حامد فتحعلیخانی
جامعه اسلامی بنا برنظر مقام معظم رهبری در صورتی شکل می یابد که مراحل سه گانه پیش از آن به درستی طی شده باشد؛ انقلاب اسلامی، نظام اسلامی و دولت اسلامی. معظم له در بیانات متعدد خود نیز بارها و بارها به تبیین ویژگی های این سه مرحله دقت داشته اند که در مجال مقتضی به آن پرداخته خواهد شد اما سوال مهم این است که این مراحل با صبغه سیاسی خود چگونه زمینه ساز تشکیل جامعه اسلامی خواهد شد؟ این موضوع را می توان از مناظر گوناگون مورد بررسی قرار داد که یکی از مهم ترین آنها رابطه دولت و ملت است. رابطه دولت و ملت در تاریخ ایران عموما رابطه ای عمودی و یکجانبه بوده و ساخت اقتدارگرا و استبدادی حکومتها چه قبل چه بعد از اسلام ، حضور مردم در عرصه حیات سیاسی - اجتماعی را برنتابیده است. تاریخ معاصر ایران نیز، که از زمان روی کار آمدن سلسله قاجار تا دوره کنونی را در بر می گیرد؛ تا پیروزی انقلاب اسلامی از این قاعده مستثنی نیست و جز دوره کوتاه مشروطه که نهایتا استبداد مدرن رضاخانی از دل آن بیرون آمد ، نشان دهنده حاکمیت استبداد و نادیده گرفتن حق تعیین سرنوشت ملت است . از مطالعه تاریخ سیاسی و اجتماعی ایران معاصر در می یابیم که قدرت سیاسی در پویش نوسازی دولت، همیشه به تمرکزگرایی تمایل داشته و در نهایت اجازه مشارکت مردم در حوزه قدرت سیاسی را به آنها نداده است و در واقع ساخت عمودی قدرت مطلق سیاسی ، مانع مشارکت سیاسی و تشدیدکننده تمرکز گرایی بوده است. تمرکز دولت بر منابع قدرت و انحصاری بودن نحوه تقسیم آن توسط شخص شاه، به هیچ وجه اجازه همزیستی، مشارکت و رقابت سیاسی را به مردم نمی دهد. در حقیقت جایگاه و نقش پادشاه، اصلیترین و تعیین کننده ترین کانون قدرت و عنصر تفکیک ناپذیر و موثر ساختار قدرت سیاسی را تشکیل داده است. نبود سازوکارهای قانونی مشارکت به تدریج باعث بحران مشارکت و نهایتا بحران مشروعیت در سطح نظام سیاسی و شکل گیری جمهوری اسلامی بر مبنای مشارکت و حضور آگاهانه مردم شد. در واقع، با پیروزی انقلاب اسلامی ، ساختار قدرت سیاسی از ساخت عمودی و یکجانبه به ساخت مشارکتی و دو جانبه تغییر یافته و حق تعیین سرنوشت مردم و مشارکت در تمام عرصه های حیات سیاسی به رسمیت شناخته شده است.
نظام جمهوری اسلامی که مبتنی بر آموزه های دین مبین اسلام و بویژه مکتب شیعه و متکی بر آرای عمومی است، نه تنها در ایران، بلکه در دنیای معاصر به عنوان الگویی جدید مطرح است و نظامهای سیاسی مبتنی بر سکولاریسم، لیبرالیسم و سایر مکتبهای الحادی را به چالش جدی طلبیده و راهی نو پیش روی بشر معاصر گشوده است.
در جمهوری اسلامی که در واقع نتیجه و محصول انقلاب عظیم الهی و مردمی ملت ایران به رهبری حضرت امام (ره) می باشد، از همان ابتدای شکل گیری همواره عنصر مردمی و جایگاه ملت در شکل گیری ساختارهای سیاسی به طور جدی مطرح بوده و این امر در قانون اساسی به خوبی متجلی شده و در صحنه عمل نیز از سوی کارگزاران نظام اسلامی از ابتدا تاکنون به طور جدی پیگیری شده است.
امام خمینی (ره) به عنوان معمار کبیر انقلاب اسلامی راجع به نقش و قدرت ملت، می فرمایند: “هیچ قدرتی در مقابل قدرت لایزال ملت نمی تواند پابرجا بماند. وقتی ملتی چیزی را خواست، کسی نمیتواند مخالفت کند و ما باید بدانیم که اگر ملتها چیزی را خواستند، تحقق پیدا می کند”.
ایشان در جایی دیگر می فرمایند: “با اراده ملتها، ارادهای که تابع اراده خداست، اراده ای که برای خداست، غیرممکنها، ممکن می شود”.
بنابراین، از همان ابتدای شکل گیری نظام اسلامی به نقش و جایگاه مردم به عنوان یک عنصر تعیین کننده به رسمیت شناخته شد و مکانیسمهای مختلفی برای ایفای نقش مردم طراحی و اجرا شد که مهمترین آنها انتخابات است. انتخابات به عنوان مجرایی برای کانالیزه کردن کنشهای سیاسی و اجتماعی ملت و مهمترین شیوه اعمال قدرت مردم برای شرکت در تصمیم گیریهای سیاسی و تعیین کارگزاران نظام، همواره مورد توجه و تاکید رهبری و مردم بوده و در طول سالهای پس از انقلاب، تقویت هرساله یک انتخابات عظیم و باشکوه برگزار شده است. حضرت امام (ره) راجع به نقش مردم در انتخابات می فرمایند: “انتخابات در انحصار هیچ کس نیست، نه در انحصار روحانیون است، نه در انحصار احزاب است، نه در انحصار گروههاست، انتخابات مال همه مردم است”.
مشارکت مردم در انتخابات و برخورداری آنها از حق تعیین سرنوشت از چنان اهمیتی در جمهوری اسلامی برخوردار است که قابل مقایسه با نظامهای پرادعای غربی و دموکراسیهای صوری آنها نیست. برای مثال می توان به نمونه های عملی مشارکت مردم در سالهای گذشته اشاره کرد:
1. کمتر از دو ماه پس از پیروزی انقلاب اسلامی، همه پرسی عمومی برای تعیین نوع نظام سیاسی برگزار شد که 98/2 درصد از شرکت کنندگان به نظام جمهوری اسلامی رای مثبت دادند.
2. پس از آن مردم نمایندگان خود را در مجلس خبرگان قانون اساسی انتخاب کردند که تدوین قانون اساسی را برعهده گرفتند.
3.99/3 درصد از شرکت کنندگان به قانون اساسی رای دادند و شالوده نظام سیاسی بر طبق آن شکل گرفت.
4. مردم تاکنون در نه دوره انتخابات ریاست جمهوری و تعیین مقام اول اجرایی مملکت شرکت نموده که هر کدام از آنها شگفتی ساز بوده و آخرین آنها، انتخابات دوره نهم ریاست جمهوری بوده که در یک فضای رقابتی و سالم برگزار شد.
5. تاکنون هشت دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی برگزار شده و نمایندگان تمامی اقشار ملت در مجلس انتخاب شده اند.
6. تاکنون چهار دوره انتخابات مجلس خبرگان برگزار شده که وظیفه آن عزل و نصب رهبری و نظارت بر عملکرد اوست.
7. تاکنون سه دوره انتخابات شوراهای شهر و روستا برگزار شده که عهده دار امور محلی و شهری هستند. بنابراین برگزاری انتخابات و حضور واقعی مردم در صحنه های سیاسی و اجتماعی، بیانگر اهمیت نقش و جایگاه مردم در نظام جمهوری اسلامی است؛ به طوری که از بالاترین مقام کشور که مقام ولایت فقیه و رهبری نظام می باشد تا ریاست جمهوری و روسای سایر قوا و همچنین مقامات محلی به طور مستقیم و یا غیرمستقیم توسط رای مردم انتخاب شده و امکان نادیده گرفتن جایگاه ملت وجود ندارد. علاوه برانتخابات که یک مکانیسم رسمی و قانونی است و متناوبا اجرا می شود، در نظام اسلامی که مبتنی بر اصول “شورا و مشورت” و “امر به معروف و نهی از منکر” است طرق مختلفی نیز برای اظهار نظر مردم و برقراری رابطه همه جانبه ملت و دولت وجود دارد که از آن جمله می توان به نقد عملکرد مسئولان از طریق رسانه ها و مطبوعات، بهره مندی مردم از پایگاه مساجد و ائمه جمعه و جماعت با مسئولین و ... اشاره کرد. اگرچه ارتباط ملت و دولت پس از پیروزی انقلاب اسلامی همواره برقرار بوده و رابطه ای دوطرفه بوده است، اما این رابطه در دوره های مختلف از فراز و فرودهایی برخوردار بوده است.
در دوره جنگ تحمیلی و دفاع مقدس به دلیل حاکم شدن فرهنگ جهاد و شهادت و دوری از دنیا و مظاهر آن، و همچنین ضرورت وحدت و همبستگی جامعه در مقابل دشمن، رابطه ملت و دولت بسیار پررنگ تر و صمیمی بود و امام راحل نیز با دم مسیحایی خویش و معرفی خود به عنوان خدمتگزار مردم، تاثیر فراوانی در این رابطه داشت. پس از جنگ و شروع دوره سازندگی، برخی از افراد دولت سازندگی از فضای به وجود آمده سوء استفاده کرده و با القای تقدم اقتصاد بر فرهنگ، ارزشهای دینی و اسلامی را که براساس آن انقلاب اسلامی پیروز شده و دفاع مقدس نیز با موفقیت طی شده بود، نادیده گرفته و خود تافته جدا بافته از ملت تلقی کردند. این نگرش باعث کمرنگ شدن نقش ارزشها و شکل گیری طبقه ای مرفه و تکنوکرات شد و شکاف طبقاتی را در جامعه دامن زد. این روند باعث دوگانگی در جامعه شده و معیارهای مادی عرصه را بر معیارهای معنوی و ارزشی تنگ کند. ادامه این روند که با ناخرسندی اکثریت جامعه همراه بوده، به حضور پرشور مردم درانتخابات ریاست جمهوری دوره هفتم در 2 خرداد 1376 منجر شد که در واقع پاسخی به نادیده گرفتن حق ملت در دوره گذشته بود. دولتی که براساس این انتخابات بر سر کار آمده بود، اگرچه با شعارهای مردمی و ضرورت توجه به نقش و جایگاه مردم بر سرکار آمده بود، اما با بهره گیری از مبانی تفکر غربی و ضرورت ایجاد جامعه مدنی مبتنی بر سکولاریسم، کم کم از ملت فاصله گرفت و مردم با حضور آگاهانه خود در انتخابات دومین دوره شوراها، کم کم از ملت فاصله گرفت و مردم با حضور آگاهانه خود در انتخابات دومین دوره شوراها، پاسخ افراط گرایی و دوری از ارزشهای دینی جامعه را به آنها دادند.
دولت نهم که با بهره گیری از شعارهای اصیل اسلامی و تکیه بر اصول و مبانی انقلاب اسلامی و تفکرات حضرت امام (ره) و بهره گیری از پایگاه مساجد برسر کار آمد، در رابطه ملت و دولت نیز تحولی اساسی ایجاد کرد و از شیوه های نوینی برای ارتباط بهتر مردم و مسئولین دولتی از جمله شخص رئیس جمهور بهره گرفته است که به موارد زیر می توان اشاره کرد:
1. سفرهای استانی: سفر به تمامی استانها و شهرهای کشور، از ابتکارات دولت نهم و از وعده های تبلیغاتی آقای دکتر احمدی نژاد، ریاست محترم جمهوری بود که تاکنون دور اول آن به اتمام رسید و دور دوم شروع شده است. این حرکت مردمی و انقلابی باعث شده که رابطه مردم و دولت بهبود یافته و مردم شهرهای کوچک و دور افتاده که حتی استاندار خود را هم تاکنون ملاقات نکرده بودند، اولین مقام اجرایی مملکت را در شهر و دیار خود ببیند و از نزدیک مسائل و مشکلات خود را با او در میان بگذارند. کمترین فایده این سفرها این است که مردم به نقش اصلی مسئولان در نظام اسلامی که همان خدمتگزاری است، پی برده و این فصل نوینی در رابطه ملت و دولت می باشد که نه در دولتهای قبلی و نه در سایر کشورها سابقه ندارد و همواره هم مورد تائید و حمایت مقام معظم رهبری است و با توجه به اینکه فرهنگ جامعه، فرهنگ شفاهیت و موثرترین نوع ارتباط، ارتباط چهره به چهره می باشد، از قابلیت بالایی در جامعه ما برخوردار است.
2. دیدار مردم و مسئولان در نماز جمعه: با توجه به اینکه مسجد مهمترین نهاد در جامعه اسلامی است که در شکل گیری و تداوم فرهنگ و تمدن اسلامی نقش اساسی داشته و از زمان پیامبراکرم (ص) به بعد، واسطه میان مردم و حکومت و محل ملاقات مردم و مسئولین بوده است، بنابراین استفاده از پایگاه مساجد و نماز جمعه برای دیدار با مردم و رسیدگی به مشکلات آنها، حرکتی در راستای سیره حکومتی پیامبر اعظم (ص) و ائمه معصومین - علیهم السلام- بوده و موجب رونق و احیای نقش مساجد در جامعه اسلامی می باشد. آقای احمدی نژاد که در زمان تبلیغات ریاست جمهوری نیز از پایگاه مساجد برای ارتباط با مردم بهره گرفته بود، پس از انتخاب نیز به این حکومت ادامه داده و امید آن است که حضور بیشتر مسئولین اعم از وزراء، استانداران، مدیران کل و ... در مساجد باعث شود که این نهاد مردمی و اسلامی که همچنان پس ا ز1400 سال کاراترین نهاد در جوامع اسلامی است، از جایگاه بهتری برخوردار شود.
3. مکاتبات مردم با دولتمردان: نامه نگاری مردم به مسئولین از شیوه هایی است که در دولتهای گذشته نیز وجود داشته، ولی نکته مهم این است که در دولت نهم اولا، حجم نامه های مردم بسیار زیاد است، به طوری که طبق آمار تاکنون بیش از هفت میلیون نامه با دولت مکاتبه شده و ثانیا، نامه ها مورد بررسی قرار گرفته و به تمامی آنها پاسخ داده میشود.
4. بهرهگیری از رسانههای نوین: با توجه به اینکه عصر امروز، عصر اطلاعات و ارتباطات نامگذاری شده و رسانه های ارتباطی مختلفی اعم از مطبوعات، تلویزیون، اینترنت و ... در جامعه وجود دارد، دولت نهم نیز از این وسایل ارتباطی برای ارتباط بیشتر و بهتر با مردم بهره گرفته که از جمله می توان به حضور رئیس جمهور در تلویزیون و ارائه گزارشهای مختلف، ارتباط اینترنتی از طریق سایت ریاست جمهوری، وبلاگ آقای احمدی نژاد و... اشاره کرد.
بنابراین می توان گفت که بهره گیری دولت نهم از شیوه های مختلف برای ارتباط با مردم و ارائه چهره ای مردمی و خدمتگزار و استفاده از شعارهای انقلابی مانند عدالت، مهرورزی، خدمتگزاری و ... باعث افزایش امید و نشاط در جامعه شده و فصل نوینی در رابطه میان ملت و دولت گشوده است.نتیجه آنکه نظام جمهوری اسلامی با اهمیت قائل شدن برای مردم و برقراری یک “جمهوری” مبتنی بر آموزه های “اسلام”، نقش مردم در تاثیرگذاری در تعیین سرنوشت خود را بسیار برجسته ساخته است. لذا می توان از این فرصت بخصوص در دوران کنونی که دولت رجوع به گفتمان انقلاب اسلامی داشته به عنوان یکی از مولفه های مهم رسیدن به جامعه اسلامی استفاده کرد و آن را به مثابه یک سرمایه اجتماعی جاری در راه رسیدن به جامعه اسلامی به کار برد.