تاریخ انتشار : ۱۳ خرداد ۱۳۸۹ - ۰۸:۲۱  ، 
کد خبر : ۷۶۲۸۷

سایه اژدها بر کاخ سفید


محمدمهدی غفاری
اظهارات سالها و ماههای گذشه برخی مقامات آمریکا درباره تقویت بنیه و ساختار ارتش خلق چین، آکنده از نگرانی بود. «کالین پاول» وزیر خارجه سابق آمریکا، نوسازی ارتش چین را تهدیدی برای آمریکا می‌دانست و به همین دلیل از اتحادیه اروپا خواست، تحریم‌های هفده ساله تسلیحاتی علیه چین را لغو نکند. پس از پاول، رایس وزیر خارجه و رامسفلد وزیر دفاع آمریکا نیز تقویت ارتش خلق و روز‌آمد کردن آن را مغایر با منافع آمریکا، صلح منطقه‌ای و جهان دانستند. در روزهای اخیر نیز نگروپونته مدیر اطلاعات ملی آمریکا به جمع این افراد پیوست و توسعه پایدار نظامی و رشد سریع اقتصادی چین را خطر جدی برای آمریکا دانست. نگروپونته گفت: اگر چین در زمینه نظامی مهار نشود و پکن بدون مانع به راه خود ادامه دهد. بی‌تردید چین به قدرتی همانند آمریکا در جهان تبدیل خواهد شد. اگر پاول، رایس و رامسفلد تنها خطر قبدرت فزاینده نظامی چین را گوشزد کردند، اما نگروپونته پا را فراتر گذاشته و رشد اقتصادی بسیار بالا و پایدار چین- در پی تجارت بسیار گسترده با جهان خارج را – عامل افزایش نفوذ سیاسی پکن در دنیای خارج می‌داند، اظهارنظر این دسته از مقامات آمریکا در واقع نشأت گرفته از تئوری «جورج بوش» رئیس‌جمهوری آمریکا است که چین را یک «رقیب استراتژیک» و نه یک «شریک استراتژیک» برای آمریکا می‌داند، بوش در سال 2000 میلادی به عنوان رئیس‌جمهوری آمریکا قدرت را به دست گرفت و با طرح این دیدگاه که چین رقیب استراتژیک آمریکا است، تفاوت دیدگاه جمهوریخواهان را با دموکراتها بویژه «بیل کلینتون» که می‌گفت؛ چین شریک استراتژیک آمریکا است، به خوبی نشان داد، واقعیت این است که دولت کلینتون با فروش یک ابر کامپیوتر آمریکایی به ارزش دو میلیون دلار به چین موافقت کرده بود. تصمیم دولت کلینتون برای فروش این ابر کامپیوتر به چین؛ به رغم عدم توافق واشنگتن- پکن در زمینه مسائل مربوط به حقوق بشر و اشاعه سلاحهای اتمی از سوی چین، به عنوان بخشی از استراتژی تحبیب‌آمیز آمریکا نسبت به چین، به جای منزوی کردن پکن صورت گرفت و عملی شد. هدف دولت کلینتون این بودکه سهم بیشتری از بازار گسترده و پر ظرفیت چین را که دارای سریع‌ترین رشد اقتصادی در جهان است، به دست آورد. برای تجار آمریکایی نیز اقدام کلینتون یک فرصت طلایی بود. زیرا ممنوعیت صادرات قطعات برای نیروگاههای اتمی چین نظیر ژنراتورها را لغو می‌کرد. مهمتر اینکه دولت کلینتون اجازه صدور ابر کامپیوتر 8 میلیون دلاری به چین را پس از پیمان‌شکنی این کشور نسبت به واشنگتن در مورد صادرات موشکهای M-11 و قطعات آن به پاکستان، صادر کرده بود. «وارن کریستوفر» وزیر خارجه دولت کلینتون به «تانگ جیاشیوان» همتای چینی خود گفته بود که واشنگتن با در نظر گرفتن قانون حاکم بر صادرات تجهیزات پیشرفته آمریکایی به چین، اجازه صادرات دو ماهواره از هفت ماهواره مدرن را به درخواست چین به پکن داده است. در حالی که فروش این ماهواره‌های پیچیده آمریکایی طبق قانون مزبور قدغن بوده است، «مادلین آلبرایت» وزیر خارجه دوره دوم ریاست جمهوری کلینتون نیز هشدار داده بود که منزوی کردن چین به صلاح آمریکا نیست و باید از روند اصلاحات اقتصادی در این کشور حمایت کرد زیرا با اجرای این روند، چین ناچار به پذیرش اصلاحات سیاسی خواهد بود که در آن صورت بخشی از اهداف سیاسی آمریکا برای مهار آرام چین، تحقق خواهد یافت در چنین شرایطی، چینی‌ها که به شکارچی فرصتها معروف هستند، از مجموع شرایط برای به زور کردن سیستم ارتش،‌ فراهم کردن تجهیزات مدرن، و فوق مدرن استفاده کردند. چین جدا از تأمین تسلیحات مورد نیاز خود از روسیه، رأسا برای ساخت تسلیحات اقدام کرده است. تولید مشک کاجولانگ‌–‌2، با برد 9000 کیلومتر که توانایی هدف‌‌گیری بسیاری از شهرهای اروپا و آمریکا را دارد، تولید و آزمایش موشک کروز، در پاسخ به موشک کروز تهاجمی، توماهاک، و آزمایش اولین M.C.E.E که قدرت حمل یک کلاهک 500 کیلویی را دارد، تنها بخشی از فعالیت چینی‌ها در زمینه‌های نظامی بوده است. در سالهای اخیر نیز چینی‌ها با پرتاب دو سفینه فضایی سرنشین‌دار تحت عنوان شن جوی-5 و شن جوی-6، عملا توانایی نظامی خود را به اثبات رسانده‌اند و با این اقدام خود به عضویت باشگاه فضایی در امدند. اکنون با در نظر گرفتن دیدگاههای بوش مبنی بر اینکه چین رقیب استراتژیک آمریکا است و صحه گذاشتن روی این دیدگاهها می‌توان دموکراتها را عامل اصلی مسلح شدن چین علیه آمریکا دانست. به همین دلیل بوش و همه نومحافظه‌کاران کاخ سفید به دقت تمام رهبران چین را در خصوص به سیستم‌های مدرن زیر نظر دارند. اظهارات نگران کننده مقامات آمریکا در همین راستا قابل ارزیابی است. پنتاگون وزارت دفاع آمریکا علاوه بر گزارش سالانه به هر بهانه‌ای، بودجه‌ دفاعی چین را با هدف تهدید علیه جهان مورد ارزیابی قرار می‌دهد، چین در سالهای 2003، 2004، 2005، 2006 میلادی، به ترتیب بودجه اختصاصی داده شده به ارتش و امور دفاعی را 11، 6/9، 10 و چهارده و هفت دهم درصد اعلام کرده است. چین 30 میلیارد دلار بودجه اختصاص داده شده به ارتش و امور نظامی در سال 2006 میلادی را در مقابل بودجه 450 میلیارد دلاری آمریکا، بسیار ناچیز می‌داند. از دید دولت چین، آمریکا در این سالها به بهانه مبارزه با تروریسم و با انگیزه‌های استیلاجویی بودجه دفاعی خود را افزایش داده است تا در کنار توسعه نفوذ خود در شرق آسیا و جهان، همچنان حافظ برتری نظامی و ابر قدرتی در جهان باشد. در واقع همین اقدام دولت آمریکا مانعی برای عادلانه اقتصادی است. دولتمردان پکن کاهش 200 هزار نفر از نیروهای نظامی تا پایان سال 2005 میلادی را در راستای ایجاد یک ارتش کیفی با توان بالا ارزیابی می‌کنند و معتقدند که کاهش نیروهای مسلح مساوی است با افزایش توانایی و بهره‌گیری از فناوری‌های پیشرفته و این گامی است در مسیر اصلاحات در ارتش و برای چین رسیدن به یک ارتش مدرن تا سطح استانداردهای جهانی، هدفی کاملا مهم و حیاتی است. دولتمردان پکن می‌گویند، تقویت بنیه ارتش خلق و مدرن سازی آن، تهدیدی علیه هیچ کشوری در جهان نیست و لذا افزایش بودجه نظامی ارتش جین در مقایسه با ژاپن و آمریکا بسیار محدود و ناچیز است و هدف از بهبود ساختارهای ارتش چین، صرفا حفظ و حراست از حق حامیت ملی، تمامیت ارضی و دست آوردهای انقلاب و اصلاحات است. با وجود این، بخشی از حاکمیت آمریکا معتقد است، دوستان دموکرات ما چین را علیه آمریکا مسلح کرده‌اند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات