مهران قاسمی
وضعیت امنیتی عراق به ویژه در شهرهای بزرگ این کشور اکنون چنان نابسامان شده است که ظاهراً مقامات آمریکایی فارغ از تمامی هیاهویی که در ماههای اخیر به راه انداخته و طرحهای متعدد امنیتی خود را حلال تمامی مشکلات امنیتی این کشور هزار پاره میخواندند، اکنون به رغم تکذیب مکرر اخبار منتشر شده چارهای جز مذاکره با شورشیانی که با استفاده از ناتوانی اشغالگران در حفظ امنیت کشور اشغال شده هر لحظه در نقطهای از این کشور نمایش قدرت خود را با قربانی کردن بیگناهان و غیرنظامیان جشن میگیرند، ندارند.
آمریکاییها در روزهای اخیر وارد مذاکراتی گسترده با شورشیان شدهاند. پنتاگون امیدوار است این مذاکرات حداقل در کوتاهمدت باعث شود تا موج خشونتها در عراق اندکی فروکش کرده و جمهوریخواهانی که از هم اکنون ناامیدانه به انتخابات نوامبر و از دست دادن کرسیهای متعدد خود در هر دو مجلس میاندیشند اندکی از بار روانی و انتقادات فزاینده رقبای دموکرات خود رهایی یابند.
رامسفلد و تیم محافظهکاران نوین در این میان هرچند خود بهتر از هرکسی میدانند که با توجه به ماهیت دائماً در حال تغییر شورشها و گروههای شورشی در عراق امکان رسیدن به توافقی که بتوان حتی در میان مدت بر آن حساب کرده و آن را به عنوان پایه و اساس ترتیبات امنیتی آتی قرار داد وجود ندارد اما باز هم به این مذاکرات به عنوان درمانی مقطعی نگاه میکنند که اگرچه نمیتواند سودی به حال مردمان عراق داشته باشد اما شاید بتواند سیاستمداران محافظهکاری را که هرگز تصور نمیکردند برای تحقق رویاهای خود محکوم به پرداخت چنین بهای گزافی خواهند شد، در برهه حساس انتخابات از گزند منتقدان و رقبای خود مصون بدارد.
اهمیت آرام شدن اوضاع در عراق و فروکش کردن حتی نسبی خشونتها زمانی عیانتر میشود که به این واقعیت عینی توجه داشته باشیم که نتایج تمامی نظرسنجیها در ماههای اخیر و حتی در بازه زمانی یک هفتهای منتهی به یازده سپتامبر که علیالقاعده با توجه به انبوه تبلیغات رسانهای جمهوریخواهان و تکرار چند صد باره روایتهای متناظر با فجایع تروریستی آن روز احساسات میهنپرستانه آمریکاییان در اوج بود، نشان از آن دارد که شهروندان آمریکایی نبرد عراق یا به عبارت صحیحتر تجاوز و اشغال این سرزمین را به هیچ وجه در راستای نبرد علیه تروریسم تلقی نمیکنند.
پیام چنین نگاهی برای سیاستمداران آمریکایی حامی بوش آشکار است ؛ دیگر نمیتوان با تأکید و تکرار تعابیر نخ نما شدهای چون مبارزه با تروریسم و حفظ ارزشهای آمریکایی و حتی دشنامهایی چون فاشیسم اسلامی تلفات وسیع آمریکا در عراق را پوشاند و توجیه کرد. مردم آمریکا هیچ توجیهی را برای جنگ با عراقی که نقشی در حمله به آمریکا نداشته است نمیپذیرند. این رویکرد همان ناقوس شومی است که اکنون زنگ مکرر آن خواب را بر محافظهکاران آمریکایی حرام کرده است و آرامش و قرار را از آنان ربوده است.
در چنین بستری است که اکنون رامسفلد و طراحان پس پرده و یا آشکار جنگ به ناچار تن به حقارت مذاکره با شورشیانی میدهند که در سه سال گذشته فارغ از کشتار بیرحمانه و غیرانسانی شهروندان بیگناه و غیرنظامی عراقی، در ورای هر انفجار و بمب گذاری و حمله تروریستی خود ضربهای مهلک به اقتدار و وجهه آمریکا وارد کردهاند و ابرقدرت را به بازی گرفتهاند.
گزارشهای ارسالی از عراق نیز در روزهای اخیر حاکی از آن است که برخلاف سخنان بوش که زمانی فریاد برمیآورد با تروریستها مذاکرهای نخواهد کرد اکنون روزهاست که سیاستمداران و نظامیان آمریکایی بر سر میزهایی حاضر میشوند که در سوی دیگر آن تروریستها قرار دارند. در میان مذاکرهکنندگان نمایندگان ارتش اسلامی عراق یکی از برجستهترین و خونریزترین گروههای شبهنظامی و تروریست سنی در عراق نیز به چشم میخورند. آمریکاییها در سه روز گذشته مذاکرات فشردهای را با این افراد برگزار کردهاند و مطابق شنیدهها وعدههایی را نیز به آنان دادهاند. وعدههایی که بهای تحقق آنها را مطابق معمول باید مردمان عراق و به طور خاص اکثریت شیعه این کشور بپردازند.
این مذاکرات اما ظاهراً تمام ماجرا نیست. آمریکاییها که در روزهای اخیر به کرات به شکست عملیات نظامی انجام شده در بغداد طی دو ماه و نیم گذشته اعتراف کردهاند اکنون باید خود را برای مذاکره با گروهی آماده کنند که آن را از قدرت ساقط کرده بودند و تصور میشد هرگز هم به قدرت بازنگردد؛ حزب بعث عراق.
بعثیهای عراقی که بخش عمدهای از ناآرامیها و حملات تروریستی زیر نظر مستقیم آنان صورت میگیرد نیز اکنون حضور خود را علنی کرده و حتی برای آغاز مذاکره با مقامات آمریکایی شرط هم قائل شدهاند! حزب بعث عراق در بیانیه خود مهمترین شروط مذاکره با نیروهای اشغالگر را عقبنشینی کامل این نیروها، به رسمیت شناختن مقاومت و عذرخواهی از مردم عراق اعلام کرده است.
سایر شروط بعثیها نیز قابل توجه هستند: حفظ استقلال ملی کامل عراق که شامل به رسمیت شناختن مقاومت ملی با تمامی گروههای نظامی و غیرنظامی آن از سوی نیروهای اشغالگر، اعلام عقبنشینی کامل و غیر مشروط این نیروها از عراق، به رسمیت شناختن حاکمیت و استقلال ملی عراق و حمایت از وحدت ملی و ارضی آن، مخالفت با هرگونه تقسیم عراق، اعلام آمادگی آمریکا و همپیمانانش مبنی بر عذرخواهی رسمی از مردم عراق به دلیل جنایات و حملاتی که در حق آنها مرتکب شدهاند، آزادی تمامی زندانیان عراقی و لغو دادگاههای غیرقانونی فعلی در عراق و تصمیمات آنها، لغو روند سیاسی فعلی در سایه حضور اشغالگران، لغو تمامی تصمیمگیریها، قوانین و تدابیر سیاسی و اقتصادی اتخاذ شده در عراق با حضور اشغالگران، بازگرداندن ارتش منحل شده عراق و سازماندهی نیروهای مسلح ملی، تعهد نسبت به پرداخت تمامی خسارتهای مادی و معنوی علیه عراقیها از سوی آمریکا، انگلیس و دیگر کشورهای شرکتکننده در جنگ علیه این کشور، لغو تمام قطعنامههای بینالمللی که از سال 1990 تاکنون علیه عراق اتخاذ شده، تحویل جاسوسان و مزدورانی که در حق مردم و کشورشان مرتکب جنایت شدهاند و تحویل این افراد به دادگاههای عراقی برای محاکمه هرچه سریعتر است!
علی رغم این وضعیت نابسامان که آمریکاییها برای فرار از آن حاضر به هر اقدامی ولو مذاکره با بقایای حزب بعث هم هستند، اظهارات خوشبینانه ساکنان کاخ سفید که ترجیح میدهند در روزهای منتهی به انتخابات برای حفظ ظاهر هم که شده خود را در ردای سیاستمداران کامیاب و پیروز پنهان سازند، در درون مرزهای این کشور با انتقاد محافل دموکرات روبهرو شده است. رسانههای نزدیک به دموکراتها به ویژه دو روزنامه تأثیرگذار نیویورک تایمز و واشنگتن پست در روزهای اخیر با افزایش گزارشهای خود در مورد شرایط واقعی عراق و وضعیت نظامی آمریکا در این منطقه تلاش کردهاند تا مشتهای گره شده اما خالی سیاستمداران محافظهکار را در برابر چشمان کنجکاو رأیدهندگان آمریکایی باز کنند.
واشنگتن پست روز گذشته در همین راستا در یادداشتی مینویسد: دولت بوش به رغم تمامی هرج و مرجهای موجود در عراق و به رغم بحرانی شدن اوضاع جاری در این کشور همچنان مدعی آن است که به پیشرفتها و موفقیتهایی در عراق دست یافته است. متأسفانه تا به امروز هیچیک از طرحهای امنیتی آمریکا در عراق برای متوقف ساختن خشونت و درگیری در این کشور موفقیتآمیز نبوده است. در حال حاضر دولت بوش برای کسب موفقیتهای واقعی در عراق پیش از هر چیز نیازمند آن است که بسیاری از واقعیتهای جاری در این کشور را بپذیرد و باور کند و براساس واقعیتهای موجود در عراق طرحها و برنامههای خود را تعریف کند.
دنیس راس نماینده و هماهنگکننده سابق امور خاورمیانه در زمان ریاست جمهوری بیل کلینتون نیز روز گذشته به میدان آمد تا باز هم محاصره افکار عمومی بر جمهوریخواهان تنگتر شود. او در یادداشتی تحت عنوان «دولت بوش باید خود را با واقعیتهای موجود در عراق تطبیق دهد» نوشت: امروز با وجود گذشت سه سال و نیم از زمان جنگ آمریکا با عراق و به اشغال درآوردن این کشور توسط نیروهای آمریکایی و هم پیمانان آن دولت بوش باید سیاستهای خود را با توجه به واقعیتهای موجود در عراق تعریف کند و خود را با این واقعیتها تطبیق دهد. متأسفانه تاکنون دولت بوش نتوانسته است خود را با این واقعیتها تطبیق دهد و همچنان مدعی دستیابی به برخی پیشرفتها و موفقیتها در عراق است.
در هر زمانی که دولت بوش اعلام کرده است زمینه مناسب برای کاهش نیروهای آمریکایی در عراق فراهم شده است امور جاری به گونهای پیش میرود که این دولت به سرعت از این تصمیم خود عقبنشینی میکند. در واقع دولت بوش از بسیاری از واقعیتهای موجود در عراق فرار میکند و از رویارویی با واقعیتها اجتناب میکند. این دولت معتقد است که هرگونه خروج نیروهای آمریکایی از عراق با توجه به وضعیت موجود در آن کشور منجر به ایجاد جنگهای داخلی و هرج و مرجهای امنیتی در عراق خواهد شد و این بحرانها نه تنها عراق بلکه کل منطقه را تهدید میکند.
حال با توجه به این واقعیت موجود که دولت بوش به آن معتقد است چه سیاست و اقداماتی را باید در برابر عراق اتخاذ کنیم. اولین اقدام آن است که دولت آمریکا باید اعتراف کند که عراق جدید هرگز کشور دموکرات متحد آزادی نیست که بتواند الگوی کشورهای همجوار قرار گیرد.
راس در ادامه اما طرحی را نیز ارائه میکند که به باور برخی میتواند طرح پیشنهادی دموکراتها برای بازگرداندن آرامش به عراق و کنترل اوضاع باشد.
سیاستمدار آمریکایی که برخی معتقدند با توجه به وجهه مطلوب و جایگاه مناسب وی در نزد سیاستمداران جهان و نیز تصویر مثبتی که از وی در نزد افکار عمومی در جهان وجود دارد، در صورت پیروزی دموکراتها در انتخابات آتی سمت وزیر خارجه آمریکا را برعهده میگیرد تا نوعی تغییر فاحش و نمادین را در سیاست خارجی کاخ سفید متبلور سازد، طرح پیشنهادی خود را که شامل سه سناریو است این گونه تعریف میکند: طرح یا سناریوی اول بدین ترتیب است که بوش باید بر تشکیل یک کنفرانس آشتی ملی در عراق اصرار کند و تلاش کند که این کنفرانس تا زمان محقق شدن اهداف خود که در رأس آن انجام برخی از اصلاحات و تغییرات در قانون اساسی است به پایان نرسد.
سناریوی دوم شامل تشکیل و برگزاری کنفرانس کشورهای همجوار عراق متمرکز میشود. این کنفرانس باید با حضور کشورهای مهم و استراتژیکی چون ایران، عربستان، اردن، سوریه و ترکیه برگزار و تشکیل شود. این کشورها به رغم آنکه خواهان محقق شدن طرحهای آمریکا در عراق و موفقیت نیروهای آمریکایی در این کشور نیستند و بیشتر تمایل به شکست آمریکا در عراق دارند اما از تشکیل یک عراق بحران زده و پر هرج و مرج نگرانند. طرح و سناریوی سوم به تعیین جدول زمانی مشخص برای خروج نیروهای آمریکایی از عراق متمرکز میشود.
دولت بوش براساس این طرح باید به دولت مالکی تبیین کند که میان گفتوگو برای تعیین جدول زمانی مشخص جهت خروج نیروهای آمریکایی از عراق و تعیین زمان کاملاً معینی برای خروج این نیروها از این کشور تفاوت وجود دارد. در صورتی که آمریکا گفتوگوهای خود برای تعیین جدول زمانی مشخص جهت خروج از عراق را با دولت مالکی اتخاذ کند این فرصت برای بسیاری از گروههای داخلی عراق ایجاد میشود که با اتخاذ سیاست گفتوگوهای سازنده و شفاف بسیاری از اختلافات سیاسی موجود پایان دهند.
در روزهای آتی اما انتظار میرود که با نزدیک شدن انتخابات میاندورهای و همزمان تشدید تلاشهای محافظهکاران برای برقراری نوعی نظم موقت و آرامش نسبی ولو کوتاه مدت، صحنه سیاسی عراق بیش از آنکه متأثر از موازنه قوا و درگیریهای داخلی باشد از برهم کنش نیروهای مختلف در درون ساختار سیاسی آمریکا تأثیر پذیرد. فارغ از نتیجه حاصله اما از هم اکنون میتوان انتظار داشت که پیروز انتخابات میاندورهای گروهی است که در اذهان عمومی آمریکا بتواند راهی برای خروج این کشور از گرداب عراق بیابد. عراق خوانی است که بدون گذر از آن هیچ حزب و گروهی موفق نخواهد شد برای خود جایگاهی محکم و ثابت در ساختمانهای مجلل مجلسین آمریکا بیابد.