تاریخ انتشار : ۲۳ مهر ۱۳۸۸ - ۱۰:۲۷  ، 
کد خبر : ۷۶۰۴۷

لبنان در گذشته و حال


احسان نراقی
در این روزها بعد از ملاقات با یکی از دوستان قدیمی ام که از روشنفکران برجسته لبنانی است و در یکی از سازمان‌های بین المللی شغل حساسی دارد، ازاوخواستم اطلاعاتی راجع به وضع لبنان در اختیارم بگذارد. او با بی نظری و بیطرفی کامل توضیحاتی داد که من نقل آن را برای اطلاع هموطنانم مفید میدانم . بعد از جنگ جهانی اول و متلاشی شدن امپراتوری عثمانی هر یک از مناطق این امپراتوری بصورت تحت الحمایه یکی از کشورهای بزرگ غربی درآمد، از آنجمله لبنان تحت الحمایه کشور فرانسه قرار گرفت.
نکته مهم در این زمان این بود که چون چند گروه مذهبی متفاوت در این کشور بسر می‌بردند پایه‌گذاران این کشور نمی‌خواستند به یک مذهب رجحان بدهند.در عین حال توجه آنها این بود که مسیحیان که در دوران عثمانی در وضع نامساعدی بسر می‌بردند، در شرایط جدید لبنان موقعیت نسبتا ممتازی داشته باشند. به این جهت در قانون اساسی صحبت از مذهب نشد ولی تفاهمی میان مسیحیان، اهل تسنن و اهل تشیع بعمل آمد بدین صورت که رئیس جمهور مسیحی باشد، نخست وزیر اهل سنت و رئیس مجلس شیعه. در آن زمان جمعیت شیعه به کثرت امروزنبود که در اکثریت قرار دارند؛ به همین جهت امام موسی صدر در زمانی که رهبری جنبش امل را داشت در پی آن بود که سرشماری مجددی در لبنان به عمل آید تا برتری‌ اهل تشیع از ظنر تعداد مسلم شود. اما از نظر فکری بیشتر مسیحیان بودند که از ابتدای تأسیس لبنان رهبری جامعه را در دست داشتند.
بهمین  دو زبان فرانسه و سپس انگلیسی توجه بسیار شد. در واقع آنان که تصور می‌کردند لبنان باید به صورت یک کشور لائیک و تا حدی اروپائی درآید بیشتر به زبان خارجی توجه داشتند تا به ساختارهای سیاسی حکومتی. به این علت حکومت لبنان به صورتی درآمد که بنیان محکمی نداشت ، هر چند ظاهر آن متجدد بود. در 1967 جنگی میان اعراب و اسرائیل روی داد که در این جنگ اعراب شکست خوردند. این شکست موجب شکایت و اعتراض مردم کشورهای عربی بخصوص لبنان به رهبران کشورهای عربی شد. از جمله برخورد ملک حسین با فلسطینیان و اخراج آنها از اردن شد. بعد از این ماجرا عده زیادی از فلسطینیان به لبنان پناه بردند.
پس از آن برخوردهای زیادی میان فلسطینی‌ها و لبنانی‌ها پیش آمد. برخوردهایی که از یک طرف میان فلسطینیان و مردم روی می داد و از طرفی دیگر با افراد ثروتمند ، و به تدریج بصورت یک جنگ داخلی بروز و حالت طبقاتی پیدا کرد. دراین زمان سوریه و مصر مداخله کردند و به جنگ پایان دادند. در1982 اسرائیل باز به لبنان حمله کرد و جنوب لبنان و بیروت را به اشغال درآورد. این حرکت اسراییل ، موجب شکل گیری مقاومتی با حضور نیروهای چپ شد و دامنه برخوردها گسترش یافت؛تا اینکه در سال1990عربستان سعودی وساطت کرد و براساس توافق نامه ای به جنگ پایان داد. در همه این دوران‌ها اما ساختار حکومتی روشن نبود، از یک طرف اداره کشور دراختیار رئیس جمهور بود و از طرف دیگر در اختیار نخست وزیر، لبنان حالت یک تن و دوسررا پیدا کرده بود. تا جنگی که در تابستان گذشته رخ داد و موجب تقویت حزب الله شد. ولی مقاومت حزب الله جنبه ای مذهبی نداشت، لبنانی‌ها این مقاومت را به صورت یک مقاومت ملی تلقی کردند و به همین دلیل حزب الله قدرت و حیثیت بیشتری بدست آورد.
از دوستم سئوال کردم ، در حال حاضر بعد از این جنگ وضع چگونه است؟او گفت:مقاومت حزب الله در حقیقت این نتیجه را داد که ترس و وحشتی که مردم لبنان از قدرت اسرائیل که به آمریکا متصل بود داشتند، تضعیف شد و به لبنانی‌ها این جرات را داد که در فکر تشکیل یک دولت واقعی و مسئول باشند.
به همین علت آنچه که امروز لبنانی‌ها طالب آنند صلح در خاورمیانه است. وجملگی گروه‌ها به این مسئله اعتقاد دارند که بدون این صلح در منطقه، آینده لبنان نا مشخص است و این صلح نیز بدون موافقت نیروهای خارجی و بین المللی و قدرت های بزرگ غیرممکن است.
من درباره شخصیت‌ها از او سئوال کردم:در زمان گذشته امام موسی صدر نقش موثری داشت؟چه کسی جانشین او شد؟او گفت، ظاهرا نبی بری جانشین اوست ولی او که نظیر امام موسی مذهبی نیست و به عنوان رهبر جنبش امل شناخته می شود، در عین حال اعتبار و نفوذ امام موسی را ندارد امام موسی را جملگی مردمان در لبنان به عنوان مرد روشنفکر و اهل گفتگو و مصالحه می پنداشتند و تاکنون هیچ شخصیتی قدر و منزلت او را بدست نیاورده است. از وی پرسیدم ایرانی‌ها چه موقعیتی دارند؟او پاسخ داد:مردم لبنان جانبداری ایران از حزب الله را به عنوان دفاع از استقلال لبنان تلقی کردند.
ضمن اینکه حالا به نظر میرسد ایرانی‌ها هم امروز کم و بیش به این واقعیت پی برده اند که اهمیت لبنان در چند مذهبی بودن آن است ، به همین جهت اخیرا مسئولان ایرانی که به لبنان سفر می کنند به غیر از رهبران اهل تشیع با اسقف اعظم مسیحی و روحیانیون اهل سنت هم دیدار می کنند. محبوبیت ایرانی‌ها در آینده هم به همین مسئله مربوط خواهد بود که تا چه میزان به ایجاد صلح در منطقه و استحکام یک بنیان حکومتی مبتنی بر عدالت و آزادی و حفظ حرمت گروه‌ها در لبنان کمک کنند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات