تاریخ انتشار : ۱۷ تير ۱۳۸۹ - ۱۰:۵۴  ، 
کد خبر : ۷۶۲۶۷
گفت‌وگو با سفیر انگلیس در ایران

از اقدامات بریتانیا در دوره مصدق

سرگه بارسقیان اشاره: سفیر بریتانیا در تهران در حال بستن چمدان‌های خود است و قرار است پس از سه سال و چهار ماه کلید سفارتخانه را به جانشین 48 ساله‌اش «جفری دوین آدامز» بسپارد. سال‌های حضور «ریچارد دالتون» 58 ساله در ایران یکی از پرفراز و نشیب‌ترین دوره‌ها در روابط تهران – لندن بود. پرونده هسته‌ای ایران در زمان وی اوج گرفت و چون کشورش یکی از طرفین مذاکره با ایران بود،‌ چندین بار دیدار با مقامات، احضار به وزارت خارجه و حتی برگزاری تجمعات اعتراض‌آمیز مقابل سفارتخانه را تجربه کد. حمله به عراق و استقرار نظامیان انگلیسی در این کشور – به همراه نیروهای آمریکایی – تجربه جدیدی در مناسبات ایران و بریتانیا بود و دالتون طی این سال‌ها یکی از حساس‌ترین مقاطع فعالیت‌های دیپلماتیک خود را پشت سر گذاشت. گفت‌وگوی ما با دالتون بازبینی سرفصل‌های عمده در روابط دو کشور ایران و انگلیس طی سه سال اخیر بود و کوشیدیم تا در زوایای فکری وی نیز کنکاشی به عمل آوریم. سالی که در ایران انقلاب شد وی نماینده دائم انگلیس در سازمان ملل بود و سالی که از دوره سفارتش در تهران به اتمام می‌رسد، پرونده ایران پشت دیوار شورای امنیت سازمان ملل قرار گرفت. وی به لندن بازمی‌گردد با انبوهی از خاطرات و تجربیات دیپلماتیک در کشوری که مردمانش فکر می‌کنند؛ «کار، کار انگلیس است.»

*در دوره حضور شما در ایران پرونده هسته‌ای به اوج خود رسید و بریتانیا به عنوان یکی از سه طرف اروپایی مذاکره کننده با ایران نقش عمده‌ای در تحولات سال‌های اخیر این پرونده داشته است. نقشی که گستره‌ای از توافق سعدآباد تا نشست اخیر لندن را در برداشت که اولی از ارجاع ایران به شورای امنیت جلوگیری کرد و دیگری با گزارش پرونده هسته‌ای به شورای امنیت عملا گامی در جهت ارجاع  برداشت. شما به عنوان سفیر بریتانیا چه برداشتی از این رویکرد دو‌گانه دارید؟
**مسأله هسته‌ای ایران در رأس دستور کار بسیاری از کشورهاست. در سال 2003 کاملاً مشهود بود که در امر فعالیت‌های هسته‌ای ایران مشکلی وجود دارد، چرا که ایران برنامه هسته‌ای‌اش را مخفی نگهداشته بود. بنابراین مطابق با پیمان منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای از ایران خواسته شد. توضیح دهد چه کارهایی تا حال انجام داده، چه برنامه‌هایی داشته و برنامه‌اش برای آینده چه خواهد بود. دلایل زیادی وجود داشت که موضوع ایران حتی در همان زمان به شورای امنیت ارجاع شود، اما سه کشور اروپایی در جست‌وجوی راه‌حل دیپلماتیکی برای حل مسالمت‌آمیز مساله برآمدند و از همین رو بود که وزرای اروپایی (بریتانیا، آلمان و فرانسه) گفت‌وگوهای دیپلماتیکی را آغاز کردند که از آگوست 2003 به بعد انجام شد.
از آن پس این روند شاهد فراز و نشیب‌های بسیاری بود که فراز آن را می‌توان توافقنامه سعدآباد دانست و طبیعتاً این می‌تواند یکی از خاطرات خوب من در زمان ماموریتم در ایران به شمار بیاید که ما توانستیم کمک بکنیم طرفین به توافقی در این زمینه دست پیدا کنند.
همانطور که می‌دانید هم اتحادیه اروپا و هم کشور من بریتانیا، کاملا موافق داشتن برنامه غیرنظامی و صلح‌آمیز از سوی ایران برای تولید نیروی برق هستند. این حق ایران است و کسی این حق را زیر سوال نمی‌برد و بحثی در این زمینه ندارد، ولی هر کشوری با برنامه‌ای با گستردگی آنچه که ایران داشته و همچنین با پنهان کاری که در ضمن این برنامه انجام شده، می‌تواند انتظار داشته باشد که از سوی جامعه بین‌الملل مقداری با تردید و شک به عملکرد آن نگاه شود. این کاملا طبیعی است و تنها در مورد ایران صدق نمی‌کند و فقط در مورد ایران هم اعمال نشده کلید پیشرفت این روند تعلیق فعالیت‌های غنی‌سازی ایران بوده است، اما همانطور که می‌دانید، ایران تصمیم گرفته که از این پس تعلیق را ادامه ندهد و این تصمیم سبب توقف و پایان یافتن مذاکرات شده است. تمام کوشش‌های ما وقف آن شده‌اند که بتوانیم این گفت‌وگوها را از سر بگیریم، متاسفانه نتیجه‌ای از این کوشش‌ها حاصل نشده است. بنابراین تصمیم درستی است که هم اکنون آژانس بین‌المللی انرژی اتمی شورای امنیت را در جریان پرونده ایران بگذارد. ما از کوشش‌های طرف ایرانی در نیمه نخست این روند که گفته شد قدردانی می‌کنیم، ولی ممکن نیست که به توافقی برسیم، مگر اینکه ایران به طور کامل به تصمیمات گرفته شده از سوی شورای حکام آژانس بین‌المللی انرژی اتمی احترام بگذارد و آنها را بپذیرد.
*رفتار اخیر بریتانیا، آلمان و فرانسه ظرفیت‌های دپلماتیک اروپا را با تردید مواجه کرد. آیا بهتر نبود اروپا همچنان گزینه گفت‌وگو را بر استفاده از زبان تهدید رجحان می‌داد؟
**کشور من همواره تاکید داشته که همیشه این فرصت وجود دارد که یک راه‌حل دیپلماتیک برای این مشکل پیدا شود. امیدوار هستیم که ایران به اندازه کافی و به دقت در مورد راستای حرکت خودش فکر کرده باشد. ما از گفته‌ها دبیر کل سازمان ملل متحد حمایت می‌کنیم که پیشنهاد کرد ایران فضای مناسب برای از سرگیری مذاکرات و گفت‌وگوها ایجاد کند. وی همچنین ادامه داد که ایران نباید پژوهش‌های هسته‌ای خودش را ادامه دهد و ازوخامت اوضاع جلوگیری کند، ولی آنچه که مهم است، اینکه حتی اگر آژانس بین‌المللی اتمی پرونده ایران را به نظر شورای امنیت برساند، این مساله به منزله پایان دیپلماسی نیست. به عنوان مثال لازم است بدانیم که آیا ایران به مفاد قطعنامه چهارم فوریه شورای حکام که با اجماع به تصویب رسید، پایبندی خواهد داشت یا خیر. افتخار می‌کنم که توانسته‌ام نقش کوچکی در این مذاکرات داشته باشم و امیدوارم که در ماه‌های آتی این تلاش‌ها جهت مثبتی رفته و در راستای مثبت ادامه پیدا کند، ولی متاسفانه زمان به سرعت در حال گذر است.
*نشانه‌هایی دال بر وجود نوعی دو دستگی در دولت بریتانیا در قبال تهران کاملا مشهود است، در حالی که تونی‌بلر، نخست‌وزیر لحنی مشابه سران کاخ سفید را برگزیده و رویکردی سرسختانه نسبت به ایران در پیش گرفته، چک استراو، وزیر خارجه همچنان بر گفت‌وگوهای دیپلماتیک اصرار ورزیده و طرح حمله به ایران را مطلقا رد می‌کند. منشأ این اختلاف نظر چیست؟
**من قبول ندارم و چنین تفاوت موضعی وجود ندارد. اگر شما به اظهارات تونی‌بلر، نخست‌وزیر و جک استراو، وزیر امور خارجه در مجلس عوام بریتانیا توجه کنید، در خواهید یافت هیچ تفاوتی میان مواضع اعضای کابینه وجود ندارد.
*پس از حمله نیروهای ائتلاف به عراق و حضور نظامیان آمریکایی و انگلیسی در این کشور دوره جدیدی در روابط ایران و بریتانیا آغاز شد. استقرار نظامیان خارجی در عراق از دید ایران عامل ناامنی در منطقه و ناآرامی‌های رخ داده در جنوب عراق است. از دیگر سو بریتانیا هم ایران را به دخالت در جنوب عراق متهم می‌کند. فضای موجود چه تاثیری بر مناسبات تهران- لندن و افزایش تنش‌های موجود دارد؟
**مساله عراق یکی از عناوین مهم مسائلی بود که در زمان ماموریت با آن مواجه بودم و ما همیشه کوشش کردیم در این زمینه بسیار باز و شفاف با کشور ودولت شما حرکت کنیم من معتقدم که ایران، خاورمیانه، اروپا و بریتانیا همه یک موضع و دیدگاه اصلی در جهت منافع عراق دارند. ما همه خواستار عراقی با ثبات که از سوی دولتی دموکراتیک راهبری می‌شود، هستیم که چشم‌انداز رو به صعودی داشته باشد. هم از لحاظ امنیت داخلی مشکل نداشته باشد و هم بتواند روابط مناسبی با همسایگان خود داشته باشد. به رغم تراژدی‌هایی که از کشت و کشتار و خشونت در عراق دیده می‌شود، در آینده‌ ما به نتایج بسیار خوبی خواهیم رسید و چشم‌انداز روشن‌تری در آینده موجود می‌باشد.
در همین ارتباط باید بگویم من احساس وحشت و تنفر مسلمانان و بویژه شیعیان از حرکت شرم‌آور انفجار مکان‌های مقدس شیعیان در عراق و مقبره‌های عسکریین را کاملا درک نموده و با آنها همدردی می‌کنم. نیروهای چندملیتی حاضر در عراق در نتیجه اختیارات و تصمیمات داده شده از سوی سازمان ملل متحد در آنجا حضور خواهند داشت. موانعی وجود داشتند، ولی قطعا بر این موانع غلبه خواهد شد، برای اینکه این مسائل پیش از این مهم هستند که بخواهیم آنها را ناتمام باقی بگذاریم. من هر گونه ارتباط نیروهایی که اشغالگر خوانده می‌شوند و در واقع نیروهای چندملیتی هستند. با مساله انفجارهای سامرا به شدت رد می‌کنم. همچنین نمی‌توانم قبول کنم که حضور نیروهای انگلیسی سبب پدید آمدن ناامنی در کشورهای دیگر منطقه شده باشد.
دولت بریتانیا به خواست و نه قصد و نه هیچگونه همکاری علیه کشورهای همسایه عراق در منطقه داشته است. هر گاه که مشکلی ایجاد شده ما کوشش کردیم از راه‌های دیپلماتیک به نیروهای ایرانی کمک کنیم. ما به طور کاملا جدی از هر گونه اطلاعاتی که مقامات ایرانی بخواهند در این زمینه به ما ارائه کنند، استقبال می‌کنیم و حتی هم اکنون تفحص‌هایی در زمینه اطلاعاتی که به ما داده شده، انجام داده‌ایم. همچنین از همتایان ایرانی‌مان نیز درخواست می کنیم که اگر چنین درخواستی داشته باشند، یعنی نیاز به اطلاعاتی داشته باشند که ما بتوانیم به آنها بدهیم، آنها نیز چنین عمل کنند ما حاضریم متقابلا اطلاعاتی را به آنها ارائه دهیم.
اصل اساسی در عراق آن است که زندگی سیاسی باید از راه صلح‌آمیزی رشد و توسعه پیدا کند و هیچ گروهی نباید در دفاع از عقیده‌اش دست به اسلحه ببرد یا اقدام به خشونت کند. مردم عراق نشان داده‌اند چه می‌خواهند و آن آینده‌ای صلح‌آمیز و دموکراتیک است. نهادهای جدید دولتی نیازمند زمان و فضا برای رشد هستند و ما باید به حمایت و پشتیبانی خود از آنها ادامه دهیم.
*مقامات انگلیسی اعلام می‌کنند ایران نقش مهمی در ناآرامی‌های جنوب عراق دارد، ولی مقامات دولت عراق این نظر را رد می‌کنند دوگانگی موجود را چگونه ارزیابی می‌کنید؟
**من نمی‌توانم از طرف دولت عراق صحبت کنم، ولی مباحثات بسیار دقیقی با دولت ایران داشتیم و دلایل مستندی برای نگرانی‌های خودمان در این زمینه به دولت ایران ارائه داده‌ایم. آنچه مشخص است این است که شرایط و روندها باید صلح‌آمیز باشند تا دولت و مردم عراق بتوانند به اهداف موردنظر خودشان برسند. متاسفانه من نمی‌توانم در مورد گفت‌وگوهای محرمانه‌ای که بین دو کشور انجام شده،‌ بیشتر اظهارنظر کنم.
*سفارت بریتانیا میراث‌دار یک بی‌اعتمادی تاریخی در حافظه‌ مردم ایران نسبت به سیاست‌های انگلیس است تفکر «دائی جان ناپلئونی» مورد اعتماد بسیاری از ایرانیان است شما به عنوان سفیر بریتانیا با این حافظه تاریخی چه برخوردی داشته‌‌اید و چقدر تلاش کرده‌اید تا ارتفاع این دیوار بلند بی‌اعتمادی را کاهش دهید؟
**ما در مواردی که توانسته‌ایم، همکاری‌های صمیمانه‌ای را با ایران برقرار کرده‌ایم. آموزش و مبارزه علیه مواد مخدر و ما همه آن چیزی را که دوستان باید نسبت به هم داشته باشند، در قبال یکدیگر انجام داده‌ایم. حتی در مواقعی که شرایط مناسب هم نبوده،‌ سعی کردیم رفتار صحیحی داشته باشیم و به کارمان ادامه بدهیم. «کار، کار انگلیس است» ]به فارسی[ دیگر طبیعتا از مد افتاده. گاهی وقت‌ها که با اغراق‌هایی در مورد ادعای جاسوسی و عدم اعتماد از سوی انگلیس مواجه می‌شوم، هر گاه که چنین احساسی در مورد وضعیت ذهنی این فرد پید می‌کنم، به وی توصیه می‌کنم که بهتر است بزرگ شوی. قبول دارم که در مداخلات دولت بریتانیا در چند سال گذشته اشتباهاتی وجود داشته است. من هیچ کشوری را نمی‌شناسم که به تاریخ گذشته خودش نگاه کند و ادعا کند که همه کارهایی که انجام شده، درست بوده است.
اما واقعیاتی هم وجود دارد و اگر ما بخواهیم به این واقعیات تکیه کنیم، خواهیم توانست درک خود را از شرایط امروز تغییر بدهیم،‌ حقیقتی که وجود ارد،‌این است که ایران کاملا مسوولیت سرنوشتش را خود بر عهده دارد، مسلما ایران هم تحت تاثیر دیگران قرار می‌گیرد. همان طوری که ما تحت تاثیر دیگران قرار می‌گیریم، کشور بریتانیا می‌تواند از سوی موتلفینش بالاخص اتحادیه اروپا تحت تاثیر قرار گیرد، ولی این به معنای آن نیست که بریتانیا آن هم در سال 2006 منشاء توطئه برای کشورهایی است که با آن سر و کار دارند. ایران از بریتانیا بزرگتر است و هم منابع طبیعی متعددی دارد و هم از نعمت افراد بسیار مستعدی برخوردار است. چگونگی رشد و توسعه ایران در واقع مساله‌ای است که خود مردم ایران باید انتخاب کنند.
ما به طور کامل از استقلال، یکپارچگی و هویت ملی ایران حمایت می‌کنیم. در پایان ماموریت خودم علاقه‌مندم برای کلیه ایرانی‌ها بهترین آرزوها را برای آینده بکنم. من در آینده به فرصت‌هایی که در زمان خدمتم در ایران به من داده شد، با رضامندی نگاه خواهم کرد.
*به رغم این اظهارات بریتانیا به همراه آمریکا با سرنگونی دولت قانونی دکتر محمد مصدق مداخله آشکاری در امور داخلی ایران داشت.
**کشورهای مختلف از ابزارهای مختلفی در خدمت منافع ملی خود استفاده می‌کنند و ایران یک ابزار مشخص را در آن روزها انتخاب کرد. با تمام منازعاتی که در آن مقطع بوده و هم اکنون هم مطرح می‌باشد ما همیشه باید نسبت به قوانین بین‌المللی وفادار بمانیم. البته من به خاطر اقداماتی که دولت بریتانیا در روزهای آخر دولت مصدق انجام داد،‌ متاسفم.
*شما به عنوان یک شهروند انگلیسی چه احساسی نسبت به مصدق دارید، وی علاوه بر شکست بریتانیا در قضیه ملی شدن صنعت نفت، به الگوی مبارزات ضد انگلیسی در منطقه بدل شد کسی که در مقابل امپراتوری بریتانیا قد علم کرد.
**این مثال بسیار صریحی است که یک فرد بتواند تصور کند که ایران مرکز جهان است. استقلال هند در 1948 اتفاق افتاد. واقعیت‌ها اینطور نشان می‌دهند که بریتانیا یک امپراتوری گسترده جهانی داشت. در واقع براساس یک همزیستی بود با این اعتقاد که خواسته‌های مردم هر کشوری باید از طریق نهادهای نماینده آن مردم منعکس شوند تا بتوانند در منافع و اهداف خاص خود به استقلال برسند. اگر در راستای همین دیدگاه تاریخی نگاه کنیم شگفت‌آور نخواهد بود، اگر ببینیم که بریتانیا نهایتا تصمیم گرفت امپراتوری خود در آنجا را تسلیم مردم کند و کمک کرد تا 50 ایالات جدید در هند شکل بگیرند. در برخی مناطق ما مشتاق نبودیم که منطق دولت‌های خودمختار را بپذیریم. در برخی کشورها ناآرامی‌ها و نهضت‌ها و تظاهراتی شکل گرفت که هدفشان تسریح خروج نیروهای انگلیسی از کشورشان بود و در برخی کشورها این مخالفت‌ها به شکل صلح‌آمیز ادامه پیدا کرد. یکی از این لحظه‌های تاریخی استقلال غنا در 1956 بود.
بریتانیا متوجه شد که هزینه ادامه این استعمار غالبا بسیار بیشتر از هزینه رها کردن آن است. بنابراین وقتی که این روند شروع شد، شتاب آن هم افزایش پیدا کرد. من در سال استقلال هند به دنیا آمدم و 3 سال بعد در مراسم به عضویت درآمدن آخرین کلونی بزرگ انگلیس غیر از هنگ‌کنگ در سازمان ملل حضور داشتم که همان فیجی بود.
*شما طی سال‌های حضور در ایران شاهد برگزاری انتخابات اعتراض‌آمیز بسیاری مقابل سفارت انگلیس بودید. تجمع‌کنندگان به مناسبت‌های مختلف مقابل سفارت جمع شده و پیام‌های متعددی به بریتانیا ارسال می‌کردند. شما به عنوان نماینده دولت لندن این پیام‌ها را چگونه منتقل می‌کردید و تاثیر این اعتراضات در شکل‌دهی سیاست‌های کشورتان در قبال ایران تا چه حد بود؟
**طبیعتا من همواره پیام معترضین و تظاهرکنندگان را عینا به کشور خودم منتقل کردم. همانطوری که گستره نظرات مختلف را که چه از طریق تظاهرکنندگان منعکس می‌شود و چه از طرق دیگر، به دولت متبوع خودم منعکس می‌کنم، ما به حق تظاهرات و اعتراضات صلح‌آمیز احترام می‌گذاریم. کارکنانم در سفارت هم همینطور بودند. با شکوفایی قابل ستایش و روزافزونی حرکت‌های خشونت‌بار سفارت را نظاره کردیم، ما این بمب‌های آتش‌زا بمب‌های خانگی و همچنین انبوهی از سنگ که فشار ایجاد کرد، خاطره و اثر خیلی تلخی از خود بر جای گذاشته است. البته من از جانب خودم صحبت می‌کنم و طبیعتا هیچ حرکت غیر قانونی آنگونه که ذکرش رفت، نمی‌تواند تصمیمات دولت من را تحت تاثیر قرار دهد.
*در جریان یکی از سفرهای جک استراو، وزیر امور خارجه بریتانیا به تهران وی از استعمال واژه «انگلیس» برای کشورش از سوی مقامات و مردم ایران گلایه کرد و خواستار کاربرد کلمه «UK» پادشاهی متحد بریتانیا شد. چه حساسیتی نسبت به استفاده از کلمه انگلیس در ایران وجود دارد و آیا شما این موضوع را عامدانه تلقی می‌کنید؟
**من فکر می‌کنم این یک امر سنتی است و استفاده عامدانه انگلیس به جای بریتانیا نشانه امر خاصی نیست. من شخصا گله‌ای این مورد ندارم و نمی‌خواهم منعکس کننده ناراحتی دوستان اسکاتلندی، ایرلندی و ولزی خود بشوم. در شرایط دیگر خیلی غیرعادی نیست که نام کشوری اندکی با نامی که ساکنان و مردم آن کشور به کار می‌برند، متفاوت باشد. من بیشتر نگران پافشاری نامگذاری خیابان مجاور سفارت به نام بابی ساندز هستم. ایران و برتانیا تروریسم را محکوم می‌کنند. بابی ساندز، عضو یک سازمان تروریستی بود که از آن زمان به بعد خشونت را کنار گذاشت و سعی کرد روند دیپلماتیک را برای ادامه راه خود انتخاب کند.
*بازگردیم به چند سوال دیپلماتیک بریتانیا متولی کنترل مواد مخدر در افغانستان است. در این رابطه همکاری نزدیکی با ایران دارد و تهران نیز به عنوان خط مقدم مبارزه با قاچاق مواد مخدر هزینه‌های زیادی را متحمل شده است. روابط تهران و لندن در این زمینه در چه سطحی است و چه نتایج ملموسی داشته است؟
**اجازه بفرمایید اینجا تصمیم کنم، خود دولت افغانستان مسوول کنترل مواد مخدر کشورش است و نقش ما هماهنگی در این راستا و ارتباط با سازمان‌های بین‌المللی است. ایران مهمترین شریک جهانی ما در مبارزه با مواد مخدر است. من اطمینان دارم که زمینه‌های مشترک بسیاری بین ما وجود دارد.
هر حلقه منفرد در زنجیره مواد مخدر از کشت خشخاش در کشتزارها تا مصرف مواد مخدر و مشکلات و مسائل مربوط به هر کدام از حلقه‌ها در این زنجیر باید به دقت بررسی و مورد توجه قرار گیرد.
کشور افغانستان برنامه‌هایی بای پیشبرد مبارزه با مواد مخدر از راه کارآمد کردن نظام قضایی، کاهش کشت تریاک در مزارع و توقیف مواد مخدر تولید شده، ایجاد راه‌های معیشت سودآور برای خانواده‌هایی که در حال حاضر بخش بزرگی از درآمد خودشان را از راه مواد مخدر به دست می‌آورند را در پیش دارد. برای به انجام رساندن این اهداف دولت افغانستان برای رسیدن این اهداف دولت افغانستان برای رسیدن به یک اتفاق‌نظر ملی در تلاش است تا با کمک رهبران مذهبی خود بتواند مواد مخدر را کنترل کند. ما در ایران برنامه‌های همکاری با مقامات ایرانی را داریم. به ویژه در زمینه کنترل عبور مواد از طریق مرزهای افغانستان به ایران، در تبادل اطلاعاتی که می‌تواند به توقیف مواد مخدر در مبادی ورودی کشور کمک بکند و موفقیت در این جنبه خاص از همکاری‌ها ما را ترغیب می‌کند که کوشش‌های خود را بیشتر بکنیم. ما به کوشش‌های بی‌شائبه نیروهای انتظامی و ستاد مبارزه با مواد مخدر ایران احترام می‌گذاریم. همچنین همکاری‌هایی با نهادهای ایرانی داریم تا بتوانیم از راه این همکاری‌ها تقاضای داخلی برای مواد مخدر در ایران را کاهش دهیم.
*دورنمای تهران – لندن را با توجه به معرفی سفیر جدید – جعفری آدامز – چگونه ارزیابی می‌کنید؟
**من امیدوار هستم که وی فرصت این را پیدا کند که این روابط را گسترش بدهد و بهبود بخشد. چارچوب این همکاری‌ها طبیعتا تصمیمات اتحادیه اروپا خواهد بود. این تصمیمات در مواردی که ما با ایران عدم توافق داریم، کاملا روشن است. مثل مساله سلاح‌ها کشتار جمعی، تروریسم و حقوق بشر. ما با همراهی همپیمانان اروپایی خود دقت خواهیم داشت. این موارد که اسم برده شد،‌ مورد بررسی قرار بگیرند. اما باید بپذیریم که این مسائل در واقع خود چالش بزرگی هستند و روابط ما را سر یک دو راهی قرار داده‌اند. ما امیدواریم که مقامات جمهوری اسلامی ایران راه نخست را انتخاب کند. مسائلی هستند که از اهمیت بسیار بالایی برخوردارند. گفت‌وگوهای آینده ممکن است حتی مشکل‌تر هم بشوند.
*شما و سفیر جدید هر دو سابقه حضور در کنسولگری بریتانیا در بیت‌المقدس را دارید. چه رابطه‌ای میان ماموریت در بیت‌المقدس و ایران نهفته است، آن هم با توجه به سابقه روابط تیره بین ایران و اسرائیل؟
**فقط تصادف است. همانطور که می‌دانید، کنسول عمومی بریتانیا در بیت‌المقدس در واقع سفیر دولت بریتانیا در دولت خودگردان فلسطین است. انتصاب کنسول عمومی کشوری در بیت‌المقدس نشان‌دهنده این است که اورشلیم هنوز موضوعی است که باید در پایان مذاکرات صلح به آن پرداخته شود، یعنی موضوعی است که هنوز جای صحبت دارد. در حال حاضر و از 1948 دولت بریتانیای کبیر حضور دولت اسرائیل را در بیت‌المقدس غربی به رسمیت نشناخته است. همچنین ما حضور اسرائیل را در بیت‌المقدس شرقی هم چه به صورت یک واقعیت چه به صورت یک مساله عینی اصلا نپذیرفتیم و به رسمیت نشناخته‌ایم.
نکته مهم در مورد آقای آدامز این است که ایشان در زمینه بسیاری از کشورها در خاورمیانه به عنوان مثال مصر مجرب و باتجربه است. همچنین ریاست مخصوص دفتر استراو، وزیر امور خارجه را به عهده داشت. دامنه گسترده‌ای از مسائل بین‌المللی را بررسی کرده است و در آن تجربه زیادی دارد و برخلاف من فرصت و زمان این را داشته که پیش از اینکه به ایران بیاید، زبان فارسی را فرا بگیرد. بنابراین وی موقعیت بسیار خوبی برای کار در اینجا خواهد داشت و من برای او آرزوی موفقیت بسیار دارم.
*طی هفته‌های اخیر برخی روزنامه‌ها و جریانات سیاسی داخل ایران خواستار اعاده باغ قلهک که در اختیار سفارت بریتانیا است، به خاک کشور شدند و حتی تجمعی نیز مقابل این باغ برگزار شد. به این خواسته جدید چه پاسخی می‌دهید؟
**من مطمئن هستم که دولت ایران علاقه ندارد کار غیر قانونی انجام دهد و حق قانونی بریتانیا در مورد باغ قلهک صد در صد مستند و قانونی است.
*با کدام‌یک از مقامات ایرانی رابطه شخصی و دوستانه‌ای دارید؟
**دیپلمات‌ها روابط راحتی دارند، حتی اگر با هم توافق نداشته باشند یک لطیفه معروف است که دیپلمات‌ها باید بتوانند توانایی دعوت کسی به جهنم را داشته باشند و حتی برایش آرزوی سفر خوشی بکنند. گرچه این یک لطیفه است، اما می‌تواند نشان‌دهنده یک اصل باشد که حتی اگر عدم تفاهم داریم، می‌توانیم درک متقابلی از همدیگر داشته باشیم. رفتار صلح‌آمیز برای دیپلمات‌ها یک اصل برای رسیدن به درک متقابل است. این همان روحیه‌ای است که بر وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران حاکم می‌باشد. من با خاطرات بسیاری خوبی از وزارت امور خارجه و گروه دیپلماتیک ایران، این کشور را ترک می‌کنم. آنها خیلی قاطع هستند و وظیفه خود را – حتی اگر این وظیفه موجب احساس ناراحتی در من باشد – به خوبی ادا می‌کنند و وظیفه‌شان را به خوبی به انجام می‌رسانند و امیدوار هستم آنها هم برای صفت‌های مشابه که گفته شد، برای من احترام قایل باشند.
*نظرتان راجع به مردم ایران چیست؟
**مردمان بسیار خوب و بسیار بزرگی که توانسته‌اند فرهنگ بی‌همتا و متنوعی را به فرهنگ جهان ارائه دهند.
*غذای ایرانی می‌خورید؟ کدام‌یک از غذاهای ایرانی را بیشتر از همه دوست دارید؟
**اغلب در خانه، در رستوران‌ها و با دوستان ایرانی از غذای ایرانی استفاده می‌کنم. بیشتر از همه اینها فسنجان و گز اصفهان را دوست دارم.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات