* سالیانی است که شما عهده دار بخش فرهنگی گنجینه دارالفنون بودهاید و دو کتاب نیز در مورد این نهاد فرهنگی که پایه ریز تعلیم و تربیت نوین کشور است تحت عنوان "دارالفنون در مطبوعات عصر قاجار" و "تاثیر دارالفنون بر فرهنگ معاصر" تالیف نمودهاید. اکنون با توجه به موضوع مورد بحث ما که در خصوص نهضت مشروطه است بفرمائید که آیا دارالفنون در این جنبش نقشی داشته است و اگر داشته تا چه میزان بوده است؟
**نهضت مشروطه، نهضتی ترقی خواه بوده است. ترقی خواهی هم از فرهنگ پویا و نوین نشأت میگیرد، بنابراین مشروطه اصولا بر اساس فرهنگ نوین و آرمانهای آن شکل گرفت. از زمان تاسیس دارالفنون در 1268 قمری تا پدید آمدن نهضت مشروطه تقریبا نیم قرن میگذرد. در همین مدت است که فرهیختگان این مدسه عهده دار مشاغل مهم در حوزه های مختلف میشوند و طبیعتا اندوختههای ذهنی خود را که حاصل تعلیم و تربیت نوین بود در مراکز مدیریتی خود رواج میدهند. نخستین تاثیر فرهنگ نوین آگاهی مردم از شیوه زندگی و رفتارهای اجتماعی دنیای متمدن است که مهمترین آنها وجود آزادی بیان و دموکراسی یا حکومت مردم سالاری بوده است. به این ترتیب افکار نوین در کشور همه گیر شد و مردم به تدریج به افقهای تازهای از شیوه زندگی اجتماعی و سیاسی چشم دوختند. در این میان دارالفنون نقش بسیار ارزنده ای ایفا نمود. نخست از طریق پراکنده شدن فارغالتحصیلان این مدرسه در سراسر کشور و بعد انتشار مقالات و کتابهای متعدد از سوی همین دانش آموختگان که در تنویر افکار مردم نقش به سزایی داشته است. البته لازم به ذکر است که شاگردان نخستین سالهای فعالیت دارالفنون از میان طبقات برتر و غالبا فرزندان درباریان و صاحب منصبان بودهاند. ولی جالب این که اینان تحت تاثیر فرهنگ نوین و مربیان خود از زندگی اشرافی روی برگرداندند و به رفاه و آزادی مردم توجه نشان دادند. همینها بودند که به تجدد گرایی و آزادی خواهی دامن زدند و مردم را به این طریق رهنمون شدند. به علاوه محصلان دارالفنون پیوسته در جنبشهای سیاسی ترقیخواهانه در صف اول بودهاند. در کتاب های تاریخی مربوط به این ایام نظیر تاریخ بیداری ناظمالاسلام یا شرح زندگانی من اثر عبدالله مستوفی و همچنین روزنامه های آن ایام، مشاهده میشود که هر جا گامی در جهت بهبود اوضاع سیاسی برداشته شده نشانی از تاثیر مستقیم یا غیر مستقیم دارالفنون در آن وجود داشته است و این البته بسیار طبیعی مینماید زیرا هدف بانی این مرکز مهم فرهنگی از آغاز تغییر فضای سیاسی کشور به نفع مردم بوده است.
*چه کسانی را میتوان از مؤثرترین چهرههای دارالفنون در برپایی نهضت مشروطه نام برد؟
**مورخان ما برای میرزا ملکم خان که بعدها به ناظم الدوله ملقب شد نقشی مهم در این زمینه قائلند. اوپسر میرزا یعقوب از ارامنه اصفهان بود که به اسلام گروید وولذا فرزندش میرزا ملکم نیز که در سال 1249ه.ق بدنیا آمده مسلمان زاده محسوب شد. او در سال 1267 پس از تحصیل در پاریس به ایران بازگشت و در دارالفنون مشغول تدریس زبان فرانسه شد. پس از مدتی بر آن شد که انجمنی( انجمن فراماسونری، فراموشخانه ) را سازد. از این رو اجازه تاسیس آن را از ناصرالدینشاه گرفت و افرادی نظیر میرزا یحیی مشیرالدوله، میرزا علی خان امینالدوله، میرزا محسن خان مشیرالدوله و حتی روحانی بزرگ آن زمان حاجی میرزا هادی نجمآبادی نیز شرکت داشتند و ضمنا گروهی از دانش آموختگان و محصلان دارالفنون هم عضو بودند. شعار اصلی آنها این بود: «اصلاح بشریت عموما و ملت ایران خصوصا».
اینان آخرالامر در نشستهای خود به این نتیجه رسیدند که نظام حکومتی ایران باید به مشروطه تغییر یابد. این خبر که به گوش شاه رسید به شدت متغیر شد و از همین ایام است که از دارالفنون بسیار منزجر میشود و دستور میدهد دروسی را که به تحولات اجتماعی مربوط میشوند از برنامه درسی دانشآموزان حذف کنند یا به قول خود او «از آن کتابها نخوانند».
* از این زمان به بعد در فضای فرهنگی کشور بخصوص در زمینه شعر و ادب چهرههای بزرگی پدید میآیند که نقش مهمی در رواج افکار مشروطه خواهی و آزادی طلبی دارند. اخیرا در کتابی که با عنوان «تصحیف غرب زدگی، در جستجوی هویت ملی» انتشار دادهاید، یکایک آنان را از منظر غرب اندیشی مورد بررسی قرار دادهاید. اکنون بفرمائید نقش آنان در آماده سازی بستر این نهضت چه گونه بوده است؟
**چهرههای شاخص در قبل و اندکی بعد از این ایام در حوزه شعر و نثر عبارتند از ایرج، عشقی، لاهوتی،بهار، هدایت، فروغی، تقی زاده، جمال زاده، پروین، ملکم خان، احمد روحی، سید اشرف گیلانی، میرزا جهانگیرخان،آقا خانی کرمانی،آخوندزاده، طالبوف، زینالعابدین مراغهای و بسیاری دیگر. هر یک از اینان عوامل واپس ماندگی ایران و مردم را آن گونه که خود میاندیشیدند مورد نقد قرار دادهاند. البته بررسی نظرات هر یک از اینان فرصت بسیار میطلبد و در یک گفتوگوی کوتاه میسر نیست. ولی به عنوان نمونه میتوان گفت که همه آنان بر حضور زن در فعالیتهای اجتماعی، آزادی بیان و حکومت مردم سالاری تاکید دارند.حتی سید اشرف که مردی است روحانی از بانیان اندیشههای مذکور است. بهار در قصیده پیام ایران از عقب ماندگی مردم شکوه میکند و چاره کار را در این میبیند که دانش نوین وارد ذهن مردم شود و با وجودشان در آمیزد.
هر کو در اضطراب وطن نیست/ آشفته و نژند چون من نیست
یا مرگ یا تجدد و اصلاح/ راهی جز این دو پیش وطن نیست
یا سید اشرف در مستزادی میگوید:
یک نیمه ایران ز معارف همه دورند/ جمعی شل و کورند
اندر کف کوران ستمدیده عصا کو؟/گوش شنوا کو؟
طبیعی است که این آثار در تهییج و بیداری مردم نقش چشمگیری داشتهاند. این تاثیر را میتوان از توجهی که مردم برای مثال به روزنامه «نسیم شمال» نشان میدادهاند دریافت. این روزنامه تقریبا با پیروزی نهضت مشروطه و یکسال پس از آن در سا ل 1325 قمری انتشار یافت که از منتقدان تفکرات استبدادی و از حامیان مشروطه خواهی بود. جالب است گفته شود که تیراژ آن به رغم توزیع نامناسب بنا به گفته مرحوم سعید نفیسی چهل هزار نسخه بوده است. به همین سان بقیه روزنامههای آزادیخواه نیز با اقبال عمومی مواجه بودهاند.
* به عنوان آخرین سوال بفرمائید که علل پدید آمدن چنین نهضتی را در چه میبینید؟
** ببینید هیچ چیزی در جهان واقع ناگهان پدید نمیآید. حتی شیفتگی شدید یا عشق به شخص یا چیزی معین نیز ناگهانی نیست. این که میگویند فلانی در همان نگاه اول عاشق و شیفته چیزی یا کسی شد، سخن نادرست است. زیرا آن نگاه، نگاه اول نبوده بلکه اتفاقا نگاه آخر بوده و بر اساس تجربه هایی که صاحب آن نگاه از نگاههای متعدد پیشین داشته، تحولات اجتماعی نیز چنین است.
وقتی در جامعه تغییر یا تحولی پیش میآید و منجر به از میان رفتن یک نظام و پدید آمدن نظامی دیگر میشود بدان معناست که جامعه به عنوان یک شخص (به قول هگل) نگاههای متعدد به جوامع دیگر داشته، شرایط اجتماعی و نظامهای مختلف را در ترازوی خرد جمعی خویش سنجیده و به تحولی دست زده که مورد نیاز و میل اوست. این تحول که به آن جنبش، نهضت یا انقلاب گفته میشود در یک فرایند زمانی شکل میگیرد که گاه ممکن است به چندین دهه بینجامد. انقلاب مشروطه نیز چنین بود. یعنی از زمان تاسیس دارالفنون بذر این نهضت افشانده شد.
شاید اگر ناصرالدین شاه به این روند میاندیشید هرگز اجازه تاسیس آن را نمیداد، ولی دارالفنون اگر نه به صورت مادی به هر حال به شکل ذهنی در جانها رسوخ کرد. یعنی جهان از همان زمان رفته رفته با به وجود آمدن وسایل جدید نظیر روزنامه، کتاب، اسب بخار، تلگراف، تلفن، سینما و نظایر اینها رفته رفته به صورت ظروف مرتبطه در میآید. توسعه فنون مختلف اشاعه افکار نوین را امری مسلم ساخت و مردم دانستند که «Constitution» همان حکومت قانون است و با خود گفتند که چرا ما نباید از دستاوردهای نوین اندیشه بشری بهرهور باشیم. این تحولی بود که بهر روی در ایران روی میداد. زیرا آدمی پیوسته در پی آزادی، عقلانیت و هوای تازه است.