تصمیمات پویتن را در پیش زمینهای به نان «بحران2008» در انتخابات آینده روسیه خواهیم دید.
پوتین حتی اولین قدمها را در تعیین جانشین آینده خود، هر چند آزمایشی، برداشته است. تحولات رخ داده در ساختار دولت، نام و نفر را بیش از همه در معرض توجه قرار داده است. نخست، «دیمیتری مدودف» رئیس پیشین دفتر پوتین و دیگری «سرگئی ایوانف» وزیر دفاع کنونی روسیه. گمانه زنیها برای جانشینی این دو نفر از مدتها قبل در روسیه آغاز شده بود. نکته قابل توجه این است که مدودف در مسیر پیشرفت خود در کسب مقامهای دولتی به دستیابی پشت معاون اولی نخست وزیر روسیه چشم دوخته است . در نتیجه مدودف بروکرات در چشم مردم نیز مقام و منزلت بیشتری کس خواهد کرد و این خود، عامل مهمی درافزایش شانس او برای کسب مقام ریاست جمهوری است. «کریستوفر گرانویل» استراتژیست بانک سرمایهگذاری مسکو معتقد است که مدودف این شانس را دارد تا ثابت کند همانگونه که در عرصه مدیریت به خوبی عمل کرده است در عرصه سیاست نیز از تواناییهای بالایی برخوردار است. شکی نیست که مدودف خود را برای ریاست جمهوری آماده میکند. و این مسئله باعث اطمینان سرمایهگذارانی که نگران مداخلات دولتی و حکمفرمایی ناسیونالیسم اقتصادی در روسیه بودند، خواهد شد. یکی از استادان پیشین دانشگاه لنینگراد(سنت پتزبورگ فعلی) معتقد ایت که مدودف جزو آن دسته از لیبرالهای کرملین است که بر اقتصاد مبتنی بر بازار و برقراری روابط بیشتر با غرب اعتقاد فراوان دارد.
البته باید در نظر داشت که در هر صورت روسیه، روسیه است. ممکن است مدودف به عنوان یک مدیر میانهرو خمیر مایه کسب مقام ریاست جمهوری روسیه را نداشته باشد. در حالیکه او مسیر خود را در جهت مقام کسب بالای دولتی پی میگیرد، ولادیمیر پوتین، ایوانف را که افسر سابق کا گ ب بود ( از زمان پوتین تشکیلات کا گ ب به نام سیلوویکی معروف شد) به معاونت نخست وزیری ارتقا میدهد. اگر چه این مقام پایینتر از مقام مدودف است اما ایوانف از شانس بیشتری برای جانشینی پوتین برخوردار است چرا که او و پوتین از سال 1970 از زمانی که هر دو در «کا گ ب» کار میکردند یکدیگر را میشناسند. اگر چه شاید ترفیع مقام ایوانف را نتوان به عنوان یک زنگ خطر برای مدودف به حساب آورد، اما باید به خاطر داشته باشیم که او درباره چچن اقدامات نظامی بدون درنگ را بر مذاکرات سیاسی مقدم شمرد. حتی بارها و بارها نظرات محافظه کاران را تکرار کرد. برای مثال میتوان از درخواست او برای تغییر نام شهر «ولگاگراد» به «لنینگراد» نام برد. اما اگر بخواهیم ایوانف را با بعضی از سران «سیلوویکی» (کا گ ب سابق) در کرملین مقایسه کنیم، باید اذعان کنیم که ایوانف بسیار میانهروتر بوده و از جمله منطقیترین افراد در «سیلوویکی» به شمار میرفته است. اوبا استفاده از مهارتهای دیپلماتیک خود، غرب را به گفتو گو متقابل فراخوانده است. «آلکساندر رهر» از متخصصین امور روسیه در مجلس آلمان که در زمینه روابط خارجی فعالیت میکند میگوید: ایوانف را نمیتوان جزو آن دسته از کمونیستهایی به حساب آورد که با دنیای مدرن بیگانهاند. او فردی اهل مدارا است و از تندروی بیش از حد پرهیز میکند. به علاوه علاقه زیادی به گسترش روابط با غرب دارد. با تمام این تفاصیل باز هم به نظر میرسد که مدودف از موقعیت بهتری نسبت به ایوانف برای تصاحب مقام ریاست جمهوری روسیه برخوردار است. تحلیلگران معتقدند مسئولیت مدودف در اجرایی کردن مصرف هزینههای عمومی که کاخ کرملین آن را تا سقف 3 بیلیون دلار افزایش داده است، نقش موثری در پیروزی انتخاباتی او ایفا خواهد کرد. کرملین این مبلغ را به جهت بدست آوردن پشتیبانی مردمی از انتخابات آینده روسیه در نظر گرفته است. انتخابات مدودف برای چنین پست سیاسی مهمی، این اندیشه را تقویت میکند که دیر یا زود او به مقام نخست وزیری خواهد رسید. و مسلم است که بدست آوردن نخست وزیری روسیه نیز به معنای سکوی پرتابی برای پیروزی در انتخابات روسیه به شمار میرود. «میخائیل فدراکف» نخست وزیر کنونی روسیه به هیچ وجه در حد و اندازههای نخست وزیری روسیه نیست. تا آنجا که پوتین تمایل زیادی به تعویض او تا قبل از انتخابات 2008 دارد. با این همه حتی اگر مدودف در انتخابات پیروز شود بازهم معلوم نیست که اعتبار اصلاح طلب بودن او در عمل چه نتیجهای در برداشته باشد. زمانی که مدودف رئیش دفتر پوتین بود، با وفاداری کامل سیاستهای انحصار طلبانه دولتی پوتین را پشتیبانی میکرد. برای مثال میتوان از نابودی کمپانی خصوص نفتی «یاکوز» نام برد که به بهانه عدم اقبال سرمایهگذاران روسی بسته شد. «ماکارکین» میگوید: مدودف نه یک لیبرال است و نه یک محافظه کار. او یک مصلحت اندیش واقع گراست. در عین حال فردی است با اندیشههای مدرن که تجربیات فراوانی در اقتصاد بازار دارد. «همانند پوتین، مدودف نیز به روسیهای مستقل با نظام سیاسی پایدار معتقد است» بدیهی است که روسیهای اینچنین، بستر مناسبی برای برنامههای اقتصادی مدودف خواهد بود.
با همه این تفاصیل نباید از یک مسئله غفلت کنیم و آن این است که مدودف وایوانف به هیچ وجه تنها کانیداهای ریاست جمهوری نیستند. پوتین گزینه دیگری را نیز مدنظر قرار داده است. «سرگئی سوباینین» فرماندار سابق منطقه نفتخیز «تایومن» یکی از رقیبان انتخاباتی مدودف و ایوانف خواهد بود. پوتین پیش از این «سوباینین» را که تقریباً نامی گمنام بود و به سمت ریاست دفتر ریاست جمهوری که قبل از او مدودف عهدهدار این سمت بود، برگزید. این مدیر لای و کارآمد هیچ گونه ارتباط و وابستگی با گروههای فعال در کرملین ندارد. اما به عنوان یکی از کسانی شناخته میشود که وفادارانه حامی تصمیمات پوتین در مرکزیت دادن قدرت بوده است. به هر حال هرکسی را که پوتین به عنوان رئیس جمهور آینده غسل تعمید دهد، باز هم نمیتوان ار زیسک بالای مدل مرسوم کرملین در انتخابات رئیس جمهور چشم پوشید. کرملین بدون هیچ تردیدی معتقد است هرکسی را که به عنوان کاندیدا به مردم معرفی کند؛ از سوی آنها مورد قبول واقع میشود. درست مانند روند انتخاباتی ولادیمیر پوتین در سال 2000، در آن سال پوتین به ناگهان از آستین کرملین بیرون آمد و با اختلاف بسیار زیاد از تمام رقبایش، پیروز شد. اما تا آن زمان معلوم نیست که آیا مدودف یا هر کدام از کاندیدهای دیگر، شرایط لازم را برای جلب اعتماد افکار عمومی روسیه دارا باشند یا خیر. به هر حال، دست پوتین باز است. اگر گزینه «یک» جواب ندهد کسی چه میداند که رئیس جمهور رازپوش روسیه چه کسی را در آستین دارد.