تاریخ انتشار : ۲۰ خرداد ۱۳۸۹ - ۰۸:۱۶  ، 
کد خبر : ۷۶۲۵۲
گفتگو با دکتر مجید صفاتاج

حماس پیروزی را متعلق به همه فلسطینی‎ها می‎داند

گفتگو از علی همایونفر اشاره: پیروزی جنبش حماس در انتخابات مجلس قانونگذاری فلسطین با توجه ب شرکت حدود 77 درصد واجدین شرایط در این انتخابات این واقعیت را ثابت کرد که ملت فلسطین پس از سال ها رنج و سختی به این نتیجه رسیده است که راهی جز مقاومت در برابر صهیونیست‎ها در پیش ندارد و هر نوع مذاکره و همکاری با صهیونیستها نوعی خودفریبی است چرا که صهبونیستهای نژادپرست هیچ‎گاه حاضر بهتن دادن به صلح عادلانه نیستند و زبانی جز زبان مقاومت در برابر آنها کارگر نیست. گفتگویی با دکتر مجید صفاتاج کارشناس مسائل خاورمیانه ترتیب دادیم تا پیامدهای این پیروزی بزرگ را به بررسی بنشینیم که در ذیل از نظرتان می‎گذرد.

* آیا پیروزی چشم‌گیر جنبش حماس از سوی آمریکا و رژیم صهیونیستی قابل پیش‎بینی بود؟
** همانگونه که قبلا آمریکاییها و صهیونیستها پس از انتخابات شهرداری‎ها اظهار نظر کرده بودند از رای آوردن جنبش حماس در انتخابات مجلس قانونگذاری فلسطین نگران بودند.
نگرانی آنها به این جهت بود که اطلاعاتی داشتند در خصوص میزان موفقیت جنبش و به طور کل اسلام‎گراها در انتخابات مجلس قانونگذاری فلسطین.
اما آمریکایی‎ها و صهیونیست‎ها تصور نمی‎کردند که چنین پیروزی قاطع و چشم‎گیری شکل گیرد. آنها فکر می‎کردند که تعدادی از کرسیها در پارلمان به جنبش حماس برسد. شاید پیش‎بینی می‎شد چیزی حدود یک سوم کل کرسیهای مجلس به حماس برسد و تا این حد می‎تواند در سیاست‎های مجلس قانونگذاری و تشکیلات خودگردان تاثیرگذار باشد.
اما رخ‎داد پیروزی حماس، نه تنها برای صهیونیستها و آمریکایی‎ها بلکه برای همه جهانیان و حتی خود فلسطینی‎ها غیر قابل باور بود.
با توجه به اینکه حدود 77 درصد از مردم واجد شرایط در انتخابات شرکت کردند این نتایج یک نه بزرگ به خط سازش و یک آری به خط مقاومت ضد صهیونیستی و جریان اسلام‎گرایی در فلسطین بود.
و این مطلب باعث شد که شوکی به آمریکا و صهیونیست‎ها وارد شود و آنها از این انتخابات و این پیروزی به عنوان یک زلزله سیاسی نام ببرند.
* آیا شما این ادعا را که انتخابات اخیر می‎تواند خطری برای جنبش حماس باشد و با کشاندن این جنبش به فاز سیاسی ضمن کاهش محبوبیت و افزایش مسئولیت، مهره‎های اصلی حماس را به جوخه‎های ترور معرفی کند را قبول دارید؟
** به عقیده من این دیدگاه چندان صحیح نیست چرا که قبل از این نیز رهبران جنبش حماس اعلام کردند که ما از الگوی حزب‎الله لبنان پیروی می‎کنیم. یعنی در عین حالی که خط مقاومت و آرمان‎گرایی را حفظ می‎کنیم می‎توانیم وارد فعالیت‎های سیاسی نیز بشویم و در آنجا امتیازاتی را کسب کنیم. حزب‎الله تجربه موفقی در لبنان بود. هر چند وضعیت سرزمینی لبنان و فلسطین فرق دارد اما به هر حال ورود جنبش حماس به صحنه انتخابات فلسطین با توجه به رای مثبتی که مردم به این جنبش دادند حاکی از این است که جنبش بایستی خط مقاومت را دنبال کند و نباید وارد فرآیند سازش و مذاکره با رژیم صهیونیستی شود.
اگر قرار بود مذاکره فلسطینی‎ها با صیونیستها مورد نظر باشد مردم در انتخابات به جناح رقیب جنبش حماس یعنی به جریان‎های سازشکار فلسطینی، رای می‎دادند اما نظر مردم رای اعتماد دادن به جنبش حماس است که بارها اعلام کرده ما خواست آزادی تمام سرزمین فلسطین هستیم و مقاومت را تا زمانی که در رژیم صهیونیستی در این سرزمین قرار دارد ادامه خواهیم داد.
لذا حماس در شرایطی قرار گرفته است که هیچ گاه نمی‎تواند آرمان‎ها، برنامه‎ها و اهدافی که بارها اعلام کرده است را نادیده بگیرد و مثل تشکیلات سازشکاری چون سازمان آزادی‎بخش فلسطین و یا تشکیلات خودگردان و حتی جنبش فتح عمل کند. بنابراین هر چند که دام‎های زیادی از هم اکنون بر سر راه جنبش حماس قرار دارد. این فضای جدید نیز چندان تاثیرگذار بر مواضع جنبش حماس نیست چرا که هر نوع چرخش از مواضع ضد صهیونیستی حماس را به شکل سایر گروه‎های فلسطینی سازشکار در خواهد آورد که مقبولیت مردمی ندارند.
این مطلب که جنبش حماس با شرکت در انتخابات مجلس قانونگذاری فلسطین نیروهای خودش را آشکار کرده و به تعبیری ناخواسته به صهیونیست‎ها شناسانده و زمینه ترور این افراد فراهم خواهد شد را نمی‎توان قبول کرد چرا که جنبش حماس با توجه به نیرویی که در داخل سرزمین‎های اشغالی فلسطین دارد نیروی مردمی پایدار و مقتدری چون حزب‎الله لبنان است و از حالت یک گروه زیرزمینی مسلح خارج شده و تبدیل به یک جنبش ملی‎گرا، آرمانخواه اسلامگرا و مبارز شده است که مورد توجه و حمایت آحاد مختلف مردم فلسطین است.
هر چند که به این شیوه شاید مهره‎هایی را از دست بدهد اما این امر چندان تاثیر در روند رو به تکامل و رو به رشد جنبش حماس نخواهد داشت چرا که همانگونه که بخشی از نیروهای این جنبش به شهادت می‎رسد این جنبش نیروها و کادر جدیدی را می‎گیرد.
با وجود اینکه ترور شیخ احمد یاسین رهبر جنبش حماس را دیدیم به فاصله کمتر از 40 روز شاهد ترور عبدالعزیز رنتیسی بودیم اما این ترورها و یا ترورهای قبلی هیچ گونه تاثیری در تصمیم‎گیری‎ها، برنامه‎ها و اهداف و آرمان‎های جنبش حماس نگذاشته است.
به نظر من حرکتی که از سوی جنبش حماس آغاز شده حرکتی معقولانه و مبتنی بر واقعیت‎هایی بوده است که ضمن حفظ اصول وبرنامه‎های آزادی‎خواهانه و آرمان‎خواهانه خودش توانسته در تشکیلات خودگردان فلسطین نیز صاحب اثر باشد.
* آیا مرگ مغزی شارون تأثیری بر تحولات فلسطین اشغالی داشته است؟
** فرآیندی که از انتفاضه الاقصی دنبال شده آریل شارون را که بارها سابقه خودش را آشکار بیان کرده اس و به فردی فلسطینی کش معروف شده و دست داشتن وی در جنایتهای ضد بشر آشکار است مجبور کرد که در اثر مقاومت فلسطینیان، نیرهایش را از نوار اشغالی غزه خارج کند و در حقیقت این عقب‎نشینی از نوار غزه به تعبیر صهیونیست‎های افراطی راه را برای برگزاری این انتخابات باز کرد و در حقیقت این انتخابات انتخاباتی فلسطینی بوده و در صورت حضور شارون از وی نیز کاری برنمی‎آمد.
هر چند که اکنون نیز این نتیجه با واکنش منفی رهبران رژیم صهیونیستی مواجه شده است از جمله کفیل نخست‎وزیری ایهود اولمرت، اما چون قرار بر این است که انتخابات فلسطین در چارچوب دموکراسی مورد ادعای غربیها باشد و غرب خواستار دموکراسی در کشورهای اسلامی زا جمله فلسطین است بایستی نتایج این انتخابات را به ناچار بپذیرند.
چرا که دموکراسی یک سری ملاک و معیارهایی دارد که یکی از مصداق‎های اصلی آن برگزاری انتخابات است. یعنی مجلس باید برقرار باشد که مبتنی بر اراده ملتها باشد و ملت فلسطین نیز چنین است و طی فرآیند دموکراسی این انتخابات برگزار شده است و اگر آریل شارون نیز می‎بود نمی‎توانست کاری در مقابل آن صورت دهد.
اما جریان‎های افراطی صهیونیست معتقدند اگر شارون از نوار اشغالی غزه عقب‎نشینی نمی‎کرد اکنون چنین پیروزی بزرگی برای جنبش اسلامی مردم فلسطین بدست نمی آمد و به تعبیر آنها چنین زلزله سیاسی رخ نمی‎داد.
* شما پیامدهای این رخداد سرنوشت‎ساز را چگونه ارزیابی می‎کنید؟
** پیامدهای این انتخابات در چند سطح قابل توجه و تامل است که یکی از آنها واکنش صهیونیست‎ها نسبت به این پیروزی است.
وضعیت صهیونیست‎ها با توجه به پیروزی جنبش حماس در انتخابات اخیر به گونه‎ای شده است که از یک سو صفوف جریانهای راست‎گرای افراطی و مذهبی صهیونیست را با یکدیگر متحد و منسجم کرده یعنی حزب لیکود و جریان‎هایی که از این حزب جدا شدند تا به حزب جدید شارون یعن یکادیما بپیوندند، در اثر پیروزی جنبش حماس در حال متحد شدن هستند و این طبیعت مساله است که اینها منسجم شوند تا با تشکیل دولتی قوی با این جریان برخورد کنند.
از سوی دیگر نیز جریان‎های چپ‎گرا، ملی‎گرا و یا کمونیستی رژیم صهیونیستی به نظر قبلی خودشان تاکید می‎کنند مبنی بر اینکه ما اگر از کرانه غربی رود اردن و نیز از نوار غزه زودتر عقب‎نشینی می‎کردیم چه بسا دولت فلسطینی تشکیل می‎شد و ما با پیروزی قاطع جنبش حماس در انتخابات مواجه نبودیم و تاکید دارند که حتما عقب‎نشینی از کرانه باختری رود مثل نوار اشغالی غزه صورت بگیرد.
و مساله مهم و اولویت‎دار برایاین گروه‎ها حفظ کیان و موجودیت رژیم صهیونیستی است و با حضور و ادامه اشغال کرانه باختری و بخش‎هایی از نوار غزه موجودیت اسرائیل را در معرض خطر می‎بینند اما در نهایت به نظر می‎رسد جریان راست گرای افراطی در موضع قوی‎تری پس از پیروزی حماس قرار بگیرد و اگر تحولات به گونه‎ای بشد که دولتی به رهبری نتان یاهو تکیل شود امکان اینکه رژیم صهیونیستی مجددا دست به اشغال نوار غزه بزند وجود دارد و طبیعتا این اشغال‎گری جدید با تبعات و واکنش‎های مجامع بین‎المللی نیز روبه‎رو خواهد شد.
اما به هر حال این فکر و ایده را جریان افراطی لیکود در ذهن می‎پروراند چرا که اصلا اعتقادی به عقب‎نشینی نیروهای صهیونیست از نوار غزه نداشت و حتی اینها نقشه راه را نپذیرفتند و بارها نیز اعلام کردند که سرزمینهای تحت اشغالشان سرزمینهایی آزاد شده است یعنی هر کس که بخواهد این سرزمین‎ها را به فلسطینی‎ها باز گرداند حکم مرگ خودا را امضا کرده است مثل اسحاق رابین که ترور شد. هر کس قصد بازگرداندن این سرزمین‎ه به فلسطینی‎ها را داشته است خائن است و مستحق اعدام خواهد بود.
با توجه به این تفکر افراطی احتمال اینکه بعد از روی کار آمدن دولت افراطی لیکود به رهبری نتانیاهو کارشکنیهایی انجام بگیرد و حتی بخشهایی از منطقه نوار اشغالی غزه را اشغال کنند و یا آن را بمباران نمایند وجود دارد.
* با توجه به پیروزی جنبش حماس شما چه پیش‎بینی‎ در مورد برنامه‎های جنبش فتح پس از این شکست دارید؟
** جنبش فتح با توجه به پیشینه تاریخی و اینکه از همه احزاب و گروه‎های فلسطینی سابقه بیشتری دارد و سابقه آن به اواسط دهه 50 میلادی می‎رسد اما به زعم چنین سابقه‎ای عملکرد این جنبش پس از آن که یاسر عرفات وارد فرآیند مذاکره با رژیم صهیونیستی شد تدریجا پایگاه مردمی خود را از دست داد و سابقه آن به اواسط دهه 50 میلادی می‎رسد اما به زعم چنین سابقه‎ای عملکرد این جنبش پس ازآن که یاسر عرفات وارد فرآیند مذاکره با رژیم صهیونیستی شد تدریجا پایگاه مردمی خود را از دست داد و این امر در درگیریهایی که با جنبش حماس پیدا کرد بیشتر و بیشتر پایگاه توده‎ای خود را از دست داد.
با این وجود احتمال می‎رفت که جنبش فتح بتواند در یک حالت برابر یک رقابت نفس‎گیری را با جنبش حماس داشته باشد اما هنگامی که آثار پیروزی قاطع حماس هویدا شد رهبران فتح اعلام کردند که ما به نتایج انتخابات احترام می‎گذاریم اما در دولت حماس شرکت نمی‎کنیم.
نکته‎ای که در اینجا مهم است این است که جنبش فتح در این وضعیت باقی نخواهد ماند و در پی اصلاحات در ساختار سیاسی و مواضع و برنامه‎های سیاسی خودش برخواهد آمد چرا که برخی از رهبران فتح تلاش دارد تاضمن تایید نتیجه انتخابات و احترام به آن دست به بازسازی و اصلاح ساختار درونی و سیاسی جنبش فتح بزند.
از سوی دیگر حماس اعلام کرده است که ما خواهان مشارکت جنبش فتح در دولت آینده فلسطین هستیم. این به این معناست که جنبش حماس به تنهایی مایل نیست که از شیرینی این پیروزی استفاده کند، بلکه این پیروزی را متعلق به تمام فلسطینیان و حتی جنبش فتح می‎داند و قصددارد فتح را عملا در دولت شریک کند. این سیاست معقولانه‎ای است که فتح نیز در دولت جدید سهیم می‎شود و از سوی دیگر اختلافات دیرینه بین این دو جنبش را تا حدی کاهش می‎دهد.
* آیا شرکت حماس در مذاکره با رژیم صهیونیستی به رسمیت شناختن آن نیست؟
** بالاخره مذاکرات جزئی از برنامه‎های دولت آینده فلسطین است یعنی هر جریانی که دولت را در اختیار بگیرد به هر حال نمی‎تواند با صهیونیست‎ها مذاکره نکند و حتی در خصوص اجرای نقشه راه که جنبش حماس و آقای خالد مشغل نیز که اعلام کردند مخالف نقشه راه هستند، اما برای اینکه بتوانند در نوار اشغالی غزه طبق توافق‎های قبلی عقب‎نشینی صهیونیست‎ها را تا حدی قطعی کنند مذاکرات اجتناب‎ناپذیر است و این به معنای به رسمیت شناخت رژیم صهیونیستی نیست کما اینکه پیامر گرامی اسلام بارها با کفار نیز مذاکره داشتند و حتی پیمان صلح نیز منعقد کردند اما همان‎طور که جنبش حماس اعلام کرده این به این معناست که اولا اسرائیل را به رسمیت نمی‎شناسند و دوما خواهان تشکیل حکومت فلسطین در تمامی خاک فلسطین‎اند سوما خواهان آزادسازی تمام خاک فلسطین هستند.
اما برای گذران وضعیت موجود نیز به هر حال مذاکرات پیش خواهد آمد و ممکن است عناصر و افراد اصلی حماس به طور مستقیم وارد مذاکره نشوند و به واسطه افراد دیگری که قبلا از جنبش فتح بودند به مذاکرات ادامه دهند. لذا به هر حال مذاکرات در آینده که جنبش حماس نهایتا دولت را در دست می‎گیرد اجتناب‎ناپذیر خواهد بود.
* آیا با تحولات فعلی بحث دیوار حائل ادامه می‎یابد و یا احتمال نادیده گرفتن آن وجود دارد؟
** دیوار حائل جزء برنامه‎های سلطه‎گرانه و سرکوبگرانه رژیم صهیونیستی بوده است و این دیوار برخلاف قطعنامه‎هایی که در مخالفت با آن صادر شد و برخلاف اعتراض‎ها ساخت آن توسط رژیم صهیونیستی ادامه دارد و حتی قرار است بین نوار غزه و سرزمین‎های اشغال 1948 به طور 8 کیلیومتر نیز در دریا امتداد پیدا کند.
این سیاست‎ها قطعا از سوی صهیونیست‎ها تشدید خواهد شد چرا که رویارویی صهیونیست‎ها و فلسطینی‎ها بسیار شفاف شده است و وضعیتی رخ داده که در مورد تشکیلات خودگردان و دولت فلسطینی مقابل آنها قبلا جریانی مثل عباس ابومازن و یا عرفات بوده است اما از این به بعد قرار است یک جنبش آرمان خواه مبارز در مقابل قرار بگیرد.
لذا طبیعتا شدت عمل و سرکوب از ناحیه این رژیم تشدید خواهد شد.
* از اینکه وقتتان را به ما دادید متشکرم.
** من هم از شما متشکرم.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات