به گزارش دفتر مطالعات بینالملل خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، کنفرانس آناپولیس، 27 نوامبر سال 2007 در آکادمی نیروی دریایی آمریکا در شهر آناپولیس واقع در ایالت مریلند و با حضور بیش از 50 کشور و سازمان جهانی و حدود 16 کشور عربی و نیز رهبران تشکیلات خودگردان فلسطین و رژیم صهیونیستی به میزبانی آمریکا برگزار شد که به زعم برگزارکنندگان آن، نخستین مذاکرات همه جانبه در زمینهی دست یافتن به صلحی جامع در خاورمیانه از سال 2000 تا کنون محسوب میشد.
محمود عباس رییس تشکیلات خودگردان فلسطین، با امید مبنی بر دستیابی به توافقنامهی نهایی صلح با رژیم صهیونیستی تا پیش از پایان سال 2008 و با بیان این که یک دستور کار روشن لازمهی موفقیت کنفرانس خواهد بود، از ماه ژوئن 2007 تا کنون به طور هفتگی با ایهود المرت، نخستوزیر این رژیم مذاکره میکند که برخلاف ادعای دو طرف مبنی بر دستیابی به برخی توافقها، اختلافات در خصوص مسایل و راهکارهای نهایی صلح به ویژه موضوع بیتالمقدس، حق بازگشت آوارگان فلسطینی، مرزهای کشور مستقل فلسطین، شهرکهای یهودینشین و منابع آب همچنان به قوت خود باقی است.
جورج بوش رییسجمهور آمریکا که باید وی را به واقع سکاندار اصلی این کنفرانس دانست، پس از وجههی خدشهدار شدهاش در عرصهی منطقهیی و بینالمللی به دلیل حمله به عراق و افغانستان، تصمیم گرفت با برپایی نمایش سمبلیک آناپولیس، اذهان عمومی را به این موضوع جلب کند که آمریکا به بحران 60 سالهی فلسطین و اسراییل طی شش ماه پایان خواهد داد. هر چند که مشخص بود این حربهی ریاست جمهوری آمریکا از همان ابتدای برگزاری کنفرانس و آغاز مذاکرات بینتیجهی دو طرف فلسطینی و اسراییلی کارساز نیست زیرا فریبکاری را باید سنتی دیرینه در سیاست خارجی آمریکا دانست و این فریبکاری زمانی تبلور مییابد که حقی وجود داشته باشد و کسی بخواهد از استراد این حق به صاحبان اصلیاش ممانعت کند. دربارهی بحران فلسطین و رژیم صهیونیستی نیز این گونه است؛ مبارزهی گروههای مقاومت فلسطین علیه تجاوز و اشغالگریهای رژیم صهیونیستی یک حق مسلم است و تجاوز، کشتار و اقدامات ظالمانهی این رژیم در سرزمینهای فلسطینی ناحقی آشکار و این جنگ بین حق و ناحق طی 60 سال ادامه داشته است و آمریکا همواره در جبههی طرف ظالم و ستمگر و از مدافعان سرسخت آن بوده است.
آمریکا سلاحهای رژیم صهیونیستی را تامین میکند و علاوه بر آن با قبضه کردن شورای امنیت، هر گونه قطعنامه در محکوم کردن تجاوزگریهای این رژیم نژادپرست را وتو میکند همانطور که هر طرح و پروژه برای احقاق حقوق مردم مظلوم فلسطین را خنثی مینماید.
از زمان شکلگیری رژیم منفور صهیونیستی بنا بر این بود که فلسطین به طور کامل تحت اشغال درآید و ساکنان آن تسلیم شوند یا این که به خاک و خون کشیده و یا آواره گردند و به این ترتیب طرح تشکیل "کشور اسراییل" به عنوان حافظ منافع استراتژیک آمریکا و همپیمانان غربیاش در مهمترین منطقهی جهان (خاورمیانه) عملی شود، اما این طرح با شجاعانهترین و طولانیترین مبارزات تاریخ توسط ملت فلسطین و مقاومت آن ناکام ماند و مردم فلسطین ثابت کردند که مبارزهشان حقیقتا یک مبارزه در راستای عدالتخواهی است، چیزی که اکثر سازمانهای حقوقی بینالمللی بیطرف نیز آن را تایید کردهاند.
درچنین شرایطی بر اساس سنت دیرینه، آمریکا به سیاست فریبکاری روی آورد؛ همان کاری که طی سه کنفرانس کمپ دیوید، اسلو و پس از آن آناپولیس عملی ساخت و برای این نمایش تصنعی تعدادی از همپیمانان و آلت دستهایش در منطقه را در آناپولیس گردهم آورد تا به دیگران وانمود کند که از صلح سخن میگوید در حالی که همواره عملا از ظلم، تجاوزگری و اشغالگریهای رژیم صهیونیستی حمایت کرده است.
محمود عباس و المرت در آناپولیس قول دادند که به مذاکرات دو جانبه تا زمان دستیابی به توافقنامهی صلح ادامه دهند و هیاتهای مذاکره کنندهی فلسطین نیز به مذاکرات تخصصی و کارشناسی بپردازند و آمریکا هم به عنوان ناظر، نظارت بر روند اجرای تعهدات دو طرف را در قبال طرح نقشهی راه بر عهده بگیرد؛ اما در صحنهی دیگر این نمایش رژیم صهیونیستی همچنان به بمباران غزه، ساخت دیوار حایل، ساخت شهرکهای یهودینشین و حفاریها در اطراف مسجدالاقصی ادامه میدهد، غزه را محاصره میکند، گذرگاههای تجاری آن را میبندد و هر گونه مقاومت مردم فلسطین توسط نیروهای این رژیم و نیروهای امنیتی وابسته به تشکیلات خودگردان سرکوب میشود و تمامی این اقدامات تحت حمایتهای مالی و تسلیحاتی گستردهی آمریکا صورت میگیرد.
اکنون در آستانه یک سالگی آناپولیس، شاهد هستیم که اکثر رهبران عرب از جمله عمرو موسی، دبیرکل اتحادیهی عرب از پایان بینتیجهی روند آناپولیس سخن میگویند.
وی اخیرا گفت که معتقد است "رویای تشکیل کشور مستقل فلسطین به پایان رسیده، تمامی فرصتهای تشکیل این کشور به دلیل شهرکسازیهای اسراییل و تغییر ساختار جغرافیایی اراضی تحت اشغال از بین رفته و این رویا را به سرابی غیر قابل دسترس تبدیل کرده است".
گزارشهای فلسطینی و بینالمللی از افزایش شهرکسازی صهیونیستها در کرانهی باختری حکایت دارد به طوری که گفته میشود سال 2008 بیشترین آمار در این زمینه را طی 10 سال گذشته به خود اختصاص داده است.
یکی از دلایل اثبات بینتیجه بودن کنفرانس آناپولیس از همان ابتدای برگزاری، عدم حضور حماس در این کنفرانس بود. غرب و در راس آن آمریکا حتی پس از آنکه ملت فلسطین با رای آزاد و دموکرات خود این جنبش را به عنوان نماینده اکثریت پارلمان برگزیدند، از تعامل با این جنبش سرباز زد و آن را "تروریست" خواند و از این گروه که آراء اکثریت مردم در انتخابات شورای قانونگذاری فلسطین در سال 2006 را به همراه دارد، برای مشارکت در این کنفرانس دعوت نکرد. علاوه بر آن نوار غزه به بهانهی سیطرهی حماس بر این منطقه محاصره شد و مردم آن به دلیل انتخاب حماس مجازات میشوند، مجازاتی که کودکان، زنان، افراد سالخورده و بیماران بیگناه تاوان آن را پرداخت میکنند و کسانی که داعیهی دموکراسی سر میدهند با این کار ثابت میکنند، انتخابات دموکراتیک از نظر آنها انتخاباتی است که افراد مورد قبول آنها را روی کار آورد.
با گذشت یک سال از ادعاهای بوش مبنی بر تشکیل دو کشور فلسطین و اسراییل تا پیش از سال 2008، جهانیان شاهد افزایش و شدت بحران در اراضی فلسطینی هستند، به طوری که همزمان با خروج بوش از کاخ سفید نه تنها بحران خاورمیانه بهتر نشده بلکه به وضعیتی بدتر از زمان پیش از برگزاری کنفرانس آناپولیس دچار شده است و بوش امروز در کمال وقاحت به عدم تشکیل کشور مستقل فلسطین معترف شده و مسوولیت آن را به باراک اوباما، رییس جمهور منتخب آمریکا واگذار میکند.
اما مردم مبارز فلسطین با کولهباری از تجربههای تلخ و شیرین که به بهای خون هزاران جوان مقاومت به دست آمده است، به خوبی دریافتهاند که هدف صلح آمریکایی هرگز احقاق حقوق آنها نیست بلکه هدف اصلی آن به انزوا کشیدن مقاومت است. آنها به خوبی میدانند که اوباما نیز به رغم ادعاهایش مبنی بر تغییر و تحول به دلیل سیطرهی لابی صهیونیست بر سیاستهای کلی آمریکا، هرگز نمیتواند حقوق آنها را محقق سازد و آمریکا هرگز از سیاست جانبداری از اسراییل جدا نخواهد شد. در این میان تنها برخی از سیاستمداران کوتهنظر منطقه در جهت حفظ منافع شخصی از آمریکا پیروی کرده و صلح را از رهبران امپریالیسم گدایی میکنند.
نهایتا میتوان تنها مولود کنفرانس آناپولیس را مرگ تدریجی رویای بوش دانست؛ رویایی مبنی بر تحقق صلح در خاورمیانه تا پیش از پایان سال 2008.