گرهارد شرودر سیاستمدار عضو حزب سوسیال دمکرات آلمان مدت هفت سال صدراعظم آلمان بود و در این سمت سرنوشت این کشور را در دست داشت. اکنون دوره صدارت او به پایان رسیده و بطوریکه خود اعلام کرده در دولت ائتلافی آتی هم سمتی بعهده نخواهد گرفت.
به هر حال فصلی از تاریخ معاصر آلمان به پایان رسید و گرهارد شرودر صدراعظم آلمان در هفت سال گذشته و چهره برجسته دولت ائتلافی متشکل از احزاب سوسیال دمکرات و سبزها اعلام کرد که بطور قطعی از کار در دولت آلمان کنارهگیری میکند. وی در مدت تصدی این مقام سرنوشت آلمان را در دست داشت و طرحهای مورد علاقه و اعتقاد دو حزب را پیش برد و در صحنه سیاست خارجی آلمان اقداماتی تازه و خاص خود انجام داد. اکنون از این مرد که در آغاز دوره صدارتش عدهای به طنز یا تمسخر او را «صدراعظم لوده» میخواندند چه چیزی بجای مانده است؟
منتقدین او میپرسند آیا اخذ مالیات محیط زیست از مردم و یا چشمپوشی از انرژی هستهای واقعاً آلمان را عوض کرده است؟ جواب آنها منفی است. آنها معتقدند شرودر مشکلات اصلی و کلی کشور مانند بیکاری را نتوانست رفع کند. دوره صدارت شرودر مانند سلف او هلموت کهل که به صدراعظم وحدت مجدد آلمان معروف شد دارای خدمات برجسته نبود که در تاریخ معاصر کشور ثبت شود. معهذا کارهایی از او به منصه ظهور رسید که میتوان آنها را عملکردهای مثبت وی به حساب آورد.
گرهارد شرودر راه را برای انجام کارهایی هموار کرد که اسلاف او جرأت پرداختن به آنها را نداشتند و درهائی را باز کرد که هلموت کهل حتی انگشت به آنها نکوفت. صدراعظم لوده تبدیل به صدراعظم اصلاحات و دارای عقیده راسخ در این راه شد. برنامههای وی برای انجام کارهای بزرگ که به «برنامه 2010» موسوم شد و نزدیک بود که صفوف حزب خود وی را دچار تفرقه کند... زیرا در آن سختیهائی به مردم تحمیل میشد که برای بسیاری از سوسیال دمکرائهای معتقد غیرقابل تصور بود- واقعاً برنامهای پرشهامت برای نوسازی و تغییر ساختار جامعه آلمان است. باید تصدیق کرد که اولاً این برنامه قدری دیر به اجرا گذاشته شد و هنوز بعضی نواقص و نارسائیها در آن وجود دارد. معهذا خدمت و کار تاریخی شرودر است که شروع به انجام این اصلاحات کرد و برنامه کار 2010 سنگ اول بنای اصلاحاتی در کشور آلمان است که خیلی وقت پیش باید شروع میشد.
در زمینه سیاست خارجی شرودر قبل از هر چیز باید اشاره کرد که مخالفت او با سیاست دولت آمریکا در قبال عراق و جنگ با آن کشور در خاطرهها باقی خواهد ماند. منتقدین میگویند که آن مخالفت صرفاً جنبه عوامفریبی داشته است و باعث تیرگی روابط آلمان و آمریکا گردید. ولی امروز حتی مخالفین سیاسی او هم تصدیق میکنند که نفرستادن سربازان آلمانی به قتلگاه عراق صدای منتrدین را خاموش یا آهستهتر کرده در حالیکه روابط آمریکا هم دوباره عادی شده است. شرودر در آخرین مراحل کار خود نیز به حزب خود خدمتی بزرگ کرد و توانست با مبارزات انتخاباتی مدبرانه حزب را از شکستی مفتضحانه نجات دهد، بطوریکه اختلاف آراء آن با احزاب پیروز دمکرات مسیحی و سوسیال مسیحی بسیار اندک بود.