* آیا پیروزی چشمگیر جنبش حماس از سوی آمریکا و رژیم صهیونیستی قابل پیشبینی بود؟
** همانگونه که قبلا آمریکاییها و صهیونیستها پس از انتخابات شهرداریها اظهار نظر کرده بودند از رای آوردن جنبش حماس در انتخابات مجلس قانونگذاری فلسطین نگران بودند.
نگرانی آنها به این جهت بود که اطلاعاتی داشتند در خصوص میزان موفقیت جنبش و به طور کل اسلامگراها در انتخابات مجلس قانونگذاری فلسطین.
اما آمریکاییها و صهیونیستها تصور نمیکردند که چنین پیروزی قاطع و چشمگیری شکل گیرد. آنها فکر میکردند که تعدادی از کرسیها در پارلمان به جنبش حماس برسد. شاید پیشبینی میشد چیزی حدود یک سوم کل کرسیهای مجلس به حماس برسد و تا این حد میتواند در سیاستهای مجلس قانونگذاری و تشکیلات خودگردان تاثیرگذار باشد.
اما رخداد پیروزی حماس، نه تنها برای صهیونیستها و آمریکاییها بلکه برای همه جهانیان و حتی خود فلسطینیها غیر قابل باور بود.
با توجه به اینکه حدود 77 درصد از مردم واجد شرایط در انتخابات شرکت کردند این نتایج یک نه بزرگ به خط سازش و یک آری به خط مقاومت ضد صهیونیستی و جریان اسلامگرایی در فلسطین بود.
و این مطلب باعث شد که شوکی به آمریکا و صهیونیستها وارد شود و آنها از این انتخابات و این پیروزی به عنوان یک زلزله سیاسی نام ببرند.
* آیا شما این ادعا را که انتخابات اخیر میتواند خطری برای جنبش حماس باشد و با کشاندن این جنبش به فاز سیاسی ضمن کاهش محبوبیت و افزایش مسئولیت، مهرههای اصلی حماس را به جوخههای ترور معرفی کند را قبول دارید؟
** به عقیده من این دیدگاه چندان صحیح نیست چرا که قبل از این نیز رهبران جنبش حماس اعلام کردند که ما از الگوی حزبالله لبنان پیروی میکنیم. یعنی در عین حالی که خط مقاومت و آرمانگرایی را حفظ میکنیم میتوانیم وارد فعالیتهای سیاسی نیز بشویم و در آنجا امتیازاتی را کسب کنیم. حزبالله تجربه موفقی در لبنان بود. هر چند وضعیت سرزمینی لبنان و فلسطین فرق دارد اما به هر حال ورود جنبش حماس به صحنه انتخابات فلسطین با توجه به رای مثبتی که مردم به این جنبش دادند حاکی از این است که جنبش بایستی خط مقاومت را دنبال کند و نباید وارد فرآیند سازش و مذاکره با رژیم صهیونیستی شود.
اگر قرار بود مذاکره فلسطینیها با صیونیستها مورد نظر باشد مردم در انتخابات به جناح رقیب جنبش حماس یعنی به جریانهای سازشکار فلسطینی، رای میدادند اما نظر مردم رای اعتماد دادن به جنبش حماس است که بارها اعلام کرده ما خواست آزادی تمام سرزمین فلسطین هستیم و مقاومت را تا زمانی که در رژیم صهیونیستی در این سرزمین قرار دارد ادامه خواهیم داد.
لذا حماس در شرایطی قرار گرفته است که هیچ گاه نمیتواند آرمانها، برنامهها و اهدافی که بارها اعلام کرده است را نادیده بگیرد و مثل تشکیلات سازشکاری چون سازمان آزادیبخش فلسطین و یا تشکیلات خودگردان و حتی جنبش فتح عمل کند. بنابراین هر چند که دامهای زیادی از هم اکنون بر سر راه جنبش حماس قرار دارد. این فضای جدید نیز چندان تاثیرگذار بر مواضع جنبش حماس نیست چرا که هر نوع چرخش از مواضع ضد صهیونیستی حماس را به شکل سایر گروههای فلسطینی سازشکار در خواهد آورد که مقبولیت مردمی ندارند.
این مطلب که جنبش حماس با شرکت در انتخابات مجلس قانونگذاری فلسطین نیروهای خودش را آشکار کرده و به تعبیری ناخواسته به صهیونیستها شناسانده و زمینه ترور این افراد فراهم خواهد شد را نمیتوان قبول کرد چرا که جنبش حماس با توجه به نیرویی که در داخل سرزمینهای اشغالی فلسطین دارد نیروی مردمی پایدار و مقتدری چون حزبالله لبنان است و از حالت یک گروه زیرزمینی مسلح خارج شده و تبدیل به یک جنبش ملیگرا، آرمانخواه اسلامگرا و مبارز شده است که مورد توجه و حمایت آحاد مختلف مردم فلسطین است.
هر چند که به این شیوه شاید مهرههایی را از دست بدهد اما این امر چندان تاثیر در روند رو به تکامل و رو به رشد جنبش حماس نخواهد داشت چرا که همانگونه که بخشی از نیروهای این جنبش به شهادت میرسد این جنبش نیروها و کادر جدیدی را میگیرد.
با وجود اینکه ترور شیخ احمد یاسین رهبر جنبش حماس را دیدیم به فاصله کمتر از 40 روز شاهد ترور عبدالعزیز رنتیسی بودیم اما این ترورها و یا ترورهای قبلی هیچ گونه تاثیری در تصمیمگیریها، برنامهها و اهداف و آرمانهای جنبش حماس نگذاشته است.
به نظر من حرکتی که از سوی جنبش حماس آغاز شده حرکتی معقولانه و مبتنی بر واقعیتهایی بوده است که ضمن حفظ اصول وبرنامههای آزادیخواهانه و آرمانخواهانه خودش توانسته در تشکیلات خودگردان فلسطین نیز صاحب اثر باشد.
* آیا مرگ مغزی شارون تأثیری بر تحولات فلسطین اشغالی داشته است؟
** فرآیندی که از انتفاضه الاقصی دنبال شده آریل شارون را که بارها سابقه خودش را آشکار بیان کرده اس و به فردی فلسطینی کش معروف شده و دست داشتن وی در جنایتهای ضد بشر آشکار است مجبور کرد که در اثر مقاومت فلسطینیان، نیرهایش را از نوار اشغالی غزه خارج کند و در حقیقت این عقبنشینی از نوار غزه به تعبیر صهیونیستهای افراطی راه را برای برگزاری این انتخابات باز کرد و در حقیقت این انتخابات انتخاباتی فلسطینی بوده و در صورت حضور شارون از وی نیز کاری برنمیآمد.
هر چند که اکنون نیز این نتیجه با واکنش منفی رهبران رژیم صهیونیستی مواجه شده است از جمله کفیل نخستوزیری ایهود اولمرت، اما چون قرار بر این است که انتخابات فلسطین در چارچوب دموکراسی مورد ادعای غربیها باشد و غرب خواستار دموکراسی در کشورهای اسلامی زا جمله فلسطین است بایستی نتایج این انتخابات را به ناچار بپذیرند.
چرا که دموکراسی یک سری ملاک و معیارهایی دارد که یکی از مصداقهای اصلی آن برگزاری انتخابات است. یعنی مجلس باید برقرار باشد که مبتنی بر اراده ملتها باشد و ملت فلسطین نیز چنین است و طی فرآیند دموکراسی این انتخابات برگزار شده است و اگر آریل شارون نیز میبود نمیتوانست کاری در مقابل آن صورت دهد.
اما جریانهای افراطی صهیونیست معتقدند اگر شارون از نوار اشغالی غزه عقبنشینی نمیکرد اکنون چنین پیروزی بزرگی برای جنبش اسلامی مردم فلسطین بدست نمی آمد و به تعبیر آنها چنین زلزله سیاسی رخ نمیداد.
* شما پیامدهای این رخداد سرنوشتساز را چگونه ارزیابی میکنید؟
** پیامدهای این انتخابات در چند سطح قابل توجه و تامل است که یکی از آنها واکنش صهیونیستها نسبت به این پیروزی است.
وضعیت صهیونیستها با توجه به پیروزی جنبش حماس در انتخابات اخیر به گونهای شده است که از یک سو صفوف جریانهای راستگرای افراطی و مذهبی صهیونیست را با یکدیگر متحد و منسجم کرده یعنی حزب لیکود و جریانهایی که از این حزب جدا شدند تا به حزب جدید شارون یعن یکادیما بپیوندند، در اثر پیروزی جنبش حماس در حال متحد شدن هستند و این طبیعت مساله است که اینها منسجم شوند تا با تشکیل دولتی قوی با این جریان برخورد کنند.
از سوی دیگر نیز جریانهای چپگرا، ملیگرا و یا کمونیستی رژیم صهیونیستی به نظر قبلی خودشان تاکید میکنند مبنی بر اینکه ما اگر از کرانه غربی رود اردن و نیز از نوار غزه زودتر عقبنشینی میکردیم چه بسا دولت فلسطینی تشکیل میشد و ما با پیروزی قاطع جنبش حماس در انتخابات مواجه نبودیم و تاکید دارند که حتما عقبنشینی از کرانه باختری رود مثل نوار اشغالی غزه صورت بگیرد.
و مساله مهم و اولویتدار برایاین گروهها حفظ کیان و موجودیت رژیم صهیونیستی است و با حضور و ادامه اشغال کرانه باختری و بخشهایی از نوار غزه موجودیت اسرائیل را در معرض خطر میبینند اما در نهایت به نظر میرسد جریان راست گرای افراطی در موضع قویتری پس از پیروزی حماس قرار بگیرد و اگر تحولات به گونهای بشد که دولتی به رهبری نتان یاهو تکیل شود امکان اینکه رژیم صهیونیستی مجددا دست به اشغال نوار غزه بزند وجود دارد و طبیعتا این اشغالگری جدید با تبعات و واکنشهای مجامع بینالمللی نیز روبهرو خواهد شد.
اما به هر حال این فکر و ایده را جریان افراطی لیکود در ذهن میپروراند چرا که اصلا اعتقادی به عقبنشینی نیروهای صهیونیست از نوار غزه نداشت و حتی اینها نقشه راه را نپذیرفتند و بارها نیز اعلام کردند که سرزمینهای تحت اشغالشان سرزمینهایی آزاد شده است یعنی هر کس که بخواهد این سرزمینها را به فلسطینیها باز گرداند حکم مرگ خودا را امضا کرده است مثل اسحاق رابین که ترور شد. هر کس قصد بازگرداندن این سرزمینه به فلسطینیها را داشته است خائن است و مستحق اعدام خواهد بود.
با توجه به این تفکر افراطی احتمال اینکه بعد از روی کار آمدن دولت افراطی لیکود به رهبری نتانیاهو کارشکنیهایی انجام بگیرد و حتی بخشهایی از منطقه نوار اشغالی غزه را اشغال کنند و یا آن را بمباران نمایند وجود دارد.
* با توجه به پیروزی جنبش حماس شما چه پیشبینی در مورد برنامههای جنبش فتح پس از این شکست دارید؟
** جنبش فتح با توجه به پیشینه تاریخی و اینکه از همه احزاب و گروههای فلسطینی سابقه بیشتری دارد و سابقه آن به اواسط دهه 50 میلادی میرسد اما به زعم چنین سابقهای عملکرد این جنبش پس از آن که یاسر عرفات وارد فرآیند مذاکره با رژیم صهیونیستی شد تدریجا پایگاه مردمی خود را از دست داد و سابقه آن به اواسط دهه 50 میلادی میرسد اما به زعم چنین سابقهای عملکرد این جنبش پس ازآن که یاسر عرفات وارد فرآیند مذاکره با رژیم صهیونیستی شد تدریجا پایگاه مردمی خود را از دست داد و این امر در درگیریهایی که با جنبش حماس پیدا کرد بیشتر و بیشتر پایگاه تودهای خود را از دست داد.
با این وجود احتمال میرفت که جنبش فتح بتواند در یک حالت برابر یک رقابت نفسگیری را با جنبش حماس داشته باشد اما هنگامی که آثار پیروزی قاطع حماس هویدا شد رهبران فتح اعلام کردند که ما به نتایج انتخابات احترام میگذاریم اما در دولت حماس شرکت نمیکنیم.
نکتهای که در اینجا مهم است این است که جنبش فتح در این وضعیت باقی نخواهد ماند و در پی اصلاحات در ساختار سیاسی و مواضع و برنامههای سیاسی خودش برخواهد آمد چرا که برخی از رهبران فتح تلاش دارد تاضمن تایید نتیجه انتخابات و احترام به آن دست به بازسازی و اصلاح ساختار درونی و سیاسی جنبش فتح بزند.
از سوی دیگر حماس اعلام کرده است که ما خواهان مشارکت جنبش فتح در دولت آینده فلسطین هستیم. این به این معناست که جنبش حماس به تنهایی مایل نیست که از شیرینی این پیروزی استفاده کند، بلکه این پیروزی را متعلق به تمام فلسطینیان و حتی جنبش فتح میداند و قصددارد فتح را عملا در دولت شریک کند. این سیاست معقولانهای است که فتح نیز در دولت جدید سهیم میشود و از سوی دیگر اختلافات دیرینه بین این دو جنبش را تا حدی کاهش میدهد.
* آیا شرکت حماس در مذاکره با رژیم صهیونیستی به رسمیت شناختن آن نیست؟
** بالاخره مذاکرات جزئی از برنامههای دولت آینده فلسطین است یعنی هر جریانی که دولت را در اختیار بگیرد به هر حال نمیتواند با صهیونیستها مذاکره نکند و حتی در خصوص اجرای نقشه راه که جنبش حماس و آقای خالد مشغل نیز که اعلام کردند مخالف نقشه راه هستند، اما برای اینکه بتوانند در نوار اشغالی غزه طبق توافقهای قبلی عقبنشینی صهیونیستها را تا حدی قطعی کنند مذاکرات اجتنابناپذیر است و این به معنای به رسمیت شناخت رژیم صهیونیستی نیست کما اینکه پیامر گرامی اسلام بارها با کفار نیز مذاکره داشتند و حتی پیمان صلح نیز منعقد کردند اما همانطور که جنبش حماس اعلام کرده این به این معناست که اولا اسرائیل را به رسمیت نمیشناسند و دوما خواهان تشکیل حکومت فلسطین در تمامی خاک فلسطیناند سوما خواهان آزادسازی تمام خاک فلسطین هستند.
اما برای گذران وضعیت موجود نیز به هر حال مذاکرات پیش خواهد آمد و ممکن است عناصر و افراد اصلی حماس به طور مستقیم وارد مذاکره نشوند و به واسطه افراد دیگری که قبلا از جنبش فتح بودند به مذاکرات ادامه دهند. لذا به هر حال مذاکرات در آینده که جنبش حماس نهایتا دولت را در دست میگیرد اجتنابناپذیر خواهد بود.
* آیا با تحولات فعلی بحث دیوار حائل ادامه مییابد و یا احتمال نادیده گرفتن آن وجود دارد؟
** دیوار حائل جزء برنامههای سلطهگرانه و سرکوبگرانه رژیم صهیونیستی بوده است و این دیوار برخلاف قطعنامههایی که در مخالفت با آن صادر شد و برخلاف اعتراضها ساخت آن توسط رژیم صهیونیستی ادامه دارد و حتی قرار است بین نوار غزه و سرزمینهای اشغال 1948 به طور 8 کیلیومتر نیز در دریا امتداد پیدا کند.
این سیاستها قطعا از سوی صهیونیستها تشدید خواهد شد چرا که رویارویی صهیونیستها و فلسطینیها بسیار شفاف شده است و وضعیتی رخ داده که در مورد تشکیلات خودگردان و دولت فلسطینی مقابل آنها قبلا جریانی مثل عباس ابومازن و یا عرفات بوده است اما از این به بعد قرار است یک جنبش آرمان خواه مبارز در مقابل قرار بگیرد.
لذا طبیعتا شدت عمل و سرکوب از ناحیه این رژیم تشدید خواهد شد.
* از اینکه وقتتان را به ما دادید متشکرم.
** من هم از شما متشکرم.