محمد حسین برجیان
همانطور که گذشت پاپ بندیکت در تاریخ 21 شهریور 1385 در سخنرانی خود در دانشگاه رگنبرگ آلمان به نقل قول از مطالبی پرداخت که در آن عدم اعتبار عقل در اسلام با استناد به نظرات ابن حزم، اهانت به اسلام و پیامبر اکرم(ص) و انتقاداتی نسبت به جهاد در اسلام، گسترش اسلام با زور و مانند آن مطرح شده بود.
در پی اعتراض مسلمانان، واتیکان اقداماتی را در راستای اکرام کردن جو انجام داد. برخی از این اقدامات در قسمت قبلی مقاله بررسی شد و اکنون با نگاهی به دیدار پاپ با سفرای کشورهای اسلامی، تغییراتی که در متن منتشر شده سخنرانی پاپ در وب سایت رسمی واتیکان صورت گرفت و تفاوت بین متن آلمانی و ترجمه انگلیسی آن مطلب را پی میگیریم.
پاپ با تأکید بر “نقش مهم کلیسای کاتولیک در گفتوگوی بین اسلام و مسیحیت” عنوان داشت: علت انجام این نشست کاملاًً آشکار است و من طی هفته گذشته بارها به این موضوع اشاره کردم که احترام زیادی برای مسلمانان قایل هستم.
وی افزود: همگی ما پیروان دین واحدی هستیم که پدر آن ابراهیم است. در همین راستا ما همواره خواهان تحکیم پلهای دوستی با تمامی ادیان به ویژه مسلمانان و گسترش مذاکرات بین مسیحیان و مسلمانان هستیم.
وی در ادامه عنوان داشت: امیدوارم این روابط در فضایی آکنده از اعتماد صداقت و حقیقت ایجاد شود.
پاپ با اشاره به تلاشهای پاپ ژان پل دوم جهت ایجاد روابط دوستانه با مسلمانان، توسعه و گسترش روابط بین جهان مسیحیت و اسلام را خواستار شد.
وی ابراز امیدواری کرد که مذاکراتی سازنده و عمیق جهت تحکیم روابط دوستانه بین پیروان دین مسیحیت و اسلام صورت گیرد.
وی با اشاره به ارزشهای مشترک ادیان الهی مبنی بر برطرف کردن تمامی اختلافات بین ادیان، گفتوگوی فرهنگ و ادیان را امری ضروری دانست که به تحکیم روحیه برادری، تفاهم و مودت بین ادیان مختلف کمک خواهد کرد.
رهبر کاتولیکهای جهان هم چنین مبارزه با خشونت را از سوی مسیحیان و مسلمانان امری ضروری و واجب دانست و افزود: اصول و ارزشهای اخلاقی بر احترام به یکدیگر، احترام به زندگی انسانها و آزادیهای آنها استوار است. شرایط کنونی جهان این امر را بر ما واجب ساخته که بدانیم با تهدیدهای بزرگی روبرو هستیم که کرامت انسانها را مورد هدف قرار داده و با توجه به اینکه بشریت و صلح در معرض خطری جدی قرار گرفته، تحکیم گفتوگوی ادیان امری ضروری است.
وی الگو گرفتن از ارزشهای گذشته در دین مسیحیت و اسلام را در اتخاذ روشی مسالمتآمیز و صلحجویانه بین پیروان ادیان آسمانی امری مهم دانست و عمل به این امر مهم را در ایجاد زندگی سرشار از مسالمت و صلح در جهان مؤثر دانست.
پاپ هم چنین تأکید کرد که “بندگان خدا باید تمامی عبادات و فرایض دینی خود را متوجه خواست و اراده خداوند کنند تا از این طریق به راه صلح و دوستی کشیده شوند.”
وی همچنین ضمن تبریک به مسلمانان به مناسبت حلول ماه مبارک رمضان اظهار داشت: از خداوند میخواهم که فرایض دینی تمامی مسلمانان را در این ماه مبارک بپذیرد و این عبادتها مورد قبول و رضایت خدا قرار گیرد.
رهبر کاتولیکهای جهان پس از این اظهارات طی مراسمی با تمامی نمایندگان و سفرای کشورهای اسلامی از جمله فرستاده ویژه اتحادیه عرب و سازمان کنفرانس اسلامی دست دوستی داد. 7
تغییر در متن
در متن اصلی آمده بود سخنان امپراطور که “تا حدی با خشونت و تندی” بیان شده است. در متن جدید آمده است “تندی که ما آن را غیر قابل قبول تلقی میکنیم” و در پاورقی اضافه شده است: در جهان اسلام متأسفانه این نقل قول نظر شخصی من تلقی شده است و در نتیجه خشمی قابل درک را برانگیخت” امیدوارم که خوانندگان متن ببینند که این جمله نظر شخصی من نسبت به قرآن نیست. من بدان بخاطر اینکه کتاب مقدس یک دین بزرگ است احترام میگذارم. من این مطلب را به عنوان بخشی از بررسی رابطه بین ایمان و عقل مطرح کردهام.
تفاوت در ترجمه
متن آلمانی سخنرانی پاپ که در سایت واتیکان درج شده است با ترجمه انگلیسی آن تفاوت دارد گرچه هر دو از نظر واتیکان رسمی هستند و احتمالاً این تفاوت در نوع برداشت از این سخنرانی تأثیر داشته است. در متن انگلیسی آمده است “امپراطور هم سخن خود را با تندیای تکاندهنده خطاب کرد”.8 متن آلمانی چنین است: “وی هم سخن خود را با تندیای مبهوت کننده - از نظر ما تندیای شگفتآور - خطاب کرد”.9 هفده سپتامبر عبارتی به متن رسمی انگلیسی اضافه شد: “امپراطور همسخن خود را با تندیای تکاندهنده خطاب کرد، تندیای که انسان از آن متحیر میماند”.10 تغییر بعدی دررابطه با استفاده از کلمه جهاد است. این کلمه در متن آلمانی موجود است ولی در متن انگلیسی نیامده است. متن آلمانی چنین است: “امپراطور موضوع جهاد، جنگ مقدس را مطرح میکند.“11
تفاوت سوم مربوط است به چیزی که پاپ از امپراطور نقل کرده است. براساس نوار سخنرانی و متن آلمانی عبارت پاپ “... ... things only bad and inhumane “ است ولی در متن انگلیسی “......things only evil and inhuman” آمده است. در متن آلمانی از دو کلمه “Schlechtes” در انگلیسی به معنای )wicked/bad( و”inhuman” در انگلیسی به معنای inhumane استفاده شده است. در حالیکه معادل آلمانی کلمات evil و inhuman بکار برده شده در ترجمه انگلیسی عبارتند از Bsesو.unmenschlich
عکسالعمل مسلمانان نسبت به سخنان پاپ
در واکنش به سخنان پاپ، مسلمانان و شخصیتهای جهان اسلام موضع گرفتند. برخی پاپ را به مناظره دعوت کردند و عدهای با ارسال نامه سرگشاده به پاپ و یا انتشار بیانیه به روشنگری و اعتراض پرداختند. در این میان مقام معظم رهبری بسیار هوشمندانه و سنجیده خطر و توطئه راه انداختن جنگهای صلیبی را متذکر شده و توصیه کردند که جهت حمله و اعتراض باید متوجه کسانی باشد که از این سخنان غیرمنصفانه پاپ نفع میبرند و با استفاده از آن سیاستهای مستکبرانه خود را دنبال میکنند.
در میان اعتراضات بطور مکرر به جنایات کشورهای غربی مسیحی اشاره شده است مانند دو جنگ جهانی که در آن میلیونها انسان کشته، زخمی و آواره شدند؛ اشغال عراق و افغانستان توسط نیروهای آمریکایی و غربی؛ و نیز حمله اسراییل به لبنان که با حمایت قدرتهای مسیحی انجام شد. این در حالی است که کلیسا از جمله پاپ ژِان پل دوم و پاپ بندیکت راجع به اعمال خشونت توسط مسیحیان مواضع ذیل را اتخاذ کرده اند:
پاپ ژان پل دوم با انتشار گزارشی 800 صفحهیی به خاطر شکنجههای اعمال شده توسط مسیحیان عذرخواهی کرد. وی به نام کلیسا به خاطر تمام شکنجههای غیر قانونی و مخالف با دین مسیحیت که توسط مسیحیان انجام شده، عذرخواهی رسمی خود را اعلام نمود. 12
پاپ بندیکت در اولین کتاب خود پس از رسیدن به منصب کنونی، کشورهای صاحب قدرت جهانی را به دزدی و زورگویی متهم کرد. وی در این کتاب کشورهای غربی را به دزد تشبیه کرده و آورده است: “اگر ما داستان این کتاب را با جنبههای جامعه توسعهیافته جهانی مقایسه کنیم، خواهیم دید که روش زندگی ما چگونه مردم آفریقا را چپاول کرده و به این چپاولگری ادامه میدهد. 13
انتقاد آشکار پاپ از سرمایهداری و استعمار برگرفته از آثار کارل مارکس است. پاپ بندیکت شانزدهم در کتاب خود اعلام کرده موافق این گفته مارکس است که انسانها رفتار زشتی دارند؛ چراکه ما بیتفاوت هستیم.
به نوشته او، مارکس تصویر آشکاری از انسانی را مجسم کرد که به دام راهزنان افتاده است، اما اشتباه مارکس در این بود که تنها به ثروتهای مالی اشاره داشت؛ بهجای آنکه به ثروتهای معنوی بپردازد. 14
برخی از نامهها یا بیانیههایی که رهبران و شخصیت های اسلامی در پاسخ به پاپ منتشر کردهاند از حیث تنوع استدلال و یا توجه به نکات خاص اهمیت دارند و لذا به بررسی آنها میپردازیم:
مقام معظم رهبری
موضع مقام معظم رهبری حاوی دو بخش است. بخش اول رد صحبت های پاپ راجع به اسلام که در اینجا مطرح می کنیم و بخش دوم نوعی تحلیل سیاسی و توصیه راجع به این قضیه است که در فصل دوم بدان میپردازیم. در بخش اول ایشان میفرمایند: اسلام را متهم کردن به اینکه از عقلانیت جداست و نسبت به عقل بیاعتناست، همانقدر ظالمانه است که انکارِ یک امر بدیهی؛ انکار منافع خورشید یا انکار نور خورشید. در کدام کتاب آسمانی این همه مخاطبان امر شدهاند به تفکر، به تعقل؛ “لعلّکم تتفکّرون”، “لعلّکم تعقلون”؛ به تدبر در آیات تکوینی الهی. در کدام کتاب آسمانی در اولین خطاب، به علم، به قلم وبه تعلیم، توجه شده و اهمیت داده شده است. و امروز اگر دنیای غرب در کار علم و پیشرفت علمی موفقیتی دارد، کدام مورخ و مطلعِ با انصافی است که تصدیق نکند که این را از دنیای اسلام گرفته است. قرون وسطی که قرون تاریکی و ظلمت و سیاهی دنیای غرب و اروپا بود، دوران شکوفایی علم و تعقل و اندیشه و فلسفه و ابنسیناها و فارابیها و افرادی اینچنین، در دنیای اسلام است.
مسألهی جهاد اسلام را هم نفهمیدن و بد معرفی کردن، یک بیانصافی دیگر است. جهاد اسلام برای تحمیل عقیده نیست؛ برای مبارزهی با کسانی است که انسانها را به بردگی میکشند. جهاد اسلام جنگ با ملتها نیست؛ بلکه جنگ با قدرتهای ستمگر و ظالم است. این، تاریخ اسلام است؛ این، عملکرد پیشوایان اسلام است؛ این، توصیهی پیشوایان اسلام است. امیرالمؤمنین (علیهالصّلوهِ والسّلام) در خطاب و فرمان خود به مالکاشتر این جملهی جاودانه و فراموشنشدنی را دارند که میفرمایند: کسانی که تو با اینها در آنجا مواجه میشوی، یا با تو از لحاظ عقیده یکسانند، یا “و امّا شریک لک فی الخلق”؛ یا در انسان بودن با تو شریک هستند. حتی کسانی که از لحاظ عقیده با تو همراه نیستند، ولی انسانند، باید با انسان برخورد تکریمآمیز داشت. “لا ینهاکم ا... عن الّذین لم یقاتلوکم فی الدّین و لم یخرجوکم من دیارکم ان تبرّوهم و تقسطوا الیهم انّ ا... یحبّ المقسطین” - این دستور قرآن است - با کفار، با کسانی که با شما همعقیده نیستند، اما به شما تجاوز نکردند؛ تعرض نکردند؛ تعدی نکردند؛ با شما ظالمانه برخورد نمیکنند، به اینها اعمال قسط کنید؛ نیکی کنید. “و ان تبرّوهم”؛ به آنها نیکی کنید. دستور اسلام این است. چطور کسی این را نفهمد و جهاد اسلامی را که مبارزهی آزادیبخش ملتهاست؛ مبارزهی رها کردن ملتها از چنگال قدرتهای ستمگر ظالم است، این را اینطور تفسیر کند، که متأسفانه در این بیانات تفسیر شده و متعلق به امروز هم البته نیست؛ قرنها روحانیهای اروپایی این حرفها را نسبت به اسلام میگفتند و ما در دورانهای اخیر تصورمان این بود که این حرفها تمام شده و روشنگریِ حقیقت کار خودش را کرده است؛ اما انسان متأسفانه باز میبیند که از این حرفها بر زبانهایی که نباید جاری شود، جاری میشود.15