«محمدمهدی حاج ابراهیم عراقی» در سال 1309 هجری شمسی در یکی از محلات مذهبی جنوب شهر تهران پا به عرصه وجود نهاد و در دامان مادری عفیفه و پاکدامن پرورش یافت و تحت تربیت پدری بزرگوار که قلبی همچون آینه پاک و شفاف داشت به گونهای مؤدب به آداب اسلامی شد که از همان دوران کودکی در انجام فرائض الهی کوشا بود.
وی در وصیت به پدر (سال 1344) از آن اوضاع و احوال چنین یاد کرده است: آری پدر تحولات عجیب روزگار را با دیده عبرت تماشا کردهام، سودها را از زیانها و کامیابیها را از ناکامیها درست شناخته و تشخیص دادهام.
فدائیان اسلام
مهدی در حالی که تازه به سن بلوغ رسیده بود و دوران دبیرستان را سپری میکرد، به سبب شرکت در هیاتهای مختلف مذهبی و پیروی از احکام الهی و دینی، دارای روحی پاک و بیآلایش بود و باید گفت از مصداق افرادی بود که چشمههای معرفت بر قلبشان جاری میشود؛ و از طرفی از هوش و ذکاوت بالایی نیز برخوردار بود.
ثمره این معرفت، روشنی دل و آگاهی ضمیر در یافتن راه حق و شناخت حقیقت بود. در این دوران بود که او با شهید نواب صفوی آشنا شد و خود را وقف آرمانهای مکتب سرفراز اسلام کرد و به عضویت فدائیان اسلام درآمد و به مرکزیت آن راه یافت؛ تشکیلاتی که در زمان خود، از مؤثرترین و فعالترین سازمانها محسوب میشد و با روحیه آزادگی و ستمستیزی شهید عراقی تناسبی کامل داشت و در این زمان بود که وی، مراد خود را در چهره نواب صفوی یافت و به مریدی او گردن نهاد.
اولین برخورد فعال فدائیان اسلام، حرکت علیه کسروی بود که در نهایت منجر به اعدام او توسط شهید سیدحسن امامی شد.
رابط
در گرماگرم اتفاقات سیاسی در دوران تشکیل جبهه ملی، نخست وزیری مصدق و... شهید حاج مهدی عراقی به عنوان رابط بین شهید نواب صفوی، آیتالله کاشانی و مصدق عمل میکرد و یکی از طراحان و صحنه گردانان اجتماع فدائیان اسلام در میدان بهارستان در خصوص افشای دلایل اعدام انقلابی رزم آرا در کورانی که کمونیستها، ملیون و... این عمل را به خود منتسب میکردند، شهید عراقی بود.
خنثی کردن دسیسه
در جریان دسیسهای که در رابطه با ترور شخصیت شهید نواب صفوی با کلیشه کردن عکسهای مجعول صورت گرفت و روزنامه «مردم رزم» چاپ مقاله و عکس آن را به عهده گرفت، شهید عراقی با آگاهی یافتن از این موضوع، با شهامت دوستان را فرا خواند و این توطئه شوم را خنثی کرد.
در جریان دستگیری شهید نواب صفوی، شهید عراقی به همراه 52 نفر دیگر در حالی که برای ملاقات وارد محوطه شده بودند، در زندان قصر متحصن گردیدند و پس از تسخیر بند، حفاظت از زندانیان را به عهده گرفتند و اعلام داشتند تا تعیین تکلیف در زندان خواهند ماند.
در این جریان شهید عراقی با کمال دقت و هوشیاری مسئولیت تدارکات داخل زندان را به عهده گرفت و حکومت مصدق که غذا و خوراک را بر آنان قطع کرده بود سعی کرد بدینگونه فدائیان را در فشار قرار دهد.
لیکن شهید عراقی با جیرهبندی مواد غذایی مقاومت را زیاد کرد. بالاخره پس از مدتی، رژیم با همکاری اعضای حزب توده که در داخل زندان بودند و به فدائیان خیانت کردند، موفق به یورش به داخل زندان شد و آنان را مورد حملات شدید قرار دادند و پس از مضروب کردن افراد، آنان را با دستبند و پابند به بند کشیدند. در این مرحله شهید عراقی به مدت 7 ماه زندانی شد و در نهایت در تاریخ 25 تیر 1331 از زندان آزاد شد.
آشنایی با امام
بعد از رحلت حضرت آیتالله بروجردی(ره) که مردم مسلمان ایران با مسئله انتخاب مرجع تقلید مواجه شدنند و در حالی که رژیم شاه به قصد تضعیف حوزههای علمیه در ایران به بهانه تقویت حوزه نجف، علما و مردم را در شهرهای ایران وادار کرد تا تلگرافات تسلیت را به عنوان آیتالله حکیم در نجف مخابره کنند نه مراجع قم"، شهید عراقی به اتفاق دوستان و به همراه خانواه عازم قم شدند و پس از تحقیق و تفحص، حضرت امام خمینی(ره) را اعلم یافتند و به تقلید از معظمله گردن نهادند.
هرچند به نظر میرسد سابقه ارتباط شهید عراقی با امام به قبل از این دوران بازگردد ولی در هر حال در این مطلب حرفی نیست که شهید عراقی پس از مرحوم نواب صفوی، مجذوب شخصیت روحانی و انقلابی حضرت امام(ره) شده و گمشده خویش را در وجود آن بزرگوار یافته بود.
از این پس کلیه فعالیتهای سیاسی و مبارزاتی وی تحت امر و با کسب تکلیف از محضر ایشان صورت پذیرفت و با امام خویش پیمان محکم بست و همچون پروانهای عاشق، در گرد شمع وجود امام شد و در نهایت این پیمان را با خون سرخ خویش به امضاء رساند.
محرم 1342
بعد از قضایای فروردین ماه و حمله وحشیانه مزدوران رژیم ستم شاهی به مدرسه فیضیه، و به دنبال روشنگریهای حضرت امام(ره) و دیگر علما و روحانیون مبارز، تصمیم بر این گرفته شد که مراسم تاسوعا و عاشورای حسینی، به تظاهراتی اعتراضآمیز علیه رژیم مبدل شود.
بر این اساس شهید عراقی، طبق یک برنامه منسجم، مسیر تظاهرات را از مسجد حاج ابوالفتح واقع در میدان قیام تا دانشگاه تهران تعیین کرد.
مسیر تظاهرات به سمت دانشگاه طی گردید و سپس در جلوی در دانشگاه تهران شهید عراقی به همراه یک روحانی و یک دانشجو، سخنرانی کرد. وی در آن سخنرانی ضمن اعلام همبستگی با دانشگاهیان چنین گفت: ما از یک مکان مقدس آمده ایم و در یک مکان مقدس دیگری میخواهیم این برنامه را ختم کنیم، از مسجد به دانشگاه جمعیت عزادار در راه بازگشت، زمانی که به نزدیکی کاخ شاه رسیدند در حالت عصبانیت با مشتهای گره کرده به طرف کاخ چنین سرودند: خمینی خمینی خدا نگهدار تو بمیرد بمیرد دشمن خونخوار تو. سپس جمعیت با حضور در مسجد امام خمینی(ره) مردم نام مسجد شاه را به مسجد خمینی از آن زمان تغییر داده بودند قطعنامهای را که در 6 ماده تنظیم شده بود، قرائت کردند و متفرق شدند.
اعدام انقلابی حسنعلی منصور
با دستگیری و تبعید حضرت امام(ره) هیاتهای مؤتلفه اسلامی، که رهبر خود را در تبعید میدیدند، پس از نشستی به این نتیجه رسیدند که باید حرکتی انجام دهند.
جمعیتهای مؤتلفه در گروههایی تحت عنوان: اجرائیات، بررسی مسایل سیاسی، مسایل ایدئولوژی و مسائل اقتصادی، ساماندهی شده بود. بعد از واقعه پانزدهم خرداد، در داخل تشکیلات مؤتلفه، افرادی که معتقد به مشی غیر از حرکت سیاسی بودند، طرح شاخهای به نام شاخه نظامی را مطرح کردند که مورد موافقت قرار گرفت. شاخه نظامی جمعیتهای مؤتلفه توسط شهید عراقی و شهید حاج صادق امانی، شکل گرفت و نیروهای عملیاتی تحت نظر آنان، به آموزش مشغول شدند.
صبح روز اول بهمن ماه سال 1343 مأموران اجرای حکم، تحت فرماندهی شهید حاج صادق امانی، به محل حادثه (میدان بهارستان) رهسپار شدند. شهید محمد بخارایی در ساعت 10 صبح با شلیک چند گلوله به زندگی ننگین حسنعلی منصور خاتمه داد و در هنگام فرار به علت شرایط جوی زمستان، بر اثر لغزش پا بر روی زمین یخ زده، توسط مأموران شهربانی دستگیر شد.