اهداف حکومت قرآنی
مردم در نگاه دینی، عیال خداوندند و حق تعالی ضمن اینکه برنامه جامع و کاملی را برای زندگی اهل خود فرو فرستاده، اهدافی را نیز برای ایشان ترسیم نموده و تشکیل حکومت را که وسیله تحقق عینی و عملی دستورات الهی است، هدفمند و دارای آثار و پیامدهای کمالپرور دانسته است. با توجه به آیات قرآنی در زمینه حکومت، اهداف و آرمانهای متعالی حکومت اسلامی را میتوان به دو بخش کلی تقسیم کرد: 1- اهداف مادی و دنیوی؛ 2- اهداف معنوی و اخروی
الف ـ اهداف مادی و دنیوی
حکومت اسلامی همچون سایر حکومتها، تشکیل نظام سیاسی را وسیلهای برای تامین نیازهای مادی مردم میداند؛ چنان که در دیگر دولتها نیز برقراری نظم و امنیت در جامعه و تامین رفاه نسبی و عدالت اجتماعی امری عقلانی و پسندیده مینماید. اما در حکومت دینی هدف از حکومت تنها در این امور خلاصه نمیشود؛ همچنان که هدف شریعت محمدی نیز مادی ـ معنوی یا دنیوی ـ اخروی است و نیازهای ظاهری و باطنی انسان را توامان پاسخگوست. در حقیقت، با توجه به اهداف حکومت از نگاه قرآن کریم میتوان به نوع حکومت مورد نظر اسلام دست یافت.
نخست به ارایه دیدگاه قرآن کریم در خصوص اهداف مادی و دنیوی حکومت میپردازیم و بدین نکته یادآور میشویم که تمامی اهداف دنیوی حکومت را میتوان در دو مورد کلی خلاصه کرد و سایر اهداف را از شمول آن دو استفاده نمود:
1- عدالت اجتماعی
مهمترین هدف در تشکیل حکومت اسلامی، تحقق عدالت اجتماعی در عرصههای مختلف جامعه میباشد. عدل، یعنی عمل بر اساس حق و انصاف در رای و عمل یا قرار دادن هر چیزی در جایگاه صحیح و واقعی خود؛(6) حکومت الهی میکوشد تا تمامی آحاد جامعه را به حق مسلم خویش برساند و با توزیع عادلانه ثروت و امکانات مادی این حق را جامه عمل بپوشاند. یکی از راههای تحقق عدالت در عرصه جامعه، مبارزه با ظلم و ظالم است که از وظایف حاکم اسلامی به شمار میرود؛
چنان که واژه «حکومت» اسم مصدر از «حکم» (7) به معنای قضاوت کردن بر مبنای عدالت و دانایی است(8) که به وسیله آن منع از ظلم حاصل میشود.(9) بسط عدالت اجتماعی کمک میکند تا فضای مناسبی جهت تامین حقوق فردی و اجتماعی مردم فراهم آید و زمینه دادخواهی مظلوم از ظالم مهیا گردد. امیت عدالت تا آنجاست که به بیان روایات اسلامی حکومت در سایه کفر استمرار مییابد، ولی با ظلم و ستم به مردمان خود هیچگاه باقی نخواهند ماند؛ (10)
چرا که فطرت و عقل سلیم تمام انسانها دوستدار و جویای عدالت است و تنها در پرتو عدالت عملی است که قانون برای همگان اجرا میگردد و مردم که عیال خداوند میباشند، به حقوق حقه خویش میرسند و این گونه، همبستگی ملی محقق شده، استعدادها توان ظهور و کمال بهتر و بیشتری مییابند و حدود و احکام الهی به شایستگی احیا و اقامه میشود. به همین جهت، هر کسی از هر قوم و ملتی دوست دارد تا همواره از حقوق قانونی و اجتماعی خود بهرهمند باشد و در سایه قسط و عدل پلکانهای رشد و ترقی را بپیماید.
قرآن کریم در بیان هدف ارسال رسولان الهی و انزال کتب میفرماید: «نقد ارسلنا رسلنا بالبینات و انزلنا معهم الکتاب و المیزان لیقوم الناس بالقسط»!(11) «هر آینه ما رسولان خود را با نشانههای روشن فرستادیم و همراهشان کتاب و ترازو را نازل کردیم تا مردم به عدل و داد قیام کنند.»
نکته که در این کریمه بدان تصریح شده آن است که ارسال رسل و انزال کتب برای این است که مردم خود به سوی عدالت گام بردارند و قسط و داد را بر پا دارند (لیقوم الناس بالقسط) و تا مردم خود خواستار اجرای عدالت و متعهد به رعایت آن نباشند، قسط و عدل در جامعه اقامه نمیشود و در واقع، حاکمان اسلامی موظفاند که زمینه و شرایط اقامه عدالت را فراهم آورند تا مردم به آسانیدر این مسیر حرکت کنند. قرآن کریم در اشاره بدین معنا میفرماید: «ان الله لا یغیر ما بقوم حتی یغیروا ما بانفسهم»؛ (12) «همانا خداوند آنچه را برای گروهی است، دگرگون نمیسازد، مگر آنکه آنچه را در نفسهایشان است، دگرگون نمیسازد، مگر آنکه آنچه را در نفسهایشان است، دگرگون نمایند».
در فرازی دیگر خداوند از جمله وظایف خطیر پیامبر خویش را برقراری عدل در میان مردم دانسته و خطاب به آن حضرت میفرماید: «و قل آمنت بما انزل الله من کتاب و امرت لا عدل بینکم»: (13) «بگو ایمان آوردن به آنچه خداوند از کتابها فرو فرستاد و مامور شدم که میان شما دادگری کنم».
یکی از امور مهمی که به اجرای قسط و داد در جامعه کمک شایانی میکند و زمینهساز بسط عدالت میگردد، اقامه حدود الهی و عمل به قوانین اسلامیاست. قرآن کریم در آیات مختلف به تبیین این نکته مهم پرداخته است که با کنار هم قرار دادن برخی از این فرازها میتوان نتایج مطلوبی گرفت:
1- حق تعالی در بیان وظیفه مهم رسول گرامی خویش در امر اداره جامعه و چگونگی برخورد با مردم میفرماید: «و ان حکمت فاحکم بینهم بالقسط»؛ (14) «اگر حکم کردی، پس میانشان براساس عدل و انصاف حکم کن».
2- قرآن کریم حکومت و قضاوت عادلانه را از وظایف کارگزاران و حاکمان اسلامی دانسته و خطاب به همگان میفرماید: «و اذا حکمتم بین الناس ان تحکموا بالعدل»؛ (15) «و چون میان مردم داوری کردید، براساس عدل و داد داوری کنید.»
3- اما سومین فراز، هدف از نزول قرآن، را حکومت براساس احکام الهی معرفی کرده و میفرماید: «انا انزلنا الیک الکتاب بالحق لتحکم بینالناس بما اراک الله»؛ (16) «همانا کتاب را به حق به سوی تو فرو فرستادیم تا به آنچه خداوند تو را میان مردم به آنچه خداوند به تو نمایاند، حکومت کنی.»
آنچه از مجموع این سه فراز نورانی میتوان استفاده نمود، این است که هدف اساسی در حکومت اسلامی حکم راندن عادلانه بر اساس احکام الهی است؛ به بیان دیگر، پیامبر اکرم(ص) و سایر کارگزاران دولت اسلامی موظفاند که عدالت اجتماعی را به ارمغان آورند؛ اما اقامه عدل و قسط (17) در گرو اجرای دستوراتی است که خداوند آن رابه رسول مکرم خود نمایانده است و به قرینه «الکتاب»، این دستورات چیزی جز احکام محکم و متشابه الهی نیست که همگی در قرآن کریم بیان شده و سنت حسنه نیز مفسر آن است.
بنابراین، تحقق عدالت در جامعه به معنای اجرای صحیح احکام و حدود الهی در تمام شئون آن است. وقتی عدل و قسط اجتماعی در متن زندگی پیاده شود، رفاه مطلوب حاصل میگردد و عمران و آبادانی سرزمینها تحقق مییابد، (18) رحمت الهی دامن میگسترد و قانون به گونهای بهتر زمینه اجرا مییابد، دامن فقط و ستم برچیده میشود و فاصله طبقاتی از میان میرود و عرصه مناسبی برای اصلاح امور مسلمانان فراهم میآید؛ چنان که نبود عدل و قسط نیز به اختلاف و تشتت آرا در میان امت اسلامی دامن میزند و فساد در دین و دنیا را پدید میآورد.
به دلیل اهمیت عدالت و گستره مفهومی و شمول آن است که میتوان تمامی اهداف مادی و دنیوی حکومت را در ذیل بحث عدالت اجتماعی مطرح کرد و آنها را زمینهساز تحصیل عدالت در جامعه دانست. امام علی(ع) در نامه معروف خود خطاب به مالکاشتر اهمیت اقامه عدل را چنین گوشزد میکند: «ان افصل قره عین الولاء استقامه العدل فیالبلاد و ظهور موده الرعیه»: (19) همانا برترین روشی چشم حاکمان، برپایی عدل در شهرها و ظاهر شدن دوستی رعیت است.»
2- نظم و امنیت
بدیهی است جامعهای که گرفتار هرج و مرج و آشوب باشد، هرگز نمیتواند نیازهای ظاهری و باطنی انسان را به شایستگی تامین کند و حتی بسط عدل و قسط نیز با مخاطره جدی مواجه میشود. به همین جهت، یکی دیگر از مهمترین اهداف برقراری حکومت اسلامی ایجاد نظم و امنیت در عرصههای گوناگون اجتماع میباشد.
از این روست که قرآن کریم به حفظ امنیت و اقتدار حکومت با ابزارها و راهکارهای مختلف دستور داده و به نوعی و دفع خطر معاندان دین امر نموده است:
«و اعدوا لهم مااستطعتم من قوه و من رباط الخیل ترهبون به عدوالله و عدوکم»؛ (20) «و هر آنچه از نیرو در توان دارید، برای ایشان آماده کنید و نیز از اسبان بسته، تا دشمن خدا و دشمن خویش را به وسیله آن بترسانید».
با توجه به تاکید و صراحت این آیه میتوان گفت که برقراری نظم و امنیت عمومی و دفع تجاوز بیگانگان، در شمار مقاصد مهمی است که باید مورد عنایت حکومت اسلامی واقع شود و این ویژگی که در تمامی نظامهای سیاسی دنیا ظهور دارد و تمامی دول دنیا نیز بدان همت میگمارند، ریشه در عقلانی بودن این هدف مهم دارد.
البته فرق اساسی حکومت حکومت دینی با حکومتهای غیردینی در خصوص تامین نیازهای دنیوی و مادی، آن است که در نظام دینی تقسیم ثروت و بیتالمال میان همگان بر پایه عدل و قسط صورت میگیرد و همواره از محرومان و مستضعفان جامعه حمایت میشود. ضمن اینکه توجه و اهتمام به برآوردن اهداف مادی و دنیوی در حکومت دینی به قصد تامین اهداف معنوی و اخروی است و در کنار دستور به نظم، به اخلاق نیک و تقوای الهی نیز توصیه میشود.
از جمله اموری که موجبات نظم و امنیت اجتماعی را فراهم میآورد، برطرف کردن اختلاف و نزاعهایی است که به آشوب و از میان رفتن آسایش و امنیت مردم میانجامد و وحدت جمعی را به تفرقه و سستی مبدل میسازد. قرآن کریم با ندای «واعتصموا بحبل الله جمیعا و لا تفرقوا» (21)
همگان را به همدلی و همبستگی فرا میخواهند و از اختلاف و جدایی برحذر میدارد و یا در فرازی دیگر مردمان را امت واحد خوانده، هدف از نزول قرآن را رفع خصومتها و اختلافها بیان نموده است: «و کان الناس امه واحده فبعث الله النبیین مبشرین و منذرین و انزل معهم الکتاب بالحق لیحکم بینالناس فیما اختلفوا فیه»: (22) «مردم یک امت بودند. پس خداوند پیامبران و بشارتدهندگان و ترسانندگان را برانگیخت و کتاب را به حق با ایشان فرو فرستاد تا میان مردم در آنچه اختلاف کردند، حکم کند.»
در خصوص رابطه میان «عدالت اجتماعی» و «نظم و امنیت» میتوان گفت که عدالت موجبات تحکیم نظم و امنیت را در جامعه فراهم میسازد و در مقابل، ظلم و تبعیض پیامدهای زیانباری را به دنبال دارد و در گذر زمان امنیت جامعه را برهم میزند. از سوی دیگر، استقرار نظم و امنیت نیز به بسط عدالت و توسعه آن در شئون گوناگون زندگی انسانها کمک میکند. به عبارت دیگر، عدالت و امنیتی به مثابه دو بالی هستند که به نیکوترین شکل اهداف مادی و دنیوی حکومت دینی را تامین میکنند و قوام و دوام نظام اجتماعی را ثمر میبخشند.
ب ـ اهداف معنوی و اخروی
در مکتب اسلام، حکومت به خودی خود ارزش به شمار نمیآید؛ بلکه مسدولیت خطیری است که حاکمان را موظف میسازد تا تحقق بخش اهداف آن باشند و به تعبیر قرآن کریم حکم راندن میان مردمان، امانتی است که باید در دستان اهلش قرار گیرد تا عدالت محقق شود و احکام الهی در تمام ابعادش جامعه عمل بپوشد: «ان الله یامرکم ان تودوا الامانات الی اهلها و اذا حکمتم بینالناس ان تحکموا بالعدل»؛ (23) «همانا خداوند به شما فرمان میدهد که امانتها را به اهلش بازگردانید و هر گاه میان مردم داوری نموردید، بر اساس عدل داوری کنید.»
نکته دیگر آنکه توزیع عادلانه امکانات مادی، برقراری عدل و قسط، و نظم و امنیت در جامعه هدف نهایی قرآن نیست؛ زیرا دنیا منزلگاه ابدی انسان نیست؛ بلکه مزرعهای است برای آخرت و مقدمهای است که در سایه آن میتوان به سعادت و کمالات معنوی و روحی نایل گردید. از این رو، حکومت اسلامی هدف دیگری غیر از تامین نیازهای مادی و دنیوی نیز دارد و آن ارتقای اخلاقی و معنوی بشر و کسب ملکات پسندیده وصول به چشمهسار تجرید و توحید است؛
به بیان دیگر، توجه صرف به منافع و حقوق مادی و ظاهری بشر، سلامت و امنیت کامل را نتیجه نمیبخشد و آدمی را از اضطراب و تنشهای روانی نمیرهاند. به همین جهت، باید حکومت علاوه بر برآوردن نیازهای دنیوی، به احتیاجات روحی و روانی انسان نیز اهتمام ورزد و بخش مهمی از رسالت خویش را به تامین اهداف معنوی و اهروی اختصاص دهد و به ترویج اخلاق و معنویت پرداخته، نسبت به احیای ارزشهای معنوی، تعلیم معارف الهی و آموزش و پرورش عملی انسانها در این زمینه همت گمارد.
آیاتی از قبیل: «ان اکرمکم عندالله اتقاکم» (24) و «و تزودوا فان خیر الزاد التقوی» (25) بیانگر این حقیقتاند که والاترین امر در مکتب قرآن، تحقق تقوای الهی در تمامی مراحل زندگی است و قرآن کریم که «هدی للناس» (26) است، در فرازهای مختلف بندگان حق را به تزکیه نفس از تعلقات مادی و دلبستگیهای مادی و نیز ایمان قلبی به غیب فرا میخواند.
حکومت در اسلام برخلاف نظامهای سیاسی دیگر مانند لیبرالیسم که نگاه دنیوی و مادی به حکومت دارد و تامین سعادت را به خواست و تصمیم خود افراد وامیگذارد، (27) علاوه بر توجه خاص به رفاه، امنیت و عدالت اجتماعی، به سعادت، اخلاق و معنویت جامعه نیز میاندیشد و خویشتن را به تامین چنین اهدافی نیز موظف میداند و این، همان فرق اساسی و وجه تمایز حکومت دینی از غیردینی است.
در اندیشه ناب قرآن کریم سعادت انسان در بعد فردی و اجتماعی با تزکیه نفس از آلایش دنیا حاصل میشود و رستگاری معنوی و اخروی جز در پرتو تهذیب نفس و تطهیر آن به دست نمیآید: «قد افلح من زکاها»؛ (28) «به تحقیق، کسی که نفس خود را پاک نمود، رستگار شد.» از این رو، حکومتی که صرفا به بهبود وضعیت مادی و رفاه دنیوی مردم برنامه میریزد و هیچ توجهی به ارزشهای معنوی ندارد و یا سرمایه را جهت توسعه مکارم اخلاق و معنویات اختصاص نمیدهد، از نظر قرآن مردود و غیر الهی است.
پس دولت اسلامی موظف است که حدود و احکام الهی را به اجرا درآورد و در پرتو امر به معروف و نهی از منکر به سالمسازی فضای معنوی جامعه و تهذیب نفوس انسانها بپردازد و عرصهای مناب را برای بروز معروف، از میان رفتن منکر، رشد کمی و کیفی اخلاق و معنویت و نیز گسترش معارف الهی و کمالات روحانی در سطوح مختلف اجتماع فراهم سازد؛ چه اینکه به بیان قرآن کریم از نشانه مومنانواقعی و مظلمومان مجاهد در راه خداست که وقتی به قدرت و حاکمیت میرسند، به اقامه این امور برمیخیزند؛ «الذین ان مکناهم فی الارض اقاموا الصلاه و آتوا الزکاه و امروا بالمعروف و نهوا عن المنکر»؛ (29) «کسانی که چون آنان را در زمین فرمانروایی دهیم، نماز را به پای دارند و زکات را بدهند و به نیکی فرمان دهند و از بدی باز دارند.»
سخن آخر
از آنچه گذشت، میتوان نتایج ذیل را برشمرد:
1- انسان موجودی است که از دو بعد جسم و روح یا ظاهر و باطن ترکیب یافته است و هر برنامهای که برای زندگی فردی و اجتماعی او تنظیم میشود، باید جوابگوی نیازهای مادی و معنوی او باشد از اینرو، نظام حکومتی باید نیازهای مادی و معنوی یا جسمی و روحی انسان را مورد توجه و اهتمام خویش قرار دهد و اهداف خود را در این راستا ترسیم نماید.
2- نیل به عدالت اجتماعی بالاترین و والاترین هدفی است که در بعد دنیوی برای هر حکومتی از جمله حکومت قرآنی وجود دارد و سایر اهداف همچون: اجرای حدود و قوانین، برقراری نظم و امنیت، و آموزش و توسعه علوم و فنون مختلف، همگی مقدمهای برای تحقق بهتر و شایستهتر قسط و عدل در عرصهای گوناگون اجتماع به شمارمیآیند.
3- البته حکومت در نگاه قرآن کریم، اهداف معنوی نیز دارد که آموزش و گسترش مکارم اخلاق و معارف توحیدی و معنوی در راس آنها قرار دارد و دیگر اهداف ارزشی مانند: امر به معروف، نهی از منکر و ترویج فرهنگ دینی زمینهساز دستیابی به معنویات و کمالات روحی میباشند.
4- اما در خصوص رابطه میان اهداف مادی و معنوی حکومت قرآنی میتوان اذعان داشت که نظم و امنیت مقدمه نیل به عدالت اجتماعی است و عدالت نیز مقدمه دسترسی به معنویت میباشد. نیل به اهداف دنیوی، وسیلهای است که هدف اصلی حکومت؛ یعنی تطهیر مردمان از رذایل اخلاقی و وصول به معنویات و معارف توحیدی، در میان آحاد جامعه خاصه کارگزاران و نیروهای تاثیرگذار نظام اسلامی حاکم میشود.
5- هر گاه ارزشهای معنوی و دنیوی در جامعه رواح یابد و در راس امور قرار گیرد، اهداف مادی و دنیوی حکومت نیز بهتر سامان مییابد و تحقق این اصل بنیادی و ریشه است که دیگر عرصههای حکومتی را روح میبخشد و از گزند انحراف و کاستی مصون میدارد.
6- اهداف معنوی و مادی در یکدیگر تاثیر متقابل نیز دارند و هنگامی که در جامعه نظم و امنیت و عدالت و قانون حاکم باشد، بهتر میتوان به اشاعه اخلاق و گسترش معنویات پرداخت. از همین روست که قرآن کریم رعایت عدل و انصاف را مایه نزدیکی به تقوا معرفی کرده و به نوعی نیز مقدمیت عدالت را برای نیل به خصیصه تقوای الهی بیان داشته است: «یا ایهاالذین آمنوا کونوا قوامین لله شهداء بالقسط و لا یجرمنکم شنآن قوم علی الا تعدولوا اعدلوا هو اقرب للتقوی:» (30) «ای کسانی که ایمان آوردهاید! قیام کنندگان برای خدا و گواهان عدل و داد باشید و کینه یک قوم شما را وا ندارد تا به عدالت رفتار نکنید. عدالت پیشه کنید که آن به تقوا نزدیکتر است.»
7- تحقق و توسعه عدالت اجتماعی و معنویت دینی دو هدف اصلی و مهم در تشکیل حکومت از منظر قرآن کریم است که تاثیر متقابلی در یکدیگر دارند و در این میان، نیل به معنویات، والاترین و مهمترین هدفی است که حکومت قرآنی آن را دنبال میکند و دسترسی به اهداف مادی یا دنیوی را وسیلهای برای نیل به مسایل معنوی و معارف توحیدی معرفی میکند و سعادت انسان را در گرو تهذیب و تطهیر روحی نفس میداند.
پینوشتها در بخش فرهنگی موجود است.