تاریخ انتشار : ۱۴ آبان ۱۳۸۸ - ۰۹:۲۲  ، 
کد خبر : ۷۶۰۰۲

جنگ در دالان‌های اقتصاد

محمد آصفی اشاره: دکتر بایزید مردوخی دبیر اسبق حساب ذخیره ارزی و مشاور اسبق سازمان برنامه و بودجه کشور، تجارب دانش عملی خود را در تب بحرانی جنگ کسب کرده است. شاید خاطره انگیزترین و تلخ‌ترین خاطره جنگ او این باشد که «در بعدازظهر 31 شهریور 1359 در طبقه سوم همین وزارت صنایع در خیابان طالقانی از کنار پنجره عابرین پیاده رو را نگاه می‌کردم یا به آسمان خیره شده بودم. ناگهان دیدم که یک هواپیمای جنگی در بالای سرم در پرواز است. از همان طبقه به راحتی می‌شد خلبانش را دید و آرم و نوشته‌های آن را خواند. نمی‌توانستم باور کنم که یک هواپیمای جنگی تا بدین حد در بالای سرمان پرواز کند. اما باورم آمد که این نمی‌تواند یک هواپیمای ایرانی باشد. آن روز بعدازظهر 31 شهریور 1359 بود. جنگ برایم با وحشت از غرش هواپیما در بالای سرم آغاز شد.» دکتر بایزید مردوخی اینک چند ماهی است که رسماً بازنشسته شده‌ اما تجارب او و چالش‌های او برای سامان بخشیدن امروز جنگ دست کم در آن حد که به او مربوط می‌شد بخشی از تاریخ اقتصاد جنگ هشت ساله ایران با رژیم بعثی عراق است. اولین سمت‌های او پس از انقلاب و در دوران جنگ، مدیر بخش صنایع و معادن سازمان برنامه و بودجه آغاز جنگ تحمیلی بود. بعدها در سال 61 رئیس دفتر اقتصاد کلان سازمان شد. در سال‌های 64 در دوران معاونت ابراهیم عرب زاده مشاور معاونت اقتصادی سازمان برنامه به او واگذار کردند. پس از جنگ در سال 79 مشاور رئیس سازمان برنامه شد. او تا پیش از بازنشستگی دبیر حساب ذخیره ارزی کشور را برعهده داشت.

* جنگ در ایران سال‌های دهه شصت یکی از شگفت‌انگیزترین وقایع آن سال‌ها بود. هنوز هم یکی از مثال‌های نظامی در جهان است. پاره زیادی از کشورها و قدرت‌ها احساس می‌کردند که جنگ به سرعت وارد مراحل جدیدی خواهد شد و ایرانیان در این جنگ با شکست سنگینی مواجه می‌شوند. شما که دست اندرکار حوزه اقتصاد بودید چه نوع اولویت‌هایی را بیشتر در نظر داشتید و چگونه برای درون شهرها و جنگ برنامه ریزی می‌کردید‌؟ آیا اولویتی اساساً در کار بود؟
** بله، اولویت‌های در صنایع اقتصادی و صنایع وابسته به جنگ بود این یک ضرورت است زمانی که جنگ شروع می‌شود دولت‌ها به دو دلیل خیلی مهم ناگزیرند که مسئولیت خیلی بیشتری را برعهده گیرند. بدین دلیل که دولت خود مصرف کننده اصلی کشور است، از نظر اسلحه، مهمات و تجهیزات جنگی، وسایل نقلیه جنگی و تأمین مواد غذایی برای جبهه‌ها و از طرفی تأمین نیازهای اساسی مردم در پشت جبهه، این دو وظیفه خطیر ایجاب می‌کند که در زمان جنگ یک برنامه ریزی بسیار دقیق صورت گیرد. حتی برنامه ریزی در کل منابع از نوع اجباری دردست دولت قرار می‌گیرد.
زمانی که جنگ تحمیل می‌شود ناگزیر باید تلاش کرد که شکست صورت نگیرد. برای این امر باید تخصیص منابع در دست دولت باشد و مکانیزم قیمت و بازار را حتی‌المقدور تحت کنترل بگیریم تا هر دو نیاز تأمین شود. در دوران جنگ بخش تولید تحت کنترل دولت است برای اینکه بتواند اولویت‌های جنگ را تأمین کرد. باید مطابق برنامه‌ای که جنگ را پیروز کند تولید صورت گیرد کالای مصرفی باید برای تأمین جبهه و پشت جبهه تولید شود و کالای اساسی مورد نیاز جبهه‌ها در کنار بخش تولید صنعتی که تحت کنترل دولت است باید تأمین شود و با برنامه‌ریزیهای دولتی فعالیت می‌کند بخش‌های خدماتی و بازرگانی بالعکس فعالیت می‌کنند و این یکی از درگیری‌های دولت‌ها است که در زمان جدید باید مراقب این طبقه بازرگانی و خدماتی باشند.
چون این طبقه بیشترین انتفاع را در اقتصاد دارد و از نظر اقتصاد سیاسی جنگ این الزامات را به دولت‌ها تحمیل می‌کند که بخش صنعتی را در کنترل گیرند و بخش‌هایی که قادر به کنترل آن نیستند مراقب آن بخش‌ها باشند چون یکی از مهم‌ترین دغدغه‌های زمان جنگ بحث قیمت‌ها است. با توجه به اینکه قیمت‌ها در اقتصاد باز براساس سنت آن کنترلی در آن وجود ندارند و دولت‌ها در شرایط جنگ کنترل قیمت‌ها را در دست می‌گیرند.
* آیا یک تجربه جهانی وجود دارد که جنگ را با اقتصاد باز اداره کنند‌؟
** در دوران معاصر جنگ با اقتصاد باز اداره نمی‌شود. زمانی که دولت‌ها به مرحله state می‌رسند حاکمیت و اقتدارشان در سرتاسر مرزها وجود دارد زمانی که با دشمن خارجی مواجه می‌شوند ناگزیر بایستی خیلی از اصول اقتصاد آزاد را زیر پا بگذارند. کشورهایی مانند ژاپن، انگلستان، فرانسه و آلمان هم همین روش را در پیش گرفتند با اینکه ایالات متحده مستقیماً در جنگ نبود اما اولویت‌های خود را تغییر داد. خطوط تولید خودرو سازی را ناگهان به تولید وسایل نقلیه سنگین مانند تانک، کامیون نفربر و... تبدیل کرد. دولت انگلستان در جنگ جهانی دوم ضمن اینکه کنترل اقتصاد را برعهده گرفت به اندازه نگران مردم بود که بوم و قلم مو نقاشی را جزو کالاهای اساسی قرار داد و این را در لیست سهمیه و جیره‌بندی آن کالاها قرار داد.
تجارب خوبی که در زمینه اقتصادی و در زمینه مدیریتی کابینه‌ها از کشورهای دیگر وجود دارد، این است که کابینه‌ها، کابینه معمولی نیستند و بلافاصله تجدید ساختار می‌دهند و از افرادی استفاده می‌شود که بتواند با شرایط جنگ مسئولیت‌ها را برعهده بگیرند و یا در بعضی مواقع که جنگ زیاد با سرزمین اصلی سروکار نداشته باشد کابینه موقت جنگی تشکیل می‌شود مانند جنگی که انگلستان در آمریکای جنوبی و در جزیره فالکلند به راه انداخته بود. در آنجا برای اداره‌امور جنگ کابینه جنگی تشکیل داد هرچند که آن جنگ هزاران کیلومتر با کشور انگلیس فاصله داشت.
* در ابتدای جنگ ایران و عراق هیچ گونه تحقیقی صورت گرفته است که تجارب دیگر ملل مورد مطالعه قرار گیرد؟
** بله، کشورهایی که در جنگ‌های اول و دوم شرکت داشتند در دو سطح خرد و کلان تا حدی که اطلاعات و امکانات موجود بود مورد مطالعه قرار دادیم. من شخصاً در سطح کلان و خرد تحقیق کردم که در کشور ما یک تجربه بود البته موقعیت جنگی نبود بلکه شرایط اقتصادی آن همانند ایام جنگ در تنگنا قرار داشت. از سال 1328 تا سال 1332 که شرایط اقتصادی آن دوره را بررسی کردم در دوره ملی شدن صنعت نفت که شرایط کاملاً بحرانی بود و در محاصره کامل بودیم و چیزی شبیه جنگ و تنها چیزی که کم بود جبهه جنگ بود اما عملاً جنگ اقتصادی و سیاسی کامل بود.
* دریافت‌های شما از آن سال‌ها بین 1328 تا 1332 به چه عناصری از جنگ مربوط می‌شد؟
** مهمترین مسأله همدلی مردم با دولت بود و شاید بتوان گفت که شاید این مهمترین عامل پیروزی اقتصادی آن دوره بود. مردم به کاری که دولت انجام می‌داد اعتقاد داشتند و پشت دولت بودند. ما در آن دوره تجارب جالبی را کسب کردیم. صادرات غیر نفتی در این چند سال چندین برابر شد. کشوری که به جز نفت و خشکبار کالایی برای صادرات نداشت و واردات به یک سوم رسید. تراز بازرگانی غیرنفتی منفی بود و به صورت کاملاً چشمگیر به مثبت رسید. این مسایل نتیجه مدیریت کلان در شرایط بحرانی بود.
* در جنگ ایران و عراق در سال‌های اول 1359، 1360 مدیریت بحران اقتصادی بیشتر در دست کدام یک از نهادهای اقتصادی بود؟
** عمدتاً هیأت دولت (آقای مهندس موسوی) و سازمان برنامه پای اصلی مدیریت جنگ بود اما با بانک مرکزی و دیگر نهادها هماهنگی برقرار می‌شد. اما برنامه اصلی را سازمان برنامه پی‌ریزی و مدیریت می‌کرد.
* می‌توان ارزیابی اقتصادی از سال‌های جنگ بدست آورد که ما در چه وضعیتی بودیم و به تدریج به کدام سمت پیش رفتیم تا به نقطه‌هایی برسیم که آینده ده سال جنگ را پیش‌بینی کنیم؟
** زمانی جنگ شروع شد که به تازگی نظام اقتصادی و اجتماعی کشور عوض شده بود. در نتیجه انقلاب آشفتگی در گوشه و کنار مملکت وجود داشت. مدیریت کلان کشور تجربه اداره جنگ و غیر جنگی را در آن زمان نداشت و صرفاً با ایثار، شوق، از خودگذشتگی، کوشش‌های شبانه‌روزی و... سعی می‌کردند که جبهه‌ها را تغذیه کنند و از دولت نظامی خبری نداشتند. دولت معمولاً زمانی که جنگ شروع می‌شود مسایل آن عمدتاً مدنی است و تغذیه جبهه است، خود جنگ را حس نمی‌کند. خواسته‌های آن‌ها را اجرا می‌کند. این کار در حد امکان و با علاقمندی و مدیریت زیاد صورت می‌گیرد.
و نیازهای جبهه‌ها را با تمام کمبودهای اقتصادی که در کشور وجود داشت تأمین می‌کردند. صنایع دچار اختلال شده بود و مواد اولیه که باید از خارج می‌رسید، نمی‌رسید وابستگی صنایع ما به خارج بسیار بالا بود. برای مواد اولیه، کالاهای واسطه‌ای، کالاهای سرمایه‌ای در هر سه ناحیه صنعت نیازمند خارج بود. این کانال‌های تغذیه مواد و کالاها از خارج تعطیل شده بود. سوخت که یکی از عامل اصلی صنعت است در دسترس نبود. بهره‌برداری از ظرفیت‌ها به شدت پایان یافت و صادرات هیچ نوع علامت مثبتی را نشان نمی‌داد. همانطور که واردات کم شده بود و فقط نفت صادر می‌شد.
* قیمت نفت در سال‌های 59، 60 به چه صورت بود؟
** در حد قیمت‌های امروزه نبود. شاید در حدود 10 تا 15 دلار بود.
طبق اطلاعات آن سالها، قیمت نفت تا سال‌های 65 در حد بالایی قرار داشت و کشور در وضعیت خوبی بود.
چند سالی خیلی خوب بود. حدوداً در سال‌های 1363 بود که درآمد خوبی از استخراج نفت بدست آمد و قیمت بالا بود و مقدار استخراج با توجه به شرایط جنگی زیاد دستخوش تغییر نبود و شرایط بین‌المللی ایجاب نمی‌کرد که جنگ به آن حد کشیده شود.
* چرا؟
** چون دنیا به سوخت نیاز داشت و نمی‌بایستی نفت آسیب می‌دید. البته آسیب‌های اتفاقی رخ می‌داد. بعنوان مثال تلمبه‌خانه‌ها و بعضی از ترمینال‌های نفتی مورد حمله و بمباران قرار می‌گرفتند اما به شدت خساراتی که به مناطق مسکونی و به صنعت غیرنفت وارد شده بود به نفت چنین آسیبی وارد نشد نکته دیگری که حایز اهمیت است این است که بررسی صورت می‌گیرد که تغییرات تکنولوژی در دوران جنگ مورد آسیب قرار نگیرد تجربه کشورهای دنیا نشان می‌دهد که در دوران جنگ حتی جهش‌های تکنولوژیکی هم صورت می‌گیرد.
در کشور ما اتفاقاتی رخ داد خیلی از خطوط تولیدی صنایع ما در خدمت جنگ قرار گرفت و ابتکارات و نوآوری‌های زیادی صورت گرفت. البته در این مورد اطلاعات بصورت پراکنده وجود داشته ‌اما مستند‌سازی دقیق نشده است. اگر الآن هم صورت بگیرد قابل ارزش است اتفاقاً این کار باید توسط نیروهای نظامی صورت بگیرد. چون آنها در رأس کار بودند. البته کارخانه هم می‌تواند اطلاعاتی داشته باشد اما فهرست این کارخانه‌ها موجود نیست و خود کارخانه‌ها ممکن است تغییر کرده باشند.
* ما در هشت سال اخیر چندبار دوران اقتصادی نامساعدی را تجربه کردیم ابتدا در شهریور 1320 اشغال توسط ایران توسط نیروهای متفقین و ملی شدن نفت و سالهای انقلاب و دوره‌های جنگ از جمله مهمترین آنها بود آنچه در طول 80 سال اخیر حائز اهمیت است اینکه ما به یک مدیریت بحران رسیدیم و همواره از پیچ‌های تاریخی اقتصاد نامتناسب گذر کردیم تجربیات این دوره‌ها را چگونه ارزیابی می‌کنید؟
** تجاربی که ایران در جنگ دوم جهانی در سالهای 1320 طی کرد مستندسازی نشد از این رو اسناد زیادی در دسترس نیست که دریابیم دولت ما چگونه این دوره را طی کرده و چه راه‌حلی پیش گرفته است و در مقابل، واکنش مردم به چه صورتی بود زمانی که ما در ایران تحت اشغال بودیم، جبهه جنگی به طور مستقیم وجود نداشت. انگلیس و روسیه از شمال و جنوب توانستند وارد شوند و کشور را تحت کنترل خود قرار دهند.
بعد از اتمام جنگ ایران را ترک کردند البته اسناد و کتابهای تاریخی که تمام روند و بحران‌های آن زمان را بخواهد تشریح کند برخورد نشده است با این وجود می‌توان گفت آنچه ما در آن دوران تجربه کردیم تنها بحران کامل بود. بی‌پولی، عدم پرداخت حقوق از جمله آنها بود. دولت برای اداره ‌امور به کارمندان خود در عوض حقوق و دستمزد کالا پرداخت می‌کرد حتی امروزه هم ما کم و بیش می‌بینیم بعضی از اداره‌ها علاوه بر حقوق، کالا هم پرداخت می‌کنند که این عمل حاصل همان دوران است. این یک نوع تکنولوژی اداره امور است الگوی مصرف‌کنندگان اینک عوض شده و جامعه نیازهای دیگری دارد.
* این تجربه چیزی شبیه تجربه سالهای نهضت ملی شدن نفت است با این تفاوت که جنگی به معنای حقیقی در کار نبود. ارزیابی شما از این دوره چه بود؟
** از سوی نیروهای اشغالگر دوره نهضت ملی شدن نفت که چیزی شبیه جنگ تمام عیار بود منهای جبهه‌ای که در آن تیراندازی انجام شود یا دشمن وارد خاک ایران شود. تمام آثار جنگ را اقتصاد ایران درآن زمان تجربه کرد به طوری که کل صادرات غیرنفتی در سال 1328 از یک و هشت دهم (8/1) میلیارد ریال به هشت و چهار دهم میلیارد ریال (4/8) رسید.
در سال 1328 واردات کشور از نه و سه دهم میلیارد ریال (3/9) به هفت و چهار دهم (4/7) میلیارد ریال رسید و در سال 1330 تراز بازرگانی غیرنفتی از منهای هفت و نیم میلیارد ریال به دو و هفت دهم میلیارد ریال (7/2) ارتقا یافت. این حکایت از مدیریت اقتصادی موفق داشت که دلیل اصلی همدلی و همراهی مردم بود که آن هم بخشی از درایت و هنر دولت را نشان می‌داد.
* ما در سالهای پایانی جنگ یعنی سالهای 66 و 67 براساس وضعیت آمارها واضح است که وضعیت خیلی مساعدی را نداشتیم به محض اینکه قیمت نفت در جهان تغییراتی پیدا کرد ما هم افت‌هایی داشتیم فکر می‌کنید صادرات غیرنفتی در سالهای دوره جنگ در چه شرایطی بود‌؟
** صادرات غیرنفتی هرگز نقشی در اداره‌امور اقتصادی کشور نداشت. و همیشه زیر یک میلیارد دلار بود و اگر امروزه تغییراتی در آن پدیدار شد محصول دوره سالهای اخیر است. در حال حاضر مجموع صادرات غیرنفتی به 10 یا 11 میلیارد دلار رسید در دوران جنگ ارتباط بازرگانی در دنیا خیلی راحت نبود و تولیداتی هم در آن زمان صورت نمی‌گرفت که صادراتی صورت گیرد جز کالاهای سنتی مانند پسته و چیزهای دیگر که چندان نقشی نداشت به خصوص در آن زمان که خیلی از ارتباطات تجاری با دنیا قطع شد و اگر کالای غیرنفتی هم وجود داشت چندان جایگاهی نداشت.
* فکر می‌کنید چه درصدی از دلایل اتمام جنگ شاخص‌های اقتصادی بود؟
** وضعیت اقتصادی در دوران جنگ بسیار نگران کننده بود پیروزی در صحنه جنگ به معنای پیروزی در صحنه اقتصاد نبود ضمن اینکه همه نیروها و همه منابع به صورت مثبت و جانبدارانه در کنار جبهه‌ها قرار گرفته‌اما از نگرانی‌های اقتصادی کاسته نمی‌شد خرابی‌ها بسیار سنگین و تلفات جانی بسیار چشمگیر بود همه اینها نیاز به یک برنامه ریزی دقیق داشت هرچه حجم این خسارت‌ها بالا می‌رفت نگرانی در دولت بیشتر افزایش پیدا می‌کرد ضمن اینکه این نگرانی‌ها باعث نمی‌شد اولویت‌های جنگ نادیده گرفته شود.
* اولویت‌های جنگ چه بود؟
** تأمین منابع، ارز، ریال، کالا، تجهیزات هرچیزی که ضرورت داشت. در بحران اقتصادی ایران تأمین این منابع هرگز فراموش نشد. احتمالاً مقامات عالی رتبه کشور که هر دو جبهه را نگاه می‌کردند (‌جبهه جنگ و بحران اقتصادی) در یک شرایطی عامل اقتصادی را به عنوان عامل تعیین کننده می‌دانستند. هرچه به سالهای 1367 نزدیک‌تر می‌شدیم عامل اقتصادی وزنش بیشتر می‌شد و در همان سالها بود که گزارش‌های محرمانه‌ای از سازمان برنامه دریافت می‌شد و بیشتر در همان سالها اوج گرفت.
* چه کسانی دست اندرکار این نوع گزارش‌ها بودند؟
** مقامات سازمان برنامه. در آن فضا در واقع سیاستمداران هرم فوقانی نظام، به دنبال این بودند که جنگ را به آن نقطه قابل قبولی برسانند و از آرمان‌های انقلاب و جنگ دفاع کنند. به نظر می‌رسد که عده‌ای پیش از آنها آینده را پیش‌بینی می‌کردند و احساس می‌کردند که آینده خیلی امیدوارکننده نیست و نظرشان اینگونه بود حتی اگر جبهه‌های جنگ تا دو سال دیگر به آن نقطه قابل قبول مثلاً فتح بصره برسد یا نرسد ما خیلی نمی‌توانیم دوام بیاوریم به همین جهت من فکر می‌کنم کار این گروه که وارد این نوع بحث‌های تحقیقاتی می‌شدند خیلی مهم است؟ به نظر من اینکه چه کسانی بودند خیلی مهم نیست.
* آقای روغنی زنجانی در خاطراتش که چاپ شده اشاره کردند «‌ما زمانی که آن گزارش را تهیه کرده بودیم در سازمان برنامه به زحمت توانستیم نظر علمای امر را نسبت به این مسأله معطوف کنیم که در آینده اتفاقات ناگواری در این کشور رخ خواهد داد.» می‌توان حدس زد کار آن بخش از افرادی که وارد این حیطه‌ها شدند بسیار خطیر بوده؟
** آن بحث که یک بار انجام نشد در دولت جمهوری اسلامی ایران در دوران جنگ هر دو بخش مشغول به فعالیت بودند. بخش کارشناسی سازمان برنامه یکی از دستگاه‌های مهم بخش کارشناسی بود و دائماً مشغول به کار بود و همیشه گزارش داده می‌شد اینکه اوضاع اقتصادی چگونه پیش می‌رود و چطور تحولاتش را پیش بینی می‌کند هیچ کارشناسی نمی‌تواند بگوید که در دوران جنگ خیلی تحولات خوب پیش می‌رفت بنابراین اعتبار کار کارشناسی سرجای خود بوده و هست و کار شده نه یک بار بلکه بارها.
کارشناس تنها اطلاعات می‌داد یقیناً از آن طرف هم از قسمت جبهه‌ها و از قسمت نظامی گزارشات روزمره ارسال می‌شد. این است که آن مرجعی که باید تصمیم بگیرد همیشه باید تردید و تعلیق سرو کار داشته باشد. آیا ادامه دهند یا متوقف کنند؟
اگر ادامه دهند چه وضعی خواهند داشت که قطعاً یکی از آن وضع‌هایی که تعریف خواهد شد همان وضع اقتصادی است اگر ادامه ندهند چه وضعیتی پیش خواهد آمد قطعاً یکی از نگرانی‌ها این است که آیا دشمن در سرزمین ما است یا خیر اگر در سرزمین من نیست این تصمیم راحت‌تر صورت می‌گیرد که بتواند قطع جنگ را ارفاق کند.
این تبادل همیشه در مرجع تصمیم‌گیری در زمان جنگ صورت می‌گیرد ادامه دهم؟ یا قطع کنم؟ و هر کدام هم آثار خودش را دارد دستگاه کارشناسی منطقش این است که وارد معامله سیاسی یا نظامی نشود که بگویند که طبق دلایلی که من می‌گویم باید قطع کنید. بلکه صادقانه گزارش علمی تخصصی دقیق بدهند روانکاو هم باید تاحدی که ‌امکان پذیر است به صورت علمی پیش‌بینی کند و این کار سبب می‌شود که آن مرجع تصمیم گیرنده جنگ و صلح اهمیت بیشتری دهد.
* شما در سالهای پایانی جنگ در سازمان برنامه و بودجه چه سمتی داشتید؟
** سال 1367 مشاور اقتصادی سازمان برنامه بودم و سالهای 65 و 64 مشاور اقتصادی بودم.
* از آن سالها خاطره‌ای به یاد دارید؟
** من از سال‌های 1359 مدیر صنایع سازمان برنامه بودم روزی را به یاد دارم که به جلسه‌ای رفته بودم در بانک صنعت و معدن خیابان طالقانی فعلی رو به پنجره نشسته بودم ناگهان یک هواپیمای جنگی در آسمان پدیدار شد که معلوم بود این هواپیما ایرانی نیست و من بسیار حیرت زده شدم و همه را به سمت خودم همراهی کردم اواخر شهریور بود و هنوز جنگی صورت نگرفته بود و این هواپیما آنقدر فاصله کمی با پنجره داشت که من حتی خلبان را هم می‌توانستم ببینم و بسیار نگران شدیم و بعد مشاهده کردیم که رژیم اشغالگر صدام حسین به جنوب کشور حمله کرد.
بعد از این جریان ما آثار خاموشی‌های برق و کمبود سوخت و بنزین را از زمان انقلاب تجربه کردیم ما از صبح که شروع به کار می‌کردیم کارهایی که مانند سابق روتین نبود و باید برای جنگ مطالعات عمیق انجام می‌شد تا بتوانیم برنامه ریزی دقیقی را طرح‌ریزی کنیم به یاد دارم تا ساعت‌های 10 الی 11 شب مشغول به کار بودیم در آن زمان شرایط به شکلی بود که اتومبیل شخصی در دسترس نبود و ما دوران سخت کمبود بنزین را طی می‌کردیم و من از بهارستان تا منزل 5 یا 6 نوبت سوار ماشین می‌شدم تا به منزل برسم.
البته به دلیل شوق و شور زیادی که در من و مردم وجود داشت واقعاً می‌توانم بگویم که هیچ خستگی از آن شرایط در ذهن به یاد ندارم و هیچ نوع وسیله رفاهی از جمله حمل و نقل وجود نداشت و ما برای تأمین گرما در منازل از گازوئیل استفاده می‌کردیم و گاهی پیش می‌آمد بچه‌های کوچک هفته‌ها بدون وسیله گرمایی سر می‌کردند. دوران بسیار سختی بود و هیچ کس نباید این دوران را آرزو کند.
جنگ می‌تواند مدنیت را از بین ببرد رفاه را از بین ببرد البته ممکن است بعد از یک جنگ انسان تصور کند که جنگ دستاوردهایی با خود به دنبال خواهد داشت ولی آثاری که به جا می‌گذارد قابل احصا نیست ما ممکن است بگوییم هیچ نگرانی نداریم خیلی در آن دوران شور داشتیم اما هزاران نفر دیگر حتماً سختیهای بسیار جدی کشیدند کما اینکه ما در محله‌مان یک ساختمان بلندی بود و خانواده‌های خوزستانی در آن ساکن بودند مردم ساده و زحمتکشی که با آپارتمان نشینی میانه‌ای نداشتند با آنکه این ساختمان بیست و چند طبقه‌ای را در اختیارشان گذاشته بودند و حتماً امکانات آپارتمان نشینی در اختیار آنها بود باز خیلی سختیها کشیدند چرا که برق نبود وسیله گرمایی نبود و اینها جزو اشخاص خوش شانسی بودند که جان سالم به در بردند یا مثلاً شهری مانند قصرشیرین که کاملاً با خاک یکسان شده بود و تنها چند تک درخت باقی مانده بود این است که هرگز نباید به مردم توصیه کرد که جنگ را دوست داشته باشند.
* در تخصیص منابع و تقسیم بودجه در شهرها چه نوع اولویت‌هایی در دوره جنگ بهانه می‌شد آیا تقسیمات خاصی مطرح بود؟
** یکی از اثرات جنگ همین آثار مخرب آن است تمام الویت‌های اقتصادی اجتماعی مان دگرگون می‌شود به عنوان مثال برنامه فقرزدایی را شروع کردیم برنامه تعاون منطقه‌ای را شروع کردیم که بعد از انقلاب همه این حرف‌ها مطرح بود به مناطق محروم برسیم و بتوانیم بخشی از خسارات و عقب‌ماندگی‌ها را جبران کنیم این‌ها طبیعتاً اهمیت خودش را از دست می‌دهند به دلیل اینکه منابع هرگز آنقدر نیست که شما بتوانید یک اقتصاد مرفه را فراهم کنید برای مردم، به هدف‌های اجتماعی‌تان برسید به عدالت اجتماعی در حد متعالی آن برسید عدالت اجتماعی تبدیل می‌شود به این که چگونه به نیازهای مردم برسیم و سیستم کوپنی به همین دلیل ایجاد شد و گمان می‌کنم خیلی موفق بوده چون قیمت‌ها کنترل شد این بود که بدون تردید الویت‌هایی که در دوران پیش از جنگ وجود داشت آن الویت‌ها جابه‌جا شد الویت اول به طور طبیعی تبدیل می‌شود به جبهه جنگ و پشت جبهه در حد نیازهای اساسی بود که نیازهای اساسی ما صابون، قند، شکر، چای و نیازهای اساسی مردم انگلیس هم در جنگ دوم جهانی اینها بود به انضمام بوم نقاشی و رنگ و قلم مو این‌ها که خانم‌های خانه‌دار و کودکان بتوانند نقاشی کنند و این بستگی به فرهنگ آن جامعه داشت.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات