تاریخ انتشار : ۲۲ اسفند ۱۳۸۷ - ۰۸:۱۵  ، 
کد خبر : ۷۵۷۵۰

خط لوله صلح (بخش دوم و پایانی)

اشاره: طرح خط لوله انتقال گاز صادراتی ایران به هند و پاکستان ـ خط لوله صلح ـ در سال 1369 مطرح شد . اما گفت وگوها بر سر این طرح تاکنون به طول انجامیده است . براساس طرح این خط لوله 2700 کیلومتری روزانه 150 میلیون متر مکعب گاز ایران به این دو کشور صادر خواهد شد که از این میان 90 میلیون متر مکعب آن به هند و 60 میلیون مترمکعب آن به پاکستان اختصاص می یابد . موتور محرکه اولیه این پروژه که به عنوان پروژه ای ملی تعریف شده است مباحث سیاسی و امنیتی بود و براساس نیاز زمان و شرایط وقت طراحی گردیده بود. از آنجا که شرایط منطقه ای و بین المللی در حال تغییر بوده و تحولات چشمگیری در مباحث سیاسی اقتصادی و فنی ذیربط روی داده است نگرش سیستمی به عقلایی بودن ادامه کار و بازنگری در مورد انجام پروژه به ویژه در شرایط جدید و ورود محدودیت ها و گزینه های جدید به اتخاذ تصمیمی دقیق تر در این خصوص کمک شایانی خواهد کرد.

رویکرد اقتصادی نسبت به خط لوله صلح
ازسوی دیگر کارشناسان اقتصادی معتقدند که فروش گاز ازطریق خط لوله گرچه یک گزینه است اما از نظراقتصادی شاید آخرین گزینه یک کشور تلقی شود. از دید آنان فروش گاز برای کشورهایی که دارای جمعیت و مصرف انرژی کم ازیکسو و ذخایر عظیم انرژی از سوی دیگر می باشند قابل درک است . از نظر آنها همچنین فروش گاز برای کشورهایی که امکان فرآوری و یا استفاده از گاز در مقیاس وسیع صنعتی را به علت فقدان زیرساخت های صنعتی متناسب با این حجم ندارند می تواند امری معقول باشد. اما برای کشوری چون ایران به علت جمعیت فراوان و نیاز به انرژی و وجود زیرساخت های صنعتی که می تواند از گاز به عنوان مزیت اقتصادی بهره ببرد این امر به هیچ وجه معقول نیست.
با عنایت به اینکه مصرف گاز در داخل می تواند با برنامه ریزی مناسب باعث کاهش مصرف نفت شود برای اینکه در آینده بتوان به صادرات نفت ادامه داد می بایست از روند رشد تقاضای نفت در داخل کاست و طبیعی است که یکی از گزینه های مهم طرح جایگزینی نفت با گاز طبیعی است . گزینه های مختلفی در این ارتباط وجود دارد که تولید برق در نیروگاه های مبتنی بر سوخت گاز و انتقال برق به مراکز مصرف از مهم ترین آنهاست.
همچنین با توجه به اینکه زیرساخت های صنعتی موجود در ایران به تنهایی بیش از صنایع کل کشورهای عربی منطقه است معتقدند استفاده از گاز برای توسعه صنایع و ایجاد محصولاتی که بهای تمام شده را برای صنایع ما ارزان تر خواهد کرد در نهایت به صنایع ما مزیت رقابتی خواهد داد و آنها را در پروسه جهانی شدن یاری خواهد رساند.
کارشناسان با عنایت به محدودیت های موجود برای جذب سرمایه گذاری های بین المللی در امر توسعه کشور توضیح می دهند که منابع محدود باید صرف پروژه ها و زمینه هایی شوند که بالاترین بهره دهی را داشته باشد و تخصیص این منابع به خط لوله انتقال گاز قطعا در اولویت اقتصادی ما قرار ندارد.
توصیه کارشناسان اقتصادی استفاده از گاز برای تولید انرژی برق و در صورت لزوم صادرات آن به کشورهای همسایه از جمله پاکستان است که پیوندهای اقتصادی مستحکم کننده همکاری های امنیتی را نیز ایجاد می کند و از مزایای آن این است که نیاز چندانی به سرمایه گذاری برای زیر ساخت ها ندارد. از نظر ایشان همچنین می توان از گاز مازاد برای توسعه صنایعی مثل تولید آلومینیوم فولاد و GDP دیگر فرآورده های با ارزش افزوده بیشتر استفاده کرد . این کار جدا از ایجاد امکان صادرات ارزش افزوده ایجاد اشتغال و افزایش مشکلات زمانی ذکر شده در مورد خط لوله را نیز در بر نخواهد داشت.
استدلال حامیان صادرات گاز از طریق خط لوله این است که ذخایر گازی کشور در مناطق مختلف به قدری غنی و زیاد است که می توان همزمان برای صادرات آن ازطریق مایع سازی خط لوله تزریق به چاه ها و مصارف صنعتی اقدام کرد و اجرای پروژه های مختلف در یک زمان مانعه الجمع نمی باشد. اما مخالفین معتقدند که اولا در برنامه ریزی ها اولویت ها هستند که نقش اصلی را در تصمیم گیری ایفا می کنند و چون امکان جلب سرمایه گذاری مناسب و با نرخ بهره منطقی در این بحث وجود ندارد بهتر است فعالیت های جلب سرمایه های خارجی صرف پروژه هایی با اولویت بالاتر شود. در ثانی گره زدن سرنوشت درآمد حاصله از صادرات گاز ازطریق خط لوله به مناقشات هند و پاکستان و یا مسائل امنیتی رو به وخامت پاکستان مسئله ای است که باید دوباره در مورد آن فکر کرد. از نظر این کارشناسان حتی درصورت توجیه پذیر شدن صادرات گاز ازطریق خط لوله مناسب تر است که این صادرات به اروپا شکل دهی شود; چه اینکه پیوند زدن انرژی مازاد بر احتیاج ما با اقتصاد اروپا فوایدی چندین برابر آن در مقایسه با بازار هند و پاکستان دارد; از جمله اینکه:
از نظر ریسک سرمایه گذاری مشکلات مترتب بر سرمایه گذاری مشابه در خط لوله به پاکستان را ندارد و برای سرمایه گذاری قابل توجیه است.
امکان اخذ وام های موسسات بین المللی را فراهم می آورد و در بهبود روابط ما با آنها موثر است .
ـ از نظر پیوندهای سیاسی و امنیتی نیز قطعا همکاری با اروپا تاثیراتی چند برابر همکاری با پاکستان و حتی هند دارد.
از نقطه نظر این کارشناسان فروش گاز تنها به پاکستان و بدون هند جدا از بحث های امنیتی و مشکلات ناشی از بدحسابی پاکستانی ها و نیز بی ثباتی سیاسی در آن کشور از نظر اقتصاد مقیاس (میزان سرمایه گذاری در ازای حجم صادرات و بازگشت سرمایه ) با توجه به نرخ های جاری توجیه پذیر نمی باشد.
البته صادرات گاز در قالب گاز مایع از مشکلات خط لوله برخوردار نیست و می تواند ضمن پیوند زدن اقتصاد کشور مقصد با تولید گاز در کشورمان مشکلات امنیتی خط لوله را نیز دربرنداشته باشد. ازنظر ایشان اولویت سرمایه گذاری بر روی صادرات گاز از طریق مایع سازی آن بالاتر از اولویت بحث خط لوله است .
به گفته این کارشناسان از نظر اقتصادی نیز فروش گاز مایع مزایای بسیاری دارد از جمله اینکه :
ـ می توان آن را به صورت تک محموله و براساس بالاترین قیمت در بازار فروخت و بازارهای آینده گازی جهان به چنین سمتی پیش می روند.
ـ در صورت افزایش قیمت ها امکان چانه زنی بالاتری نسبت به خط لوله دارد.
ـ مخاطرات امنیتی کمتری نسبت به خط لوله دارد و امنیت تولید به امنیت کلیه زنجیره عرضه تا تقاضا وابسته نیست .
در حالیکه صادرات با خط لوله بیشتر تامین کننده منافع اقتصادی مصرف کننده است سرمایه گذاری برای تولید و فروش گاز مایع با توجه به رویکرد اغلب کشورهای پیشرفته به استفاده از گاز مایع تضمین کننده منافع بلندمدت تولیدکننده نیز می باشد.
رویکرد فنی نسبت به خط لوله صلح
ازنظر کارشناسان فنی با توجه به اینکه اکثر میادین نفتی و ذخایر کشور از نظر فنی نیمه دوم عمر خود را طی می کنند نیاز ضروری به روش های تثبیت میزان بازدهی دارند. با عنایت به اینکه مخازن نفتی از قانون کاهش نمایی تبعیت می کنند میزان توان بهره دهی با گذشت زمان به سرعت کاهش می یابد و تولید نفت در صورت ادامه روند کاهش بهره دهی به همان نسبت کاهش خواهد یافت .
به گفته این کارشناسان براساس محاسبات انجام شده علی رغم تلاش های به عمل آمده از سوی کارشناسان فنی نفتی کشور به علت عمر میادین و کاهش امکان استخراج از میادین جاری توان تولید کشور سالیانه از 200 هزارالی 400 هزار بشکه در روز کاهش می یابد و اگر این بحث را با بحث های افزایش مصرف در کنار هم بگذاریم در صورت عدم چاره اندیشی برای بالا بردن ظرفیت تولید در چند سال آینده نفتی برای صادرات باقی نخواهد ماند.
این کارشناسان معتقدند تنها یک درصد افزایش ضریب بازیافت از میادین نفتی چیزی معادل دو و نیم برابر کل نفت استخراج شده تاکنون به حجم قابل استحصال اضافه خواهد شد که با عنایت به بهای نفت در بازار جهانی نیازهای کشور برای سرمایه گذاری در صنعت نفت و سایر صنایع می تواند راهگشا و ایفاگر نقشی اساسی باشد. تزریق گاز به میادین نفتی داخلی جدا از اینکه حیات آتی آنها را تضمین می کند و استمرار جریان درآمدهای نفتی را میسر می سازد باعث امکان انتقال گاز از میادین مشترک به میادین خودی و حفظ ارزش آن برای آینده می شود.
نتیجه‌گیری
در مورد خط لوله صلح دو تفکر وجود دارد. یک رویکرد آن است که به سبب وجود منافع سیاسی احداث این خط لوله ضروری است ; هرچند که از لحاظ منافع اقتصادی چندان مقرون به صرفه نباشد. نگاه دوم نگاه کارشناسانه و فنی است که عده ای از کارشناسان از منظر این رویکرد آن را قابل اجرا نمی دانند و از جنبه های متعددی مورد نقد قرار می دهند و آن را تجویز نمی کنند. به عقیده کارشناسان معضل آلودگی هوا مشکل بزرگ جامعه بشری در قرن حاضر است . از این رو بسیاری از کشورها به سمت بهره گیری از انواع سوخت های پاک ازجمله گازطبیعی انرژی خورشیدی و هیدروالکتریک رفته اند . لذا حفظ گازطبیعی برای ایران که با رشد جمعیتی 1 3 درصد در سال و رشد سالانه 10 درصدی مصرف انرژی روبه رو است و ازسوی دیگر به سبب بروز خشکسالی در سال های اخیر اتکا به انرژی هیدروالکتریسیته نیز نامحتمل است ; حائز اهمیت حیاتی می باشد.
از سوی دیگر با توجه به نوسانات جهانی قیمت انرژی به خصوص نفت و گاز متعهد کردن ایران به یک پروژه 25 ساله حتی بدون شرط افزایش قیمت همراه با افزایش قیمت های جهانی امری غیرمنطقی به نظر می رسد; به ویژه اینکه هندی برای انعقاد توافقنامه خط لوله صلح چهار شرط گذاشته اند :
اول اینکه هند هیچ گونه سرمایه گذاری روی آن نمی کند. دوم هند در مورد قطع گاز ایران را مسئول خواهد دانست . سوم باید تضمین های بین المللی برای ادامه جریان گاز داده شود و چهارم پاکستان باید مسئله گاز را به هیچ موضوع دیگری گره نزند.
وجود این شروط از سوی هند به عنوان پنجمین مصرف کننده بزرگ انرژی در دنیا که برای تداوم رشد خود به واردات انرژی وابسته است در کنار این مطلب که براساس پیش بینی کارشناسان ملی 10 تا 15 سال آینده تنها سه کشور ایران روسیه و قطر در دنیا ذخائر گازشان باقی خواهد ماند ضرورت توجه و تلاش بیشتر کارشناسان و دست اندرکاران پروژه خط لوله را به بازبینی طرح شرایط و دستاوردهای آن بیش از پیش آشکار می سازد. زیرا به نظر می رسد که به علت اهمیت ابعاد سیاسی طرح چرخه استراتژیک تصمیم گیری در مورد این پروژه به صورت کامل دور نخورده است ; تجزیه و تحلیل ریسک در مورد این طرح صورت نگرفته نحوه اجرای استراتژی و پیاده سازی مورد توجه نبوده است و ضمنا مدیریت پروژه نیز با کلی گویی و عدم پرداختن به جزئیات همراه شده است .
علی رغم تمام مباحث ذکر شده اخیرا طرحی از سوی مجمع مجالس آسیایی مطرح شده که می تواند بر آینده خط لوله صلح تاثیر بگذارد و آن را از خود متاثر سازد. براساس این طرح کشورهای خاورمیانه شامل ایران قطر روسیه ترکمنستان و قزاقستان که دارای منابع گازی قابل توجه می باشند منابع گازیشان را یک کاسه کنند و گاز مازاد خود را در یک خط لوله منطقه ای که حول خلیج فارس طراحی شده است تزریق نمایند. بدین شکل نیازهای انرژی فصلی کشورهای منطقه را بدون نیاز به سرمایه گذاری جدید بر طرف تبدیل LNG سازد و از سوی دیگر این گونه مطرح شده است که در مرحله بعد با ایجاد مجموعه های انرژی در چابهار گاز طبیعی به شده و به این شکل زمینه لازم برای صادرات گاز به کشورهای آسیای شرقی بزرگ مانند چین و ژاپن نیز زمینه فراهم خواهد شد; که این طرح با استقبال روسیه و حمایت دیگر کشورهای منطقه مواجه شده است .
هر چند که این طرح در حال حاضر به شکل یک پیشنهاد مطرح شده است اما با جدی تر و اجرایی شدن آن چشم انداز کلی نسبت به خط لوله صلح تغییر پیدا می کند و می تواند آن طرح را تحت تاثیر قرار دهد; به این شکل که ایران از طریق این خط لوله قابلیت که حائز ارزش بیشتری نسبت به گاز طبیعی است به کشورهای آسیای شرقی را دارا خواهد شد و در بازار انرژی آسیا سهیم LNG انتقال خواهد بود که حائز اهمیت مهمی چه در بعد سیاسی و چه اقتصادی برای ایران خواهد بود.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات