تاریخ انتشار : ۲۴ بهمن ۱۳۸۷ - ۰۸:۵۶  ، 
کد خبر : ۷۶۱۶۵

سوآپ و نفت خزر


نویسنده: امیر بهادری‌نژاد
به اعتقاد بسیاری از تحلیل گران بهترین مسیر برای انتقال نفت منطقه، ایران است. مسیری که از ایران می گذرد نسبت به مسیرهای عبوری از روسیه، ترکیه و چین، کوتاه تر و ارزان تر است که این مسیر برای کشورهایی که قصد دارند با حداکثر ظرفیت و کم ترین قیمت به تولید و صادرات نفت بپردازند، ایده آل است.
به اعتقاد بسیاری از تحلیل گران بهترین مسیر برای انتقال نفت منطقه، ایران است. مسیری که از ایران می گذرد نسبت به مسیرهای عبوری از روسیه، ترکیه و چین، کوتاه تر و ارزان تر است که این مسیر برای کشورهایی که قصد دارند با حداکثر ظرفیت و کم ترین قیمت به تولید و صادرات نفت بپردازند، ایده آل است با آن که هنوز آمار و اطلاعات دقیقی در مورد حجم ذخایر نفتی دریای خزر در دست نیست اما کاملاً مشخص است که این منطقه از پتانسیل لازم برای تبدیل شدن به مرکز توجه مصرف کنندگان نفت در جهان، برخوردار می باشد. اما هر بار که بحث ذخایر نفتی خزر مطرح می شود، ناخودآگاه بحث مسیرهای صادرات نفت این منطقه به میان می آید. منطقه خزر دور از اغلب مسیرهای تجارت بین المللی قرار دارد، به همین دلیل اگر تولیدکنندگان نفت در خزر، مسیر مناسبی را برای صادر کردن محصولات خود نیابند، استخراج نفت فایده چندانی در برنخواهد داشت. به اعتقاد بسیاری از تحلیل گران بهترین مسیر برای انتقال نفت منطقه، ایران است. مسیری که از ایران می گذرد نسبت به مسیرهای عبوری از روسیه، ترکیه و چین، کوتاه تر و ارزان تر است که این مسیر برای کشورهایی که قصد دارند با حداکثر ظرفیت و کم ترین قیمت به تولید و صادرات نفت بپردازند، ایده آل است. در همین حال دولت ایران نیز با اقدامات خود تولید کنندگان نفت در خزر را تشویق به استفاده از مسیر عبوری از این کشور کرده است. با این حال نفت عبوری از ایران در چند سال اخیر، اندک بوده است. در حال حاضر ایران تنها ۱۲۰ هزار بشکه در روز نفت قزاقستان، روسیه و ترکمنستان را انتقال می دهد در حالی که متوسط صادرات نفت در منطقه شوروی سابق در سه ماهه اول سال جاری میلادی، ۸۷/۵ میلیون بشکه در روز بود. اما به چه دلیل ایران نمی تواند از پتانسیل های ویژه خود در زمینه انتقال نفت خزر بهره ببرد؟ یکی از عوامل مؤثر در این زمینه، سیاست دولت آمریکا در قبال ایران می باشد. واشنگتن، ایران را حامی تروریسم می داند و شرکت های آمریکایی و خارجی را موظف کرده، بیش از ۲۰ میلیون دلار در سال در ایران سرمایه گذاری نکنند در غیر این صورت مورد تحریم قرار خواهند گرفت. البته دشمنی آمریکا با ایران تنها دلیل ناکامی ایران در انتقال نفت خزر نیست بلکه تأکید تهران در استفاده از روش سوآپ(swap) نیز تأثیرگذار بوده است. در روش سوآپ، تولیدکنندگان نفت در دریای خزر، نفت صادراتی خود را با تانکر به بندر نکا در ایران تحویل می دهند. سپس ایران این نفت را به پالایشگاه های تهران و تبریز انتقال می دهد که نفت پالایش شده برای مصرف داخلی توزیع می شود. در ازای نفت دریافت شده در نکا، ایران معادل آن را در جزیره خارک واقع در خلیج فارس به سایر کشورها صادر می کند. البته شیوه سوآپ برای صادرکنندگان نفت جذاب است که دو کشور ترکمنستان و قزاقستان چندین سال است که بر اساس این نوع قرارداد با ایران همکاری دارند. روسیه نیز در پی ناتوانی در احداث خطوط جدید انتقال نفت به این روش گرایش پیدا کرده و با ایران همکاری می کند. اما ظرفیت عملیات سوآپ در ایران محدود است. در حال حاضر ظرفیت خط لوله ای که بندر نکا را به پالایشگاه های تهران و تبریز متصل می کند تنها ۱۷۰ هزار بشکه در روز است. البته اخیراً وزیر نفت ایران اعلام کرده، در صورت نصب ایستگاهها و پمپاژ در مسیر لوله، ظرفیت آن به ۵۰۰ هزار بشکه در روز (تا پایان سال جاری میلادی) افزایش خواهد یافت اما بعید است که دولت برنامه دیگری برای افزایش بیشتر ظرفیت خط لوله داشته باشد. با این حال هنوز مشخص نیست که آیا صادرکنندگان نفت خزر حاضر خواهد بود صادرات نفت خود را به روش سوآپ از ۱۲۰ هزار بشکه در روز در حال حاضر به ۵۰۰ هزار بشکه افزایش بدهند یا خیر. همچنین ظرفیت خطوط انتقال نفت کشورهای حوزه خزر افزایش خواهد یافت به همین دلیل این کشورها ترجیح می دهند به جای استفاده از خطوط نفت ایران، از خطوط نفت کشورشان بهره ببرند. در حال حاضر خط لوله کنسرسیوم خزر (CPC) که تنگیز را به نووروسیسک متصل می کند، ۵۶۰ هزار بشکه در روز نفت انتقال می دهد که ظرفیت آن در نهایت به ۳۴/۱ میلیون بشکه در روز افزایش خواهد یافت. همچنین انتقال نفت از خط لوله باکو، تفلیس- جیحان نیز از سال آینده آغاز می شود که ظرفیت آن یک میلیون بشکه در روز است. در عین حال، ایران مدعی است که انجام پروژه های سوآپ از لحاظ اقتصادی برای کشورهای حوزه خزر باصرفه تر است اما اثبات این ادعا دشوار می باشد.
همچنین باید این واقعیت را پذیرفت که شرکت های روسی پس از این که متوجه ناتوانی شرکت «ترنس نفت» در احداث خطوط جدید انتقال نفت شدند به پروژه های سوآپ روی آوردند. در صورتی که تهران یک خط لوله از نکا تا خلیج فارس احداث نماید، آن گاه قادر خواهد بود به کشورهای حوزه خزر تضمین بدهد که استفاده از مسیر ایران، ارزان ترین مسیر برای انتقال نفت خزر می باشد. البته شواهد حاکی از آن است که مقامات ایرانی تمایلی به احداث چنین خط لوله ای ندارند. البته تهران چندین بار به صورت تئوری از چنین پروژه ای حمایت کرد امام اقدام عملی مؤثر برای ایجاد زیرساخت های آن صورت نگرفته است. در همین حال ایران تمام قدرت خود را روی افزایش حجم پروژ ه های سوآپ متمرکز کرده و توجه چندانی به خط لوله خزر- خلیج فارس ندارد. از سوی دیگر، تولیدکنندگان نفت در خزر تمایلی به صادر کردن حجم زیادی نفت به شیوه سوآپ ندارند. به همین دلیل مادامی که ایران خط لوله خزر به خلیج فارس را احداث نکند قادر به قانع کردن کشورهای حوزه خزر برای صدور حجم زیادی نفت از طریق این کشور نخواهد بود.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات