امیررضا پرحلم
سیاست کشورهای عرب نسبت به ایران از دیرباز گویای یک تقسیمبندی مجعول برخاسته از نگرشهای پانعربیستی بوده که این رویه از ابزارهایی همچون تظاهر به دوستی، همکاری از روی اکراه، طرد و مبهمگویی سود برده است. ماجرایی که اخیراً و پس از یک اظهارنظر رسانهای درباره بحرین موجب ایجاد بحران در روابط تهران و منامه شد، صرفنظر از برخی جنبهها از نقصان برخی کارکردها در سیاست خارجی کشورمان حکایت میکند. از زمان رژیم سابق، عربها همواره در اجماعی مطلق به کرات بر محکومیت آنچه که آن را اشغال جزایر مینامند، تاکید کردهاند. بررسی این روند طی سالیان دراز نشان میدهد که نحوه پاسخگویی به اتهامات و ماهیت اتخاذ تصمیم در قبال آنچه که رسماً به عنوان یک موضع اعلام میشود، در تداوم سیاست فعلی عربها در خصوص جزایر بسیار تاثیر داشته است. پاسخگویی در عرصه روابط خارجی از ارزش و اهمیتی همشأن با عرصه ملی و داخلی برخوردار است و میتوان گفت که در روابط جهانی هرگونه کم و زیاد شدن رعایت مصالح و ملاحظات ممکن است به برداشتهای غیرواقعی و توهمگونه طرف مقابل انجامیده و آثار و پیامدهای زیانباری به همراه داشته باشد. ارزیابی نحوه و کیفیت پاسخگویی در سیاست خارجی ایران نسبت به چالشها و مسائل مهم منطقهای و بینالمللی، نیازمند روششناختی و دقت در الگوهای متعددی است که دستاندرکاران سیاست خارجی باید به آن توجه داشته باشند. در سیاست خارجی پاسخگویی یک کشور بسته به توان موقعیت سیاسی ـ ژئوپولتیکی و میزان تاثیرگذاری بر روندها از انواع متفاوتی برخوردار است.
اول، پاسخگویی دفاعی ـ واکنشی: در این شیوه با لحاظ موقعیت بینالمللی یک کشور به پاسخگویی متاثر از رعایت جمیع ملاحظات و مصالح برای بدتر نشدن وضع نامطلوب فعلی مبادرت میشود. به این معنی که وقتی کشور الف میگوید شما بد هستید، کشور ب پاسخ میدهد که نه ما خوب هستیم و به این ترتیب بدون کوچکترین اضافه کرد مشخصه و معیاری خاص، پاسخ در دفاع از خود یا واکنش به اظهار مواضع ارائه میشود.
دوم، پاسخگویی انعکاسی: در این مدل سعی میشود توجه اتهام زننده یا کشوری که دیگری را درباره موضوعی مسئول دانسته، متوجه واقعیتهای نادیده گرفته شده در همان موضوع از سوی کشور اتهامزننده شود. مثلاً کشور الف میگوید که کشور ب حقوق بشر را رعایت نمیکند و کشور ب در پاسخ ضمن انداختن توپ به زمین حریف، به ذکر موارد نقض حقوق بشر در کشور اتهامزننده میپردازد.
سوم، پاسخگویی مظلومانه: در شیوه مذکور پاسخگویان به نوعی دفاع ترحمخواهانه متوسل شده و سعی میکنند که به این ترتیب طرف مقابل را متقاعد کنند که موضوع اتهام مسالهای است که به شدت از آن رنج برده و قربانی آن هستند. مثلاً کشور ب ضمن رد کردن اتهام تروریست بودن اذعان میدارد که خود از قربانیان بزرگ این مساله در جهان است.
چهارم، پاسخ تهاجمی: شیوه عمل در این بعد، یا به کارگیری چند ابزار مختلف قابل تحقق است: الفـ احضار نماینده دیپلماتیک که با ارائه مراتب اعتراض خواستار عدم تکرار موضوع شده که این به نوعی تهاجم آرام با تبعات زودگذر است. بـ پاسخ کوبنده، که معمولاً در این شیوه، ضمن قدرتنمایی معقولانه، طرف مقابل به طور ضمنی تهدید میشود که در صورت تکرار این مساله، ممکن است عواقب وخیمی در روابط دو کشور به وجود آید.
جـ پاسخ نرم، این رویه معمولاً از سوی کشورهای قدرتمند و با لحنی آمرانه و تاثیرگذار در پیش گرفته میشود به طوری که فوت و فن پاسخگویی متاثر از بهرهبرداری از تکنیکهای دیپلماتیک قوی به گونهای است که پس از پاسخ، کشور متهمکننده احساس میکند که مورد تمسخر واقع شده است. پاسخگویی در عرصه روابط خارجی، ساز و کارهای ظریف و پیچیدهای را میطلبد. تعدد روشها ایجاب میکند که کشورها متناسب با توان و قدرت تاثیرگذاریشان در عرصه بینالمللی و همشأن با بلوغ فکری و سیاسی خود به ارائه پاسخ مبادرت کنند. گاهی اوقات پاسخها و رفع و رجوعهای پس از آن منجر به خدشه وارد شدن به اعتبار سیاسی کشورها میشود اما آنچه که مهم است درک ظرافتهای دیپلماتیک و طراحی یک نظام پاسخگویی منسجم و متناسب با توان و موقعیت یک کشور است. در جهان امروز «رفتار عقلایی با کیفیت» در روابط خارجی مستلزم پیشرفت در عرصه روششناختی دیپلماتیک است. عدم شناخت و توفیق در روشها، استمرار حیات پر قدرت در عرصه روابط جهانی را با مخاطره روبهرو میکند. بنابراین میتوان گفت که ضرورت پویایی دیپلماتیک ایجاب میکند که پاسخگویی در سیاست خارجی متناسب با معیارهای قابل قبول طراحی شود و به عبارتی در برخورد با دوستان و دشمنان باید نه بیش از حد به رعایت ملاحظات و مصالح دلخوش کرد و نه به طور عیان آنها را هدف تهاجم کور قرار داد.