مصطفی فارونی فیروزی – نژادپرستان صهیونیست معتقدند خداوند تنها برای نژاد آنها یعنی قوم بنیاسرائیل پیامبران الهی را فرستاده است و دیگر انسانها همچون حیوانات و گیاهان باید در خدمت نوع ایشان قرار بگیرند. این تفسیر از کبتایها سرتاسر تحریف شده الهی باعث شده است که نه تنها تبلیغ دین یهود امری مطرود واقع شود بلکه هیچکس جز نژاد بنیاسرائیل حق دخول به دین یهود را نداشته باشد. در این تفسیر حتی در شکل افراطیتر هیچ یهودی حق ازدواج با غیر یهودی را ندارد و اگر این کار را انجام دهد و از او بچهدار شود از دین یهود خارج گشته و جزو بنیاسرائیل محسوب نخواهد شد. به همین دلیل است که روزبهروز قلمرو صهیونیزم تنگتر از گذشته میگردد و بر تعداد پیروان آنها نسبت به دیگر ملل کاسته شود. صهیونیستها برای رفع این معضل و پیدا کردن گروههایی که دغدغه تشکیل دولت صهیونیستی را در سر داشته باشند به دنبال راههای متفاوتی برآمدهاند. ابتدا بچهدار شدن را به عنوان یک فریضه دینی مطرح کردند و خواستند تعداد یهودیان سرزمینهای اشغالی را از طریق رشد نرخ موالید افزایش دهند. اما با همه این مارها و با تبیغات فراوان برای کوچ دادن یهودیان سراسر جهان به اسرائیل هنوز جمعیت یهودیان اراضی اشغالی به بیش از یک سوم جمعیت فلسطین اشغالی نمیرسد.
مساله هولوکاست
اگرچه آنها نمیتوانند برای یهود تبلیغ کنند و معتقدند کسی نمیتواند وارد دین یهود شود مگر از طریق خون؛ اما این مساله در مورد آرمان صهیونیسم میتوانست عمومیت یابد. آرمان تشکیل یک حکومت دینی میتوانست دغدغه بسیاری از مردم جهان شود. آنها با بزرگ کردن مساله هولوکاست که در وجود یا عدم وجود آن تردیدهای اساسی وجود داشت توانستند مظلومیتنمایی کنند و اگر چه هیچ کدام از انسانهایی که به دنبال تحقق آرمان صهیونیست بودند برای خود صهیونیستها پشیزی ارزش نداشتند اما با استفاده از آنها توانستند جنبشی را در میان مسیحیت به نام جنبش صهیونیستهای مسیحی راه بیندازند. آنها برای توسعه حوزه نفوذ خود از ابزارهای رسانهای استفاده میکردند و بسیاری را با مظلومیتنمایی و در ناواقعه هولوکاست به سمت حمایت از خود سوق دادند و دولتهای کشورهای مختلف را وادار به پرداخت غرامت سالیانه در مورد آن حادثه کردند. هر سال هم نه یک روز بلکه یک هفته یادبود آن ناواقعه را در همه کشورهای غربی برگزار میکنند و کسی هم حق ندارد در مورد چند و چون آن سوال کند.
از سالیانی پیش کمکم مشخص میشد که صورتک هولوکاست دیگر رمقی برای توجیه جنایات رژیم صهیونیستی در فلسطین و توجیه اشغال آن اراضی مقدس را ندارد. همان رسانههایی که آمار دور از واقعیت هولوکاست را به مردم میقبولاندند؛ گوشههایی از جنایات رژیم صهیونیستی را برای آنها بازگو میکردند. امروزه آرمان تشکیل دولت یهودی در ارض موعود برای خود یهودیها هم دچار تشکیک شده است. پس از این چه توجیهی برای اشغال خاک فلسطین وجود دارد. (خصوصا اینکه اگر مبنای آن همان ناواقعه هولوکاست باشد به تعبیر آقای دکتر احمدینژاد چرا مردم مظلوم فلسطین باید جور آن را بکشند و این سخنی است که تمام جانهای آزاده به راحتی آن را میپذیرند.) این مسائل و دغدغهها هیچگاه خواب راحتی برای اشغالگران صهیونیست باقی نمیگذارد و آنها را وادار کرد برای ادامه روند اشغالگری خود در خاک اسرائیل طرحی نو بریزند. پروژهای که رژیم صهیونیستی برای توجیه ادامه اشغالگری خود در فلسطین اشغالی تصمیم به اجرای آن گرفتند پروژه دینسازی بود.
ظهور پیامبری از کوه
کوههای آتشفشانی کلرمونت فرانت فرانسه در دسامبر سال 1973 شاهد ظهور پیامبری! بود که اگر چه قبل از پیامبری شغلش ویراستاری مجلات ورزشی بوده است اما میتوانست گزینه مناسبی برای رهبران صهیونیست باشد تا آنها را برای تمدید اقامت در فلسطین اشغالی یاری کند.
کلود ویرهول نام این پیامبر دروغین است که خود را رائیل (برگرفته از کلمه اسرائیل) میخواند. او فرانسوی کاندایی تبار است اما پایتخت دین او کشور اسرائیل است. مردی سفیدپوش با یک گردنبند که ستاره شش پر اسرائیل از آن آویخته شده است. موهایش را در بالای سرش مثل دم خرگوش جمع میکند؛ این پیامبر دروغین که به ادعای خودش تمام ادیان گذشته بشارت ظهور او را دادهاند گاهی اوقات گیتار میزند، میرقصد و از اعمال منافی عفت با دختران زیبا لذت میبرد!
رسالت رائیل
رائیلیان رسالت! خود را در دو بخش میدانند. اول: انتشار پیام اینکه انسانها از DNA الوهیم گرفته شدهاند. الوهیم مجموعهای از انسانهای دانشمند و با خرد هستند که در بیرون از این فضا زندگی میکنند و بسیار پیشرفته و متمدن هستند. آنها در سیارهای به همین نام زندگی میکنند.
رائیل در سال 1973 با آنها به این سیاره عروج! کرده است و در آنجا با دستگاههایی که انسان در آنها شبیهسازی میشود روبرو شده است. آنها با گرفتن قطعهای از بدن او توانستهاند انسانی کاملا شبیه او در سن او شبیهسازی کنند. الوهیم که بیشتر به صورت زن بر رائیل وارد شدهاند با او درباره حضرت آدم(ع) و حضرت حوا(ع) صحبت کردهاند و این که نعوذبالله آنها به عنوان پدر و مادر بشر از DNA آنها گرفته شده و سپس شبیهسازی شدهاند و در حقیقت خالق تمام نسل بشر الوهیم است!
الوهیم واژهای است که یک بار در انجیل و چندین بار در تورات به معنای خداوند به کار رفته است. در حقیقت الوهیم در معنای اصلی خود خدای قوم یهود است. این واژه کاربردی در مفاهیم یکتاپرستانه نداشته و بیشتر جنبه چندگانهپرستی دارد.
دغدغه دوم رائیلیان ساختن سفارتخانه است. سفارتخانهای که برای فرود بشقابهای پرنده این خدایان آماده خواهد شد. طرح ساخت این سفارتخانه در اسرائیل است و تا سال 2035 آماده خواهد شد. بر روی این سفارتخانه این جمله نقش خواهد بست: خالقهای ما به زمین خوش آمدید!
آنها به خاطر سرپوش گذاشتن بر ساختگی بودن این دین مسخره اسرائیل را هم مورد شماتت قرار میدهند. در قسمتی از کتاب به اصطلاح آسمانی رائیل چنین آمده است: ما (الوهیم) آرزو میکنیم سفارتخانه ما در زمین که در اسرائیل بنا خواهد شد. در جایی که توسط حکومتها به تور (رائیل) اعطا شده است. البته اگر آنها این کار را نکنند دستخوش یک گوشمالی و تنبیه جدی میشوند برای اینکه پیامبر ما را نشانختهاند. (و اسرائیل هم از ترس وعده عذاب این پیامبر! فورا این مکان سفارتخانه خدا را به رائیل تحویل داد)
علامت آنها جمع ستاره شش پر اسرائیل و صلیب شکسته است که در طول زمان به شکلی که در تصویر میبینید در آمده است.
داستان شبیهسازی
از نظر رائیل اگر الوهیم در تورات و انجیل جاودانه است به دلیل این است که میتواند از روی خود شبیهسازی کند. در حقیقت انسانها هم میتوانند با شبیهسازی خود را جاودانه کنند. این پیامبر دروغین در یکی از ادعاهای خود اعلام کرد که به زودی با استفاده از بدن بچهای مردم در کمپانی شبیهسازیاش آن را شبیهسازی خواهد کرد و به والدینش تحویل خواهد داد.
او رسالت خود را در این میداند که مفهوم شبیهسازی را که برای بشریت تبدیل به یک لولوی ذهنی شده است را بشکند. او معتقد است که قانونگذاران بیشتر از آن که به فکر جلوگیری از شبیهسازی انسان باشند باید به فکر متوقف کردن توسعه آنتیبیوتیکها، تزریقات خون، واکسنها و دیگر تجویزات پزشکی باشند. و چه قدر جالب که رژیم صهیونیستی در یک اقدام هماهنگ اولین کشوری است که در این راه قدم میگذارد. خود رائیلیان در تعریف رائیل چنین میگویند: دینی که توسط یک دانشمند دیوانه و البته کاملا محترم ظهور کرده است تا ممنوعیتهای شبیهسازی انسانها را برطرف کند.
در این دین دروغین جدید، مراحل توسعه تبلیغ هم رعایت شده است. یعنی ابتدا تبلیغ شفاهی و موعظه زبانی؛ دوم مرحله کتابتی و نوشتاری و سوم رسانههای عصر جدید مثل روزنامه، رادیو و تلویزیون و کیست که امروز نداند که بیشتر این رسانهها در اختیار صهیونیستهاست. جالب است که یکی از پیامهای الوهیم هم آزادی مطبوعات است. رهبران رائیلیان به استناد گفتههای خود عاشق ملاقات با ژورنالیستها و اصحاب رسانه به خصوص زنان زیبا هستند. رهبر رائیلیان در ایران فردی است به نام دکتر مهران سام. او مقیم لندن است و ارتباط با او از طریق شبکه جهانی اینترنت صورت میگیرد.
خود رائیل یک روزنامهنگار عادی بوده است که ابتدا خبرهای ورزشی و اخبار مربوط به ماشین را در روزنامه ویراستاری میکرده در مجلهای به نامه اتوپاپ، او ادعا میکند که در آن موقع فقط به این اعتقاد داشته که در جهان تنها یک دین وجود دارد. "الحاد"! او گاهی اوقات به طرز خندهداری سعی میکند به عنوان پاپ حرف بزند. او هرزهگویی و نژادپرستی را رقتانگیز میداند. پیروان او که به ادعای او اکنون بالغ بر پنجاه هزار نفر در 84 کشور دنیا هستند بیشتر شامل اجتماعات سکولار، فمینیستها، رقاصها و لذتطلبها و آوازهخوانان هستند. شعار اصلی رائیلیان احترام به همه بدون در نظر گرفتن تفاوتهاست.
کتابهای رائیل
نام کتاب اصلی آنها که در سال 1973 توسط کلود ویرهول به چاپ رسیده است این بود "آنها به من گفتند؛ درباره سیارهشان" در آن زمان در یکی از مجلات غربی چنین تیتر شده بود: رائیل بزرگترین دین ماتریالیستی (مادی)! آ"نها خدایانی در فضا را میپرستند." در سال 1975 کتاب دیگری نوشت: "کتابی که حقیقت را میگوید." مجلهای نیز با مسئولیت خودش دارد به نمام آپوکولیپس یعنی (مکاشفات!) این پیامبر دروغین در بین طرفداران خود به پیامبر بزرگ بوالهوس مشهور است و به لطف رسانهها هر روز در تلویزیون ظاهر میشود و برنامههای جنسی خود را با طرفداران عاشقش که اکثرا دختران جوان هستند دارد. برای آنها افتادن عکس رائیل روی جد یک مجله پیروزی محسوب میشود و به عنوان یک تایید است. این به این معن یاست که پیامبر مورد عشق همه ما در همه جهان به عنوان یک رهبر شناخته میشود. و حرکتهای جمعی آنها عموما با هرزه مآبی صورت میگیرد.
رائیلیان فعالیت برای شبیهسازی انسانها را هیچگاه تکذیب نکردهاند. آنها برای بشر خالقیت را هم متصورند (هر چند از ابتدا مشخص بود که اومانیست غربی راهی به جز خدا انگاری ندارد) اکنون بشر میتواند زندگی جدیدی از DNA خود خلق کند. همانطور که پدران ما (الوهیم) این کار را برای ما کردند. این به این معنی است که انسانیت به زودی خود به الوهیم جدیدی برای مخلوقات خود تبدیل خواهد شد. و این سیر ادامه دارد. همچنانکه از ابتدا الوهیمهای متوالی وجود داشته است.
شبیهسازی مهمترین دغدغه آنهاست. آزمایشگاه مرکزی آنها در آمریکاست و البته آزمایشگاه اصلی آنها در کشور دیگری است که میتوان حدس زد کشور اسرائیل باشد. در سخنرانی که رائیل در نوامبر سال گذشته درمونترئال انجام داد قسم خورد تا سال 2054 و یا زودتر هر کسی میتواند خودش را شبیهسازی کند و این مسأله را به عنوان آیت پیامبری! خود مطرح کرد.
جالب است که آنها بزرگترین دشمن خود را آنتی سمیتیستها می دانند یعنی ضد یهودها! (البته نژاد سامی فراتر از قوم یهود است اما در حال حاضر بیشتر به قوم یهود اطلاق میشود) دلیل آن طبق گفتههای خودشان از آن جهت است که قوم یهود با نژادپرستی که داشتند DNA اصیل را در خودشان حفظ کردهاند و در ضمن زنهای آنها بسیار شهوتانگیز هستند!
رائیل در نهم مارس 1997 در فلامینگو هیلتون ایالت لاس وگاس ایالات متحده ادعا کرد که در حال ساخت کمپانی هست که برای ساختن یک بچه شبیهسازی شده 200 هزار دلار و برای دومی 50 هزار دلار خواهد گرفت. که احتمالا اگر به دو جین بچه شبیهسازی شده میرسید به دانهای 10 هزار دلار هم رضایت میداد. وی در سپتامبر سال 2000 بحث شبیهسازی مادرها را مطرح کرد. و گام پایانی را انتقال هسته مرکزی سلول انسان به دیگر انسانها میداند.
او در قسمتی از کتاب خود چنین مینویسد: راهنمای من خدای یهوه (خدای قوم یهود) یک لحظه مکث کرد و سپس گفت: شما در 2000 سال پیش با مردی مخالفت کردید که مسئولیت ساختن جنبشی نشر بیشتر پیغام ما داشت (منظور حضرت عیسی (ع) است). پیغامی که ما برای قوم اسرائیل فرستاده بودیم. پیامی که شما هیچوقت نمیتوانستید بفهمید. من دوباره بعد از این همه سال پیامبری برای شما فرستادم که میتواند او را از سلول مردی که قبلا به صلیب کشیده شده است باز خلقت نماید... د رنوشتههای محمد نام من الله است. به خاطر عدم احترامی که آنها داشتند من نام اصلی خود (الوهیم) را برای او نگفتم. بعد از آنکه ما به زمین بیاییم تمام مذاهب به سمت ما خواهند آمد.
ضرورت هوشیاری
پروژه پیامبریان دروغین و ایجاد فرقههای مختلف گوشهای از برنامههای صهیونیسم جهانی برای به زوال کشاندن تمدن بشری است. صهیونیستها با ایجاد این گروهها با محوریتی که عموما در سرزمینهای اشغالی فلسطین صورت میگیرد سعی در تداوم حضور نامشروع خود در اراضی اشغالی را دارند. پروژههایی که عموما بر مبنای سفاهت و خودپرستی غربیها استوار است و پس از مدتی روی واقعی خود را به بشریت مینمایانند و از آنها جز نامی در صفحههای اخبار چیزی نمیماند. ما باید هوشیار باشیم و دنیای غرب را هم که چشم و گوش بسته به دنبال دجالهای رسانهای صهیونیست میرود را از خواب غفلت بیدار کنیم. .مساله هولوکاست و پیگیری آن قدم بود. که توسط آقای دکتر احمدینژاد قداستشکنی شده است. اما نباید از دیگر ابزارهای دشمن را شناسایی و در موقعیت مناسب از کار انداخت. دشمن سر تا پا مسلحی که هر کسی را جز خودش را چون حیوانات میشمارد. حتی دوستان و متحدان غربیاش را. امیدواریم به زودی زود با برپایی همایش هالوکاست در ایران و پشتیبانی دانشمندان آزاده جهان این برنامه هم به خیل دیگر اندیشهها و پروژههای شیطانی صهیونیستها به زبالهدان تاریخ بپیوندد.