سیداحمد موسوی
امروزه فرآیندها و عوامل اجتماعی و فرهنگی جمعیت کشورهای پیشرفته را بعضا با مشکل کاهش میزان باروری و رشد منفی جمعیت مواجه ساخته و میانگین سنی در این کشورها را بالاتر برده و با وجود ارتقاء سطح بهداشت و رفاه، جامعه ای به لحاظ سنی پیرتر با تقلیل رده سنی اشتغال به ارمغان آورده است. مطالعه ای در سال 2007 نشان داده است که اتحادیه اروپا تا سال 2050 به حدود 56 میلیون نفر نیروی کار نیاز خواهد داشت. هم اکنون به ازای هر فرد بازنشسته در مجموعه کشورهای این اتحادیه 4نفر شاغل هستند که تا سال 2050 این نسبت به 2 نفر به ازای هر بازنشسته خواهد رسید. در این راستا جذب نیروی هایکار غیر اروپای هم متضمن درآمدهای سرشار مالیاتی از جانب اینگونه مهاجرین برای دولت های اروپایی است و هم موتور اقتصادی آینده اروپا محسوب می شود .اگرچه بحران مالی اخیر غرب درخصوص شتاب مهاجر پذیری در اتحادیه بحث هایی را در پی داشت ولی در دراز مدت تغییری در این استراتژی ایجاد نخواهد کرد. از آنجائیکه سیاستهای مهاجر پذیری غرب که تاکید آن بر جذب نیروهای متخصص و تحصیل کرده غیراروپایی است تاثیر غیرقابل انکاری بر ساختار نیروی انسانی کشورهای جهان سوم برجای می گذارد لذا بررسی این فرایند در مراکز پژوهشی و مراجع ذیربط کشورمان در جای خود از اهمیت بسزایی برخوردار است.
یوروستات (آژانس آماری اتحادیه اروپا) اعلام نموده آثار کاهش جمعیت کاری اتحادیه اروپا از پایان دهه اخیر (دو سال دیگر) بر اقتصاد این قاره نمایان خواهد شد و در سال 2030 این بحران به اوج خواهد رسید. بخصوص کشورهای اروپایی حائز کمترین زاد و ولد نظیر آلمان، اسپانیا، ایتالیا و لهستان[1] می بایست شمار زیادی مهاجر را طی دهه های آینده برای بازسازی جمعیت شاغل خود جذب نمایند. از سوی دیگر الویتهای ملی کشورهای اروپایی به نحوی است که نوعا شهروندان اصلی آنها را به مشاغل کلیدی تر سوق می دهد لذا بمنظور پر نمودن خلاء مهارتی بخصوص در سطح مشاغل عادی، سیاست پذیرش مهاجرین[2] در برنامه ریزی های ملی و کلان کشورهای صنعتی و اتحادیه اروپایی جایگاه ویژه ای خواهد یافت. نقطه اوج مهاجرت به اروپا در سالهای 2004 و 2005 بوده است که در هرسال 2میلیون نفر وارد محدوده اتحادیه شده اند این رقم 3.7 درصد کل جمعیت کشورهای این اتحادیه را تشکیل می دهد که از خارج از مرزهای 27کشور عضو این اتحادیه وارد آن شده اند. آقای فرانکو فراتینی معاون کمیسون تعهد قضایی پارلمان اروپا اظهار می نماید: " اتحادیه اروپایی می بایست رقابت با آمریکا را در خصوص مهاجر پذیری یاد بگیرد چرا که آمریکا اکنون بیشترین میزان کارگران متخصص را از سراسر جهان جذب نموده است." او ادامه می دهد 85 درصد از کارگران غیرمتخصص در این رقابت نصیب کشورهای عضو اتحادیه اروپا می شود و فقط 5درصد از کارگران غیرحرفه ای به آمریکا راه می یابند و از طرفی 55درصد از نیروهای کار متخصص به آمریکا می روند و فقط 5درصد کارگر متخصص در این رقابت به کشورهای اروپایی می رسد. البته برخی کشورهای اروپایی مانند کشورهای ایرلند و اسپانیا بعنوان دو کشوری که اقتصاد آنها از مدیریت و برنامه ریزی امور مهاجرین منافعی را حاصل نموده اند شناخته می شوند. شایان ذکر است که رشد اقتصادی خوب این دو کشور طی سالهای 1999 تا 2005 را به سیاستهای مهاجر پذیری استادانه آنها نسبت می دهند.
راه حلــی که برای پر کردن خلاء مدیریت مهاجرت مطرح است ایجاد سیستم کارت آبی اروپاست[3] (سیستمی شبیه به کارت سبز آمریکا) که برای مهاجرین واجد شرایط صادر می شود. خانم گروبر عضو ایتالیایی پارلمان اروپایی درباره شرایط صدور کارت آبی معتقد است: برای سیاست گذاری، مشخصات شغلی و نیازهای متفاوت مهارتی هریک از کشورهای اتحادیه اروپایی که در این محدوده غیرقابل تامین است می بایست مشخص شود و در طیف این نیازها منطقی است که درها را بگشائیم. وی ضمن تاکید بر ضرورت مبارزه با مهاجرت غیرقانونی ایجاد و تعریف این مسیر قانونی پذیرش مهاجرین متخصص غیر اروپایی را لازم می شمارد. کشور فرانسه نیز در طرحی که چندی پیش جهت ایجاد سیاست مشترک پناهنده پذیری برای 26 کشور اروپایی ارسال و بر تقویت و کنترل مرزهای اروپا، اعمال مدیریت بر مهاجرت قانونی و اخراج مهاجرین غیرقانونی موجود در کشورهای اروپایی تاکید نمود.
دامنه تغییرات جمعیتی اروپا فقط منحصر به اعداد و ارقامی درخصوص افزایش سن اشتغال[4] و همچنین پیر شدن جمعیت و تحمیل هزینه ها و مشکلات سالمندان نیست گو اینکه درآمدهای سرشار مالیاتی مکتسبه از شاغلین همواره دست دولتهای اتحادیه را برای رسیدگی به وضعیت سالمندان باز گذاشته است ولی تغییرات جمعیتی مورد بحث مشکلاتی را در همه سطوح اجتماعی و نسلهای بعدی این کشورها دامن خواهد زد. شمار سالمندان بالای80 سال[5] کشورهای عضو این اتحادیه از 18 میلیون و هشتصد هزار نفر موجود به رقم 34 میلیون و هفتصد هزار نفر در سال 2030 خواهد رسید. و افزایش سن اشتغال (55 تا 64 سال) طی سالهای 2005 تا 2030 به رقم 24 میلیون نفر خواهد رسید. جمعیت کشورهایی نظیر آلمان، لهستان، لاتویا، لتونی، استونی، اسلواکی و جمهوری چک هم اکنون دچار کاهش و در حال نقصان است و درمیان شش کشور حائز پر جمعیت ترین ملتهای اتحادیه اروپایی فقط انگلستان(8درصد) و فرانسه (6/9درصد) روند آرام افزایش نفوس را در آینده خواهند داشت. در مورد انگلستان پیش بینی می شود مهاجران و نوزادان بریتانیا را بزرگ ترین کشور اتحادیه اروپا نمایند. در آمار 27 اوت یورو استات ، مرکز خدمات آماری اتحادیه اروپا، پیش بینی گردیده تا سال 2060 انگلستان با 77 میلیون نفر جمعیت بزرگترین کشور اتحادیه گردد.( با جمعیت کنونی 61 میلیون) بسیاری از این کشورهای دیگری اروپایی کاهش میزان زاد و ولد[6] و نقصان جمعیت را بواسطه مهاجر پذیری می بایست جبران نمایند. در مجموع جمعیت اتحادیه اروپایی طی 20 سال آتی با روندی آرام افزایش و سپس شروع به نقصان خواهد نمود و از میزان 458 میلیون نفر فعلی تا سال 2025 با 2 درصد رشد به 469 میلیون نفر خواهد رسید و سپس با شروع نقصان جمعیت تا سال 2030 به میزان 468 میلیون نفر کاهش خواهد یافت. قابل ذکر است در مقایسه با این ارقام، جمعیت ایالات متحده آمریکا تا سال 2025 به میزان 25.6 درصد رشد خواهد نمود که نسبت به شاخص های آماری کشورهای اروپایی فوق وضعیت مناسبی را نشان می دهد مع الوصف ایالات متحده آمریکا نیز برنامه دقیق و سازمان یافته ای را در پذیرش مهاجر جهت ایجاد تعادل در بازار اشتغال این کشور اعمال می نماید.
بهر حال اتحادیه اروپایی در مسیر رقابت با ایالات متحده امریکا در امر جذب مهاجرین متخصص کشورهای غیراروپایی سعی دارد که شیوه های جذب بهترین ها را بیازماید و در این راستا در قدم اول مبارزه با ورود مهاجرین غیرقانونی را در دستور کار قرار خواهد داد چرا که این گروه که تعداد آنها تقریبا 5.4 تا 8 میلیون نفر برآورد می شود نه تنها سودآوری برای اقتصاد آنها ندارند بلکه بار مالی و مشکلات اجتماعی مضاعفی را تحمیل می نمایند. صدور کارت آبی اروپایی به عنوان یک روش الگو برداری شده از کارت سبز آمریکا نیز گام بعدی اتحادیه اروپایی برای دستیابی به سیستم اجازه کاراروپایی[7] است که شایسته ترین نیروهای کارغیر اروپایی را در بر خواهد گرفت.