نجف محمودی
با نزدیکتر شدن به زمان اتمام دو دوره دبیر کلی سازمان ملل متحد توسط کوفی عنان از کشور غنا، نگرشها و سیاستهای جهانی در این راستا موردنقد و انتقاد بسیاری از مجامع بینالمللی قرار گرفته است. دبیر کلی کوفی عنان در پایان سال جاری میلادی به پایان میرسد و بان کی مون با رویکردی متفاوت و تدابیر امنیتی جدید جایگزین وی خواهد بود. نکته قابل توجه در این زمینه مربوط به انتخاب وزیر امور خارجه کره جنوبی به این سمت حساس در امور بینالمللی است، مسالهای که باید ریشه آن را در روابط و مناسبات کاخ سفید و سئول جستجو کرد. آنچه همگان بر آن اذعان دارند این است که کره جنوبی یکی از نزدیکترین متحدان کنونی کاخ سفید در اشغال عراق و نیز یکی از اهرمهای فشار ایالات متحده امریکا بر کره شمالی در راستای استفاده از تکنولوژی هستهای محسوب میشود.
دبیر کل جدید سازمان ملل متحد در طول مدتی که کره جنوبی همکاریهای گسترده خود با کاخ سفید را در زمینه مسائلی مانند اشغال عراق یا تقابل با کره شمالی گسترش داده است به عنوان وزیر امور خارجه در کشور کره جنوبی فعالیت داشته است. بان کی مون در شرایط حساس از حیات نظام بینالمللی و جهانی که انواع تهدیدات علیه بشریت تجلی یافته بر مسند دبیرکلی سازمان ملل متحد تکیه میزند و خود را برای دفاع از حقوق بشریت و جهانیان در معرض آزمونی سخت و بزرگ قرار میدهد که شاید به نوعی از حقوق ملتها و دولتهای تحت سیطره ابرقدرتها دفاع نماید. با توجه به آگاهی و کیاست ملل در سایر اقصی نقاط جهان نسبت به نقش کاخ سفید و متحدان آن در ایجاد بحرانهای متفاوت در بین ملتهای ضعیف و تحت سلطه، در تعاملی مستقیم انتظارات آنها از نهادهای بینالمللی و مجامع جهانی در راستای تقابل با سیاستهای امریکا افزایش یافته است. بنابراین ملتهای جهان از دبیر کل جدید سازمان ملل متحد انتظار دارند تا هر چه زودتر در راستای بازگشت جهان به دوران قبل از ریاست جمهوری بوش پسر اقدام نماید. اما آیا با توجه به مواضع قبلی وزیر امور خارجه کره جنوبی نسبت به حمایت از اشغال عراق و... چنین برداشتی امکانپذیر است؟ براساس گمانهزنیهای مبتنی بر مستندات قبلی، بسیاری از کارشناسان بینالملل معتقدند که دبیر کل جدید سازمان ملل متحد به عنوان هشتمین دبیر کل این سازمان بعد از 60 سال، در آینده در جهت اهداف، منافع و استراتژیهای کلان سیاست خارجی نو محافظهکاران امریکا گام برمیدارد. با چینش مسائل مختلف در کنار هم، درمییابیم که دبیر کل جدید سازمان ملل متحد وظیفهای بسیار سنگین و فراتر از گذشته برعهده دارد. در جریان حملات 33 روزه رژیم اشغالگر قدس به بیروت و دیگر شهرهای لبنان، سازمان ملل متحد عملکرد ضعیفی از خود به نمایش گذاشت.
سکوت این سازمان بینالمللی در برابر حوادثی مانند جنایات قانا و حمایت مستقیم شورای امنیت از تلآویو و جنایتکاران صهیونیست باعث شد تا اعتبار این سازمان بینالمللی نزد ملتهای جهانی علیالخصوص بین ملل مسلمان و شیعه خدشهدار شود. با نگاهی به سخنان اخیر ریاست محترم جمهوری اسلامی کشورمان در سازمان ملل متحد و بررسی آنچه در نظام بینالملل گذشته است به یک نتیجه واحد خواهیم رسید و آن این است «ساختار سازمان ملل متحد، ساختاری غلط است که نیاز به اصلاح و تغییری بنیادین و اساسی دارد.» در هر صورت چالش اصلی وضع موجود در مقابل دبیر کل جدید سازمان ملل متحد بان کی مون اعتراض سایر کشورهای جهان نسبت به ساختار غلط کشورهای عضو شورای امنیت سازمان ملل متحد است.
به نظر میرسد بر اساس بیداری و آگاهی سیاسی رو به رشد در میان سایر ملتهای دنیا در آیندهای نه چندان دور شاهد فشار بیشتر آنها در خصوص ایجاد تغییری بنیادین در ساختار سازنمان ملل متحد باشیم. این تغییر شاکله و بنیادین در حال حاضر در راستای دفاع از حقوق ملتها یک الزام محسوب میشود. الزامی که باید ملل جهان و دولتهای آگاه آن را مطالبه نمایند. هم اکنون بان وظیفهای بسیار سنگین را در برابر ملتها بر عهده گرفته است. میزان انتظارات شهروندان سایرنقاط دنیا نسبت به وی بسیار زیاد و البته بحق و بجاست. آنها دیگر حاضر نیستند تا سازمان ملل متحد به جولانگاهی در راستای مانور بیحد و حصر کاخ سفید و متحدانش تبدیل شود. در این راستا دو حالت کلی را میتوان در آینده متصور شد: اول اینکه بان بر خلاف میل و خواست سایر کشورهای جهان و در تضاد با آنچه ملتهای میخواهند، در راستای منافع کاخ سفید و متحدان آن گام بردارد در اینصورت بزودی از سوی نظام بینالملل و ملتها و دولتهای آگاه مورد مواخذه و بازخواست قرار خواهد گرفت. بان باید نسبت به سوابق خود در خصوص حمایت از اشغال کشور عراق و جنایات کاخ سفید در این کشور احتیاط بیشتری به خرج دهد.
براساس سوابق دبیرکل جدید سازمان ملل متحد نمیتوان با دیدگاه و پیش زمینهای مثبت درباره وی به داوری و حتی پیشداوری پرداخت؛ اما اگر بان به صورتی همگام و موثر با سایر ملتهای جهان حرکت کند و در راستای اصلاح ساختار نامتوازن و عادلانه سازمان ملل متحد گام بردارد. مسلما از سوی ملتها و دولتهای بیدار مورد حمایت قرار خواهد گرفت و لابیهای دولت آمریکا و همپیمانانش در راستای برکناری وی هرگز تاثیر نخواهد داشت. بان در مسیر بسیار سخت و دشواری قرار دارد و باید فن زیستن مطلوب در راس هرم یک سازمان بینالمللی را به خوبی فرا گیرد، زیرا در غیر این صورت بستر موجود در نظام بینالملل ظرفیت پذیرش وی را در خود نخواهد داشت و در مدت زمان کوتاهی عملکرد دبیر کل جدید سازمان ملل متحد از سوی نظام بینالملل و مجامع جهانی مورد نقد قرار خواهد گرفت و آزمونی سخت در انتظار سازمان ملل متحد میباشد به گونهای که بتواند از قدرت موجود در این سازمان در راستای دفاع از حقوق ملتها استفاده نماید و همانند سایر دبیر کلها گوش به فرمان ابرقدرتها نبوده و نباشد.