اسلام دین هدایت است و نظام سیاسی، اقتصادی و اجتماعی ندارد.
اسلام به لیبرالیسم نزدیک است تا سوسیالیسم.
حکومت امیرالمومنین(ع) در صدر اسلام تفکیک قوا نداشت و جمهوری اسلامی بر تفکیک قوا استوار است.
نظام ما، نظام اسلامی نیست بلکه جمهوری اسلامی است و خبرگان آن را طراحی کردهاند و ما در صدر اسلام جمهوری نداشتیم.
نظام ولایت فقیه براساس نظریه فقهی حضرت امام راحل سنگبنای اسلامیت نظام جمهوری اسلامی است. این که امام مهدی(عج) چه نوع نظامی را مستقر خواهند کرد باید همه منتظر بمانیم.
جمهوری اسلامی همان نظام اسلامی نیست بلکه مورد تایید اسلام است.
آقای مرعشی در پاسخ به سوالی در این مورد که کدام احزاب و یا نهادهای سیاسی در این افکار با شما همفکرند گفته است: اکثر گروههای اصلاحطلب موافقند و یا مخالفتی ندارند.
اما در طرف مقابل روزنامه کیهان با جانبداری بیملاحظه از نظام جمهوری اسلامی و ولایت فقیه، حسین مرعشی و کارگزاران سازندگی و نیز حتی گروههایی که با کارگزاران ائتلاف کنند را در صورت تایید مواضع مرعشی کسانی دانسته که باید توسط شورای نگهبان رد صلاحیت شوند.
به رغم پاسخ آقای مرعشی در «دفاع از کارگزاران سازندگی» که در آن از اعتقاد و تعهد «من و همفکرانم» به ولایت فقیه، امام راحل عظیمالشان و خلف شایسته ایشان و مشروعیت نظام جمهوری اسلامی گفته است اما انعکاس سخن قبل مرعشی آنطور که آمد در روزنامه کارگزاران و نیز در نگاهی به مطالب روز شنبه 30 تیر 1386 روزنامه کیهان چنین میتوان استنباط نمود که کیهان هنوز مجاب نشده و به نوعی در بازخواست این روزهای خود از طرف مقابل پاسخی درخور نگرفته است میتوان افزود سخنان بیپرده خطیب نماز جمعه تهران ـ خاتمی ـ بازگویی دیگری از مواضع کیهان بوده است آنجا که گفته است:
«اگر نفهمیدیم نگوییم اسلام نظام سیاسی ندارد، بگوییم ما متوجه نیستم»
و یا این که در اشارهای به کارگزاران سازندگی و طیف اصلاحطلبان اضافه کرده است: «این صدا نمیتواند از گلوی یک مسلمان درآمده باشد، این نغمه از گلوی شوم استعمار بلند شده است و این اسلام آمریکاییپسند است یعنی اسلامی که در آن جهاد و شهادت نباشد.»
اگر به تاریخ 28 ساله نظام جمهوری اسلامی نگاهی گذرا بیندازیم تردیدی باقی نمیماند که حلقه انقلابیون از همان روز 22 بهمن 1357 و تا امروز همواره تنگتر میشده است تعمقی به علت این رویکرد نشان میدهد که عمده بحثها و چالشها بر سر مسایل ایدئولوژیک و تقابلها بر موضوع مشروعیت نظام در گرفته است.
بنابراین اهمیت مباحث این روزها میتواند تکراری از تجارت تلخ گذشته را نزد عقلا مرور نماید و این ظن را تقویت نماید که این بار نیز دایره خودیها تنگتر و هر چه بیشتر محدود گردد.
حسین مرعشی با وجود نسبت خویشاوندی با هاشمیرفسنجانی که یکی از ستونهای جمهوری اسلامی محسوب میگردد که چند سالی است شعار «اعتدال» سر داده است اما رسماً اعلام داشته است که مواضع ایشان دیدگاه هاشمی نیست زیرا هم او سخنگوی هاشمی نیست بلکه سخنگوی کارگزاران سازندگی است.
تجربه نشان داده است که هاشمیرفسنجانی با طناب غلامحسین کرباسچی و عبدالله نوری و حتی آیتالله منتظری به چاه فرو نرفته است پس میتوان حدس زد این بار نیز هاشمیرفسنجانی به فریادرسی آقایان مرعشی و حزب کارگزاران نخواهد رسید.
این سوال نزد محافل ساسی بر جا است که «ائتلاف اصلاحطلبان» در پس این چالش چگونه رقم خواهد خورد آیا دوستی بر جای دشمن نشسته آتش در خرمن دوست انداخته است. چگونه است فرزندان معنوی؛ «اعتدال» پدر پیر خود را اینگونه نادیده میگیرند. به نظر میرسد خشم ناشی از بسته شدن «هممیهن» نتوانست زبانها را به انقیاد درآورد. و چنان «بچگی» کردند، فعلی که هر چه که بیشتر به تفسیر و توجیه آن مینشینند همانا کار را خرابتر میکنند. زبان سرخ و آتشین حسین مرعشی آیا میتواند سرسبز گلگون کارگزاران و ائتلاف اصلاحطلبی را بر باد دهد؟...