*انتقادهای زیادی از سوی اروپا به روسیه میشود و ایرادهای زیادی به پرزیدنت پوتین وارد است. واکنش مردم کشور شما نسبت به این مسائل چگونه است؟
**به نظر من این انتقادها از کانون واحدی برخوردار نیست و نهادهای اروپایی درک و شناخت زیادی از روسیه دارند. مثلاً کمیسیون اروپا قضاوت سنجیدهای در مورد ما دارد.
*نظر شما در مورد اینکه دموکراسیخواهی رئیسجمهور روسیه در نشریات مهمی چون اکونومیست زیر سئوال میرود چیست؟
**جامعه مدنی اروپا به شدت تحت تاثیر رسانهها است. به نظر من علت اصلی این مسئله فقدان اطلاعات درست و البته برتری هیجانات و احساسات است. رسانههای روسی هم به این فضا دامن میزنند.
پرزیدنت پوتین از محبوبیت بالایی در روسیه برخوردار است و گاه سعی میکند تا اوضاع را آرام کند اما اعتراف میکنم که تشریح و توضیح کارهای او امر مشکلی است.
*آیا روسیه به دلیل قرنها ظلم و ستم و بهرهکشی، در حال حاضر از مسیر دموکراسی دور نشده است؟
**اگر به جامعه مدنی روسیه دقت کنید، متوجه میشوید کمترین نشانهای که حاکی از دور شدن از مسیر دموکراسی باشد، وجود ندارد. ما عضوی از جامعه جهانی هستیم و میخواهیم همزیستی بیشتری با جهان داشته باشیم. پنج سال پیش چهل میلیون نفر در کشور ما در زیر خط فقر زندگی میکردند که امروز این رقم به بیست میلیون کاهش پیدا کرده است.
* آیا از انتقادها و شکایتهای اروپا عصبانی میشوید؟
**برخی از سیاستمداران روسی اعتقاد دارند که دنیای غرب میخواهد ما را مجبور به پذیرش معیارهای خود کند. به نظر من روسیه باید وضعیت خود را برای غرب تشریح کند. ما خواهان رابطه با دیگر قدرتها از جمله اتحادیه اروپایی هستیم.
* پس بدین ترتیب یکی از موارد خدشهدار شدن ارتباط با غرب باید همان سیاست کرملین در قبال چچن باشد؟
**ما آماده حل این مسئله هستیم. به ما میگویند که باید چچن را بازسازی کنیم و دولتی کارآمد در آن تشکیل دهیم. ما هم این را میپذیریم. اما همزمان شاهد این هستیم که تروریستهای چچنی به راحتی در اروپا رفت و آمد میکنند. من در این مسئله نشانههای منفیای میبینم که کار آن بازسازی را که از ما انتظار میرود، با مشکل روبهرو میکند.
*شوروی سابق هدفی کاملاً مشخص داشت یعنی برپایی سوسیالیسم جهانی. اما هدف بلندپروازانه سیاست جهانی روسیه کدام است؟
**در وهله اول اطمینان از یکپارچگی و تمامیت ارضی، مسئلهای که در اوایل دهه 90 مورد تهدید قرار گرفته بود. با فروپاشی اتحاد شوروی، فدراسیون روسیه هم در معرض فروپاشی قرار گرفت. در درجه دوم اینکه تبدیل سیستم خودمختار به سیستم فدراتیو سعی و تلاش و هزینه زیادی دربرداشت. بسیاری از قوانین جمهوریها با قانون اساسی جدید ما انطباق نداشت و حتی نمیتوانستیم از دیگر جمهوریها مالیات بگیریم. متاسفانه نوسازی دولت ما منجر به پیدایش طرحهایی غیرواقعبینانه شد و ما به عبارتی نوع دیگری از ساختار اقتدارگرایانه جدید را شکل دادیم. البته این را هم باید گفت که قانون اساسی جدید، اختیارات بسیار زیادی به جمهوریهای ما داده است.
* اما نقش روسیه در معادلات جهانی چیست؟
**سیاست خارجی همان ادامه و در طول سیاست داخلی است. ما خواهان سیاست خارجیای هستیم که با حقوق ملی و حقوق بشر و همبستگی جمهوریها تطابق داشته باشد. ما براساس موقعیت ژئوپولتیک خود خواهان ایفای نقشی مهم در سیاست جهانی هستیم. روسیه با اروپا و هم با آسیا هم مرز است. در جنوب این فدراسیون کانون نفتی قدرتمندی به نام ایران قرار دارد و ما به دلیل تجارب تاریخی خود قادر به حل مناقشات بینالمللی هستیم. ایران و شبه جزیره کره از اهمیت بسیار بالایی برای ما برخوردارند. ما دوران سیاستهای مناقشهآمیز جنگ سرد را پشت سر گذاشتهایم و میخواهیم هرچه بیشتر به جامعه جهانی وارد شویم.
* روسیه نیز به مانند بسیاری از کشورهای غربی با مسئله غامض بحران جمعیتی روبهرو است. شما جمعیت به اصطلاح پیری دارید و با کاهش جمعیت سر و کار خواهید داشت. به عبارتی میتوان گفت که قدرت جهانی هستید که پیش از شکوفایی پژمرده میشود.
**ما هنوز هم با یک مشکل ریشهای روبهرو هستیم. آمار مرگ و میر در روسیه بالاتر از کشورهای غربی است. میانگین امید به زندگی در روسیه 59 سال و در اروپا 72 سال است. مردان روسی عمر کمتری دارند و به همین دلیل خیلی زود نقش آنها در اقتصاد از بین میرود. به دلیل فقدان نیروی کار قدیمی و با تجربه، جوانان روسی تحصیل کرده باید کارها را به عهده بگیرند، کارهایی که تخصص و تجربه و کارایی بسیار بالایی را میطلبد. مهمتر از این مسئله، مسائلی وجود دارد که چندان قابل سنجش نیستند، مثلاً درصد بالای استرس و ترس از آینده آن هم در بین گروههایی که ما بیشترین امیدها را به آنان داریم. کسی که در مورد وجود و زندگی تشکیک کند، هرگز خانواده تشکیل نمیدهد.
*راه حل این مسائل به نظر شما کدام است؟
**ایجاد بازار کار و گسترش دایره مانور قدرتهای اقتصادی. علاوه بر آن بهینهسازی امکانات دارویی و بهداشتی.
* روسیه از نظر منابع زیرزمینی، کشوری غنی به شمار میآید. کشورهایی مثل عربستان و نروژ به دلیل تکیه بر همین ثروت طبیعی به هیچ اصلاحات اقتصادی اقدام نکردند. آیا این منابع زیرزمینی برای مدرنیزاسیون روسیه، لعنت به شمار میآید یا رحمت؟
**اگر هوشمندی نشان دهیم، رحمت خواهد بود. بیتردید ما به مدل نروژ نزدیکتر هستیم تا عربستان سعودی، زیرا عربستان اقتصادی تکمحصولی با تکیه بر نفت دارد. ما همه کار خواهیم کرد تا وجوه مختلف اقتصاد روسیه را توسعه بدهیم.
* شما به عنوان یکی از نزدیکترین مشاوران پرزیدنت پوتین فکر میکنید که وی چه کارکردی در این مورد دارد؟
پرزیدنت پوتین به هیچ عنوان اهل سیاستهای به اصطلاح مخفی و در گوشی نیست و کسی هم به او خط نمیدهد. پوتین مردی است که خود را ضامن و حافظ قانون اساسی میداند و قائل به انتقال قدرت است.
* دولتهای بالکان و لهستان از روسیه وحشت دارند. آنها تنها به این خاطر به اتحادیه اروپایی روی خوش نشان میدهند که به گفته خودشان از خطر روسیه در امان بمانند. نسبت به این نگرانیها چه واکنشی باید نشان داد؟
**ما به تمامیت ارضی و حق حاکمیت این کشورها احترام میگذاریم و به آنها پیشنهاد میکنیم که خودشان را با اتحادیه اروپایی وفق دهند زیرا حیطه زندگی و فعالیت آنها همان اروپاست. اروپا برای حفظ حقوق اقلیت و حقوق بشر اهمیت زیادی قایل است. تغییر و دگرگونی قوانین در بالکان اهمیتی برای ما ندارد اما به تغییر خطوط مرزی حساسیت داریم.
* درباره برنامههای اتمی ایران چه پیامی برای اروپا دارید؟
**نگرانی ما در این مورد بیشتر از همکاران اروپایی است. روسیه پیشنهاد همکاری به ایران میدهد ما هم از ایران میخواهیم تا تحت نظارت آژانس فعالیت کرده و به پیمانها وفادار بماند. فکر میکنم که این اقدامات و خواستهها با اروپا و آمریکا هماهنگ باشد.
* آیا با توجه به جنگ لفظی و تهدیدهای نمایشی غرب علیه ایران، به نوعی بازیهای پیش از دوران هیتلر تداعی نمیشود؟
**به کارگیری سیاست زور و چماق به هر صورت اشتباه است و کسی از پیامدهای آن آگاه نیست.