محمدکاظم انبارلویی
«بودجه» در اقتصاد یعنی علم طبقهبندی اعداد و ارقام در دو سر فصل «هزینه» و «درآمد» که ناظر به یک برنامه یک ساله مالی است. بودجه یعنی پیشبینی درآمد و برآورد هزینه. (1)
برنامه یعنی تدبیر، تمهید و تعقل در حصول اقلام پیشبینی و مصرف ارقام برآوردی با توجه به امکانات موجود و اهدافی که در پروسه عمل (اجرای بودجه) باید به آن رسید.
«برنامه» درازمدت ، برنامهای است که ضمن آن توسعه اقتصادی و اجتماعی برای یک دوره به عنوان راهنمای برنامهریزیهای پنجساله پیشبینی میشود. (2)
متاسفانه در بودجه سالیانه دولت طی 30 سال گذشته این دو مفهوم با هم مخلوط و ممزوج شده به گونهای که آنجا که باید از «بودجه» سخن بگوییم از برنامه گفتیم و آنجا که باید از «برنامه» حرف بزنیم از بودجه گفتیم!
تبصرههای لوایح سنواتی «بودجه» عمدتا ماهیت برنامهای و جداول «برنامه» نوعا ماهیت بودجهای دارد! برخی از آنها که کلا ماهیت بودجهای ندارد، وظایف ذاتی دستگاهها است که در قالب احکام تبصرهای در بودجه تکرار شده است. چرا این دو مفهوم را با هم مخلوط کردهایم.
عواید نفت بزرگترین نعمتی است که خداوند به ما عنایت فرموده است و منبع اصلی تامین اعتبار در بودجههای سالیانه است.
در «برنامه» سوم و چهارم متاسفانه نگاه بودجهای به نفت داشتیم نه نگاه برنامهای، به این معنا که با تاسیس صندوق ذخیره ارزی و تعیین تفکیک سهم صندوق و سهم درآمد عمومی اساسا اصل تمرکز و تجمیع دریافتهای دولت را در بخش انفال تعطیل کردیم.
از سوی دیگر تکلیف پرداختهای دولت (بخوانید برآورد هزینه) را هم در همان برنامه روشن کردیم این قبیل اقدامات نگاهی برنامهای نیست در اثر وضعی چنین رویکردی همین بس که اکنون به جایی رسیدهایم که نمیدانیم در صندوق ذخیره چقدر باید باشد و مانده آن چقدر است؟ و جالب اینجاست هر مسئولی بدون اینکه از تفریغ نفت و تقویم ذخایر ارزی در صندوق مطلع باشد، عددی را میگوید!
حال آنکه اگر نگاهی برنامهای داشتیم باید حداقل در دو برنامه سوم و چهارم در دو سه خط - نه چند صفحه - و در چند سطری فیالمثل مینوشتیم.
«دولت موظف یا مکلف است ظرف مدت 5 سال در حوزه نفت و گاز کل صادرات نفت خام و نفت خام مصرفی داخل را از منابع مشترک با کشورهای خلیجفارس برداشت کند و چاههای نفت در داخل محدوده جغرافیایی را برای نسلهای آینده صیانت کند»
تناژ تولید نفت خام در داخل بنا به گزارش تفریغ بودجه سال 85 توسط 4 شرکت بزرگ نفتی در داخل به شرح زیر است:
1. شرکت نفت مناطق نفتخیز جنوب 1/160/967/026 بشکه
2. شرکت نفت مناطق مرکزی 42/969/708 بشکه
3. شرکت نفت فلات قاره 259/174/800 بشکه
4. شرکت بهرهبرداری نفت و گاز اروندان 16/598/984 بشکه
به طوری که ملاحظه میشود 80 درصد نفت تولیدی کشور برای صادرات و مصرف در داخل توسط شرکت نفت مناطق نفتخیز تولید میشود. تقویم سهم تولید از منابع مشترک نصابش در تفریغ معلوم نشده است. شرکت نفت فلات قاره که در حوزههای مشترک با قطر، امارات، عربستان سعودی و عمان فعالیت میکند تنها 259 میلیون بشکه در سال از منابع و مخازن مشترک برداشت دارد.
کدام عقل سلیم حکم میکند که ما در 30 سال گذشته با یک غفلت برنامهای اجازه دهیم کشورهای حاشیه جنوبی خلیج فارس صادرات خود را از مخازن مشترک تامین کنند و ما از مخازن داخل ؟!
خوب است دولت و مجلس در برنامه پنج ساله پنجم و نیز بودجه سال آینده به این امر مهم اهتمام ورزند و با تعیین نصاب برداشت از مخازن مشترک به صورت احکام آمره و از یک خسارت عظیم به ثروت نسلهای آینده جلوگیری کنند. مخازن داخل نزدیک به 100 سال است مورد بهرهبرداری قرار گرفته است. باید به سرعت با سیاستهای صیانتی بویژه تزریق گاز به احیای آن بپردازیم. این مخازن به سان انبارها و سیلوهایی میمانند که میتوان با تزریق گاز از مخازن مشترک در خلیج فارس ضمن غنیسازی آنها و تبدیل نفت سنگین به سبک - که اهل فن بر چگونگی آن واقفند - ذخایر نفت و گاز کشور را تا 300 سال آینده تضمین کرد.
مدیر نفتی ما در شرکت نفت فلات قاره به لحاظ فنی و توانایی مدیریتی در حد یک ژنرال نفتی باید باشد. دولت و مجلس در نگاه برنامهای و نگاه بودجهای به این مدیریت باید با دید خریدارانه بنگرد.
همین نگاه را ما باید در احیای منابع و مخازن طبیعی که خداوند در اختیار ملت به عنوان انفال نهاده داشته باشیم. آبها، دریاها ، کوهها، جنگلها ، معادن ( اورانیوم - طلا ، آهن ، مس و ... ) باید در برنامه اقتصادی پنجم صیانت شوند و اقتصاددانان ما براساس این داراییهای نقد، تئوری اقتصادی بدهند. اقتصاددانان ما باید در حوزه «برنامه» یافتههای خود را بگویند، در حوزه «بودجه» آنان که تخصص مالی محاسباتی داشته و در حوزه حساب و کتاب ورود دارند یافتههای خود را بگویند و اظهارنظر کنند.