علیرضا ثنایی
با وجود آنکه 2 کشور همسایه هند و پاکستان همواره به عنوان رقبای سنتی و متخاصم شناخته میشوند اما واقعیت این است که این 2 کشور از دیرباز راههای زیادی را برای نزدیکی روابط آزمودهاند. با این حال شواهد و قراینی وجود دارد که نشان میدهد هرگاه تحرکات دیپلماتیک 2 کشور به سرانجام خوشی نزدیک شده با دسیسهای مرموز که سرنخ آن را شاید باید در بیرون از مرزهای 2 کشور جستوجو کرد، روابط، به سردی گراییده است. آخرین تحول از این دست، حادثه تروریستی اخیر بمبئی هند است که با سفر «شاه محمود قریشی» وزیر امور خارجه پاکستان به هند به منظور آغاز فصل تازهای از روابط 2 کشور مقارن شد و در پی آن انگشت اتهام 2 کشور به سوی یکدیگر نشانه رفت تا صفآرایی نیروهای هندی در مرز مشترک 2 کشور شکل بگیرد. بر این اساس این پرسش جدی درباره روابط هند و پاکستان مطرح است که چطور و چرا هرگاه فردی به راهحل گره کور مناقشات 2 کشور نزدیک میشود، به طرز مرموزی از گردونه خارج میشود؟
«انصار کیدوائی» یکی از نزدیکان خاندان گاندی به تازگی فاش کرد که راجیو گاندی، فرزند مهاتما، در اواخر عمر خود گفته بود: «تا زمانی که موضوع کشمیر حل نشود، رابطه هند و پاکستان سامان نمییابد، به همین دلیل با ضیاءالحق (رئیسجمهور اسبق پاکستان) کار طولانیای را شروع کردهایم که قرار است در نشست مشترکی آن را اعلام کنیم.» اما 2 روز پیش از ملاقات راجیو گاندی و ضیاءالحق، هواپیمای حامل رئیسجمهور اسبق پاکستان به همراه فرماندهان ارشدش در حادثهای منفجر میشود و هیچکدام از مقامات 2 کشور جرأت اظهارنظر در این زمینه را پیدا نمیکنند. سالها بعد پرویز مشرف در کتاب خاطرات خود اعلام میکند که یک کارتن انبه، محموله مشکوکی بود که در آخرین دقایق به داخل هواپیمای ضیاءالحق رفت.
طولی نمیکشد که راجیو گاندی نیز ترور میشود و بعدها مشخص میشود مواد منفجره به کار رفته در حادثه ترور وی ساخت آمریکا بودهاست.
نخستین جنگ بر سر حاکمیت در کشمیر در همان سال 1947 رخ داد.
متعاقب این جنگ بخشی از کشمیر به نام «کشمیر آزاد» به مرکزیت مظفرآباد به پاکستان واگذار شد.
در سال 1948 با دخالت سازمان ملل خط آتش میان هند و پاکستان تعیین شد. طول این خط 772 کیلومتر است.
در سالیان بعد درگیریهای مقطعی همچنان در کشمیر وجود داشت تا اینکه در سال 1965 اختلافهای هند و پاکستان منجر به جنگ دیگری شد؛ جنگی که 3 هفته به طور انجامید و با دخالت سازمان ملل به آتشبس میان طرفهای مناقشه منجر شد.
رد سال 1971 هند و پاکستان در سومین جنگ خود بر سر بنگلادش با یکدیگر درگیر یک جنگ تمام عیار شدند و پاکستان شکست خورد و بنگلادش از این کشور جدا شد.
آخرین منازعه 2 کشور در سال 1999 در شمال دره کارگیل به وقوع پیوست. این درگیری پس از اشغال برخی مناطق مرتفع در امتداد خط کنترل مرزی کشمیر در قلمرو هند به وسیله مبارزان کشمیری صورت گرفت.
در آن منازعه هند جنگ را به آن سوی مرز با پاکستان نکشاند و پس از عقبنشینی چریکها زا قلمرو کشمیر تحت کنترل هند، برخورد پایان یافت.
علاوه بر 2 کشور، گروههای استقلالطلبی نیز در کشمیر در حال فعالیت هستند. به تازگی خبرگزاری آسوشیتدپرس به نقل از «لیندون لاروش» سیاستمدار و روشنفکر سرشناس آمریکایی اعلام کرد: «سازمان جاسوسی انگلیس گروههایی را برای تحقق اهداف راهبردی خود در بمبئی به کار گرفته است.» و در پی آن مشاهده میکنیم که بنابر اعلام مقامات هندی و افشاگری مطبوعات هند، هویت 2 نفر از تروریستهای حوادث بمبئی، انگلیسی از آب درمیآید.
یکی دیگر از مسائل مهم مورد بحث هند و پاکستان به نظر میرسد در تحولات اخیر مورد هدف بوده، خط لوله انتقال گاز ایران به پاکستان و هند است که به خط لوله صلح شهرت یافت.
مذاکره درباره انتقال گاز صادراتی ایران به پاکستان و هند از یک دهه پیش مطرح بود اما خط انتقال گاز ایران به پاکستان و هند ب طوری جدی از سال 2002 میلادی با برپایی کمیتههای تنشزدایی دو کشور مطرح شد که به دلیل اختلافات پاکستان و هند به قرارداد نینجامید.
تنشهای سیاسی 2 کشور هند و پاکستان به عنوان مهمترین دلایل کندی مذاکرات بوده که مانع توافق نهایی میان 3 کشور شدهاست.
این خط لوله ظرفیت انتقال 60 میلیون متر مکعب گاز را در روز به هند و پاکستان دارد. ظرفیت این خط لوله به 150 میلیون متر مکعب در روز قابل افزایش است.
طول خط لوله ایران به هند 2700 کیلومتر است و قرار است گاز صادراتی ایران از مسیر پاکستان به هند منتقل شود. پیشبینی میشود در صورت توافق نهایی 1100 کیلومتر از این خط لوله در ایران، هزار کیلومتر در پاکستان و 600 کیلومتر رد هند احداث شود.
با تکمیل طرح انتقال گاز ایران روزانه 150 میلیون متر مکعب گاز به هند و پاکستان صادر میشود که 90 میلیون متر مکعب آن برای هند و 60 میلیون متر مکعب آن برای پاکستان در نظر گرفته شده است.
هزینه اجرای این طرح در برآوردهای اولیه 5/4 میلیارد دلار اعلام شدهبود اما اکنون کارشناسان هزینه طرح را حدود 7 میلیارد دلار برآورد میکنند.
هر 2 کشور همسایه با توجه به نیاز روزافزون به انرژی و کمبود ذخائر، به سوختی تضمینی نیازمندند، به همین دلیل نیز از طرح خط لوله صلح استقبال کردهاند. اما در این میان به نظر میرسد یکی از دلایل سوق دادن هند به سمت همکاری هستهای به آمریکا، دور کردن این کشور از انرژی خاورمیانه و به ویژه خط انتقال گاز ایران به شبهقاره است. لغو تحریمهای هستهای هند به نوعی برخورد دوگانه و تبعیضآمیز قدرتهای هستهای با فعالیتهای هستهای جهانی است.
پیشتر نیز آمریکا و رژیم صهیونیستی نگرانی خود را از برقراری خط لوله صلح میان ایران، پاکستان و هند اعلام کرده بودند.
دخالتهای کاخ سفید برای به سرانجام نرسیدن قرارداد انتقال گاز تا آنجا پیش رفت که «مورلی دئورا» وزیر نفت هند فروردین امسال تاکید کرد که واشنگتن نمیتواند برای دهلینو تعیین تکلیف کند که گاز را از چه کشوری خریداری کند.
از طرفی به نظر میرسد اوضاع غزه تأثیر مستقیمی بر تنش در روابط هند و پاکستان دارد و از سطح تنش خواهد کاست و احتمال اینکه تحت تأثیر حملات رژیم صهیونیستی به غزه، هند و پاکستان مسئله کشمیر را حل کنند تا از دخالت بیگانگان جلوگیری شود، دور از ذهن نیست.
اما به راستی از حوادث بمبئی، تاخیر در امضای قرارداد خط لوله صلح و به حاشیه کشیده شدن اقدامات رژیم صهیونیستی در جنایات غزه چه کسانی سود میبرند؟
با همه این احوال تبادل فهرست تاسیسات هستهای هند و پاکستان رد سال جدید مسیحی این خوشبینی را به وجود آورده است که اوضاع متشنج به وجود آمده بعد از حادثه بمبئی کمی بهبود یافته است.
رد پی عملیات تروریستی در بمبئی که مناسبات 2 کشور را به شدت بحرانی کرده و خطر بروز جنگ را افزایش داد، این احتمال به وجود آمد که دو کشور در تبادل فهرست تاسیسات هستهای از خود اکران نشان دهند.
به نظر میرسد با توجه به مسلح بودن هند و پاکستان به سلاح اتمی، بروز هرگونه جنگ میان 2 کشور پیامدهای غیرقابل پیشبینیای به دنبال داشته باشد.
این 2 کشور رقیب مجهز به تسلیحات هستهای، از سال 1992 تاکنون، براساس توافقی به منظور حفاظت از تاسیسات هستهای خود در صورت وقوع جنگ، همه ساله فهرست تاسیسات هستهای خود را در اختیار یکدیگر میدهند.
تبادل فهرست تاسیسات هستةای هند و پاکستان در سال جدید مسیحی از آن جهت از اهمیت زیادی برخوردار است که در پی عملیات تروریستی رد بمبئی مناسبات دو کشور به شدت بحرانی شد تا آنجا که دو کشور نیروهای نظامی خود را در امتداد مرزهای مشترک مستقر کردند. افزایش تنشها در مناسبات هند و پاکستان خطر بروز جنگ را افزایش داد و منطقه را در آستانه یک بحران جدی قرار داد.
تبادل فهرست تاسیسات هستهای هند و پاکستان را میتوان گامی در جهت کاهش تنشها و مساعدتر شدن فضای سیاسی میان دو کشور برای از سرگیری مذاکرات متوقف شده وزیران امور خارجه هند و پاکستان ارزیابی کرد و بر این اساس پیشبینی میشود به تدریج هند و پاکستان از فضای متشنج بعد از حادثه بمبئی فاصله بگیرند و در جهت بهبود مناسبات حرکت کنند.
با این حال درباره این سخنان راجیو گاندی که در آخرین روزهای حیاتش به زبان آور نیز باید تامل کرد که گفته بود: « آمریکا نه تنها میکوشد که کشورهای منطقه، استقلال داخلی نداشته باشند بلکه میخواهد روابط کشورها متشنج باشد.»