تاریخ انتشار : ۱۳ خرداد ۱۳۸۹ - ۰۸:۲۷  ، 
کد خبر : ۷۶۲۲۲

ایستادگی یا تسلیم؟


حسن رشوند
برخلاف دیپلمات‎های خوشبین که همواره روند پرونده هسته‎ای ایران را امیدوار کننده و در راستای اهداف و منافع جمهوری اسلامی ارزیابی می‎کردند، تحولات روزهای اخیر به گونه‎ای رقم خورد که نمی‎توان واقعیت‎ها را کتمان کرد و یک بار دیگر پس از نشست‎های هسته‎کننده آژانس انرژی اتمی در مقابل دوربین و با لبخند رضایت در پاسخ به پرسش خبرنگاران سخن از موفقیت‎های دست یافته در فلان اجلاس راند؛ چرا که چهره واقعی و اندیشه‎‌های نه چندان پنهان غرب اکنون به وضوح روشن شده و ناگزیر باید واقعیت‎ها را برای مردمی که بیش از یک ربع قرن با ادبیات خشن دنیای استکبار مواجه هستند، بازگو کرد. خوشبینی و بدبینی در دو سر طیف سیاست قرار دارند و به همان میزانیکه یکی باعث عدول از خواسته‎های منطقی می‎شود و دشمن را در مقابل شما گستاخ می‎کند، دیگری ممکن است دولتمرد یا کشوری را از مسیر درست و امیدبخش دور نماید.
از اینروست که همه بزرگان اعتدال را زمینه‎ساز پیشرفت و تحقق خواسته‎ها معرفی می‎کنند. اما اعتدال بدان مفهوم نیست که هر سخن اعتراض‎آمیزی و یا رفتار مقابله به مثلی را خارج از این مفهوم فرض کرد که چه بسا برعکس، ایستادگی در مقابل ظلمی و احیاء کردن حقی عین اعتدال است که دین مبین اسلام سرشار از این مصادیق است. باچنین فرضی به نظر می‎رسد آنچه در پرونده هسته‎ای ایران در طول سه سال گذشته رخ داد و امروز با تحمل همه تحقیرهای غرب، ملت ایران بزرگوارانه سکوت اختیار کرده و تصمیم برای حق قانونی خویش که همانا رسیدن به نقطه مطلوب و قابل اتکا در فناوری صلح‎آمیز هسته‎ای است را به دولتمردان خویش واگذار نمود، نباید به گونه‎ای توسط غرب برداشت شود که می‎توان با فشار سیاسی به ایران، آنها را تمکین به خواسته‎ای نامعقول کرد. عناصر سیاسی در داخل نیز با تغییر لحن مسوولان جمهوری اسلامی نباید چنین سخنانی را زمینه‎ساز ارجاع پرونده هسته‎ای ایران به شورای امنیت تفسیر کنند؛ چرا که مسیر پرونده هسته‎ای ایران با تمام فراز و نشیب‎ها تا کنون خوب طی شده است و جمهوری اسلامی از همان ابتدا سه استراتژی را برای خویش تعریف کرده بود و تا امروز براساس همان استراژی‎ها گام برداشته است و کمترین حرکتی که برداشت عدول از این استراتژی‎ها از آن مستفاد گردد، دیده نمی‎شود. این استراتژی‎ها عبارت بودند از: 1- مسئولین تراز اول نظام همواره بر این نکته تاکید داشتند که تیم هسته‎ای ایران در طول مذاکرات با سه کشور اروپایی چیزی را به آنها ندهند که نتوانند بازپس گیرند؛ چرا که خط قرمز جمهوری اسلامی در پرونده هسته‎ای داشتن چرخه سوخت است و باید این محفوظ بماند.
2-‎ گره زدن برخی مقولات داخلی، منطقه‎ای و فرامنطقه‎ای به پرونده هسته‎ای تا جایی قابل پذیرش است که با منافع ملی و آموزه‎های دینی ما تعارض نداشته باشد.
از این رو بود که به مباحثی همچون حقوق بشر آن هم در قالب‎های همجنس بازی و ... پاسخ منفی داده و چنین مباحثی را خواسته‎های نامعقول و غیرمشروع اعلام کردیم.
با توجه به سیاست‎های دشمن مبنی بر کشاندن این مساله به وضعیت بحران، تمام تلاش خویش را مصروف کردیم تا سطح این بحران را از بحران امنیتی به یک بحران سیاسی و سپس بحران فنی تقلیل دهیم، هر چند در مذاکرات و رایزنی‎های مقامات امریکایی با اروپایی‎ها خلاف این سیاست را شاهد بودیم.
امروز در وضعیت سرنوشت‎سازی قرار گرفته‎ایم و با تنظیم پیش‎نویس قطعنامه‎ای که اروپایی‎ها با هدایت امریکایی‎ها و همکاری نه چندان غیرمنتظره چین و روسیه در لندن انجام دادند و به احتمال قریب به یقین با تصویب اعضای شورای حکام آژانس انرژی اتمی نیز مواجه می‎گردد، تکلیف ما کاملاً روشن شده است؛ یا باید به خواسته غیرمنطقی آنها تن داده و راه طی شده را متوقف کنیم و اجازه دهیم هر آنچه که به دست آورده‎ایم همچون لیبی تحویل غرب شود و برای صدور ویزای فلان دانشمند جوان و با انگیزه کشورمان که پیشتر چراغ سبز جذب آن را از سوی دولت‎های غربی در قطعنامه‎های پیشین دریافت کرده بودیم، پیشگام شویم و برای همیشه در حسرت رسیدن به این فناوری مدرن و پیشرفته باقی بمانیم و یا از تمام ظرفیت‎های داخلی، منطق‎ای و حتی فرامنطقه‎ای خود بهره گرفته و بر حق خود پافشاری کرده و فرهنگ عاشورا را بار دیگر به مدد گرفته و همچون دوران دفاع مقدس ایستادگی کرده و سربلند از این امتحان بزرگ بیرون آییم.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات