کارل روبیچود
انتخابات پارلمانی ختم قیمومیت بینالمللی را که جزیی را معاهده بن بود، اعلان میکند و افغانستان را در خطرناکترین وضعیت بعد از آزادی کابل از تسلط طالبان قرار میدهد.
افغانستان گرچه در طول این مدت پیشرفتهای زیادی داشته است، اما نمیتوان در این کشور اعلان پیروزی کرد. مذاکرات درباره تعهدات جدید بینالمللی در چارچوب معاهده «بن دوم» زمانی آغاز میشود که اکثریت اهداف پیشبینی شده، در معاهده «بن اول» با موفقیت عملی شده است ولی مسایل حادی چون اقتصاد وابسته به مواد مخدر و مشکل امنیت داخلی ممکن است تمام این دستاوردها را بر باد دهد. این دو مسأله با هم رابطه نزدیک دارند. وضعیت وقتی بحرانی میشود که موجودیت سلاح زیاد در منطقه و موقعیت حساس جغرافیایی افغانستان در نظر گرفته شود. تا اکنون کسی راه قابل اعتمادی برای حل این معضل پیشنهاد نکرده است.
اگر جامعه جهانی و دولت افغانستان چارچوبی برای حل این مسایل پیدا نکنند، مؤسسات ملی را که جامعه بینالمللی طی چهار سال گذشته ایجاد کردهاند فرو خواهند پاشید.
راه حل باید به صورت فوری پیدا شود؛ تا قبل از آن که کشورهای کمک دهنده علاقهمندی خود را به افغانستان از دست بدهند، این کشور تاحدی به خودکفایی دست بیابد. مشکل این است که کشورهای کمک دهنده خارجی توقعات افغانها را بالا برده بدون آن که وسیله برآورده شدن این توقعات را ایجاد کرده باشند.
کشورهای کمک دهنده خارجی خواستهاند؛ تا ساختمان یک حکومت مدرن مرکزی را بر بنیاد جامعه قبایلی استوار کنند. از نگاه عواید و شاخصهای طبیعی افغانستان در ردیف کشورهای بسیار فقیر قرار داشته و با کشورهای نیمه صحرایی آفریقایی قابل مقایسه است. کشورهای خارجی، در رأس ایالات متحده آمریکا، در ساختن یک اردوی 000/70 نفری فعالیت دارند. این اردو برای مصارف سالانه خود به 17 درصد عایدات ناخالص کشور نیاز دارد. آیا افغانستان به چنین قوتی نیاز دارد؟ این تعداد عسکر برای دفع حمله نظامی احتمالی از جانب همسایگان افغانستان کافی نیست. این نیرو هم چنین قادر به درهم کوبیدن شورش طالبان نخواهد بود؛ زیرا بزرگترین نیروی متحرک و مجهز نظامی جهان (ارتش آمریکا) از عهده انجام این کار برآمده نتوانسته است. در مورد توانایی این اردو در مقابله با جنگسالاران و تأمین ثبات داخلی نیز به خاطر ترکیب آن سوالاتی مطرح است. ایجاد اردو بدون منافع داخلی در کشوری که جنگسالاران و مافیای مواد مخدر در آن نفوذ قابل ملاحظه دارند زمینهساز یک فاجعه بوده میتواند. با وجود افزایش در میزان مالیات به دست آمده فقط 5 درصد عاید ناخالص قانونی کشور را تشکیل میدهد. حتی اگر عایدات دولت شش برابر افزایش یابد، برای مؤسسات پرمصرف دولت کافی نخواهد بود. کشورهای کمکدهنده به افغانستان مؤسسات دولتی را طوری ساختهاند که تنها یک کشور نیمه توسعه یافته میتواند از عهده فعال نگهداشتن آن به درآید. قوتهای مسلح، پلیس و برگزاری انتخابات پیشبینی شده در قانون اساسی به پول زیاد نیاز دارند. تاریخ نشان داده که کشورهای خارجی حاضر نخواهند بود؛ تا پول این مصارف داخلی را تا مدتهای نامعلوم بپردازند.
مشکل این است که اقتصاد افغانستان بر دو منبع استوار است: کمکهای خارجی و مواد مخدر. از سال 2001 به بعد 3/7 ملیارد دلار کمک خارجی در افغانستان به مصرف رسیده است. این مقدار نصف پولی است که طی این مدت از مواد مخدر به دست آمده است.
میزان سرانه پولهای کمکی به افغانستان نسبت به کشورهای دیگری که در حال بازسازی بعد از جنگاند مثل، عراق، بالکان، تیمور شرقی و هائیتی بسیار کم است.
آمریکا اکثریت پولهای سرمایهگذاری شده در افغانستان را در عملیات نظامی به مصرف میرساند. در طول سال گذشته عایدی افغانستان از محل مواد مخدر نصف کل عایدی ناخالص کشور بود و عایدی مواد مخدر بیشتر نصیب قاچاقچیها میشود، تا دهقانان.
در حالی که میزان کمکهای خارجی به افغانستان به کاهش آغاز کرده است عایدات مواد مخدر تا آینده قابل پیشبینی هم چنان ثابت خواهد ماند.
آنهایی که پولهای حاصله از مواد مخدر دسترسی دارند، در آینده زمام امور کشور را در دست خواهند داشت.
کرزای برای مقابله با تهدیدات امنیت داخلی و خارجی به حضور نیرومند نظامی آمریکا اتکا دارد. اما موجودیت نیروهای خارجی باعث تنش در روابط میان افغانستان و همسایگان او خواهد شد.
پیمان تفاهم استراتژیک میان افغانستان و آمریکا که در ماه می به امضا رسید، به وزارت دفاع آمریکا اجازه میدهد؛ تا امتیاز عملیات و جابجاسازی آزاد نیروهای نظامی را تا مدت نامحدودی به دست بیاورد و این کار سبب ایجاد ناراحتی در میان همسایگان افغانستان گردیده است. در عکسالعمل به این پیمان، ایران مالیات بر صدور سیمان به افغانستان را دو برابر کرد که بازسازی هرات را به کندی مواجه ساخت. چین و روس در برابر این پیمان با راهاندازی مانورهای نظامی مشترک عکسالعمل نشان داده و از اعضای سازمان شانگهای که در آن قزاقستان، قرقیزستان، تاجیکستان و ازبکستان شاملاند، خواستند تا برای خروج نیروهای آمریکایی از خاکشان زمان تعیین کنند.
بن دوم چه شکل خواهد داشت؟
موافقتنامه بن برای افغانستان خیلی مفید بود. موافقتنامه بعدی که بین دولت افغانستان و جامعه بینالمللی مورد بحث قرار خواهد گرفت، باید زمینه حفظ علاقهمندی جامعه بینالمللی به افغانستان را مساعد ساخته و بازنگری جامعه بینالمللی نسبت به افغانستان را سبب شود.
تا اکنون کشورهای کمک دهنده نتوانستهاند، به افغانستان چنان مساعدتی کنند؛ تا ظرفیت این کشور را به حدی بالا ببرند که جوابگوی نیازمندیهای مردم آن باشد.
یک مسأله اساسی در برابر تعهد مشترک جامعه بینالمللی در سالهای آینده (بن دوم) پشتیبانی از استراتژی توسعه ملی افغانستان است، که دولت افغانستان کار تدوین آن را آغاز کرده است. کشورها و سازمانهای کمکدهنده ضرورت بالا بردن ظرفیتها را درک میکنند، اما به خاطر اجرای دقیق کارها تصمیم گرفتهاند تا در راهاندازی پروژهها نقش دولت افغانستان و ابتکارات محلی را نادیده بگیرند. قسمت اعظم پول کمک شده از طریق قراردادهایی که در آمریکا مرکز دارند به مصرف میرسد. این کار از اعتبار دولت افغانستان کاسته و قسمت اعظم پول در جیب شرکتهای رابط میریزد.
آیا راهی برای تأمین کمک به صورت موثر وجود دارد؟
دو صندوق مالی امانت، تشکیل شده که راه بهتر کمکرسانی را مساعد میسازد: یکی از آنها صندوق مالی امانت بازسازی افغانستان که توسط بانک جهانی سرپرستی میشود و دیگری صندوق مالی امانت نظم و قانون که توسط سازمان توسعه ملل متحد (UNDP) اداره میشود. هر دو صندوق بر انجام کارها توسط افغانها، حسابدهی و توزیع عادلانه کمکها تأکید میکنند. فعلاً آمریکا به هیچ یک از این دو صندوق کمک نمیکند.
موافقتنامه بن دوم باید در مورد مسایل منطقهای توجه جدی کند.
پاکستان، ایران، چین و روسیه باید در مذاکرات بر سر این موافقتنامه شریک باشند.
ایالات متحده در این رابطه باید اعلان کند که قصد حضور نظامی دایمی را در افغانستان نداشته و استراتژی بیرون کشیدن نیروهایش را اعلان کند.
وجود پایگاههای نظامی آمریکا در افغانستان باعث ناراحتی شدید همسایگان آن کشور شده و چارچوب همکاری بینالمللی در افغانستان را به نابودی تهدید میکند. هم چنین این کار باعث نارضایتی در داخل افغانستان میگردد.
مردم افغانستان تا اکنون حضور نیروهای خارجی را به خاطری تحمل کردهاند که راه بدیل کوتاه مدت آن ناگوارتر به نظر میرسد.
بالاخره، موافقتنامه بن دوم باید در مورد استراتژی مبارزه با مواد مخدر بازنگری کند. برای مسألهای که با رفاه اقتصادی کشور گره خورده و عنصر حیاتی برای صاحبان قدرت در این کشور است، راه حل آسانی وجود ندارد.
واضح است که حتی یک برنامه همه جانبه نابود سازی تولید تریاک در شرایط فعلی افغانستان امکان موفقیت را ندارد. باید پیشنهاد در مورد استفاده از تریاک در ساختن دواهای ضد درد، مورد بررسی قرار داده شود.
برخیها میگویند: «آنچه را که ما در افغانستان انجام دادیم، باید در عراق انجام دهیم.» طبعاً همبستگی بینالمللی در مورد افغانستان تا این زمان چنان است که به انسان این تصور را میدهد که افغانستان در مسیر درست احیای مجدد قرار دارد، در حالی که واقعیت از این قرار نیست. در زیر پرده ظاهری کامیابیها واقعیتهای پیچیده قرار دارد.
1- کارل روبیچود یک مدیر برنامه در «بنیاد عصر» (The Century Foundation) است. دفتر مرکزی این بنیاد در شهر نیویورک قرار دارد.