تاریخ انتشار : ۰۹ ارديبهشت ۱۳۸۹ - ۰۸:۴۷  ، 
کد خبر : ۷۶۲۶۶

دفتر تحکیم وحدت تغییر در راه است


سرویس دانشجویان
*با نگاه به عمل‌کرد دفتر تحکیم وحدت پس از دوم خرداد 76 تا کنون؛ دو نوع رویکرد را در عمل سیاسی این مجموعه شاهدیم. رویکرد اول که در فاصله‌ی دو انتخابات دوم خرداد 76 و مجلس ششم است؛ نگاه به مبارزات پارلمانی و انتخاباتی است. این مجموعه با حمایت از جریان‌هی سیاسی، ارائه‌ی لیست انتخاباتی و حتی معرفی کاندیدا در اولین انتخابات مجلس شورای شهر انتخابات و مجلس ششم، سرانجام با انتقادهایی از درون مواجه شود که تحکیم به عنوان مجموعه دانشجویی نباید کارکرد حزبی داشته باشد. رویکرد دوم نیز پس از رد کردن بحران انحلال و بازسازی مجدد تحکیم در سال 80 مشاهده می‌شود. این رویکرد با شعار جدایی از جبهه‌ی دوم خرداد، تشکیل جبهه‌ی دموکراسی‌خواهی و استقلال مالی از دولت به سمت یک جریان اپوزیسیون متمایل شد. موضع‌گیری‌های اخیر این مجموعه سبب شده است تا برخی از صاحب‌نظران بیان کنند که رهبران مجموعه از موضع پرچمداران جنبش عام اجتماعی صحبت می‌کنند. آیا شما معتقدید که تشکل دانشجویی می‌تواند نقش محوری و رهبری کننده را در یک جنبش عام اجتماعی داشته باشد و آیا چنین نقشی را به عنوان یک کار ویژه حزبی از نوع اپوزیسیون برای مجموعه‌ی تحکیم تلقی نمی‌کنید؟ آیا شما بنابر موجودیت سیاسی تشکیلاتی و بضاعت‌های بالفعل این نها چنین جایگاهی را برای خود، واقع‌بینانه ارزیابی می‌کنید؟
**مؤمنی:
با توجه به اینکه در طول سال‌های قبل از انتخابات مجلس ششم، دفتر تحکیم وحدت به دلیل نبود احزاب توسعه یافته به دلیل کارکردهای شبه حزبی که داشت، وارد سهم‌خواهی‌های کسب قدرت شد، این شیوه مورد انتقاد فعالین دانشجویی وقت بود و اعتقاد داشتند که یکی از خطاهای استراتژیک راهبردی دفتر تحکیم وحدت در طول سالیان گذشته ایفای این نوع کارکرد در عرصه‌ی سیاسی بوده و از این جهت با طرح استراتژی دوری از قدرت، در صدد برآمدند که از این شیوه‌ی کارکرد دفتر تحکیم وحدت جلوگیری کنند. طرح شعار و استراتژی دوری از قدرت دفتر تحکیم وحدت و ناظران به دوری گرفتن از همین کارکردهای شبه حزبی بود که دفتر تحکیم وحدت در طول سالیان گذشته داشته است. ما معتقد بودیم که نمی‌بایست و نباید به دلیل خصلت‌ها و ویژگی‌های دانشجویی که دارد، شبیه به احزاب عمل کند و وارد معادلات و مجادلات مرسوم بین گروه‌های سیاسی شود و با هدف کسب قدرت در صحنه‌ی سیاسی بازیگر بشود. ما استراتژی دوری از قدرت را مطرح کردیم، به این دلیل که به نوعی از بازیگری دفتر تحکیم وحدت در عرصه‌ی سیاسی جلوگیری شود و دفتر تحکیم وحدت نه تماشاگر باشد و نه بازیگر؛ بلکه به عنوان ناظر و ناقد جدی در عرصه‌ی سیاسی، داوری مناسبات سیاسی و اجتماعی جامعه را عهده‌دار شود. طبیعی است زمانی که بحث دوری از قدرت مطرح می‌شود و فاصله‌ گرفتن از آن کارکردهای شبیه حزبی، حضور دفتر تحکیم وحدت در جهبه‌ی دوم خرداد مفهومی ندارد.
بعد از سال 80، همان‌طور که گفته شد به نوعی کارکرد دفتر تحکیم وحدت در راستای بحث دوری از قدرت، به شیوه‌ی دیگری شد. که تلاش دفتر تحکیم وحدت در این دوره معطوف شد به پی‌گیری اهداف و استراتژی‌های مورد نظرش مانند بحث دموکراسی، آزادی، توسعه و گسترش گفتمان حقوق بشر و ایجاد شرایطی که منجر به گذار از این وضعیت اقتدارگرایی به مناسبات دموکراتیک شود و از همین منظر بحث جبهه‌ی دمکراسی خواهی توسط دفتر تحکیم وحدت مطرح شد و طرح این بحث هم از این منظر مطرح نشد که دفتر تحکیم وحدت به عنوان لیدر یا محور و از متولیان تشکیل جبهه مورد نظر باشد؛ بلکه از این جهت مطرح شدکه دفتر تحکیم وحدت با توجه به اینکه جریان دانشجویی است، و در داخل دانشگاه از یک سری از ظرفیت‌ها و امکانات برخوردار است با زمینه‌سازی و ایجاد بسترهای مناسب برای تشکیل این جبهه از طریق فضایی که در اختیار دارد، زمینه را برای خلق استراتژی‌های جدید اصلاح‌طلبان فراهم بکند. و طبیعی است، زمانی که دفتر تحکیم وحدت مشی استقلال از قدرت را پیش‌ می‌گیرد، بحث استقلال مالی، استقلال از اعضا و گروه‌های سیاسی مطرح می‌شود. سوء برداشتی که از این رفتار می‌شود این است که به هرحال دفتر تحکیم وحدت، خودش را در قامت یک متولی یا در قامت نقش محوری یا رهبری جنبش اجتماعی تلقی می‌کند که به نظر می‌رسد شاید به نوعی بد فهمی‌ای از شیوه کنش‌گری دفتر تحکیم وحدت باشد. اعضای دفتر تحکیم وحدت به هیچ‌وجه این جایگاه را برای خود قایل نیستند؛ بلکه جایگاهی که در طول سالیان گذشته دفتر تحکیم وحدت در صدد ایفای نقش در آن بوده، بیشتر از منظر نقادی روشنگری است. و شاید با توجه به خصلت‌ها و کارکردهایی که جریان دانشجویی دارد، بیشتر از منظر همان پیشتاز بودن و آوانگرید بودن جریان دانشجویی آن مطالب برداشت شده است. یعنی به دلیل این که دفتر تحکیم وحدت بنابر خصلت‌ها و کار ویژه‌هایش، باید نقشی پیشتازی داشته باشد و در مواردی نظیر دفاع از حقوق شهروندان، طرح بحث دموکراسی و تعمیق بحث حقوق بشر وارد شده و در عرصه عمومی و سیاسی جامعه فعال شود. این برداشت می‌شود دفتر تحکیم وحدت خودش را می‌خواهد خود را در مقام رهبری جنبش اجتماعی به جامعه معرفی کند. در صورتی که این شیوه‌های کارکردی که از طرف دفتر تحکیم وحدت مطرح شده، بیشتر بنا به همان خصوصیات دفتر تحکیم وحدت بوده که قصد دارد نقش پیشتازی و تسهیل کنندگی خودش را در جامعه داشته باشد و از نظر ما تلقی نقش رهبری جریان اجتماعی برای جنبش دانشجویی اصلاً درست نیست و اساساً جنبش دانشجویی در این حد و قواره و قامت نیست که این جایگاه را برای خودش قایل شود.
یکی از دلایل این برداشت نیز ناشی از عدم موفقیت در آن مواردی بوده که جریان دانشجویی در راستای آن عمل کرده است؛ یعنی خود جریان دانشجویی در تدوین برخی مواضع، به نظر می‌رسد خیلی به درستی عمل نکرده و به نظر می‌رسد برداشت‌ها نیز از جریان دانشجویی چندان درست نبوده است.
*علت این بدفهمی را چه می‌دانید؟
**امینی‌زاده:
من هم مثل آقای مؤمنی اعتقاد ندارم که جریان تحکیم اصولاً جایگاهش، جایگاه رهبری جنبش اجتماعی است و در حال حاضر شاید هم یکی از علل این بدفهمی این باشد که در جنبش اجتماعی ایران بحران رهبری داریم و هیچ نهاد و تشکلی برای رهبری وجود ندارد. رهبری به دو شکل می تواند به وجود بیاید. یا این‌که شخص محوری باشد که بتواند در حد قابل قبولی، گروه‌های مختلف اجتماعی را نمایندگی کند. مانند جنبش ملی شدن نفت، رهبری مرحوم دکتر مصدق یا در انقلاب بهمن 57، رهبری آیت‌الله خمینی، یا ممکن است سازمان‌ها و تشکل‌هایی نقش رهبری را ایفا کند یعنی نوعی رهبری متکثر داشته باشیم. مثل اتفاقی که در مشروطیت افتاد. ولی وضع موجود ما این است که هیچ فرد محوری و هیچ تشکل و نهادی برای رهبری وجود ندارد. البته من معتقدم، دفتر تحکیم جایگاه رهبری را ندارد و اصولاً این توان را ندارد اما در بیرون از مجموعه این تصور به وجود آمد که جریان دانشجویی به دنبال ایفای نقش رهبری است.
چرایی این برداشت به دو مسئله بر می‌گردد؛ یکی این که جریان دانشجویی شاید بیش از بقیه‌ی جریان‌ها، کنش اجتماعی انجام می‌دهد. شما اگر برنامه‌هایی که جریان دانشجویی در سال‌های اخیر داشت را مقایسه کنید با سایر گروه‌ها، به نظر می‌آید که به لحاظ کمیت گسترده‌تر است و همین‌طور فراگیری بیشتری دارد. نکته دیگر این است که یک عده تلاش کردند این نقش را به جریان دانشجویی القا کنند. به دلیل این که بحران رهبری مطالبات اجتماعی از سوی جامعه پذیرفته باشد. این بود که جریان دانشجویی در پاره‌ای از موارد نقش آوانگارد ایفا کرد و مباحث جدید مطرح کرد، موج‌افشانی‌هایی در جامعه انجام داد. اما به نظر من این نقش را جریان دانشجویی نمی‌تواند و نباید ایفا کند، اگر بخواهیم جمع‌بندی کنم از طرفی پراتیک بودن جریان دانشجویی بیش از سایر جریان‌ها و از طرف دیگر فقدان نیروی رهبری کننده، باعث شد که به هرحال درپاره‌ای موارد این فهم به وجود بیاید که جریان دانشجویی به دنبال ایفای نقش رهبری جنبش اجتماعی است.
*این مطالبی که دارد مطرح می‌شود تقریباً می‌شود گفت در هر مصاحبه و هر گفت‌وگو و هر مقاله‌ای که در ارتباط با تحکیم و جنبش دانشجویی بوده، تکرار شده است. اگر فرض را بر این بگیریم که جبهه‌ی دوم خرداد موفق بود و توانست به اهداف خودش برسد آیا باز هم تحکیم از جبهه‌ی دوم خرداد جدا می‌شد؟
**امینی‌زاده
: بهتر است کمی برگردیم به سال 81؛ من همان موقع عضو مجموعه و اتفاقاً طرفدار خروج از جبهه‌ی دوم خرداد بودم، حالا هم همین اعتقاد را دارم. ما باید خروج از جبهه‌ی دوم خرداد را جدا از عدم موفقیت جبهه‌ی دوم خرداد تعریف کنیم. این امر ریشه در مباحث دیگری داشت که مجموعه دفتر تحکیم مطرح می‌کرد و نکته کلیدی تعریف، تغییری بود که در تعریف از جریان دانشجویی و نقش و جایگاه تحکیم به وجود آمده است و اکنون نیز از همان زاویه، من معتقدم که نه تنها می‌بایست از جبهه‌ دوم خارج می‌شد بلکه در هیچ جبهه‌ی دیگری هم دفتر تحکیم نباید حضور پیدا می‌کرد. به این معنا که بگوییم جریان دانشجویی به دلیل کارکردی، نمی‌تواند در مکانیزم‌های حزبی وارد شود و خروج از جبهه‌ی دوم خرداد نیز لزوماً به معنای تبدیل اپوزیسیون شدن نیست. یک تعریف سنتی از جریان دانشجویی وجود داشت و هنوز هم شاید عده‌ای می‌خواهند که دفتر تحکیم خودش را به عنوان یک گروهی که می‌خواهد نگاهش به بازیگری در عرصه‌ی سیاست باشد، مطرح کند.
من می‌گویم که ما نمی‌توانیم در هیچ جبهه‌ای حضور پیدا کنیم. جریان دانشجویی و جریان تحکیم جایگاهش نقد قدرت است و از این زاویه ما نمی‌توانیم با گروه دیگری متحد بشویم که به عنوان مثال در یک لیست انتخاباتی برنده بشود، حتی با هدف اصلاح ساختار قدرت. مثلا ً با جبهه‌ی مشارکت و مجمع روحانیون مبارز مجلس ششمی را تشکیل بدهیم که مجلس بخواهد نقش اصلاح‌گری ایفا کند. یا از آن طرف مثلاً بخواهیم با نهضت آزادی، ملی مذهبی‌ها، جبهه ملی، کانون نویسندگان یا هر گروه دیگری وارد یک ائتلاف دراز مدت بشویم که بخواهیم نقش اپوزیسیون را ایفا کنیم و نقش گروهی را ایفا کنیم که می‌خواهد در قامت اپوزیسیون ظاهر شود و بخواهد قدرت را در اختیار بگیرد. در هر حال من معتقدم جریان دانشجویی این نقش را نمی‌تواند ایفا کند. اصولاً نگاه جریان دانشجویی به سیاست نباید این گونه باشد. می‌تواند نقش نقاد را داشته باشد.
با یک تقریب می‌توانیم بگوییم که هر سال یک چهارم دانشجویان نو می‌شوند، مطالبات تغییر می‌شکند و طبیعتاً گروهی که این ویژگی را دارد، نمی‌تواند یا ائتلاف دراز مدت خواستار باشد. اما در عین استقلال می‌توانیم با احزاب ارتباط داشته باشیم و این ارتباط می‌تواند همراه با نقد باشد. هم با حاکمیت هم با احزاب می‌توانیم در عین استقلال در ارتباط باشیم. ممکن است ما روی یک پروژه‌ی خاص با گروه‌های مختلف پوزیسیون یا اپوزیسیون همکاری کنیم. اما نمی‌توانیم طولانی مدت وارد ائتلاف بشویم. از این زاویه نوع تعریفی که از جریان دانشجویی داشته‌ایم سبب شد که ما از جبهه‌ی دوم خرداد خارج شویم.
*فکر می‌کنید به هدف خودتان رسیدید؟ شما چه قدر به پی‌گیری حقوق محفوذین جامعه یعنی توجه به حقوق اقلیت‌های قومی و مذهبی یعنی توجه به مسئله‌ی زنان، مسئله‌ی خرده، فرهنگ‌ها، برقراری پیوند ارگانیک با تمام نیروهای قایل به آزادی و دموکراسی اهتمام ورزیدید؟ تا چه اندازه رویکرد دوری از قدرت را با سرمایه‌گذاری در این حوزه‌ها پیگیری کردید؟ تصور بر این است که شما گفتید: "دوری از قدرت" و جایگاه خود را تغییر ندادید.
**مؤمنی:
در مقام نقد عملکرد دفتر تحکیم وحدت، می‌گویم که دفتر تحکیم وحدت در راستای توسعه و گسترش گفتمان دوری از قدرت موفق عمل کرده است. این استراتژی در داخل مجموعه به یک گفتمان تبدیل و لوازم عملی پای‌بندی به این گفتمان در طول چند سال گذشته به نمایش گذاشته شد. به‌گونه ای که دفتر تحکیم وحدت از آن زمانی که بحث دور از قدرت را مطرح کرد دیگر وارد هیچ انتخاباتی با هدف کسب کرسی‌های قدرت نشد و صرفاً در مقام نقد ساختاریهای قدرت و در مقام دفاع از انتخابات آزاد و دفاع از حق تعیین سرنوشت مردم و حق تأثیرگذاری مردم بر ساختار قدرت بر آمد.
اما معتقد هستم در حوزه‌ی عمومی و جامعه‌ی مدنی برای دفتر تحکیم وحدت، مشکلات و محدودیت‌هایی وجود داشت. تحکیم طی بیست‌سال از فعالیتش در راستای برورکراسی رسمی حاکمیت در داخل دانشگاه‌ها ایفای نقش می‌کرد و به عنوان بخشی از ساختار قدرت در داخل دانشگاه‌ها تعریف می‌شد. ناتوانی دفتر تحکیم وحدت در پرداختن با آلترناتیو دوری از قدرت، یعنی همان تقویت جامعه‌ی مدنی و نهادسازی در داخل جامعه، باز می‌گردد به این که نیازی وجود داشت که در طول چند سال این گفتمان در داخل مجموعه مسلط شود و بعد از آن هم لوازم عملی این گفتمان را به شکلی به نمایش گذاشته شود.
اگر چه قبول داریم که دفتر تحکیم وحدت در راستای آلترناتیو دوری از قدرت نتوانست خوب عمل کند ولی به نوعی این هم جز تبعات و عوارض همان دوری از قدرت بود. من فکر می‌کنم شرایط کنونی دفتر تحکیم وحدت به شکلی است که اکنون اکثر فعالین دانشجوی این نظر را دارند که باید به جامعه برگردیم و به تقویم اصلاحات جامعه محور بپردازیم. لازمه‌ی اصلاحات جامعه محور نیز پرداختن به نهادهای مدنی و تقویت نهاسازی در جامعه است.
*در دوره‌ای که حداقل خودتان در شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت مسئولیت داشتید یا طیف منتسب به شما مسئولیت داشتند، چه‌قدر این تشکل دانشجویی را در کارکردهای دانشجویی‌اش یعنی در جذب نیرو، در پی‌گیری مطالباتی که دانشجوها داشتند موفق می‌بینید این که شما مثلاً استراتژی جدیدتان را دیده‌بانی حقوق بشر یا دیده‌بانی جامعه مدنی عنوان کردید، جامعه‌ی دانشجویی ایران چه قدر این مطالبه را دارد؟ چه‌قدر به این امر آگاه است؟ شما چه‌قدر توانسته‌اید با جامعه‌ی دانشجویی ایران همراه بشوید که این مطالبه را عنوان کنید؟
**امینی‌زاده
: با توجه به این‌که در ایران حزب، صنف، سندیکا و مطبوعات مستقل وجود ندارد، جریان دانشجویی در ایران، وظیفه‌ای فراتر از وظایف معمول دانشجویی هم برای خودش قایل است. یعنی به نوعی سعی کرده است که در پاره‌ای موارد بار مسئولیت‌های اجتماعی را هم به دوش بکشد؛ باری که در شرایط عادی قرار است احزاب، اصناف، سندیکاها و مطبوعات به عهده بگیرند. یعنی تحکیم خودرا بیشتر در ذیل آن مسئولیت تعریف کرده و به مسئولیت‌های ذاتی خودش کمتر توجه کرده و از این زاویه من معتقدم که تحکیم نسبت به گذشته باید یک مقدار تغییر رویکرد بدهد. هم در عرصه‌ی اجتماعی نیاز به تغییر رویکرد داریم هم در حیطه‌ی دانشگاه. فکر می‌کنم در آینده کم توجهی‌هایی که به این بخش شده باید جبران بشود.
*چه عواملی باعث وجود بحران در جذب بدنه دانشجویی توسط تحکیم می‌شود؟
**امینی‌زاده
: اولین بحران، هویت است. در دهه‌ی 60 و بعد از انقلاب فرهنگی و تصفیه‌ی دانشگاه‌ها، تحکیم یک گسست را با پیشینه‌ی خود پیدا کرد. یعنی از 1320 به بعد انجمن‌های اسلامی همیشه در ذیل جریان نوگرایی دینی تعریف می‌شد اما بعد از انقلاب یک نوع خلاء به وجود آمد و به دلیل حذف روشن‌فکری دینی از جامعه و درون دانشگاه، همچنین تصفیه اساتید و دانشجویان، انجمن‌های اسلامی بیشتر به سمت روحانیت گرایش پیدا کردند و از رویکرد اصلی خود دور شدند. اما با طرح مباحث جدید از سوی دکتر سروش، اندک اندک مجدداً، به گذشته‌ی خود بازگشت. در مورد بحران هویت با دو مشکل روبه‌رو هستیم. یک مشکل این است که اساسنامه و مرامنامه‌ی تحکیم در حال‌حاضر متعلق به دورانی است که در پارادایم فقه سنتی خودش را تعریف می‌کرد و در شرایط موجود باید یک تغییر و دگرگونی در آن رخ بدهد و من معتقدم که اینک زمان آن رسیده است که برای رفع این بحران اقدام شود.
با توجه به این‌که دفتر تحکیم به نوعی تنها تشکل دموکراتیک در درون دانشگاه است و طبیعتاً نماینده دانشجویان است، متناسب با تغییر گرایش‌های دانشجویان، امروز هویت‌های جدیدی را در انجمن‌ها می‌بینیم. این هویت‌ها در پاره‌ای موارد، یک نوع ناهمگونی با گذشته‌ی تحکیم دارد.
بحران دیگر که ما با آن روبه‌رو هستیم ناشی از استراتژی است. در استراتژی مجموعه‌ی دفتر تحکیم ما بیشتر پروژه‌ی استراتژی خودمان را محدود کردیم به فعالیت‌های سیاسی یعنی مسائل فرهنگی و مسائل صنفی تا حد زیادی از درون استراتژی مجموعه کنار رفته یا کمرنگ شده است. به ویژه اینکه در اوایل دوم خرداد 76، تحکیم عضو جبهه‌ی دوم خرداد بود و خود را ذیل استراتژی اصلاحات از درون ساختار قدرت می‌دید. آن زمان تحکیم احساس می‌کرد طرح مطالبات صنفی به نوعی تضعیف دولت است و از این زاویه، به یک‌باره مطالبات ثنفی را واگذار کردیم به شورای صنفی دانشجویان، تغذیه، موضوعات صنفی مسائل آموزشی دانشجویان و همین‌جور مسائل دیگری مانند دخالت حراست‌ها، نهادهای نمایندگی، بسیج‌دانشجویی توجه بیشتری نشان دهیم. به هر حال همه این‌ها حول و حوش مطالبات صنفی می‌گنجد.
بحران دیگر، بحران جنسیتی در درون دانشگاه‌ است. در درون دانشگاه در حال حاضر بیش از 60 درصد از دانشجویان را دختران دانشجو تشکیل می‌دهند. در حالی که در مجموعه‌ی تحکیم و مجموعه‌ی انجمن‌های اسلامی بیش‌تر آقایان در آن حضور دارند و دفتر تحکیم، بیش‌تر مردانه است. من معتقدم ما باید برای حل بحران فکر جدی کنیم. ما بخش زیادی از مخاطبانمان را که دختران دانشجو هستند از دست داده‌ایم.
*برای بحران هویت چه باید کرد؟
**برای حل بحران هویتی سه راه‌کار از طرف افراد مختلف مطرح می‌شود. راه‌کار ساده‌ای که بخشی از روحانیون و در واقع روشنفکران مطرح می‌کنند. این افراد معتقدند به هر حال هویت تحکیم، هویت مذهبی است. به این خاطر صرفاً باید پایگاه جریان روشن‌فکری دینی باشد و سایر گروه‌ها باید بروند. و هر کس متناسب با هویت خودش، تشکل خاص خودش را تشکیل بدهد. من معتقدم این امر نوعی مسئولانه برخورد کردن با این موضوع است؛ یعنی اگر ما این بحث را مطرح بکنیم، طبیعتاً خروجی آن حذف و بیرون رفتن افرادی است به هر دلیلی خودشان را تحت پارادایم روشن‌فکری دینی تعریف نمی‌کنند از انجمن‌هاست و زمانی که حذف بشوند، بیرون انجمن‌های اسلامی تشکلی نیست که بروند در آن جا فعالیت کنند.
راه ‌حل دیگری که گفته می‌شود این است که ما صبر کنیم تا یک تشکل فراگیر مثل پارلمان دانشجویی یا کنفدراسیون شکل بگیرد و در این پارلمان یا کنفدراسیون هویت‌های مختلف، حضور پیدا کنند. و خودبه‌خود این امر باعث حل بحران هویت انجمن‌ها می‌شود. زیرا کسانی که گرایش‌های دیگر را می‌پسندند خودبه‌خود و داوطلبانه انجمن‌ها را ترک می‌کنند و در تشکل‌هایی که متناسب با هویت خودشان است فعالیت می‌کنند. این راه حل نیز با توجه به شرایط امروز غیر عملی به نظر می‌رسد راهی نیز که من به ذهنم می‌رسد و در حد طرح می‌دانم و طبیعتاً باید بحث و بررسی بیشتری شود، این است که ما در عین این‌که گروه‌های مختلف در درون انجمن‌ها حضور دارند نوعی شفافیت هویت هم داشته باشیم. ضمن این‌که گرایش اصلی انجمن‌های روشن‌فکران دینی بماند، بقیه‌ی گروه‌ها هم حضور داشته باشند، اما با حفظ خودشان. شفافیت و هویت‌ها باعث می‌شود که این بحران ‌ها کمتر بشود یا هویت‌ها تعریف شود. طبیعتاً هر زمانی که بتوانند این گروه‌ها می‌روند و مستقل از انجمن‌های اسلامی بر اساس هویت خاص خودشان فعالیت‌می‌کنند اما تا آن موقع ما باید آن‌ها را میزبانی کنیم.
*شما در مدعیات و در مطالباتی که مطرح می‌کنید از تغییر ساختار حاکمیت اسم می‌برید. یکی از مشکلاتی که در ایجاد تشکل‌های متکثرتر از انجمن‌های اسلامی وجود دارد ساختارهای متصلب دانشگاه است. به عنوان مثال چارچوب‌هایی که شورای انقلاب‌فرهنگی مطرح کرده است. آیا نمی‌توانید برای تغییر ساختار در چارچوب دانشگاه، به عنوان اولین قدم برای شکل‌گیری تشکل‌های متکثرتر گام بردارید؟
**مؤمنی:
من فکر می‌کنم بحث ایجاد و شکل‌گیری تشکل‌های مستقل دانشجویی همان‌طور که اشاره شد عمده‌ترین مانع و مشکل، ساختارهای متصلب حکومتی است که در داخل دانشگاه در قالب آیین‌نامه فعالیت‌ تشکل‌های اسلامی دانشگاهیان، مصوبه‌ای شورای انقلاب فرهنگی وجود دارد و اگر قرار باشد که بر مبنای همین آیین‌نامه فعالیت بشود قطعاً برای شکل‌گیری تشکل‌های مستقل دانشجویی با مشکل مواجه هستیم. فکر می‌کنم ایجاد فضایی که تشکل‌های مستقل از حکومت ایجاد بشود، قطعاً از مجرای ساختار بوروکراتیک حاکم بر دانشگاه شدنی نیست، مگر این که یک فشار اجتماعی جدی از طرف بدنه‌ی دانشجویی ایجاد بشود که حاکمیت مجبور به پذیرش آن باشد، به همین جهت من فکر می‌کنم اگر قرار باشد که در این مسیر قدم برداریم، لازمه‌اش این است که از پشتیبانی قوی بدنه برخوردار باشیم. در طول سال‌های گذشته مجموعه‌ی تحکیم به دلیل این که از احزاب و از کانون‌های قدرت فاصله گرفته است مورد اقبال بیشتری از سوی دانشجویان قرار گرفته است. اما و از طرفی دیگر محدویت‌ها و مشکلات بیشتری بر مجموعه‌ی تحکیم حاکم شده است.
تحکیم برای ادامه‌ی فعالیت‌هایش و دوری گرفتن از قدرت و حکومت بایستی یک جایگزین داشته باشد و جایگزین آن هم، نزدیکی به بدنه‌ی دانشجویی است که متأسفانه احساس می‌شود،تحکیم از این منظر کارنامه درخشانی نداشته است و دلیل عمده‌اش نیز باز می‌گردد به نگاه صرف دفتر تحکیم وحدت به مسائل سیاسی. به قول معروف نگاه تک ساحتی به ساخت قدرت و تلاش برای تغییر ساختارهای سیاسی موجب شده است که از پرداختن به خواسته‌ها، دغدغه‌ها و مطالبات دانشجویی غافل شویم. تا زمانی که دفتر تحکیم وحدت خود را درگیر مطالبات دانشجویی نکند، به نظر می‌رسد که در بازیابی اعتماد دانشجویی و احیای مجدد جنبش دانشجویی با مشکل مواجه است.
ارتباط تحکیم با بدنه‌ی دانشجویی است و این مسأله باید از اولویت‌های استراتژیک دفتر تحکیم وحدت باشد. به نظر می‌رسد که یک جریان قوی با پایگاه‌ه بالای دانشجویی می‌تواند حاکمیت را مجبور کند، بر اثر فشارهای اجتماعی که ایجاد می‌کنند، هم حقوقی قانونی و حق فعالیت آزادانه‌ی این تشکل به رسمیت شناخته شود و هم زمینه‌ای برای ایجاد تشکل‌های مستقل دانشجویی فراهم شود.
*امروز بحث مطرحی که وجود دارد بحث انتخابات شورای مرکزی و شرایط تشکیلاتی‌اش است. اولین پرسش در این زمینه این است که چه کسانی نمی‌خواهند انتخابات شورای مرکزی برگزار شود؟ چه موانعی در برگزاری انتخابات وجود دارد؟ این موانع بیرونی است یا درونی؟
**مؤمنی
: در طول چند سال گذشته که دفتر تحکیم وحدت،خط‌مشی انتقادی را اتخاذ کرده است، همواره مابا دو مشکل برای برگزاری انتخابات مواجه بودیم؛ یک مانع و مشکل از طرف نهادهای بیرون از دانشگاه بوده که به هر حال پویایی جریان دانشجویی را تحمل نمی‌کنند و شکل‌گیری یک جریان دانشجویی متشکل و دارای یک سازمان فراگیر در داخل دانشگاه‌ها و مراکز آموزش عالی با حیات و وجود خودشان در عرصه‌ی سیاسی متضاد می‌بینند.
من فکر می‌کنم مشکل اساسی برای عدم انسجام و سازمان دهی مجدد چه از طریق ساز و کارهای درون تشکیلاتی دفتر تحکیم وحدت و چه از طریق نهادهای مستقل دانشجویی بیشتر باز می‌گردد به همان موانع بیرونی. این جریان‌ها هر از گاهی دست‌اندازی هم داخل مجموعه کرده‌اند و بعضاً نیروهایی که رد داخل مجموعه هم هستند، ممکن است از تحرکات و از آن دست‌اندازهای آن‌ها متأثر بشوند. از این جهت حکومت از طریق سازوکارهایی که در اختیار دارد امکان شکل‌گیری این جریان را نداده است و در طول سال‌های گذشته هم کم‌ت شاهد بودیم که در داخل دانشگاه جریان دانشجویی اجازه‌ی فعالیت و مجال تحرک را داشته باشد. در داخل تحکیم به نظر می‌رسد علی‌رغم اختلاف سلایق و هویت‌های مختلفی که موجود دارد، این زمینه وجود دارد که توافق و تفاهم لازم بر مبنای قوائد دموکراتیک شکل بگیرد.
*عده‌ای از اعضای انجمن‌ها اعتقاد دارند بر خلاف این که در بدنه همیشه نوسازی و پویایی وجود دارد، ولی اعضای شورای مرکزی همیشه چهر‌ه‌هایی هستند که مدت زمانی طولانی در شورای مرکزی مسؤولیت داشتند. شاید بسیار بیش‌تر از یک سال تحصیلی. این انتقاد مطرح است که خیلی از اعضای شورای مرکزی تحکیم نسبت به عضویت شورای مرکزی حق دایمی برای خود قایل‌اند.
**مؤمنی
: شکل‌گیری همین شورای مرکزی فعلی بیش‌تر ناشی از خواست بدنه اجتماعی بوده است تا خواست خود اعضای حاضر و در حقیقت این مسؤولیت به ما تحمیل شد. به‌گونه‌ای که هیچ‌کدام از اعضای حاضر در دفتر تحکیم وحدت تمایلی برای ادامه‌ی فعالیت در شواری مرکزی تحکیم نداشتند و بر اثر مسایلی که رد نشست انتخاباتی تحکیم پیش‌ آمد، به این جمع‌بندی رسیدند که شورای مرکزی فعلی همچنان مسؤولیت حضور و فعالیت در تحکیم را بپذیرند.
ما معتقد هستیم که سیالیت و پویایی از خصیصه‌های بسیار اساسی در فعالیت‌های دانشجویی است و شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدتو مجموعه‌ی ارکان این تشکل، باید تلاش کنند این پویایی همچنان ادامه داشته باشد و نوسازی اعضای شورا مرکزی چه از نظر افراد شورای مرکزی و چه به جهت فکری باید در جریان باشد.
هیچ‌کدام از اعضای شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت هیچ قصدی برای ماندگاری خودشان در شورای مرکزی ندارند و این امر تنها ناشی از مشکلات محدودیت‌هایی است که در مجموعه حاکم شده است اگر نشست‌های دفتر تحکیم وحدت روال عادی و طبیعی خودش را باز یابد و حاکمیت برای این نشست‌ها مانع ایجاد نکند به نظر می‌رسد که ما هر سال طبق موعد مقرر در اساسنامه می‌توانیم اقدام به برگزاری انتخابات کنیم . و آن افرادی که بر اساس کارهای تشکیلاتی آمده‌ی حضور در شورای مرکزی هستند، بر مبنای آن قواعد و روند دموکراتیکی که در داخل مجموعه وجود دارد می‌توانند در مجموعه حاضر شوند و فعالیت کنند. امیدواریم که شورای مرکزی آینده بتواند در رفع مسایل و مشکلات موجود، با توجه با نیازها و الزامات شرایط روز، گام بردارد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات