دکتر محمدجواد حیدری کاشانی
قانونیابی و قانونگرایی
هم در جامعه علوی و هم امروز علم به دین و قوانین و اهداف آن شرط اول گزینش نیروهاست. از نهجالبلاغه به خوبی استفاده میشود که قانونیابی و قانونگرایی افراد جامعه یکی از ملاکهای گزینش به عنوان کارگزار نظام اسلامی به شمار میآید. زیرا قانونگذاری و قانونمندی از ضروریترین مسایل حکومتی در عضویابی است، تدوین قانون موجب ایجاد عدالت، نظم و ا نضباط، خوش بینی و شادابی و شور و حرکت و پویایی در زندگی فردی و اجتماعی مردم میگردد و قانون گریزی و قانون ستیزی باعث هرج و مرج و اختلال نظام در جوامع بشری میگردد. قوانین هر جامعهای بر اساس باورهای اعتقادی، دینی و فرهنگی، اجتماعی آن، تدوین میشود مثلاً در جامعه اسلامی، قوانین بر اساس قرآن و سنت و عقل وضع شده و گزارههای قانونی در اسلام گزارههای خرد پذیر هستند نه خردگریز و نه خودستیز.
قانونگرایی در گزینش فرشتگان
خداوند به عنوان نخستین قانونگذار در امر گزینش کارگزاران نظام آفرینش در عالیترین سطوح، قانون عدل را رعایت کرده و از گزینش مستکبران و گناه کاران و مجرمان اجتناب نموده است. حضرت امیرمؤمنان در این باره میفرماید: سپس به آن (عزت و کبریا، النحصاری خویش) فرشتگان مقرب خود را آزمود تا فروتنان ایشان، از متکبران جدا شوند و خدای سبحان که دا نای رازهای نهانی دلها و فرو پوشیدههای غیبتهاست فرمود: من انسانی از خاک میآفرینم پس هر زمان که به هنجار و موزونش ساختم و در او از روح خود دمیدم، همه برای او سجده کنید! پس فرشتگان همگی سجده کردند به جز ابلیس که تعصب او را گرفت و با تکیه بر آفرینش خود بر آدم فخر فروخت و به خاطر برتر دانستن نژادش بر او تعصب ورزید.(1)
بر اساس این سخن گوهربار مولا علی (ع) ، تصفیه و آزمایش بر محور «منزدایی» از عالیترین سطحهای گزینش است. زیرا فساد همواره از بالا هدایت میکند و گلآلود شدن آب زلال باید از سرچشمه، چاره گردد.
اگر در میان فرشتگان مقرب الهی که به اذن پروردگارشان، کارگزاران نظام الهی اند و در شعاعی بسیار وسیع تأثیر گذارند، تصفیه و آزمایش ضرورت دارد، در سطحهای پایین تر هم حاکمیت خط عبودیت ضروری دارد زیرا با زمزمه منیت و روحیه استکباری توسط کارگزاران نظام اسلامی چگونه میتوان، شاهد برقراری عدالت در عرصههای مختلف فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و نظامی بود.
گزینش و برخورد اصولی با فساد
از آنچه گذشت به خوبی نتیجه میگیریم: برخورد اصولی با فساد در امر گزینش، برخوردی است قاطع و ریشهای با توجه به کانون اصلی آن یعنی «کبرومنیت و روحیه استکباری».
نقطه شروع برخورد با فساد در گزینش کارگزاران را باید در عالیترین سطوح قرار داد زیرا اگر آنان تصفیه شدند و ملاکهای گزینش مطلوب آرمانی را دارا بودند، ماجرای خط بازیهای و باندسازیها و صف آراییها و موضع گیریهای نا مقدس و تعصب آلود و گردآمدن در باندها و گروهها و شاخههای فرعی در نظام اسلامی، ختم میگردد و ضمن آن اخوت اسلامی و صمیمیت انقلابی و همدلیها و همراهیها و امنیت داخلی، جایگزین تکالبها و تکادمهای مرئی و نامرئی میگردد.
تصفیه ضد استکباری در اولین گزینش و پاکسازی الهی در عالیترین سطوح بیانگر ضرورت سازمان گزینش حدوثی و بقایی در تمامی سطوح مدیریت و نظام کارگزاران است.
این دو واژه نامأنوسف بار فرهنگی سنگینی دارد به همین جهت ترویج آن به لحاظ فرهنگی و در روند اصالتهای فرهنگ اسلامی، ضرورت دارد هر دو واژه «تکالب و تکاذم» به معنای ستیز و درگیری مادی گرایانه دنیا پرستان است با این تفاوت که:
قانونگرایی در گزینش پیامبران
خداوند متعال در گزینش پیامبران بر قانون عبودیت و پای بندی به عهد و پیمان فطری تکیه کرد و از گزینش افراد غیر متعهد و غیر متخصص در مسائل انسانی و دینی اجتناب کرد. حضرت امیر مؤمنان میفرماید: «و اصطفی سبحانه من ولده انبیاء اخذ علی الوحی میثاقهم و علی تبلیغ الرساله امانتهم لما بدل اکثر خلق عهد الله الیهم فجعلوا حقه و اتخذوا الا فداد معه و افثالتهم الشیاطین»
«تکالب» آن نوع ستیزی است که از نوعی حرص و درندگی پست منشأ میگیرد و در آن لاشهای محور و موضوع نزاع اشت به گونهای که سگان را پیرامون مردارها میبینیم در حالی که «تکاذم» از آن نوع درگیری حکایت دارد که در میان بی خردان اتفاق میافتد به آن گونه که در گله خران؛ در ضمن آن به هم پریدن و از گاز گرفتن یکدیگر مشاهده میگردد که هیچ توجیهی جز نادانی و بلاحت ندارد.(2) عن معرفته و اقتطعتهم عن عبادته مبعث فیهم رسله و واتر الیهم انبیاء لیستأدوهم میثاق فطرته و یذکروهم منیتی نعمته و محتجوا علیهم بالتبلیغ و یثیروا لهم دفائن العقول.(3)
آری پس از آن که حضرت آدم در دنیا مسکن گرفت و از او فرزندان و فرزندزادگان به وجود آمد خداوند متعال از میان اولاد آدم پیامبرانی گزینش کرد و بر وحی و تبلیغ رسالت، عهد و پیمان گرفت تا در ارائه و پای بندی به قوانین الهی کوتاهی نکنند (چنان که در قرآن کریم میفرماید : یاد کن هنگامی را که از پیامبران و از تو عهد و پیمان بر وحی و تبلیغ رسالت گرفتیم و همچنین از نوح و ابراهیم و موسی و عیسی بن مریم و پیمان محکم از آنان گرفتیم) در وقتی که بیشتر مردم عهد و پیمان و قانون الهی را که فطری آنان بود شکستند و به حق دو نادان شدند و برای خدا مانندها و شریکها ساختند و شیاطین آنان را از معرفت خدا منصرف نمودند و ایشان را از پرستش او بازداشتند پس خداوند متعال پیامبران خود را در بین مردم برانگیخت و آنان را پی درپی فرستاد تا عهد و پیمان خداوند که فطری آنان بود، طلب کنند و به نعمت فراموش شده (توحید فطری) یادآوریشان نمایند و از راه تبلیغ با ایشان گفت و گو نمایند و عقلهای پنهان شده در غبار کفر را بیرون آورده بکار اندازند.
قانونگرایی پیامبر و علی(ع) و گزینش
یکی از معیارهای گزینش در حکومت اسلامی و نظام علوی قانون گرایی است. اگر پیامبر اکرم از حرف خدا برای رسالت گزینش میشود و اگر حضرت امیر به خلافت و ولایت مطلقه نایل میگردد، بدیهی است اگر رهبران جامعه و کارگزاران نظام اسلامی خود گرایش به قانون نداشته باشند در امر گزینش و بقاء آن دچار مشکل میگردند. در این جا داستانهای فراوانی در پای بندی رسول اکرم (ص) و امیرالمؤمنان به قانون وجود دارد که به دو نمونه آن اشاره میکنیم:
الف: پیامبر اکرم در نخستین روزهای زندگی خود بر فراز منبر رفت و فرمود: هرکس حقی بر من دارد استیفا کند من طاقت آتش جهنم را ندارم مردی به نام «سواره بن قیس» برخاست و گفت: یا رسولالله در بازگشت از طائف خواستی مرکبت را تازیا نه بزنی ولی ضربه بر شکم من فرودآمد حال میخواهم قصاص کنم... پیامبر اسلام که الگوی گزینش الهی در عالی ترین سطوح مدیریت نظام اسلامی است پیراهن خود را بالا زد و آماده اجرای قانون الهی (قصاص) شد. سواده صورتش را نزدیک آورد و بر شکم آن حضرت بوسه زد و حضرت را (به دلیل قانونمندی) عفو نمود...(4).
ب: علی ِ(ع) در زمان حکومتش از فردی غیرمسلمان که در ذمه اسلام به سر میبرد شکایت کرد زیرا وی زره حضرت را دزدیده بود هر دو به دادگاه احضار شدند و چون علی شاهد و بینّهای نداشت، دادگاه حق را به فرد ذمیّ داد و امام در مقابل حکم دادگاه تسلیم شد...(5).
امام راحل نیز با اشاره به قانون گرایی به عنوان یکی از معیارهای مهم گزینش کارگزاران نظام اسلامی میفرماید:« اسلام برای برقراری قانون آمده است و پیغمبر اسلام و ائمه اسلام و خلفای اسلام تمام در برابر قانون خاضع بوده اند و تسلیم قانون بوده اند».(6)
سعدی (رح) در این باره میگوید:
«اگر زباغ رعیت ملک خورد سیبی
برآورند غلامان او درخت از پای»
ملای رومی نیز میگوید:
«خوی شاهان در رعیت جا کند
چرخ اخضر را اخضر کند»
بنابراین با الهام از نظام علوی به این نتیجه میرسیم «اگر میخواهیم قوانین الهی به خوبی حفظ و اجرا گردد و عدالت در عرصههای مختلف نظام پیاده شود(9) و بیتالمال مسلمین به غارت و یغما نرود(10) و پاسداری از سنتهای به خوبی ایفا گردد(11) و قانونمداری در عرصههای مختلف اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی و در مساحتهای مختلف نظامِ، اعمال گردد باید در امر گزینش و انتخاب کارگزاران به عنصر قانونگرایی و قانونمندی، توجه شایان داشته باشیم».
قانوندانی در کارگزاران نظام اسلامی
لازمه قانون گرایی، علم و آگاهی به قوانین الهی است. بنابراین لازمه حکومت اسلامی و کارگزاران آن در سطوح عالی قضایی نسبت به قوانین و مقررات اسلامی و مجموعه احکام شرعی متخصص باشد، در اصطلاح فقهی عالم و متخصص بر احکام شرع و قوانین الهی «فقیه» نامیده میشود و با همین جهت است که ولایت فقیه در اداره و زمامداری حکومت اسلامی مطرح میشود. امام خمینی میفرماید: «چون حکومت اسلام، حکومت قانون است، برای زمامدار علم به قوانین لازم میباشد».(12)
قانونگرایی و گزینش کارگزاران
از دیدگاه اسلام کارگزاران با رعایت قانون و بر اساس میزان پایبندی به قوانین گزینش میگردند چنان که رسول خدا (ص) کارگزاران خود را بر اساس اصول و ارزشهای اسلام و به میزان پایبندی به قوانین الهی، گزینش میکرد. گزینش « اسامه بن زید» به فرماندهی جنگ در راستای روحیه قانون مندی و پایبندیاش به سخنان پیامبر اسلام(ص) و آیات قرآن و توجه به اخلاق صورت میگیرد و عزل و نصبهای نظام علوی توسط امیر مؤمنان(ع) بر اساس کفایت و لیاقت و پای بندی به اصول و ارزشها توجیه میگردد نه بر اساس روابط و جناحهای سیاسی و مصلحتاندیشیهای عادی، چنان که عزل معاویه از حکومت شام بر همین اساس صورت گرفت» ووقتی برخی از سیاستمداران قانون ستیز همانند «مغیره بن شعبه» از علی(ع) تقاضا کردند که معاویه را عزل نکند و او را بر حکومت شام ابقاء نماید؛ حضرت فرمود: «والله لا اشتعمل معاویه یوهین» (13) به خدا سوگند من برای دو روز هم معاویه را در منصبش وا نمیگذارم.
تدین و دینباوری
یکی از معیارهای گزینش در نظام علوی تدین و دینباوری است زیرا دینداری و دینباوری حاکمان و کارگزاران نظام اسلامی تأثیر شگرفی در اصلاح جامعه و دین محوری و دین باوری مردم دارد به همین جهت کارگزاران نظام علوی در عالی ترین سطح تدینّ و دین باوری بودند، مالک اشتر، محمد بن ابی بکر، عمر بن ابی و اگر تخلفی از برخی مانند عثمان بن خیز ا نصاری صادر میشد سخت برخورد میکرد. در روایت آمده است:« الناس علی دین ملوکهم» یعنی شباهت مردم به حاکمان بیشتر است از شباهت ایشان به زمانشان غزالی با استفاده از کلام امام علی(ع) و با استفاده از سیره عملی ایشان ضمن تأکید بر نقش تدینّ و دین باوری در گزینش کارگزاران مینویسد:« نیکوترین چیزی که پادشاه را بباید، دین درست است، زیرا که دین و پادشاهی چون دوبرادرند از یک شکم مادر آمده؛ باید که تیمار دارنده مهم در کار دین بود.گزارنده فرایض به وقت خویش و از هوا و بدئت و شبهتها و ناشایست و آن چه در شریعت نقصان آورد، دور باشد و اگر بشنود که اندر ولایت او کسی متهم و بد دین است بیاوردش و تهدید نمایدش تا توبه کند یا عقوبت کند یا نفی کندش از ولایت خویش، تا مملکت او پاکیزه بود از اهل هوا و بدعت و اسلام عزیز باشد و ثغرها آبادان دارد به فرستادن سپاه و لشکر و عزّ اسلام جوید و سنت پیامبر تازه دارد نا بدان محمود باشد نزدیک خلق و نزدیک دشمنان با هیبت بود و قدر و منزلت او بزرگ شود به نزد دوست و دشمن.(14)
از دیدگاه حضرت امیر(ع) فرمان خدا را تنها کسی میتواند اجرا کند که در برابر هوی و هوس سازشکار نباشد و به روش اهل باطل عمل نکند و پیرو فرمان طمع نگردد: ال یقیم امر الله سبحانه الامر لا یصانع و لا یضارع و لا یتبع المطامع»(15) آنکه اهل مصانعه و سازش و مدارا کردن در حق و ساخت و پاخت نمودن است نمی تواند امر خدا را بر پا دارد و آن که اهل رضا و همرنگی با اهل باطل است چگونه میتواند امر خدا را بر پا دارد. آری صلاح و فساد جامعه به صلاح و کار فساد کارگزاران و نحوه گزینش آنان ارتباط دارد. غزالی با استفاده از کلمات نورانی علی(ع) بر این باور است که پارسایی مردمان از نیکو سیرتی ملک بود، ملک باید که به کار رعیت از اندک و بسیار نظر کند و به بد کردن ایشان هم داستان نباشد و نیکو را گرامی دارد و به نیک کرداری پاداش دهد و بد کردار را از بدی باز دارد و به بد کرداری ایشان را عقوبت کند و محابا نکند تا مردمان به نیکویی رغبت کنند و از بدی پرهیز کنند. حضرت امیر (ع) در این باره میفرماید:« و لا یکونن المحسن و المشی عندک بمنزله سواد فان ذلک تذهیداً الاهل الاحسان فی الاحسان و تدریباً لا هل الاساه علی الامناءه و الزم کلامه»(16) آری اگر پادشاه با سیاست نبود و بد کردار را رها کند، کار او با کار ایشان تباه شود و حکیمان گفته اند خوی رعیت از خوی ملک زاید که مردم عامه تنگ چشم و بد کردار از ملوک شوند، از آن که خوی ایشان گیرند.(17)
غزالی به برخی از نمونههای عینی کارگزاران و نقش آنان در شقاوت و هلاکت یا فلاح و رستگاری فرد و جامعه اشاره میکند و میگوید : نبینی که اندر تاریخ بیاورند که ولید بن عبدالملک خلیفه بود و همت او همه آبادانی کردن بود و همت سلیمان بن عبدالملک بسیار خوردن و آرزوی راندن و همت عمربن عبدالعزیز عبادت کردن بود و محمدبن علی بن الفضل گفت : من هرگز ندانستم که کار خلق با کارسلطان زمانه پیوسته است، تا دیدم به روزگار سلیمان بن عبدالملک همت مردمان به خوش خوردن بود و یکدیگران را گفتند تو چه خوردهای و چه پختهای و به روزگار عمربن عبدالعزیز همت مردمان عبادت کردن بود و قرآن خواندن و صدقه دادن و کارهای خیرک در کردن تا بدانی که به هر روزگار مردم رغبت آن کنند که سلطان ایشان کند از بد کردن و بد گفتن و آرزو و کام راندن.(18)
حسن بصری نیز بر نقش تدینّ و دین باوری کارگزاران در دین داری مردم تأکید نمود و ضمن اشاره به ملاکهای گزینش کارگزاران مینویسد: « هر پادشاهی که دین را بزرگ دارد، رعیت اورا بزرگ دارند»(19) به همین جهت حضرت امیر با مالک اشتر میفرماید: در کارهای کارگزارانت اندیشه کن و چون آنان را از نظر دیانت و راستی و دستی نیازمودهای به کاری مگمار و سوابق دین و خانوادگی و گرایشهای دینی آنان را بررسی کن و پس از آزمایش کامل آنان را برگزین.(20)
پندپذیری و خیرخواهی
صفت پند پذیری و خیرخواهی در وجود آدمی یکی از فضایل اخلاقی به شمار میآید که در پرتو آن انسان موفق به رشد و تکامل و جلب رضایت خدا و خوشنودی اولیاء الهی میگردد. حضرت امیر ( ع) در ابلاغ ویژه خویش به مالک اشتر میفرماید: « فوّل من جنودک انصحهم فی نفسک لله و رسوله و لامامک» (21) در گزینش سپاهیانت سعی کن افرادی را که برای بدست آوردن رضا و خشنودی خدا و رسول او و امام خیر خواه تریا پند پذیرنده تر هستند انتخاب کنی، چرا که هر کس از این صفت محروم باشد به استبداد و استکباز منتهی میگردد. پاکدلی : یکی از صفات دیگری که در عهدنامه حضرت امیر به مالک اشتر به عنوان معیار اساسی در گزینش کارگزاران مطرح میگردد صفت پاکدلی است که در پرتو آن درستی کردار و راستی گفتار و تعادل افکار و نیات و توازن رویکردها و عملکردها توجیه میگردد.
ازمنظر حضرت امیر یه تنها پاکدلی به عنوان یک معیاربرجسته مطرح میگردد بلکه به مالک اشتر دستور داده میشود تا ضمن پژوهشی دقیق و عمیق، تلاش نماید تا پاکدل ترین افراد گزینش شوند « فوّل من جنودک ..... انقاهم جیباً » (22) از سپاهیانت برگمار پاکدلتررا.
بردباری
حلم و بردباری در انسان، ظرفیت نقدشنوی و نقدپذیری و دقت در گفتار مخالفان ، پرهیز از اقدام سریع و پایداری در برابر خشم و غضب را، ایجاد میکند به همین جهت این صفت به عنوان یکی از معیارهای گزینش کارگزاران در سخنان حضرت امیر (ع) مطرح بوده است:«ای مالک در گزینش کارگزارانت سعی کن از بردبارترین انسانها استفاده کنی، کسانی که دیر به خشم آیند و زود عذر گناهکار بپذیرند و به زیردستان مهربان بوده و بر زورمندان سختگیری و گردن فرازی نمیند، آنان که درشتی او را از جا نکند و نرمی او را در انجام کار، بازندارد».
از این فرمایش اخیر حضرت که در بالا نقل شد به ترتیب سه ویژگی زیر نیز به عنوان معیار گزینش کارگزاران مطرح میشود:
الف- خردمندی و تعادل: حلم و دیر به خشم آمدن و پذیرش عذرگنه کار بیانگر میزان بالای عقل و خرد آدمی است که تعادل روحی و روانی او را در پی دارد.
ب- مهربانی: رأفت و رحمت به خصوص در برابر مستمندان و بینوایان و زیردستان نیز از ضروریات اخلاقی گزینش کارگزار به حساب میآید.
ج- شهامت و قاطعیت: سختگیری بر زورمندان و پایداری در برابر سختیها و استواری در انجام کار در عین نرمخویی از معیارهای دیگر گزینش است.
خانوادههای شریف و خوشنام
شرافت و خوشنامی خانوادگی نیز از جمله مواردی است که باید حاکم اسلامی منتسب باشد چنان که امیرالمؤمنین (ع) میفرماید: «ای مالک برای گزینش کارگزاران به دنبال کسانی باش که از خانوادههای شریف و خوشنام و از اصالت خانوادگی و خانههای صالح برخوردارند».
سوابق نیکو
حاکم باید در امر گزینش بدنبال کسانی باشد که از سوابق درخشان نیکو مانند خدمت به خلق و پیروی از خالق برخوردارند و از محکومیت کیفری و سوابق اخلاقی، پاکند. « والسوابق الجنه» حضرت به کارگزاران یادآور میگردد که ارتباط با دانشمندان و گفت وگو با حکیمان و درست کرداران و برادری با نیروها و روحیه احسان و نیکوکاری در انسان و اهتمام به مستضعفان و عدم مداهنه و سازش با ظالمان یسز از معیارهای ارزشی برای پذیرش کارگزاران میباشد زیرا حضرت امیر(ع) به این ارزشها امر میفرماید: « و اکثر مدارسه العلماء و مناقثه الحکماء..... ولیکن الله روؤس جندک عندک من واساهم فی معوفته و افضل علیهم من جنته» و از این امر امام(ع) میتوان هم معیار ارزشی برای عضو یابی را استفاده کرد و هم معیار ارزشی برای عضو سازی و هم معیار ارزشی برای عضوسنجی در حین کار. امید است که خداوند توفیق درک معرفت و انجام وظیفه را عنایت فرماید.
معیارهای سلبی در گزینش کارگزاران
کارگزار نظام اسلامی از صفات زیر باید منزه باشد :
1. بخل
2. جهل و نادانی
3. ظلم و ستمکاری
4. ترس و بزدلی
5. رشوه خواری
6. بی بندو باری نسبت به قوانین الهی و سنتهای دینی.
حضرت امیرمؤمنان (ع) ضمن تأکید بر شایسته سالاری در گزینش کارگزاران نظام اسلامی به تحلیل صفات منفی پرداخته، در نهج البلاغه میفرماید: « لا ینبغی ان یکون الوالی علما الفروج و الدماء و المغافم و الاحکام و امامه المسلمین النجیل فتکون فی اموالهم تهمته و لا الجاهل ضضلمهم بجهله و لا الی فی یقطعهم بجفائه و لا الخائف للدول فیتخذ قوماً دون قوم و لاالمرتشی فی الحکم فیذهب بالحقوق و یقف بها دون المقاطع و لاالمعطل للسنه فیهلک الامه، ( 23) زمامداری که بر جان و مال و ناموس مسلمانان مسلط میشود و اجرای احکام الهی و رهبری مسلمانان را به عهده میگیرد، سزاوار نیست که بخیل و نادان، ستم کار و بزدل و رشوه خوار و واگذارنده سنت پیامبر (ص) باشد زیرا بخیل نسبت به اموال مردم طمع میورزد و آنها را عادت میکند.
نادان به سبب جهل خویش، مردمان را به گمراهی میکشاند، ستمکار با ستمگری خود موجب کشتار مردم میشود. بزدل [به جهت ضعف نفس] گروهی را بر گروهی دیگر، بیجهت ترجیح میدهد. رشوهخوار، حقوق مردم را پایمال کرده از بین میبرد و بالاخره آن کس که سنت پیامبر(ص) را معطل میگذارد، سبب هلاک امت میشود». گرچه این روایت مربوط به والی و زمامدار یعنی عالیترین سطح نظام اسلامی است اما با توجه به این که ولایت و ریاست و زمامداری امور مردم مقول به تشکیک است و با توجه به استدلال عقلی امام علی(ع) نسبت به نقش منفی این صفات (بخل، نادانی، ستمکاری، بزدلی، رشوهخواری) در اداره امور مردم، میتوان چنین استنباط کرد که کارگزاران نظام اسلامی در تمامی سطوح باید از این صفات منفی منزهّ باشد در غیر اینصورت، پیامدهای وخیمی که در کلام نورانی امام(ع) اشاره شد به طور نسبی، پیش خواهد آمد.
طبق مهمترین سفارشات امام علی(ع) به کارگزاران نظام اسلامی در علوی چه در ساحت عضویابی و چه در ساحت عضوسازی و چه در ساحت عضوگیری (پذیرش، گزینش، انتصاب برای تصدی شغل) و چه در ساحت عضو سنجی (ارزیابی حین کار) باید به منش فردی و اجتماعی اشخاص توجه میشد. به همین جهت در گزینش کارگزاران نظام اسلامی در ساحتهای گوناگون باید به ویژگیهای اخلاقی و منش اجتماعی توجه کرد. مهمترین ویژگیهای اخلاقی و صفات کارگزاران اسلامی که در گزینش باید مورد دقت قرار گیرد عبارتند از:
1. مهربانی و عطوفت با مردم
2. پرهیز از خشونت و تندخویی
3. نگهداری خویش به هنگام خشم و غضب
4. خوشبین بودن به افراد جامعه مگر در مواردی که خلاف آن ثابت گردد.
5. دوری از افراد نادان، تنگنظر، چاپلوس و متملّق، فاسد در امر گزینش.
6. علاقه فراوان به اصلاح و هدایت افراد و پیشرفت جامعه.
7. تواضع و فروتنی با مراجعان و زیردستان و توجه به دردهای آنان.
8. مقاومت در مشکلات و تحمل فشارها و سختیها با توجه به ریشهها.
9. مشورت با مردم در مسائل مربوط به آنان و استفاده از کلیۀ مغزها و فکرها.
10. شهامت و قاطعیت در امور اجرایی و تصمیمسازی پس از مشورت.
11. اطاعت از ولایت و رهبری و پرهیز از کفار و بیگانگان.
12. توجه به اصلاح خویش و تهذیب خانواده و نزدیکان.
13. اعتماد به نفس و بیتوجهی به وسوسه خائنان و تفرقهافکنان.
14. احترام قائل شدن برای افراد و گذشت کریمانه از لغزشهای آنان.
15. وفاداری در رفاقت و دلجویی و احوالپرسی از دوستان به هنگام قدرت.
16. ارزش قائل شدن برای کارهای نیک و تشویق نیکوکاران.
17. اهمیت دادن به انسانهای جسور و استقبال از نقدهای منطقی آنان.
18. نکوهیده شمردن کارهای ناپسند و تنبیه گناهکاران.
19. ارزشیابی افراد بر اساس تقوی و تعهد و تخصص.
20. پرهیز از رفاه طلبی و...
21. تطبیق زندگی خویش با زندگی تهیدستان و بیچارگان.
22. شرکت در غم و شادی مردم و رفتن به عیادت مریضان .
23. همیشه و در همه حال به یاد خدا بودن.
24. به بزرگان و افراد با شخصیت هر قوم و ملی احترام گذاشتن.
25. با غیرمسلمان در پناه اسلام با مهربانی و عدل و انصاف رفتار کردن.
26. تفکیک مخالفان از معاندان و لجوجان و تلاش جهت تبدیل معاند به مخالف و مخالف به موافق.
27. از بین بردن زمینههای اتهام و انتقاد و داشتن ظرفیت نقدپذیری و نقدشنوی.
28. پرهیز از قصاص، پیش از جنایت.
29. اقدام بگونهای که طمع ستمگران و متکبران را بر نینگیزد و موجب ناامیدی محرومان نشود.
30. پرهیز از شرک و نفاق و ارتداد به مخالفان مگر در صورت کارشناسی و احراز.
31. استفاده از افراد با ایمان و با کفایت در انجام امور.
32. دوری از خصلتهای زشت مانند تنگنظری، پستهمتی، کمظرفیتی، به رخ کشیدن ضعفهای دیگران، خودنمایی، زیادهخواهی، انحصارطلبی،حرمتشکنی، تملقدوستی، خودمحوری.
33. اهمیت دادن به فضایل اخلاقی و صفات حمیده انسانی مانند: گذشت، سخاوت، توجه به مردم، نزاکت و ادب اجتماعی، سوابق نیکو، حیاء و عفت در گفتار، امانتداری و علم.(24)