آلکساندر سادونیکوف
تجارت به دنبال پرچم، آن هم پرچم پیروزمند حرکت میکند. در روابط اقتصادی بین المللی به کشورهای بیش از حد جنگجویی که پرچم خود را بالای تانک نصب کردهاند ولی در واقع فقط بلوف می زنند و چیزی جز حقهباز شکستطلب نیستند، علاقه ندارند. همین مسأله برای گرجستان اتفاق افتاده است.
نتایج تجاوز مسلحانه گرجستان به آستیای جنوبی بیش از پیش بر عبور نفت خزر از منطقه قفقاز اثر میگذارد. جهتگیری خطوط لوله تغییر میکند و در این منطقه بازسازی جنبه سیاسی طرحهای حمل و نقل صورت میگیرد. در حقیقت امر، در اکثر پروژههایی که اکنون بررسی میشوند، شرط «بدون گرجستان» نهفته شده است. این یک گرایش بلندمدت است.
امتناع اخیر شرکت دولتی نفت و گاز قزاقستان «کازمونای گاز» از ساخت پالایشگاه در شهر باتومی، به اقتصاد و چهره گرجستان ضربه محکم جدیدی وارد کرده است. قزاقستان همچنین از ساخت اسکلهای برای صادرات غله دربند Poti خودداری کرده و یک پروژه دیگر از این قبیل در باتومی را به حال تعلیق در آورد. به عقیده تجار قزاقستانی، در حال حاضر ساخت چیزی در گرجستان بیش از حد خطرناک است. طرح ساخت راهآهن قارص – آخالکالاکی – باکو نیز زیر علامت سئوال رفته است. ترکیه رسماً به بهانه عدم قدرت پرداخت گرجستان از این پروژه منصرف شده و نیز تأکید کرده است که راهآهن آینده امنیت ندارد. این امر با حوادث ماه اوت 2008 در منطقه ارتباط دارد. طرف گرجی نمی تواند تعهدات خود را بر اساس وام تسهیلی 200 میلیون دلاری آذربایجانی اجرا کند که در چارچوب این پروژه به تفلیس پرداخت شده بود.
ولی لوله نفتی، مهمترین مسأله شده است. بعید است که شرایط ترانزیت نفت از طریق خط لوله باکو – تفلیس – جیهان به صورت ریشهای اصلاح شود. در حال حاضر این خط لوله برای مدت نامشخصی متوقف شده است و خط لوله باکو – سوپسا هنوز راهاندازی نشده است. بعد از حوادث ماه اوت فروشندگان نفت نسبت به استفاده گسترده از خطوط لوله گرجی ابراز شک و تردید زیادی میکنند.
روسیه علاوه بر استخراج نفت و خود از محل عبور دادن نفت دیگران درآمد کسب میکند. از آغاز ماه ژانویه تا کنون بیش از 30 میلیون تن نفت از طریق خطوط لوله ما صادر شده است. بیش از چهار میلیون تن توسط راهآهن انتقال داده شد. به علت رشد اعتبار کشورمان نزد همسایگان در پی عملیات اجبار گرجستان به صلح، انتقال نفت از طریق روسیه دورنمای خوبی دارد. به عبارت دیگر، سیاست خارجی فعال ما بهره اقتصادی قابل توجهی میدهد.
پیشبینی می شود که صادرات نفت از قزاقستان در جهت شمال غربی (یعنی روسی) توسعه زیادی پیدا کند. نورسلطان نظربایف رئیس جمهور قزاقستان در جریان مجمع اخیر همکاریهای مرزی روسیه و قزاقستان اظهار داشت که کشور متبوع وی در سال 2009 تولید نفت را به میزان 12 میلیون تن افزایش خواهد داد. طرف قزاقستانی به انتقال این مقدار نفت از طریق روسیه علاقهمند است. طبق پیشبینیهای وزارت انرژی و منابع معدنی قزاقستان، تولید نفت و گاز مایع باز هم بیشتر افزایش یافته و در سال 2015 به 100 میلیون تن در سال خواهد رسید. 90% این نفت صادر خواهد شد.
با توجه به میزان قابل پیشبینی تولید نفت در سال 2015، ببینیم کدام خطوط لوله بر سر این نفت با هم رقابت میکنند. بخش اعم آن یعنی 50 میلیون تن می تواند وارد خط لوله کنسرسیوم خزر شود، 17 الی 30 میلیون تن از طریق خط لوله آتیراو – سامارا صادر خواهد شد. البته، این میزان ترانزیت تنها در صورتی میسر خواهد شد که ظرفیت خطوط لوله موجود توسعه یابد. 30-20 میلیون تن می تواند از طریق سامانه انتقال نفت قزاقستان به ساحل دیگر خزر انتقال داده شود و 20 میلیون تن دیگر ممکن است از طریق یک خط لوله به چین صادر شود. 6-3 میلیون تن برای ایران در نظر گرفته شده است. با احتساب امکانات راهآهن ظرفیت خروجی نفت قزاقستان برابر 136-110 میلیون تن است که از حجم قابل پیشبینی تولید نفت در این کشور بیشتر است. بنابراین، رقابت شدیدی بر سر نفت قزاقستان شروع خواهد شد.
احتمال زیادی میرود که خطوط لوله ما از یک مشتری جالب جدید برخوردار شوند. در حال حاضر نه تنها قزاقستان و آذربایجان بلکه ترکمنستان نیز به ترانزیت روسی علاقهمند است. شرکت «دراگون اویل» که در فلات قاره فعالیت میکند و یکی از صادر کنندگان اساسی نفت ترکمنستان محسوب میشود، مایل است به جای مسیر آذربایجان – گرجستان از مسیر ماخاچقلعه – نووروسیسک استفاده کند.
شرکت «ترانسنفت» ضمن ابراز خوشبینی نسبت به دورنمای همکاری با قزاقستان، به آستانه پیشنهاد کرد ترانزیت نفت قزاقستانی از طریق روسیه را دو برابر افزایش دهد. قرار است به همین منظور چند پروژه مهم اجرا شود و از جمله ظرفیت خط لوله کنسرسیوم خزر از 28 تا 67 میلیون تن در سال و ظرفیت خط لوله آتیراو – سامارا از 17 تا 30-25 میلیون تن افزایش یابد. طرف روس همچنین حاضر است به قزاقستان سهمیههایی در شبکه خطوط لوله بالتیک (بندر پریمورسک) و در خط لوله بین المللی برنامهریزیش ده بورگاس – آلکساندروپولیس پیشنهاد کند. با اجرای این پروژهها میتوان صادرات سالیانه از طریق خطوط لوله از طریق روسیه را تا 80-70 میلیون تن افزایش داد. معلوم است که ترانزیت این مقدار عظیم نفت سود کلانی خواهد داد.
و حالا ببینیم این جهتگیری انتقال نفت از نظر جنبه اقتصادی چگونه هستند. از نظر تعرفهها مسیرهای روسی تا بازار «اوگوستا» (ایتالیا) برای قزاقستان مناسبتر از مسیرهای آذربایجانی و گرجی هستند. در حالی که در مسیر آتیراو – سامارا – آوگوستا بابت یک تن نفت 35 دلار اخذ میشود. در مسیر آقتاو – باکو – جیهان – اوگوستا این رقم به 64 دلار میرسد.
به علت حوادث ماه اوت 2008؟ سرنوشت خط لوله انتقال گاز «نابوکو» به طول 3300 کیلومتر و با هزینههای 7.9 میلیارد یورو دوباره مبهم شده است. مشکل اساسی این است که آیا این سازه عظیم الجثه فلزی برای خود گاز کافی پیدا میکند یا خیر. درست است که مبتکران این پروژه اعلام میکنند که در آینده مشتریان گاز فراوان خواهند بود ولی این استدلال خوبی نیست چرا که فعلاً چیزی برای فروش نیست. امیدها به گاز آذربایجانی و ترکمنی نقشه بر آب شدند. انتقال گاز از طریق گرجستان خطرات زیادی در بر دارد. روسای پروژه نابوکو اعتراف میکنند که این پروژه بدون مشارکت ایران و حتی عراق نمی تواند اجرا شود. مسئولین این پروژه طرحهای افسانهای در سر میپروراند و از جمله پیشنهاد میکنند که این خط لوله تا مصر تمدید شود. ولی در هر حال نباید بیش از حد خوشبینی باشیم چرا که سیاست گازی روسیه در هر حال با مقاومت شدید به خصوص از طرف آمریکا روبرو خواهد شد.