تاریخ انتشار : ۲۴ ارديبهشت ۱۳۸۸ - ۰۷:۳۹  ، 
کد خبر : ۷۶۸۹۲

وزنه سنگین آمریکا


یکی از دلایلی که گرجستان طی سالیان اخیر اهمیت یافته است موقعیت ژئوپلیتیکی و جغرافیایی آن است چون دروازه ورود به قفقاز از سمت غرب است. به طور مثال انقلاب رز در سال 2003، جنگ روسیه- گرجستان و ناآرامی های اخیر در راستای این موقعیت جغرافیایی مهم قابل تحلیل است بنابراین اگر کشوری در چنین موقعیتی قرار بگیرد در نزد سایر قدرت ها اهمیت می یابد . بنابراین دو نیروی رسمی بر سر کسب منافع بیشتر در این منطقه رویارویی دارند: آمریکا و جریانی به نام یورو آتلانتیکی که به دنبال حضور در این منطقه هستند. قفقاز ، منطقه خزر و آسیای مرکزی همه در سمت غرب قرار گرفته اند و گرجستان نیز که خود دروازه ورود به غرب است در این سو قرار گرفته است. چرا که این جریان نه از سمت شمال که روسیه است و نه از سمت جنوب که ایران است نمی تواند وارد این منطقه شود. ضمن اینکه روسیه هم تمایلی به حضور غرب در این منطقه ندارد. دومین جریان، ایران،روسیه، چین و پیمان شانگهای است. در واقع منطقه آسیای مرکزی دو ویژگی یا اهمیت دارد: یکی اهمیت ژئواکونومیک و منابع نفتی است. حضور دریای خزر با منابع نفتی نیز مزید بر علت است چرا که به منابع نفتی غرب تنوع می دهد. دیگر اهمیت ژئوپلیتیک است یعنی اگر کشوری از غرب به شرق وارد شود به صورت یک خط وارد قفقاز، دریای خزر و آسیای مرکزی می شود، از سوی دیگر ناتو هم برای مهار روسیه در غرب روسیه قرار گرفته است. روسیه در سوی دیگر در منطقه خزر کریدور شمال- جنوب را تعریف می کند و در اجلاسی که در سال 86 در تهران برگزار شد تاکید شد که هیچ کشتی خارجی حق حضور در دریای خزر را ندارد چون دریای بسته است. لذا روس ها هم نمی خواهند شاهد حضور کشتی های خارجی در خزر باشند بنابراین اهمیت گرجستان به عنوان دروازه ورود به منطقه پررنگ تر شده است.
نمی توان گفت که گرجستان آوردگاه جدید روسیه- آمریکاست بلکه باید گفت دو جریان، یکی یورو آتلانتیکی و دیگری آسیاگرایی روسیه تنها نیست و چین را نیز به همراه دارد نکته ای که در بسیاری از تحلیل ها به چشم نمی خورد این است که تمام شبکه آبراه های جهانی در دست غرب است. اگر دو یا چند اقتصاد بزرگ در حال شکل گیری آسیایی مثل چین و هند بخواهند انرژی دریافت کنند اگر از درون آنها باشد بهتر است . بطور مثال روسیه و ایران تولید کننده، چین، هند و ژاپن مصرف کننده. در واقع این فضای بی ثباتی ناشی از وجود بازیگرانی با منافع متضاد است. آنجا که این منافع همسو است آرامش برقرار است و آنجا هم که تضاد منافع وجود داشته باشد طبیعی است که به فضای بی ثباتی دامن می زند. می شود اصطلاح »جنگ سرد جدید« را قابل اطلاق دانست چون در دوران جنگ سرد، جنگ ما اقماری بود اما در حال حاضر الاکلنگ قفقاز تغییر کرده است بدین معنا که در یک طرف این الاکلنگ آمریکا و اروپاست و در طرف دیگر آن روسیه و چین است اما وزنه آمریکا سنگین تر است. باید توجه داشت که ایالات متحده حدود 13 تریلیون دلار تولید ناخالص داخلی دارد که 600 میلیارد دلار آن صرف هزینه های نظامی می شود. روسیه حدود 900- 800 میلیارد دلار تولید ناخالص داخلی دارد و اگر بخواهد به مسابقه تسلیحاتی با آمریکا بپردازد باید بیش از 50 درصد تولید ناخالص داخلی خود را هزینه کند که نمی تواند. روسیه حدود 60-50 میلیارد دلار می خواهد صرف هزینه نظامی کند که همین هم برای روس ها زیاد است هر چند خودشان مدعی اند که هزینه نظامی شان تا حدود 75 میلیارد دلار هم می رسد.
این احتمال وجود دارد که تحولات گرجستان بر فضای منطقه ای اثر بگذارد چرا که مولداوی هم در تنش است بنابراین چون با قفقاز همسایه هستیم یک قفقاز پرتنش به نفع ما نیست. مناطق پرتنش در این منطقه زیاد است مثل اوستیا، تالش، نخجوان و... الگوی رقابت ها در این منطقه برخاسته از یک الگوی عقلانی نیست چرا که الگوی عقلانی در محیط آرام و رقابت صحیح حاصل خواهد شد. قفقاز هم مثل هر منطقه پرآشوب اگر از فضای رقابتی به فضایی مشارکتی تبدیل شود همه بهره مند خواهند شد. این یک بازی برد- باخت است یعنی یکی از طرفین سعی در شکست دیگری دارد. اگر در قفقاز بازی آمریکا- روسیه به سمت مشارکت و برد- برد برود همه از جمله ملت های قفقاز منتفع می شوند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات