تاریخ انتشار : ۱۷ تير ۱۳۸۹ - ۰۹:۲۳  ، 
کد خبر : ۷۶۳۰۶

رقابت آمریکا و روسیه در آسیای میانه


ترجمه: نیلوفر قدیری
دو ماه پیش کاندولیزا رایس وزیر خارجه آمریکا سفری سه روزه به آسیای میانه کرد که پیام‌های مهمی دربرداشت. این سفر عزم جدی واشنگتن را در تحکیم روابطش با جمهوری‌های سابق شوروی در آسیای میانه نشان داد. از نظر دولت بوش این رابطه به ویژه در شرایط کنونی بسیار مهم است چون آمریکا از پایگاه نظامی‌اش در ازبکستان بیرون رانده شده و روابطش با این کشور اخیراً تضعیف شده است. در آن سفر رایس از قزاقستان، قرقیزستان و تاجیکستان دیدار کرد اما ازبکستان در فهرست دیدارهایش جایی نداشت. رایس در این سفر، «ازبکستان را خارج از فرآیندی دانست که اکنون در آسیای میانه در حال وقوع است». سخنان او در واقع فصل اخیر در روابط آمریکا و ازبکستان را بست. بعد از بسته شدن پایگاه نظامی آمریکا در ازبکستان آمریکا به سرعت درصدد تقویت نفوذ خود در دیگر بخش‌های آسیای میانه و جلوگیری از از دست رفتن پایگاههای دیگر خود در این منطقه برآمد. اعلام نظر مقامات قرقیزستانی درباره ادامه فعالیت پایگاه هوایی آمریکا در این کشور نشاندهنده موفقیت نسبی واشنگتن در دستیابی به این هدف است. اما اگر شرایط در افغانستان به ثبات برسد فشار برای عقب‌نشینی نیروهای آمریکایی از آسیای میانه افزایش خواهد یافت. بعد از واقعه 11 سپتامبر 2001، تاشکند به واشنگتن پیشنهاد داد از پایگاه هوایی کارشی – خان‌آباد در جنوب شرقی ازبکستان استفاده کند. در آن زمان روابط آمریکا و ازبکستان در بالاترین سطح قرار داشت و روسیه از این شرایط بسیار ناخرسند بود، چرا که می‌دید دشمن دوران جنگ سردش کم کم به حوزه نفوذ دیرینه مسکو می‌خزد. آمریکا نه تنها در ازبکستان بلکه در قرقیزستان هم پایگاه نظامی به دست آورد. روسیه هم نمی‌توانست کار چندانی در توقف این روند انجام دهد.
بعد از پایان جنگ افغانستان و شروع روند ثبات بخشی در این کشور، سیاستگذاران واشنگتن به بازبینی سیاست‌هایشان در نزدیکی با کشورها پرداختند که به دلیل نوع و ساختار حکومتی‌اشان به راحتی می‌توانند بی‌ثبات شوند.
سرانجام تحلیل‌گران واشنگتن به این توافق رسیدند که حکومت ازبکستان به رهبری اسلام کریم‌اف در درازمدت باثبات باقی نمی‌ماند و باید فشار بر این دولت از دریچه مسائل حقوق بشری افزایش یابد و مخالفان آن تقویت شوند. بنابراین در سال 2004 آمریکا کمک خود را به ازبکستان متوقف کرد و دلیل آن را رفتارهای ناقض حقوق بشری این کشور خواند.
توقف کمک‌های آمریکا در کنار ناآرامی‌های انقلاب‌گونه ماه مارس 2005 که به سرنگونی دولت قرقیزستان منجر شد، در تاشکند هم نگرانی‌هایی به وجود آورد چرا که ازبکستان هم با تحولات مشابه روبه‌رو بود.
تاشکند به این نتیجه رسید که اگرچه ادامه همکاری و رابطه نزدیک با آمریکا فواید زیادی دارد اما خطر بی‌ثبات کردن دولت کریم‌اف در نتیجه ادامه حضور آمریکا هم وجود دارد.
در 13 ماه مه 2005 وقتی کریم‌اف شورش چند روزه در شهر اندیجان را سرکوب کرد، زمینه برای قطع این رابطه فراهم شد. آمریکا در کنار اتحادیه اروپا خواستار انجام تحقیقات مستقل درباره این حادثه شد. مسکو اما از فرصت استفاده کرد و در کنار تاشکند ایستاد. کمتر از یک ماه بعد از این درگیری‌ها، تاشکند پروازهای آمریکا از پایگاه نظامی این کشور در خاک ازبکستان را محدود کرد و در 29 جولای هم رسماً خواستار خروج آمریکا از این پایگاه نظامی شد. دولت ازبکستان تا ژانویه 2006 به واشنگتن فرصت داد تا این پایگاه را تخلیه کند. سنای آمریکا هم به تلافی این اقدام در ماه اکتبر پرداخت و بدهی 23 میلیون دلاری آمریکا به ازبکستان که اجاره‌بهای استفاده از آن پایگاه بود را متوقف کرد.
اکنون آمریکا و ازبکستان هر دو مواضع خود را به شدت در مقابل هم تند کرده‌اند و به نظر می‌رسد روابط دو کشور در آینده نزدیک بهبود نخواهد یافت. رایس ازبکستان را از فهرست سفر خود در آسیای میانه حذف کرد و ازبکستان هم به تلافی این اقدام به تمرین نظامی با روسیه پرداخت.
مسکو هم از بازگشت ازبکستان به حوزه نفوذ خود خشنود است و سیاستی در پیش می‌گیرد که کریم‌اف را همچنان حفظ کند. بعد از تمرین‌های نظامی اخیر روسیه و ازبکستان، سرگئی ایوانف وزیر دفاع روسیه به خبرنگاران گفت: این تنها تمرین نظامی روسیه و ازبکستان نخواهد بود. این تمرین‌ها باید به طور منظم انجام شود و ادامه یابد و بخشی جدایی‌ناپذیر از همکاری نظامی ما شود.» سرگئی لاوروف وزیر خارجه روسیه هم با انتقاد از تحریم‌های اعمال شده از سوی اروپا علیه ازبکستان گفت، این تحریم‌ها تأثیر چندانی نخواهد داشت و فقط ابزاری سیاسی است که ناکارآمدی خود را در عراق و مناطق دیگر نشان داده است. از دست رفتن پایگاه نظامی آمریکا در ازبکستان می‌توانست برای فعالیت آمریکا در افغانستان و کل منطقه مشکل‌ساز شود. اما بلافاصله بعد از تعطیلی این پایگاه نظامی، دولت جدید قرقیزستان اعلام کرد که آمریکا می‌تواند پایگاه هوایی خود را در این کشور حفظ کند. دولت جدید قربان‌بیک باقی‌اف در بشیکک در 11 اکتبر بیانیه مشترکی با رایس امضا کرد و در آن از حضور «نیروهای ائتلاف» در جمهوری قرقیزستان تا زمان کامل شدن مأموریت جنگ با تروریسم در افغانستان حمایت کرد.
باقی‌اف که در جولای 2005 در پی ناآرامی‌های خیابانی با سرنگونی عسگر آقایف به قدرت رسید، اکنون باید روابط خود را با سه ابرقدرت روسیه – چین و آمریکا تنظیم کند. بشیکک اکنون میزبان پایگاههای نظامی روسیه و آمریکاست و برنامه‌هایی برای استقرار پایگاههای جدید نیروهای چینی در این کشور در دست تهیه است. بشیکک سیاست خارجی را دنبال می‌کند که هدف آن به دست آوردن امتیاز از هر سه این قدرت‌ها و در عین حال حفظ استقلال است. دلیل موفقیت‌آمیز بودن این سیاست آن است که اگر هر یک از این قدرت‌ها فشار زیادی به قرقیزستان وارد کند، بشیکک بیشتر به سمت دو قدرت دیگر متمایل می‌شود و در نتیجه نفوذ قدرت وارد کننده فشار، کم می‌شود. رایس اخیراً در بشیکک اعلام کرد که برای قرقیزستان حفظ رابطه دوستانه با همسایگان مهم است و دلیل ندارد که این کشور بین روسیه و آمریکا، یکی را انتخاب کند. مقامات روسی هم همین حرف‌ها را می‌زنند اگرچه آمریکا از بشیکک انتظار ندارد که پایگاه هوایی روسیه در این کشور را تعطیل کند، اما مسکو امیدوار است که قرقیزستان این کار را با آمریکا بکند. از سوی دیگر قرقیزستان پیش از این بیانیه سازمان همکاری شانگهای را امضا کرده که در آن از آمریکا خواسته شده منطقه را ترک کند.
البته مسکو مراقب است که آشکارا در مقابل بشیکک موضعگیری نکند. چرا که تخریب روابط با این کشور، قرقیزستان را بیشتر به سمت آمریکا سوق می‌دهد.
رایس هنگام دیدار با امامعلی رحمانف رئیس‌جمهور تاجیکستان به او اطمینان داد که واشنگتن قصدی برای استقرار پایگاه نظامی در این کشور ندارد. او گفت: ما نمی‌خواهیم حضور نظامی‌امان را در هیچ جای دیگر افزایش دهیم. بلکه برعکس قصد داریم پایگاههای نظامی‌امان را در سراسر دنیا کاهش دهیم. سخنان رایس خیال تاجیکستان را آسوده کرد چرا که این کشور نمی‌خواهد در موقعیت انتخاب میان روسیه و آمریکا قرار گیرد.
روسیه نقش مهمی در تاجیکستان دارد و به جلوگیری از بی‌ثبات شدن این کشور از سوی گروههای تندروی اسلامی کمک می‌کند. وقتی تاجیکستان به استقلال رسید درگیر جنگ داخلی میان نخبگان حاکم و اسلامگرایانی شد که در گروه مخالف تاجیک‌های متحد سازمان‌دهی شده بودند. این جنگ از سال 1992 تا 1997 ادامه یافت. روسیه از بعد از پایان جنگ به حفاظت از مرزهای تاجیکستان با افغانستان کمک می‌کند. دو ماه پیش هم روسیه اعلام کرد یک پایگاه هوایی جدید در خارج از اندیجان ایجاد می‌کند. هدف روسیه از این اقدام تحکیم منافع خود در جمهوری‌های شوروی سابق است. دوشنبه از آمریکا و اروپا خواسته است کمک فنی مورد نیاز این کشور در مقابله با قاچاقچیان مواد مخدر را در اختیار آن قرار دهد. اما این درخواست به معنی انکار روابط این کشور با روسیه نیست.
نورسلطان نظربایف از زمان استقلال قزاقستان از شوروی در سال 1991، در این کشور حکومت می‌کند. علی‌رغم این حکومت طولانی مدت، آمریکا، او را یک اصلاح‌طلب می‌خواند. رایس در سفر اخیر خود به قزاقستان گفت: «دولت نظربایف این فرصت را دارد که به رهبری حقیقی در جنبش اصلاحات اقتصادی و سیاسی در آسیای میانه تبدیل شود.» منظور سخنان رایس در حقیقت رهبران قزاقستان نیست بلکه رابطه ویژه این کشور با آمریکا از دهه 1990 تاکنون، باعث چنین اظهارنظراتی شده است.
قزاقستان یکی از سه کشور شوروی سابق است که جمعیت روس‌تبار زیادی دارد (دو کشور دیگر یکی اوکراین و دیگری لتونی است). این حقیقت به تنهایی به این معنی است که از زمان استقلال، دولت این کشور می‌بایست حقوق اقلیت قابل توجه روس خود را به رسمیت بشناسد. از دهه 1920، همین جمعیت روس بوده که زیرساخت‌های کنونی و نهادهای صنعتی و علمی قزاقستان را ساخته است. قزاق‌های قومی نقش محدودی در امور کشور خودشان داشته‌اند. البته این روند در دو دهه گذشته تغییر کرد، اما روس‌ها همچنان در قزاقستان نقش مهم و انکارناپذیری در همه امور دارند. از این نظر می‌توان گفت سابقه نظربایف در رفتار با اقلیت‌های قومی یکی از بهترین نمونه‌ها در شوروی سابق است.
از سوی دیگر قزاقستان در ارتباط با روسیه قدرت انتخاب چندانی ندارد. این کشور ارتباطات صنعتی و قومی انکارناپذیری با روسیه دارد و یکی از شرکای مهم مسکوست. تا وقتی جمعیت روس‌تبار این کشور آشکارا در مخالفت با حکومت نظربایف کاری نکنند، دولت آستانه نیازی به اتخاذ تاکتیک‌های تند و سختگیرانه ندارد.
تا وقتی آستانه روابط روبه رشدی با مسکو داشته باشد خواهد توانست روابط بین‌المللی‌اش را گسترش دهد و به ویژه در بخش انرژی ارتباطاتش را گسترده کند. نفت و گاز قزاقستان از خطوط لوله روسیه عبور می‌کند و از این طریق است که می‌تواند انرژی خود را به شرکای خارجی‌اش منتقل کند. قزاقستان اخیراً به طرح خط لوله باکو – تفلیس – جیحون پیوسته و چند شرکت نفت و گاز آمریکایی و غربی در همکاری با شرکت‌های محلی این کشور نفت و گاز استخراج می‌کنند.
در همین حال دو کشور هند و چین در حال تکمیل توافقنامه‌ها و اجرای طرح‌های خود برای وارد کردن نفت و گاز از قزاقستان هستند. منطقه دریای خزر را برای امنیت ملی خود مهم خوانده و در این میان قزاقستان به عنوان یکی از صادرکنندگان اصلی انرژی این منطقه جایگاه ویژه‌ای دارد. حفظ ثبات در کشوری به بزرگی و اهمیت قزاقستان برای انرژی و امنیت جهان مهم است و آمریکا به همین دلیل توجه ویژه‌ای به رابطه خود با قزاقستان نشان می‌دهد.
آمریکا به دنبال تشکیل یک سازمان آسیای مرکزی بدون حضور چین و روسیه است. چنین سازمانی یک تشکل اقتصادی و سیاسی خواهد بود که جایگزین سازمان همکاری شانگهای و جامعه اقتصادی اوراسیا می‌شود. در این سازمان مورد نظر آمریکا، افغانستان که یکی از آزمون‌های سیاست آمریکاست هم حضور دارد. این سازمان از نظر آمریکا باید از کشورهای افغانستان، تاجیکستان، قرقیزستان و قزاقستان تشکیل شود. اینکه واشنگتن در این راه چقدر موفق می‌شود پرسشی است که کسی فعلاً پاسخ آن را نمی‌داند.
آمریکا حتی اگر نتواند چنین سازمانی متشکل از این کشورها را ایجاد کند، درصدد تحکیم روابط دوجانبه با تک تک این کشورها بر خواهد آمد. هدف از این استراتژی تضعیف نهادهایی چون سازمان همکاری شانگهای است. واشنگتن می‌خواهد سیاست خارجی هر یک از این کشورها را براساس سازوکار جداگانه میان تک تک آنها با آمریکا تغییر شکل دهد.
نگرانی آمریکا از سازمان همکاری شانگهای وقتی بیشتر می‌شود که روسیه و چین برای ایجاد هماهنگی بیشتر در این سازمان، روابط خود را نزدیک‌تر می‌کنند. سازمان همکاری شانگهای اگرچه بلوک واحدی نیست اما در سال جاری توان خود را از نظر قدرت و تعداد افزایش داده است. این سازمان در نشست جولای گذشته خود بیانیه مشترکی در مخالفت با منافع آمریکا و در حمایت از گسترش این سازمان با افزوده شدن هند، ایران و پاکستان به عنوان عضو ناظر، منتشر کرد.
در ماه اوت روسیه و چین اولین تمرین مشترک نظامی خود را برگزار کردند. بعد از این تمرین نظامی هر دو کشور اعلام کردند که اعضای سازمان همکاری شانگهای در تمرین‌های نظامی بعدی شرکت خواهند کرد. چنین تمریناتی اگر در چارچوب سازمان همکاری شانگهای صورت گیرد، منافع روسیه را بیشتر از گذشته در منطقه پیش می‌برد. چین و روسیه هر دو برای تقویت این سازمان تلاش می‌کنند در حالیکه آمریکا از هر فرصتی برای برجسته کردن اختلافات میان اعضا تلاش می‌کند با این امید که این اختلافات به تضعیف سازمان همکاری شانگهای منجر شود.
روسیه در کنار سازمان همکاری شانگهای در پی تقویت سازمان‌های دیگری همچون پیمان امنیت جمعی و سازمان فضای مشترک اقتصادی است. بعد از فروپاشی اتحاد شوروی روسیه با کمک آمریکا توانست کنترل قوای هسته‌ای به جا مانده در خاک بلاروس، اکراین و قزاقستان را به دست آورد. اقدام بعدی روسیه ایجادی یک ساختار امنیت منطقه‌ای درون سازمان کشورهای مستل مشترک‌المنافع بود. در ماه مه 1992 پیمان امنیت جمعی به امضا رسید. امضاکنندگان این پیمان روسیه، ارمنستان، آذربایجان، بلاروس، گرجستان، قزاقستان، قرقیزستان، تاجیکستان و ازبکستان بودند. تنها کشورهایی که از این پیمان فاصله گرفتند مولداوی، ترکمنستان و اکراین بودند. پیمان امنیت جمعی که به پیمان تاشکند هم معروف است ترکیبی از ائتلاف‌های نظامی و نظام‌های امنیت جمعی بود.
سازمان کشورهای مستقل مشترک‌المنافع جوابگوی نیازها و منافع روسیه نبود. ایجاد سازمان پیمان امنیت جمعی در اکتبر 2002 اولین ابتکار روسیه در راه تغییر نظامی امنیتی در فضای بعد از فروپاشی شوروی بود. اعضای این پیمان کشورهای ارمنستان، بلاروس، قزاقستان، قرقیزستان، روسیه و تاجیکستان بودند. این سازمان جدید در حقیقت وفادارترین متحدان روسیه را دربرمی‌گرفت. هدف این سازمان تحقق یکی از اصلی‌ترین اهداف تحول قوای نظامی روسیه و تحکیم حوزه نفوذ این کشور است.
در سال 2005 مسکو فعالیت‌هایش را در تغییر جهت همکاری‌های نظامی از چارچوب کشورهای مستقل مشترک‌المنافع به پیمان امنیت جمعی، تشدید کرد و این پیمان را در سطح بین‌المللی بیشتر معرفی کرد. تا جایی که موضوع همکاری این سازمان با ناتو در افغانستان به طور جدی مطرح شد و مورد بحث قرار گرفت. تصمیماتی که در نشست ماه ژوئن این پیمان در مسکو اتخاذ شد نشان از اراده‌ای داشت که می‌خواهد جنبه نظامی این سازمان را تقویت کند اعضای این پیمان در آن نشست طرح ایجاد نظام‌های دفاع هوایی و نیروی واکنش سریع در آسیای میانه را مورد بحث و بررسی قرار دادند. کمیته‌ای هم در این سازمان ایجاد شد به نام کمیته همکاری‌های اقتصادی – نظامی که هدف آن برقراری همکاری‌های نزدیک میان صنایع نظامی کشورهاست.
اکنون روسیه تلاش می‌کند چین را هم به این سازوکارهای نظامی – اقتصادی منطقه آسیای میانه وارد کند.
اما آمریکا هم آرام نمی‌نشیند تا حوزه هم آسیای میانه در اختیار روسیه و چین قرار گیرد. واشنگتن برای ادامه فعالیت و عملیات خود در افغانستان و همچنین نظارت بر تحولات در منطقه سرشار از انرژی دریای خزر به آسیای میانه نیاز دارد. به همین دلیل رایس در سفر دو ماه پیش خود به منطقه آسیای میانه به رهبران این کشورها اطمینان داد که آمریکا با انتقاد از «رژیم‌های اقدارگرای» این منطقه قصد بی‌ثبات کردن این حکومت‌ها را ندارد، بلکه این دولت‌ها را مشروع می‌داند. او علی‌رغم تأکید بر ضرورت دمکراسی و انتخابات آزاد، به طور آشکار و علنی به رهبران و جنبش‌های مخالف اشاره‌ای نکرد و نسبت به مقوله دمکراسی به طور کلی موضع ملایمی اتخاذ کرد.
او گفت، آمریکا همه دوستانش در آسیای میانه را به اجرای اصلاحات دمکراتیک تشویق می‌کند، اما هدف آن سخنرانی برای این کشورها درباره این نیست که چه کار کنند و چه کار نکنند.
این گونه با احتیاط و محافظه‌کارانه سخن گفتن نشان از وجود هدفی درازمدت و ارزشمند برای آمریکا دارد.
آمریکا به روسیه اطمینان داده که قصد ندارد پایگاه نظامی جدیدی در منطقه ایجاد کند و پایگاه هوایی‌اش در قرقیزستان را تا وقتی حفظ می‌کند که عملیات در افغانستان ادامه داشته باشد. اما با وجود این ابراز اطمینان‌ها، روسیه همچنان به تلاش‌هایش برای تقویت سازمان همکاری شانگهای ادامه می‌دهد تا بلوک قدرتمندی ایجاد کند و مانع از ورود آمریکا و اروپا به حوزه نفوذ شوروی سابق شود.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات