ح-رحمتالهی
سه تحول عمده روزهای اخیر از عراق، ناظران سیاسی را به برداشتهای متفاوت و نتیجهگیریهای متعدد واداشته است. تردیدی نیست که این سه تحول عمده منشا آثار و نتایج خاصی در صحنه سیاسی عراق خواهد شد، اما اینکه کدام گمانه به حقیقت نزدیک است، زمان لازم است تا قطعی تر سخن بگوییم. این سه تحول عمده عبارتند از:
1- رویکرد جدید اتحادیه عرب به عراق که از چن منظر قابل بررسی و تعمق است.
اول آنکه، کشورهای عربی پس از دو سال و نیم بیاعتنایی به مسائل عراق، اکنون دریافتهاند که این غیبت خود خواسته تنها به انزوای آنان و عدم درک شرایط انجامیده است.
دوم آنکه، چنین انزوایی، قدرت تاثیرگذاری جهان عرب را بر تحولات عراق به نحو کم سابقهای کاهش داده است. چنین عواملی باعث شده که قانون اساسی عراق با رویکرد فدرالی تصویب و به تایید برسد. بیتردید فدرالیسم در عراق زمینههای تجزیه این کشور را مساعد خواهد کرد و چنین دورنمای تیرهای به معنای از هم پاشیدن یک کشور عضو اتحادیه عرب خواهد بود. اما ساده لوحی است اگر تصور کنیم که مجموع برداشتهای پیش گفته، علت تحرک اتحادیه عرب در چنین مقطع زمانی است، بلکه باید واکنش عربستان را زمینهساز چنین تحرکی دانست. وزیر خارجه عربستان در هنگامه تصویب قانون اساسی عراق در مجمع ملی این کشور، طی سخنانی در شورای روابط خارجی آمریکا، زبان به انتقاد از عملکرد واشنگتن گشود و در سخنانی نکوهشگرانه، عملکرد نومحافظهکاران آمریکا در حمله نظامی به عراق و دستاوردهای آن را مورد تردید قرار داد. سخنان «سعودالفیصل» که اظهاراتی غیردوستانه در قبال تهران نیز تلقی شد، از آن جهت اهمیت دارد که وی نگرانی اصلی ریاض را از قدرت گرفتن ایران در خلیج فارس و تاثیر بدون انکار آن در عراق که موازنه سیاسی بین دو طرف آبراه را به هم زده است مطرح کرد و خواستار چارهاندیشی در این باره شد. در پی این اظهارات است که اتحادیه عرب با هدف اعلام شده حفظ عراق و موقعیت آن در جهان عرب و جلوگیری از تجزیه آن دست به تحرک میزند و دبیرکل خود را به عراق میفرستد. اما آنچه در این میان مهم است، جلوگیری از حضور و نفوذ موثر و روبه گسترش ایران در صحنه عراق میباشد آیا اتحادیه عرب، عربستان و آمریکا برای محدود کردن حضور ایران در عراق دست به تحرک زدهاند.؟
2- تصویب قانون اساسی عراق از سوی اکثریت رایدهندگان در همه پرسی اخیر دومین تحول تاثیرگذار در این کشور است. مردم عراق به قانون اساسیای رای مثبت دادند که فدرالی شدن شمال عراق وجه بارز آن است. اداره فدرالی شمال عراق چندین گزینه را در ذهن تحلیلگران ایجاد میکند.
الف) آیا اداره فدرالی شمال عراق، قابل تسری به جنوب و مرکز این کشور هم خواهد بود؟ در صورت محروم کردن اعراب شیعه و سنی از اداره فدرالی مناطق نفوذ خود، شاهد دور جدیدی از ناآرامی در این کشور خواهیم بود و در صورت اعطای قدرت فدرالی به آنان، آیا تضمینی بای استمرار هویت عراق یکپارچه و متحد وجود خواهد داشت؟
ب) قانون اساسی عراق که مورد تایید مردم این کشور قرار گرفته است، بطور طبیعی باید تجلی آرمان و اراده عراق و به مثابه یک «پیمان ملی»، سبب «وحدت» میان آنان باشد. آیا قانون اساسی فدرالی چنین ظرفیتی را داراست و یا خود موجد تفرقه و جداییهای بعدی خواهد بود؟ بویژه آنکه برخی مقامهای دولت عراق این روزها از تشکیل کشوری با سیسم فدرالی پیشرفته از نوع امارات سخن میگویند!
ج) عراق فدرالی بیتردید بر همسایگان خود – بویژه ایران و ترکیه – تاثیرگذار خواهد بود. صرف نظر از تاثیرات مثبت یا منفی آتی، آیا تهران و آنکارا تنها نظارهگر تحولات سرنوشتساز پیش گفته خواهند بود و یا مجموعه اقداماتی را برای تامین منافع حداکثری و یا دست کم دفع ضرر سامان خواهند داد؟ تاثیر چنین اقداماتی بر روند عمومی منطقه چه خواهد بود؟
3- سومین تحولی که در روزهای اخیر در صحنه عراق به وقوع پیوسته و منشاء آثار جدی بعدی خواهد بود، درگیری اخیر نیروهای ارتش مهدی با شبه نظامیان سنی است که 30 کشته بر جا گذاشته است. حقیقت آن است که به رغم خویشتنداری شیعیان برای جلوگیری از کشانده شدن به جنگهای فرقهای و علیرغم توصیههای رهبران مذهبی شیعیان بویپه حضرت آیتالله العظمی سیستانی برای دوری از کینههای مذهبی و درگیری شیعیان با اهل تسنن، سلسله حوادثی که در عراق به وقوع میپیوندد و مجموعه شرایطی که بوجود آمده است، شیعیان و اهل تسنن را در آستانه رویارویی جدی قرار داده است. درگیری شیعیان و سنیهای عراق میتواند مطلوب القاعده (جناح زرقاوی) و آمریکا و متحدان آن باشد. چه، از ابتدا هدف اعلام شده زرقاوی رویارویی با شیعیان بود که هسته اصلی ارتش و پلیس عراق جدید را تشکیل میدهند و طبیعی است که در صورت وقوع چنین امری، استمرار اشغالگری آمریکا و متحدان آن طبیعی و لازم مینماید!
وقوع هرگونه درگیری بین شیعیان و اهل تسنن عراق پیامدها و آثاری دارد که ذیلاً به صورت مختصر به آن میپردازیم.
الف) آیا درگیریهای شیعه در سنی در منطقه خاصی محدود خواهد بود؟ با توجه به بافت قبیلهای در عراق، چنین درگیری به سرعت گسترش خواهد یافت و دامنه آن مرکز و جنوب عراق را به صورت مجمعالجزایری از قدرتهای محلی درخواهد آورد. چنی امری نه تنها دوتل عراق و قدرت آن را به چالشی جدی خواهد کشاند، بلکه آشفتهتر شدن بیشتر اوضاع را نیز سبب خواهد گشت. این دورنمای تیره در صورت تعمق درگیری به دخالت قدرتهای فرا-مرزی، توقف روند دولتسازی (State – building) و احتمالاً تجزیه عراق خواهد انجامید. در چنین گزینهای، احتمال دارد که آمریکا با توقف روند دولتسازی، روند ملتسازی (Nation – building) را مطابق الگوی افغانستان، در عراق پیاده کند.
چنین طرحی مستلزم آن است که تمامی قدرتهای فرعی و شخصیتهای سیاسی سرکوب و منکوب شده و تنها شخصیت مورد نظر آمریکا در صحنه سیاسی فعال باشد. آیا درگیری شیعه و سنی در عراق مقدمهای از یک برنامه گسترده برای استمرار حضور آمریکا و انگلیس و حذف شخصیتهای سیاسی غیردوست به منظور روی کار آوردن شخصیتهای مطلوب واشنگتن و لندن است؟ آیا پس از روی کار آمدن شخصیتهای مطلوب پیش گفته، درگیریهای داخلی عراق فروکش خواهد کرد؟
ب) درگیریهای سنی – شیعه در عراق بیتردید در چارچوب مرزهای این کشور باقی نخواهد ماند و گسترش آن بسیاری کشورها، مناطق و جوامع را شامل خواهد شد. آیا چنین سناریویی بخشی از فتنهای مذهبی برای درگیر کردن و مشغول ساختن مسلمانان است؟
این قلم بنا ندارد از تحولات گفته شده استنتاجات قطعی به عمل آورد و تنها با طرح موضوعات و آثار متعددی که خواهند داشت، درصدد است همگی دلسوزان عراق و مردم آن و مردم منطقه و صلح و ثبات جهانی را نسبت به تحولات سرنوشتسازی که در این کشور میگذرد حساس کرده و نسبت به پیچیدگی اوضاع این کشور و وقایعی که هر کدام آثاری جدی بر مردم عراق و منطقه خواهد داشت، هشدار دهد.
چنین هشداری در صورت توجه، میتواند از بروز حوادث، و وقایع پیش بینی نشده و خارج از کنترل جلوگیری کرده و مردم منطقه را از افتادن در ورطهای جدید ایمن بدارد.
والسلام»