تاریخ انتشار : ۲۳ ارديبهشت ۱۳۸۹ - ۰۹:۰۵  ، 
کد خبر : ۷۶۳۱۳
نگاهی به نقش و تأثیر ژئوپلیتیک ایران در امنیت ملی

ظرفیتهای بازدارندگی

محمود عسگری مقدمه: توجه به ژئوپلیتیک و مسایل مربوط به آن در ایران قدمت چندانی ندارد. در دوران پهلوی تا قبل از پیروزی انقلاب اسلامی، این رشته چندان واجد اهمیت نبوده و در سیاستگذاری‌ها و تدوین راهبردها، نقش چندانی ایفا نمی‌نمود و دولتمردان نیز الزامی در مدنظر قرار دادن متغیرهای ژئوپلیتیکی نمی‌دیدند ولی پس از پیروزی انقلاب اسلامی توجه به این مقوله مورد توجه سیاستگذاران قرار گرفت. توجه به منطقه‌ای که ایران در آن واقع شده، یعنی خلیج فارس به سبب حساسیت استراتژیکی و منابع و ذخایر عظیم نفت و گاز آن، باعث توجه به مبحث سیاست جغرافیایی گردید. در این خصوص استفاده از ظرفیت‌ها‌ی موقعیت ژئوپلیتیکی تنگه هرمز در زمان جنگ تحمیلی به عنوان اهرمی بازدارنده در برابر دولتهایی که قصد تهدید امنیت ایران را داشتند، مطرح گردید. نوشتار زیر با نگاهی به متغیرهای ژئوپلیتیکی موقعیت ایران، تهدیدات و فرصتهای احتمالی نشأت گرفته از عوامل فوق را مورد سنجش قرار می‌دهد.

بازشناسی ژئوپلیتیک ایران
1. موقعیت جغرافیایی
موقعیت جغرافیایی اثر قابل ملاحظه‌ای بر توانایی و قدرت یک دولت در اقناع کردن، پاداش دادن، تنبیه کردن، چانه‌زنی و جنگ با سایر کشورها دارد. بدین علت که کنترل و در اختیار داشتن مناطق استراتژیک امتیاز عمده‌ای برای نظام سیاسی به شمار می‌رود. استقرار در همسایگی قدرتهای کوچک و با همجوار با قدرتهای بزرگ جملگی از پیامدهای مذکور به شمار می‌رود.
ایران به سبب دارا بودن سواحل طولانی در خلیج فارس و دریای عمان و از سوی دیگر به واسطه در اختیار داشتن تنگه هرمز به ترتیب دارای موقعیت بحری و استراتژیک می‌باشد. به دلیل داشتن این موقعیت مناسب است که در قرون گذشته کشور ما همواره مورد تعرض همسایه شمالی خود بود و یا انگلستان با توجه به مستعمره خود (هندوستان) بخش‌ها‌ی جنوبی کشور را مورد تهاجم قرار می‌داد. در خصوص خلیج فارس باید گفت که موقعیت خلیج فارس آن را به صورت محور ارتباط بین اروپا و آفریقا از یک طرف و آسیای جنوبی و جنوب شرقی از سوی دیگر در آورده است و در مقام بخشی از سیستم حمل و نقل دریایی بین اقیانوسهای هند، کبیر و اطلس عمل می‌کند. از سوی دیگر ایران در خلیج فارس با توجه به در اختیار داشتن دو هزار کیلومتر مرز آبی می‌تواند رزمایشها و طرحهای نظامی را برنامه‌ریزی کند. مسأله دیگر وجود عمق زیاد در کنار سواحل ایران است؛ به طوریکه قبل از جنگ مسیر تردد کشتیها، عمدتاً از آبهای جمهوری اسلامی می‌گذشت، ولی به دلیل جنگ و پیامدهای آن، کشورهای جنوبی خلیج فارس و آمریکا متحمل ضررهای زیادی شده و خطوط جدیدی را برای در امان ماندن کشتیها و نفتکشهای خود طراحی نمودند؛ مانند خطی که به نام «فهد» شاه عربستان نامگذاری شده است؛ این خط بدین منظور طراحی گردید که مسیر عمده کشتیهایی که در خلیج فارس تردد می‌کنند، خارج از آبهای جمهوری اسلامی باشد. جزایر خلیج فارس نیز اهمیت استراتژیکی دارد. بیشترین و مهمترین جزایر منطقه متعلق به ایران است. هفده جزیره تحت حاکمیت کشورمان از شمال خلیج فارس تا دهانه تنگه هرمز گسترش یافته‌اند. جزیره فارسی در عمق آبهای ما و روبروی عربستان، اهمیت نظامی فوق‌العاده دارد. جزایر لارک، هنگام، قشم، تنب بزرگ و کوچک، ابوموسی و سیری از نظر کنترل تنگه هرمز و شرق خلیج فارس اهمیت نظامی مهمی دارند.
تنگه هرمز با توجه به موقعیت استراتژیکی خود، می‌تواند در معادلات امنیتی مورد توجه بسیار قرار گیرد.
بزرگترین و نزدیکترین راه ارتباطی ایران به اقیانوس هند تنگه هرمز است. از طرف دیگر خلیج فارس و تنگه هرمز و پیوستگی آن با اقیانوس هند آن را به صورت یک منطقه عملیاتی وارد استراتژیهای نظایم می‌نماید، از این رو استراتژیهای بری و بحری هم در جهت اهداف نظامی و هم به منظور اهمیت شبکه ارتباطی منشعب از خلیج فارس، جایگاه خاصی برای آن قایلند.
2. وسعت
از جمله ویژگی‌ها‌ی هر کشوری وسعت آن است. برخی ژئوپلیتیسینها اذعان نموده‌اند:
«وسعت خاک یک کشور بهترین نماینده قدرت سیاسی و پیشرفت فرهنگی آن کشور بوده و هرچه خاک کشوری وسیعتر باشد، قدرت سیاسی و تمدن آن هم بیشتر خواهد بود؟
از سوی دیگر کشورهای کوچک در یک احساس ناامنی همیشگی به واسطه اشغال شدن از سوی دیگر قدرتها، به سر می‌برند. اشغال چند ساعته کویت به دست عراق مصداق بارز شرایط مذکور می‌باشد.
جمهوری اسلامی ایران با وسعتی بالغ بر 1648195 کیلومتر مربع، از وسیعترین کشورهای جهان بوده و در این زمینه رتبه شانزدهم را به خود اختصاص داده است. از طرفی وسعت کشور تا حدی حالت بازدارندگی برقرار می‌سازد. از سوی دیگر منابع موجود در کشور می‌تواند انرژی و ظرفیتهای لازم به منظور حرکت در فرآیند توسعه را تحقق بخشد. آمارها نشان می‌دهند که حدود‌200/180 کیلومتر مربع از سرزمین ما به جنگلها و بخش قابل توجهی نیز به مراتع (اعم از خوب، متوسط و ضعیف) اختصاص دارد. چنین امکاناتی می‌تواند زمینه‌ساز توسعه صنایع و بخش دامپروری بوده و در مجموع رونق اقتصادی کشور را موجب شود. در کنار مزایا و امتیارات مذکور نباید از «مخاطرات» غفلت نمود. مسأله دیگر آن است که به دلیل بزرگی سرزمین، قاعدتاً جمعیت فراوانی در کنار هم زیست می‌نمایند. علاوه بر فراوانی مذکور، شاهد تنوع قومیتی– هویتی می‌باشیم.
عوامل متغیر
1. جمعیت
ایران با جمعیتی حدود‌000/000/65 نفر از جمله پرجمعیت‌ترین کشورهای دنیا بوده و رتبه‌21 را در این خصوص به خود اختصاص داده که پیش‌بینی می‌گردد در 30 سال آینده به مرتبه‌10 ارتقاء یابد. آمارها بیانگر جوان بودن جامعه ایرانی است. تعداد جمعیت زیر‌ 25 سال از 9/10 میلیون نفر در سال‌1335 به 6/35 میلیون نفر در سال1370بالغ گردیده و سهم آنها در ترکیب ملی جمعیت از 6/57% به 7/63% رسیده است. نتایج سرشماری سال 1375‌مبین این مسأله بود که جمعیت انبوه صفر تا 4 ساله، به گروه سنی‌10 تا 14 ساله انتقال یافته، از این روی انتظار می‌رود در سال 1385 جمعیت گروه سنی‌20-25 ساله به شدت افزایش یابد. حساسیت این ارقام زمانی ملموس تر می‌گردد که بدانیم مطابق یافته‌ها‌ی اکولوژی اجتماعی در خشونتهای شهری، بالاترین میزان ناآرامی و نابهنجاری در گروه سنی 17-21 ساله دیده می‌شود.
همان گونه که بیان شد، در کنار کمیت، کیفیت نیروهای انسانی هر جامعه‌ای نیز حائز اهمیت و توجه می‌باشد. از سوی دیگر اساساً ایران به لحاظ قومیتها کشوری متکثر می‌باشد. می‌توان به نیروی انسانی کشور به عنوان «فرصت» نگریست. اساساً یکی از عوامل رشد و توسعه هر جامعه‌ای نیروی کار جوان می‌باشد، که در یک گستردگی فراوان، سیستم ما از این استعداد برخوردار است. پائین بودن میانگین سنی جمعیت در صورت فراهم نمودن شرایط و بستر مناسب، محرک اساسی توسعه و تولید می‌باشد.
2. منابع
سرنوشت کشورها تا حد بسیاری به منابع طبیعی و مواد خام وابسته است و پیوستگی نزدیکی با قدرت ملی و به ویژه توانمندیهای نظامی دارد. امنیت منابع دو جنبه مختلف را در بر می‌گیرد:
1. امنیت منابع تجدید شوند مانند آب
2. امنیت منابع تجدیدناپذیر نظیر دسترسی به سوختهای فسیلی
گر چه توسل به «منابع سبک» مانند انرژی خورشیدی، باد و حرارت زمین در حکم جایگزینهایی در مقابل منابع تجدیدناپذیر، در حال گسترش است، ولی استفاده از این منابع غیرمتعارف (به دلیل موانع فنی، سیاسی محیطی) هنوز آنچنان گسترش نیافته که بتواند اثر مهمی بر امنیت ملی بگذارد.
از بین منابع موجود، در شرایط فعلی اقتصاد جهانی، «نفت» جایگاه و اهمیتی جهانی و «آب» از حساسیتی منطقه‌ای (بنا به پر آب یا کم آب بودن منطقه) برخوردار است. عواملی مانند ارزانی، فراوانی، دسترسی آسان، گران بودن جایگزین‌ها، نیاز مبرم اکثر کارخانجات و صنایع به دلیل مصرف دیرینه و انطباق با آن، دلیل توجه و وابستگی اقتصاد جهانی به نفت می‌باشد.
«آب» به تدریج در حال تبدیل شدن به کالایی استراتژیک است. این روند در مناطق کم آب، از شدت و حدت فراوانتری برخوردار می‌باشد. آب را نفت قرن بیست و یکم لقب داده‌اند. عمده جنگهای قرن بیستم بر سر تصاحب منابع نفتی رخ داد. از سوی دیگر در جهانی که اقتصاد تعیین‌کننده‌ترین مؤلفه شعاع نفوذ دولتهاست، نباید غافل بود که همین اقتصاد همچنان وابسته به مواد خامی است که اغلب مخازن آن در کشورهای جهان سوم واقع گردیده است. خاورمیانه به واسطه دارا بودن عظیم‌ترین ذخایر نفتی در جهان به منزله مرکز ثقل این مجموعه مطرح می‌باشد. البته تمرکز اغلب انرژی مذکور در خلیج فارس و استقرار ایران در این منطقه، جایگاه ممتازی برای کشورمان ایجاد کرده است.
3. ویژگیهای نظام بین الملل
تنها عامل خارج از مرزهای خودی که در ژئوپلیتیک کشور اثرگذار می‌باشد، نظام بین‌الملل است. از مهمترین وقایعی که متغیرهای ژئوپلیتیکی را در تمامی سطوح فرو ملی و فراملی تحت تأثیر قرار داده، تجزیه اتحاد جماهیر شوروی بود.
به واسطه چنین تحولی است که دیگر، مسأله تهدیدهای نظامی دارای اولویت سابق نبوده و توجه جهانی به مسایلی نظیر محیط زیست، منابع انرژی، کمیت و کیفیت آبها، میزان دسترسی به تکنولوژیهای مدرن و پیشرفته و معطوف شده است. بنابراین نظام بین المللی، مفهوم ژئوپلیتیک را تحت الشعاع خود قرار داده است.
نتیجه‌گیری
هر چند که داشتن سه فرصت، استقرار بین دو کانون عمده انرژی جهانی، در اختیار داشتن تنگه هرمز و نیز منابع و ذخایر نفتی، گازی و آّبی کشور امتیاز عالی به شمار می‌رود، ولی برخورداری از اقبال ژئوپلیتیک فقط نیمی از فرآیند پر فراز و فرود توسعه یافتگی است و نیم مهم دیگر آن به سیاست‌سازی صحیح و پذیرش طیف وسیعی از سازش و ستیزشهای استراتژیک مربوط می‌شود. اتخاذ چنین سیاستی متضمن حفظ منابع و امنیت ملی است که آسیب‌پذیری کشور در مقابل تهدیدات را به حداقل می‌رساند و فقدان آن واحد سیاسی را آسیب‌پذیر می‌سازد. جمهوری اسلامی از این قاعده مستثنی نیست و بی‌تدبیری بهره‌برداری از موقعیت ممتاز ژئوپلیتیکی، بختی ارزنده را به خسرانی بزرگ تبدیل خواهد کرد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات