امین بیطرف
دکتر احمدینژاد با شعار عدالتخواهی و گزینش گفتمان مفاهیم انقلاب اسلامی توانست دولت نهم جمهوری اسلامی را تشکیل و در طول فعالیت آن، این شعارهای اساسی را محور برنامهریزیها و تصمیمات سیاسی دولت خود قرار داد و توانست، در بسیاری از جهات و سمتگیریها و اقدامات عملی رضایت و حمایت ویژه رهبر معظم انقلاب و آحاد مختلف مردمی را جلب نماید.
در عین حال به نظر میرسد این دولت در مقایسه با دولتهای گذشته با یکسری موانع و اقدامات تخریبی خاصی نیز مواجه است.
1ـ در بسیاری از آثار نوشتاری، عکس، خبر و تحلیل و... صریحا و تلویحا به شخصیت رئیسجمهور توهین میشود. حتی حافظه تاریخی ملت ایران درباره دولتهای گذشته و روسای جمهور آن که در پارهای موارد نیز نقد و انتقادهای جدی به عملکرد آنها در حوزههای فرهنگی و اقتصادی وارد بود، شخصیتشان اینگونه مورد هتاکیها و بداخلاقیهای برخی افراد، شخصیتهای سیاسی و گروههای سیاسی و رسانههای جمعی آنها قرار نمیگرفت. این مطلب در مورد دولت نهم متفاوت از گذشته است.
2ـ نوع عکسهایی که از رییسجمهور در برخی نشریات و مطبوعات منتشر میشود، کاریکاتورگونه و تمسخرآمیز است.
3ـ در محتوای مطالب بسیاری از نشریات و مطبوعات دوم خردادی، شخصیت رییسجمهور، در هیات فردی بیسواد، عامی و پوپولیست در مفهوم منفی آن تلقی و تبلیغ میشود.
4ـ به محض اعلام برنامههای مختلف از سوی دولت و به رغم مشخص نشدن تمام زوایای آن، به سرعت در دستور کار روزنامههای زنجیرهای قرار میگیرد و با برنامهریزی هدایت شده شروع به حمله به همه برنامهها و مواضع دولت مینمایند و طوری القاء مینمایند که گویی تمام اقدامات دولت نهم بدون ذرهای تامل، تفکر، مشورت و برنامهریزی انجام میگیرد. اقدامات رسانهها در خصوص بحثهای بانکی، سهمیهبندی بنزین و مواضع سیاست خارجی دولت نهم مصادیق بارزی در این مورد هستند.
5ـ نادیده گرفتن کارکردهای مثبت دولت نهم از دیگر اشکال و مصادیق تخریبی این دولت است. مخالفان و مخربان دولت اصولگرا سعی میکنند هیچوجه مثبتی در کارنامه دولت نهم به چشم نیاید. به عنوان مثال با اینکه مقام معظم رهبری حمایت ویژه از سفرهای استانی دولت نهم به عمل آوردهاند و این اقدام دولت را در کنار طرح بحث عدالتخواهی از اقدامات بینظیر دولت نهم میدانند که نگذاشت فراموشی ارزشهای انقلاب به یک سنت تبدیل شود، غیرمنصفانه دستاوردهای آن را نادیده گرفته، این اقدام دولت نهم را زیر سوال میبرند. در حوزههای دیگر نیز تخریب وجود دارد، از جمله رویکرد تدافعی ـ تهاجمی دولت در دیپلماسی خارجی و عملکرد مقتدرانه در دفاع از حقوق مسلم هستهای و...
ریشههای تخریب
1_ رقابتهای حزبی ناسالم در کشور ریشه بسیاری از ناملایمات و مانعتراشیها بر سر عملکرد دولت نهم است. براین اساس برخی احزاب و جریانهای سیاسی که تنها به منافع و مصالح حزبی و جریانی خود توجه دارند، از دو جهت نگران آینده خود بوده و به روند تخزیبی علیه دولت رویکرد نشان میدهند، یکی از این جهت که موفقیت دولت را شکست آتی خود در انتخاباتهای پیش روی فرض مینمایند و دیگر اینکه سرعت، دقت و حجم اقدامات اصلاحی و سازندگی دولت نهم به حدی بالاست که آنها را نگران میسازد که چگونه به فرض به دست آوردن قدرت، از عهده مطالبات مردمی برخواهند آمد.
2ـ ساختارشکنیهایی که دولت نهم در حوزه مدیریتی نظام انجام داده و میدهد، از دیگر عوامل و ریشههای تخریب آن است. برخی مدیران و مقامات کشور در یک سنت دیرینه به اقدامات مدیریتی گذشته خوگرفته و انگیزه و یا توان علمی کافی برای اقدامات متنوع، ابداعی و نو با ریسکپذیری بالا را ندارند.
3ـ سیاستهای دولت نهم به نوعی است که منافع یک عده را که متأسفانه در طول سالیان گذشته توانستهاند قلههای ثروت، قدرت و رسانه را به نفع خود شکل بدهند، به خطر انداخته و در معرض تعرض قانونی و پاسخخواهی عمومی قرار داده است. رانتهای اطلاعاتی و مالی که زمینههای ثروت اندوزی را به ارمغان آورده، در این دولت ضد ارزش و ضد منافع ملی خوانده شده و به سختی با آنها برخورد میشود. مسلم است که ورود به خط قرمز این قلههای ثروت و رسانه از سوی دولت شجاع نهم نقدها و تخریبهای بیشماری را برای رئیسجمهور همراه میآورد.
4ـ رویکرد دولت نهم به ارزشهای اصیل انقلاب و آرمانهای حضرت امام(ره) و تدابیر مقام معظم رهبری به مذاق سیاسی بسیاری از فعالان عرصه سیاسی کشور خوش نمیآید. زیرا زحمات سالیان دراز اپوزیسیون را که قصد داشتند این ارزشها را در اراده و باور مسئولان گذشته کمرنگ کنند، به باد رفته است و مردم ناراضی از برخی از عملکردهای گذشته، ارزشهای اعتقادی و اصیل انقلابی را در اراده و فکر و برنامه دولت نهم بیشتر و پررنگتر دیدند و لذا وی را برگزیدند.
5ـ استکبارستیزی و ارزشمحوری در حوزه سیاست خارجی نیز باعث شده عدهای با توجه به برداشتهایی که از سیاست خارجی دارند و معتقدند به هر قیمتی نباید از سیاست تنشزدایی در عرصه بینالملل دست کشید، در مقابل این نوع سیاستها ایستادگی نمایند.
راهکارها
1ـ حرکتی که رئیسجمهور در خصوص نامه 57 اقتصاددان منتقد کردند، باید به رویه ثابت و منطقی مجموعه دولت نهم تبدیل و در حوزههای مختلف با هدف روشنگری افکار عمومی و کارشناسان و دلسوزان جامعه تکرار شود. تعامل بیشتر دولت با منتقدین دلسوز تأثیر عمدهای در افزایش و گسترش سرمایه اجتماعی و اعتماد عمومی و رضایتمندی در جامعه خواهد داشت و میتواند در بلند مدت زمینههای تهدید دولت و در مدلی بزرگتر تهدیدات امنیت ملی نظام اسلامی را از بین ببرد.
2ـ تقویت بعد رسانهای دولت و اطلاعرسانی به موقع و دقیق و با سرعت در مباحث کاری باید در اولویت اصلاحی دولت قرار گیرد. تقویت ارتباط مردم با دولت از طریق تقویت بنیههای رسانهای و اطلاعرسانی گام مؤثری در خنثیسازی دشمنیها و تقابل روند تخریب علیه دولت میباشد. این مهم در دیدار اخیر مقام معظم رهبری با کارگزاران نظام و هیات دولت به جد مورد تاکید معظمله قرار گرفت.
3ـ رصد کردن محورهای تخریبی و انتقادهای منصفانه و حتی یکسویه و پاسخ مناسب به آنها از طریق تشکیل یک تیم کارشناسی میتواند بسیاری از دشمنیها و غرضورزیهای غیرعامدانه با دولت را که از سر بیاطلاعی بروز میکند، از بین ببرد.