نصر عزیزی / عضو شورای مرکزی حزب موتلفه اسلامی
همگرایی و انسجام در درون جمعیت متشکل با جریانهای فکری نزدیک به هم آنگاه سخت و نشدنی است، که معیارهای انسجام ضعیف و متزلزل باشند. معیارها معمولا تابعی از مبانی اعتقادی و اندیشهای هستند که آن جمع به آن مبانی معتقد و مقید باشد. هر چه اعتقاد و اعتماد به نفس دینی کمتر باشد، معیارها هم متزلزلتر و ناپایدارتر خواهند بود. وقتی فردی عزم و اراده نماید در حوزه اعتقادی و اندیشهای خود را تقویت نماید، احتمال توفیقاش با ملاحظه همه یا بخشی از سایر شرایط زیاد است ولی وقتی گروهی بنا داشته باشند از بهرههای اعتقادی خویش معیارهای کاربردی در عرصه اجتماعی و فعالیتهای گروهی و سیاسی و مدیریتی و اقتصادی تربیتی و اتحاد و همدلی و هدایت افکار عمومی را استفاده نموده و جاذبه ایجاد نمایند، شاید کار مشکلی باشد ولی تجربه تاریخی نشان داده آنجا که ایمان، اعتقاد، تقوا، صداقت، راستگویی، اخلاص و اعتماد به همدیگر در کارهای اجتماعی و گروهی حاکم باشد، توفیق قطعی بوده و عامه مردم هم متاثر شدهاند مگر اینکه موانع و محدودیتهایی از ناحیه حکومتها بوجود آمده باشد.
بنابراین میتوان گفت آنها که بدنبال انسجام جریانها و گروههای یک هستند باید قطعا با معیارهای از این سنخ به مسیر خود ادامه بدهند.
برخی نیز انسجام و اتحاد خوسش را در اختلاف و فرو پاشی جبهه مقابل و یا رقبای سیاسی اجتماعی میدانند و با این دیدگاه به فعالیت میپردازند صرف نظر از باطل بودن و ناپایدار بودن برخی از جبهه بندیهای موسوم که بعضی از آنها مسیری جدا از مسیر ملت برای فعالیت سیاسی خویش انتخاب کرده اند اگر بپذیریم جریانی رو به باطل مطلق و جریا نی درجهت احقاق حقوق قرار دارند تدبیر درپراکنده نمودن جبهه باطل مذموم نیست ولی شرط اشای است که دراتحاد و اتفاق جبهه خودی از معیارهای دینی و معنوی عدول نشود و از معیارهای معمول و مرسوم دررویکرد احزاب و جریا نهای غربی اجتناب ورزیده شود.
واقعیتای است برخی از اظهار نظرها و دیدگاهها یرایج در جامعه علیه احزاب و جریانهای سیاسی منهای آنها که غرض سیاسی و به نوعی مخالفت با نظام جمهوری اسلامی منسجم دارند ناشی از صداقت و یا حساسیت نسبت به معیارهای دینی و الهی و یا عدم شناخت کامل جریانها یاتمرکز و تاکید صف روی عمل و کارنامه بعضی از احزاب و یا عدم اطلاع از میزان تقیدات و تعهدات درونی آنها نسبت به نظام و مردم میباشد.
در ماههای اخیر جرنانی که به دلیل عملکرد گذشته اش درمناصب حکومت نتوانسته اندرضایت مردم را جلب نمایند و یا موجبات نارضایتی آنها را بوجود آورده به دلایل مختلف نه تنها در انتخابات ریاست جمهوری بلکه دراناهابات قبل از آن موفق نگردید شیوه ناپسندی را درمقابله با دولت آقای احمدی نژاد بطور خاص و جریان اصولگرا بطور عام برگزیدند که مهمترین دستاورد آن اختلاف و تفرقه و مایوس نمودن مردم از حکومت و دولت و نظام میباشد. مهمترین اهدافی که توسط این جریان از اختلاف افکنیها دنبال میشود بشرح زیر است:
1- مشکلات را بزرگ جلوه دهند و همه مشکلات را متوجه دولت آقای احمدی نژاد میدانند.
2- بر ضعفها و عدم توفیقهای خویش درسالهای گذشته سر پوش بگذارند
3- از آنجایی که توفیقات دولت و عمران و آبادانی و رفع معضلات اقتصادی و اجتماعی تا حدود زیادی به همکاری و هماهنگی همه اصولگرایان بستگی دارد تلاش میکنند این همبستگی و اتحاد دوام نداشته باشد.
4- انتقادهای درون جریان را بین مجلس و دولت و احزاب اصولگرا یا دولت و مجلس به خصومت دشمنی تبدیل نمایند و حداقل اینکه درصورت عدم توفیق به اینصورت جلوه دهند.
5- به زعم خویش بر افکار عمومی اثر میگذارند و میتوانند افکار عمومی را برای جذب رای درانتخابات آینده شوراها و......... مهیا سازند.
6- القائاتی که درخصوص انتخابات خبرگان میشود به نحوی در این راستا بوده و انگیزههای سیاسی را برای این نوع تفرقه تقویت میکنند.
7- با بهره برداری از برخی تفرقه اندازیها و با انتقادهای حساس به طرفداران خویش روحیه و امید داده و با این بهانهها انسجام تشکیلا تی ازهم پاشیده خودرا بوجود آورند.
8- با توجه به حضور نفوذها و یا استحاله شدهها و یا کسانی که ماموریتهای برون مرزی دارند تفرقه اندازی بعنوان یک راهبرد کار سیاسی تلقی میشود.
با این اهداف جریان اصولگرا باید هوشیاری خودرا حفظ و اتحاد و برادری و وظیفه شناسی را تقویت خود انتقادی سازنده را تداوم و از نصیحتهای برادرانه به دولت آقای احمدی نژاد کار و تلاش مجدانه و تحقق شعارهای عدالت گرایانه انتخاباتی است که همین امر هم اتحاد اصولگرایان را حفظ میکند و هم صف جریان نفوذی را از جریان اصلاح طلبها جدا میکند و هم با جلب رضایت مردم افکار عمومی را به همراه خواهد داشت.