تاریخ انتشار : ۰۳ تير ۱۳۸۹ - ۰۸:۱۷  ، 
کد خبر : ۷۵۹۰۲

گفت‌وگو خاطرات احمدآقا از زبان خواهر

مقدمه: ایسنا - بدون تردید، نقش مرحوم حجت‌السلام و المسلمسن سید احمد خمینی در پیروزی انقلاب اسلامی قابل انکار نیست. حضور در ایران حضور در نجف و در کنار امام و ایفای نقش جدی‌تر پس از شهادت برادر بزرگ‌ترش- مرحوم سید مصطفی خمینی- همه و همه بیانگر تلاش‌های خستگی‌ناپذیر ایشان در پیروزی و استقرار انقلاب اسلامی است. آنچه که می‌خوانید مشروح گفت و گوی تفصیلی خبرنگار ایسنا با دکتر زهرا مصطفوی، خواهر مرجوم حاج سید احمد خمینی است.

*در آستانه یازدهمین سالگرد رحلت مرحوم حاج احمدآقا خمینی مهم‌ترین بعد «زندگی سیاسی» ایشان است، این بعد از زندگی ایشان را بشکافید؟
**زندگی سیاسی احمد‌آقا چهار دوره دارد، دوران تبعید امام دوران شهادت حاج‌آقا مصطفی و اوج‌گیری انقلاب دوران شکل‌گیری نظام و دوران پس از رحلت امام(ره) مناسب است هر بخشی را به طور جداگانه مورد توجه قرار دهیم.
*نقش ایشان در دوران تبعید امام راحل چگونه بوده است و چه فعالیت‌هایی در ایران داشتند؟
**فعالیت او در ایران بسیار گسترده و دارای چند بعد بود، اول اطلاعات و اخبار ایران را به آقا می‌رساند و ایشان را از حوادث گوناگون ایران آگاه می‌کرد. کارهایی که در ایران در حال جریان بود وضعیت انقلابیون و دوستان امام و دیگر مسائلی که پیش می‌آمد از طریق ایشان یا به صورت مکاتبه مخفیانه یا پیغام‌های شفاهی به امام(ره) می‌رسید. دوم ارتباطات عراق با ایشان بود یعنی گرفتن اعلامیه‌ها و نامه‌ها و پیغام‌های حضرت امام از طریق ایشان صورت می‌گرفت.
معمولاً ارتباط مستقیمی میان انقلابیون و امام (ره) برقرار نبود و اگر مسافری رفت و آمد می‌کرد پیغام‌ها برای اخوی می‌آمد و رابط اما در ایران بود. سوم ایجاد ارتباطات گسترده در درون ایران با شهرها و انقلابیون مختلف بود که این جنبه از کارهای آن عزیز خیلی برای پیشبرد انقلاب موثر بود و نقش او در این زمینه بسیار پررنگ بود. چهارم، فعالیت‌های سیاسی گوناگون بود یعنی مجموعه‌ای از فعالیت‌هایی که لازم بود تدارک دیده شود تا مبارزه ادامه پیدا کند.
برای نمونه تکثیر و توزیع اعلامیه‌های امام (ره) یا تدارک و تهیه اعلامیه‌هایی به عنوان‌های مختلف در ایران در حمایت از امام (ره) و اعتراض به وضعیت حکومت همچنین فراهم کردن امکانات لازم برای انجام این امور یا حمایت از خانواده‌های مبارزین که زندانی می‌شدند. یا تهیه اسناد و مدارک جعلی برای مخفی کردن هویت افراد یا اعزام افراد به برخی کشورها برای آموزش نظامی و امثال آن.
*ایشان چه زمانی به عراق رفتند و با حضور شهید حاج آقا مصطفی چه مسوولیتی بر عهده ایشان گذاشته‌شد؟
**احمد جان در اواخر سال 55 (فکر می‌کنم) به عراق رفت. چون رژیم او را خیلی تحت فشار قرار داده بود و فعالیت‌های او را کنترل می‌کرد به همین جهت ایشان زندگی خود را به عراق منتقل کرد و این هم نشانه دانایی او بود که زمانی که دید ممکن است دستگیر شود خود را برای فعالیت اما از مکان دیگر به عراق رساند، او نیز تقریباً شش سال دروس حوزه را خوانده بود و حدود 5 سال نیز در دروس خارج قم شرکت کرده بود فلسفه نیز خوب خوانده بود و به طور طبیعی جای آن بود که به بهانه ادامه تحصیل سفری به عراق کند و چنین کاری را انجام داد. اما در حقیقت می‌خواست کار مبارزه را دنبال کند.
*دیدگاه‌های ایشان در خصوص انقلاب اسلامی چگونه بود؟
**به طور کلی لازم است به چند نکته مهم در دیدگاه‌های ایشان توجه شود تا نقش او در دوران انقلاب بهتر روشن شود: اول، او معتقد بود که امام رهبر عمومی برای همه است و لازم است ارتباط همه انقلابیون با امام (ره) حفظ شود و هر کسی به نوعی بتواند با امام همگام شود. به همین جهت ارتباطات امام را با همه جناح‌های مبارز حفظ می‌کرد و این کار ساده‌ای نبود. افراد را با دیدگاه‌های مختلف گرد امام حفظ کردن شوخی نیست. دوم امام را یک شخصیت جهانی می‌دید که نباید در حد و مرز مسائل ایران و انقلاب و مبارزه با شاه همه مستکبرین و در حمایت از همه ملل مظلوم جهان قیام کرده است و این وجهه باید شناخته شود. سوم پتانسیل رهبری اما باید فعلیت یابد. باید با دقت سوال کرد که نفوذ کلمه امام (ره) تا کجای جهان وجود دارد و از این نفوذ کلمه باید در جهت پیشبرد اهداف و آرمان‌های امام استفاده کرد.
*نقش مرحوم حاج احمد آقا در امور دفتر امام ره چگونه بود؟
**تلاش اخوی این بود که نظرات مختلف رابه طور خام – نه با تحلیل و تفسیر خود- به امام برساند و هنگامی که امام به نتیجه‌ای می‌رسیدند او به مسوولین خبر می‌داد که امام چه تصمیمی دارد و چه نظری دارد. بنابراین هم نظرات مسوولین را به امام نی‌رساند و هم نظرات امام را به مسوولین منتقل می‌کرد. طبیعی است در این کار همواره سوء تفاهم و امکان اتهام وجود دارد و هر مقدار که بیشتر اصرار می‌کرد که من در تصمیم‌گیری‌ها هیچ دخالتی نمی‌کنم و امام نیز تصریح می‌کرد کمتر باور می‌شد. به طوری که در دوران حیات اما یک چهره کاملاً خشن و غیر صادق از او ساخته شده بود و انگشت اتهام به سوی او نشانه می‌رفت.
*به نظر می‌رسد نقش ایشان در دوران پس از رحلت حضرت اما (ره) سنگین‌تر از گذشته شده بود؟
**دوران پس از حلت امام امتحان دیگری بر سر راه او بود مهم‌ترین آن‌ها ارائه یک الگوی موفق برای معرفی خواست امام بود. او در عمل نشان داد که وحدت به چه معناست از یک سو حمایت‌های بی‌دریغ او را رهبری و نشان دادن اهمیت جایگاه ایشان و جلوگیری از بروز تنش‌ در قسمتی از نیروهای انقلابی و از سوی دیگر برخورد فرا جناحی با افراد معتقد به امام و انقلاب برای حضور و استفاده از تریبون مرقد و از سوی دیگر تذکرات و انتقاداتی که هر از چند گاه به مسوولین نظام ابراز می‌کرد بدون آن‌که به معنای اختلاف و مخالفت تلقی شود.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات