حسن رشوند
برخلاف دیپلماتهای خوشبین که همواره روند پرونده هستهای ایران را امیدوار کننده و در راستای اهداف و منافع جمهوری اسلامی ارزیابی میکردند، تحولات روزهای اخیر به گونهای رقم خورد که نمیتوان واقعیتها را کتمان کرد و یک بار دیگر پس از نشستهای هستهکننده آژانس انرژی اتمی در مقابل دوربین و با لبخند رضایت در پاسخ به پرسش خبرنگاران سخن از موفقیتهای دست یافته در فلان اجلاس راند؛ چرا که چهره واقعی و اندیشههای نه چندان پنهان غرب اکنون به وضوح روشن شده و ناگزیر باید واقعیتها را برای مردمی که بیش از یک ربع قرن با ادبیات خشن دنیای استکبار مواجه هستند، بازگو کرد. خوشبینی و بدبینی در دو سر طیف سیاست قرار دارند و به همان میزانیکه یکی باعث عدول از خواستههای منطقی میشود و دشمن را در مقابل شما گستاخ میکند، دیگری ممکن است دولتمرد یا کشوری را از مسیر درست و امیدبخش دور نماید.
از اینروست که همه بزرگان اعتدال را زمینهساز پیشرفت و تحقق خواستهها معرفی میکنند. اما اعتدال بدان مفهوم نیست که هر سخن اعتراضآمیزی و یا رفتار مقابله به مثلی را خارج از این مفهوم فرض کرد که چه بسا برعکس، ایستادگی در مقابل ظلمی و احیاء کردن حقی عین اعتدال است که دین مبین اسلام سرشار از این مصادیق است. باچنین فرضی به نظر میرسد آنچه در پرونده هستهای ایران در طول سه سال گذشته رخ داد و امروز با تحمل همه تحقیرهای غرب، ملت ایران بزرگوارانه سکوت اختیار کرده و تصمیم برای حق قانونی خویش که همانا رسیدن به نقطه مطلوب و قابل اتکا در فناوری صلحآمیز هستهای است را به دولتمردان خویش واگذار نمود، نباید به گونهای توسط غرب برداشت شود که میتوان با فشار سیاسی به ایران، آنها را تمکین به خواستهای نامعقول کرد. عناصر سیاسی در داخل نیز با تغییر لحن مسوولان جمهوری اسلامی نباید چنین سخنانی را زمینهساز ارجاع پرونده هستهای ایران به شورای امنیت تفسیر کنند؛ چرا که مسیر پرونده هستهای ایران با تمام فراز و نشیبها تا کنون خوب طی شده است و جمهوری اسلامی از همان ابتدا سه استراتژی را برای خویش تعریف کرده بود و تا امروز براساس همان استراژیها گام برداشته است و کمترین حرکتی که برداشت عدول از این استراتژیها از آن مستفاد گردد، دیده نمیشود. این استراتژیها عبارت بودند از: 1- مسئولین تراز اول نظام همواره بر این نکته تاکید داشتند که تیم هستهای ایران در طول مذاکرات با سه کشور اروپایی چیزی را به آنها ندهند که نتوانند بازپس گیرند؛ چرا که خط قرمز جمهوری اسلامی در پرونده هستهای داشتن چرخه سوخت است و باید این محفوظ بماند.
2- گره زدن برخی مقولات داخلی، منطقهای و فرامنطقهای به پرونده هستهای تا جایی قابل پذیرش است که با منافع ملی و آموزههای دینی ما تعارض نداشته باشد.
از این رو بود که به مباحثی همچون حقوق بشر آن هم در قالبهای همجنس بازی و ... پاسخ منفی داده و چنین مباحثی را خواستههای نامعقول و غیرمشروع اعلام کردیم.
با توجه به سیاستهای دشمن مبنی بر کشاندن این مساله به وضعیت بحران، تمام تلاش خویش را مصروف کردیم تا سطح این بحران را از بحران امنیتی به یک بحران سیاسی و سپس بحران فنی تقلیل دهیم، هر چند در مذاکرات و رایزنیهای مقامات امریکایی با اروپاییها خلاف این سیاست را شاهد بودیم.
امروز در وضعیت سرنوشتسازی قرار گرفتهایم و با تنظیم پیشنویس قطعنامهای که اروپاییها با هدایت امریکاییها و همکاری نه چندان غیرمنتظره چین و روسیه در لندن انجام دادند و به احتمال قریب به یقین با تصویب اعضای شورای حکام آژانس انرژی اتمی نیز مواجه میگردد، تکلیف ما کاملاً روشن شده است؛ یا باید به خواسته غیرمنطقی آنها تن داده و راه طی شده را متوقف کنیم و اجازه دهیم هر آنچه که به دست آوردهایم همچون لیبی تحویل غرب شود و برای صدور ویزای فلان دانشمند جوان و با انگیزه کشورمان که پیشتر چراغ سبز جذب آن را از سوی دولتهای غربی در قطعنامههای پیشین دریافت کرده بودیم، پیشگام شویم و برای همیشه در حسرت رسیدن به این فناوری مدرن و پیشرفته باقی بمانیم و یا از تمام ظرفیتهای داخلی، منطقای و حتی فرامنطقهای خود بهره گرفته و بر حق خود پافشاری کرده و فرهنگ عاشورا را بار دیگر به مدد گرفته و همچون دوران دفاع مقدس ایستادگی کرده و سربلند از این امتحان بزرگ بیرون آییم.