توماس آسموت
ترجمه : محمد علی فیروزآبادی
میلیاردها دلار درآمد نفتی در جمهوری آذربایجان موجب تحکیم قدرت رئیس جمهور این کشور"الهام علی اف" شده است و از طرفی این درآمد هنگفت خطری برای آتش بس با جمهوری ارمنستان به شمار می آید. خط لوله 1770 کیلومتری انتقال نفت آذربایجان که از باکو و جمهوری گرجستان تا بندر جیحان در ترکیه امتداد دارد، از جمله پروژههای غرور برانگیز جمهوری آذربایجان به حساب می آید، پروژه ای که اجرای کامل آن دوازده سال طول کشید و بالاخره در ماه 2005 افتتاح شد.
در چهارم ژوئن 2006 نیز اولین محموله یکصدهزار بشکه این خط لوله به تانکرهای شرکت "بریتیشها و تهورن"سرازیر شد تا بدین وسیله بخشی از سوخت لازم برای اقتصاد اروپا و ایالات متحده تامین شود. شرکت بریتیش پترولیوم در راس کنسریسومی با چهار میلیارد دلار سرمایهگذاری قرار دارد تا بدین صورت سالانه پنجاه میلیون تن از نفت آذربایجان را از راههای دریایی به مقصد برساند.
صدور نفت از باکو تا حد زیادی وایستگی کشورهای خریدار این ماده حیاتی را به سازمان اوپک کاهش میدهد. زیا جمهوری آذربایجان نیز درست به مانند کشور نفت خیز قرقیزستان در اوپک عضویت ندارد. از طرفی پول حاصل از فروش این نفت به کشورهای غربی، تضمینی است برای ادامه قدرت پرزیدنت الهام علی اف، بر پایههای برآوردهای انجام گرفته، دریای خزر برخوردار از منابع نفتی است که تا یکصد میلیارد بشکه نفت را در خود جای داده است. اگر قیمتهای فعلی نفت را که بالای هفتاد دلار در هر بشکه به فروش میرود، موقتی بدانیم و به طورمیانگین قیمت هر بشکه نفت را 45دلار در نظر بگیریم، بدین ترتیب دولت آذربایجان خواد توانست تا سال 2030 حدودا مبلغ 160میلیارد دلار از راه فروش نفت به زانه سرازیر کند.
رقم 160میلیارد دلار و یکصد میلیارد بشکه نفت نشان دهنده پول بی نهایت کلانی است که نصیب هر کشوری نمیشود که در حال حاضر چهل درصد از جمعیت هشت میلیونی آن درآمدی کمتر از چهل دلار در ماه دارند. اما به هر صورت این ارقام هنگفت دلار وضعیت فعلی به عنوان بهترین ابزار سیاسی در دستهای پریزدنت علی اف قرار دارد و به وسیله آن میتواند دوستان خود را فریفته و دشمنان را تهدید کند.
داستان و تاریخ آذربایجان مدرن در واقع با نام خانواده علی اف در هم آمیخته است و حیدر علی اف در واقع با نام خانواده علی اف در هم آمیخته است. "حیدر علی اف"در واقع یکی از افسران کاگ ب سابق بود که در سال1969 به سمت منشی اول حزب کمونیست آذربایجان منصوب و در سال 1982 به عنوان اولین آذربایجانی به عضویت دفتر سیاسی حزب کمونیست شوروی سابق در مسکو درآمد و بدین صورت ارتقای مقام یافت. حیدر علی اف پس از استقلال جمهوری آذربایجان در سال 1991و در جریان آن جنگ قدرت جنجال برانگیز، به طور موقت وبرای مدت کوتاهی از قدرت کنار گذاشته شد. اما ملت آذربایجان به علت که به علت شکست در جنگ با ارمنستان (بر سر دستیابی به منطقه ناگورنی قره باغ)در نا امیدی کامل به سر میبردند، طی انتخابات ریاست جمهوری در سال 1993به نفع حیدر علی اف رای دادند و او را سریرقدرت بازگرداندند. حیدر علی اف نیز بالافاصله پس از این بازگشت، نزدیک ترین کسان و یاران خود را در مهمترین پستهای دولتی گمارد و یک نیروی پلیس قوی و قدرتمند را بنیاد گذارد.
علی اف یا همان سیاست مدار کهنه کار و در آن زمان رئیس جمهور جدید، در ماه مه 1994قرارداد آتش بس را با ارمنستان انعقاد کرد و در سپتامبر همان سال قراردادی با کنسرسیوم بریتانیایی به امضا رساند، قرارادادی که بر اساس آن، این کنسرسیوم متعهد به استخراج منابع نفتی واحداث خط لوله باکو-جیحان شد. رژیم علی اف تا به امروز تکیه به دو عامل مهم داشته است یعنی پول نفت و یک دستگاه امنیتی وفادار و منقاد.
پس از مرگ حیدر علی اف در سال2003، پسرش الهام علی اف به مقام ریاست جمهوری رسید. او از همان زمان در فکر ساختن و پرداختن افسانه یک سلسله موروثی است. به علاوه بر تبلیغات تلویزیونی، تقریبا در همه جای کشور پلاکاردهای بزرگی بر دیوارها نصب شده است که چهره آن پدر و این پسر بر روی آنها است و ظاهرا در حال گفتگویی جدی در مورد آینده جمهوری آذربایجان هستند. شاید پیام اصلی این تبلیغات و پلاکاردها این باشد که بنیانگذار آذربایجان نوین مسئولیت اداره کشور را به پسر وفادارش سپرده است.
این کیش شخصیت بر سر علی افها یادآور تبلیغاتی است که سابقا در دوران شوروی انجام گرفت با این تفاوت که از ستاره سرخ و داس و چکش خبری نیست. رژیم فعلی حاکم برآذربایجان نیز از همان ابتدا به دنبال نسخههای قدیمی رفت یعنی تحت نظر گرفتن، ارعاب و دستگیری مخالفان. سازمان عفو بین الملل در گزارشهای خود همواره از وابستگی قوه قضایئه جمهوری آذربایجان به دولت شکایت کرد. و بنا به گزارشهای این سازمان مخالفان رژیم در دادگاههای سیاسی و براساس اتهامات واهی خیانت به کشور و جاسوسی محاکمه شده و به خیانت به کشور و جاسوسی محاکمه شده و به مجازات سنگینی محکوم میشوند.
پرزیدنت علی اف همواره در برابر افکار عمومی این جمله را با غرور تکرار میکند: دموکراسی سیب نیست که قابل خریدن باشد دموکراسی باید رفته رفته رشد کند به عنوان مسئله یک نسل نمایان میشود"البته رئیس جمهور آذربایجان روی این مسئله حساب میکند که اروپاییها مشکل چندانی با مسئله روشهای آموزشی و تربیتی ندارد. اما به هر صورت رقم یکصد میلیارد بشکه نفت، رقمی جذاب است. افزون بر آن قرار است تا از ماه سپتامبر سال جاری صادرات گاز نیز از دریای خزر آغاز میشود. از سوی دیگر اتحادیه اروپا نیز در صدد احداث یک خط لوله انشعابی تحت نام "نابوکو"است تا بدین وسیله گاز خزر از طریق کشورهای بلغارستان رومانی مجارستان بگذراند و به شهر وین برساند و بدین صورت وابستگی به گاز روسیه را به حداقل کاهش دهد و بدین ترتیب الهام علعلی اف میتواند انتظار قراردادهای جدید و و دلارهای بیشتر ی را داشته باشد. اما آیا آذربایجان در کوتاه مدت به کشوری مرفه تبدیل خواهد شد؟چشم انداز فعلی آذربایجان که چنین چیزی را نشان نمیدهد یرا رژیم علی اف کنترل شدیدی بر درآمدها دارد و به این راحتی پول در اختیار مردم نمیگذارد.
اما به عنوان شاخصی برای آثار درآمد نفت و این که تا چه اندازه سود به این کشور است میتوان از رشد فساد در آذربایجان نام برد. بر اساس گزارشهای سازمانهای بین المللی جمهوری آذربایجان در میان 145 کشورکه از فساد بالایی برخوردارند پس از هائیتی، بنگلادش، چاو، میانمار و نجیریه در مقام 140 قرار دارد. آن انبوه دلارها به جیبهای بی شماری سرازیر میشوند اما تقریبا هیچ بودجه و هزینهای برای ساخت کارخانهها و مدرسهها و دانشگاهها در نظر گرفته نمیشود. البته ارتش آذربایجان از این دلارها بی نصیب نیست زیرا بودجه نظامی این کشور در سال گذشته حدود سی درصد افزایش یافته است. افزایش ناگهانی درآمدهای نفتی هر آن بر آتش مناقشه بر سر ناگورنو قره باغ بیشتر میدمد.
همین چند وقت پیش بود که "المار ممدیاروف"وزیر امور خارجه ارمنستان اعلام کرد:اگر با هم دوست باشیم منطقه ناگورنوقره باغ هم از قبل رشد اقتصادی بهتری پیدا کند. "به گفته وی کشور آذربایجان همه راهها از جمله راه حل نظامی را مد نظر قرار میدهد. سالهاست که گروه مینسک از زیر شاخههای سازمان همکاری اروپا به سرپرستی فرانسه و روسیه با مشارکت ایالات متحده امریکا در پی راه حلی برای مناقشه قره باغ هستند که البته هیچکدام از این تلاشها تا به امروز راه به جای نبرده است. ارمنستان در پی استقلال منطقه کوهستانی ناگورنو قره باغ است و در مقابل آذربایجان خواهان همزیستی در این منطقه است و به هیچ وجه حاضر به چشم پوشی از ناگورنوباغ به عنوان بخشی از حوزه قلمرو خود نیست.
در حال حاضر هم حدود هفتصد هزار پناه جوی فراری از قره باغ در اردوگاههای چادری و واگنی به سر میبرند و هیچ امیدی به بازگشت به موطن کوهستانی خود ندارند. به هر صورت جمهوری آذربایجان درصدد نشان دادن قدرت است زیرا دولت این کشور با نگرانی روند مذاکرات برای استقلال کوزوو را زیر نظر دارد و چنانچه این استان آلبانیاییی به استقلال دست یابد چه بسا تبدیل به الگویی برای ناگورنوقره باغ شود و همین مسئله موجب نگرانیهای زیادی برای دولتمردان باکو شده است. شاید بهتر این باشد تا آذربایجان راه گریزی از این مناقشه پیدا کند. اما در حال حاضر خطرناک ترین وضعیت مربوط به نوع آتش بسی است که در آن منطقه برقرار است.
هیچ نیروی نظامی بر این آتش بس نظارت ندارد و گاه گزارش هایی مبنی بر تبادل آتش بس میان دو طرف و قربانیان آن به بیرون درز نمیکند و این همه از رخداد هایی است که دنیایی غرب را هیچ اطلاعی از آن ندارد. آن تصاویر روی دیوارها و پلاکاردها در باکو، نمایانگر قهرمانان کشته شده جمهوری آذربایجان نیز هستند. در کنار تصاویر قربانیان همواره جملهای به این مضمون نوشته شده است:زمانی میتوان از جایی به عنوان کشور یاد کرد که مردم آمادگی کشته شدن در راه آن را داشته باشند.