تغییر در سیاست خارجی فرانسه
بدیهی است که از زمان روی کار آمدن نیکلا سارکوزی در فرانسه تغییراتی در سیاست خارجی این کشور پدید آمده است . به دنبال مخالفت شیراک با حمله آمریکا به عراق و رشد احساست ضد فرانسوی در آمریکا و پیامدهای بعدی آن نسلی از سیاستمداران فرانسوی ازجمله نیکلا سارکوزی به این نتیجه رسیدند که فرانسه بدون وارد شدن در حلقه حامیان آمریکا و همسو ساختن هرچه بیشتر سیاستهایش با آمریکا آینده ای نخواهد داشت . در همین راستا پیوستن مجدد فرانسه به فرماندهی نظامی یکپارچه ناتو مطرح شده است . همچنین براساس دکترین نظامی جدید فرانسه که به تازگی اعلام شد فرانسه باید این قابلیت را پیدا کند که ظرف مدت دو هفته نیرویی به استعداد 30 هزار نفر را به نقاط دوردست گسیل دارد و این تنها در چارچوب عملیات ناتو انجام پذیر خواهد بود . بدین معنا که مشارکت در چنین عملیاتی تنها با استفاده از امکانات لجستیکی و پشتیبانی آمریکا مقدور خواهد بود. از اینرو روشن است که سارکوزی در نخستین سال ریاست جمهوری خود سیاست همسویی با آمریکا را در پیش گرفته است .
برای مثال در مورد ایران چنانکه میدانید در 30 مهر 1382 دومینیک دو ویلپن وزیر خارجه وقت فرانسه در قالب گروه تروئیکا با آقای دکتر روحانی مذاکره کننده ارشد ایران در امور هسته ای ملاقاتی را انجام داد و در طی این ملاقات نخستین موافقتنامه با ایران در زمینه مسائل هسته ای به امضا رسید که باب گفتگو درخصوص همکاری های اقتصادی و سیاسی را نیز با ایران باز کرد. ازنظر من این تجربه موفق و شروع خوبی بود. اما درآن مقطع سیاست آمریکا انجام معامله با ایران یافتن راهی برای مذاکره با این کشور و گشایش روابط با آن نبود و در نتیجه گفتگوها به سرانجام نرسید. آمریکا در آن زمان با هر اقدامی که موجب تقویت ایران میشد مخالف بود. از اینرو با عدم پشتیبانی آمریکا از روند مذاکرات این گفتگوها پس از دو سال به شکست انجامید و آخرین کاری که در اواخر دوره دوم ریاست جمهوری آقای خاتمی انجام شد از سرگیری غنی سازی اورانیوم در اصفهان بود. علت به بن بست رسیدن این مذاکرات درواقع این بود که سیاست مستقل اروپایی که در این زمینه در پیش گرفته شده بود از حمایت آمریکا برخوردار نبود. این مسئله ثابت کرد که بدون همسویی با آمریکا هرگونه سیاستی با شکست مواجه خواهد شد. تنها راه پیشرفت عبارت از این است که باید با آمریکا همکاری کرد در کنار آن ایستاد و سیاست های آن را پذیرفت و تلاش کرد تا از درون و نه از بیرون تغییر به وجود آورد.
همچنین در چارچوب اتحادیه اروپا باید این نکته را مدنظر داشت که کشورهای اروپای شرقی که به اتحادیه پیوستند این کار را برای نزدیکتر شدن به آمریکا انجام دادند. برخی در فرانسه اعتقاد دارند که سارکوزی در همسویی با آمریکا سیاست زیرکانه ای را در پیش گرفته است . در جهان امروز در صورت مخالفت آمریکا هیچ نوع سیاست پایداری را نمی توان به پیش برد. اما آیا این به معنای از میان رفتن سیاست مستقل اروپایی نخواهد بود در شرایط فعلی که آمریکا تنها قدرت تاثیرگذار در جهان است در پیش گرفتن یک سیاست مستقل توسط اتحادیه اروپا که اینک 27 عضو دارد کار دشواری است و نیاز به زمان زیادی دارد .
سیاست فرانسه در قبال خاورمیانه و ایران
حال این پرسش مطرح است که آیا سارکوزی با بهره گیری از سیاست فرانسه بر اتحادیه اروپا و با توجه به سیاست جدیدی که در قبال آمریکا در پیش گرفته است خواهد توانست سیاست جدیدی را از جانب اتحادیه در قبال خاورمیانه و ایران در پیش گیرد. در رابطه با بحران هسته ای ایران به نظر می رسد که فرانسه پرچمدار تحریم و تحت فشار قرار دادن ایران شده است . اما در مورد مسئله خاورمیانه باید توجه داشت که سارکوزی در سخنرانی خود در پارلمان اسرائیل بر لزوم تشکیل یک دولت فلسطینی در کنار اسرائیل که بیت المقدس پایتخت مشترک آن باشد و توقف شهرکسازی ازجانب اسرائیل در بیت المقدس موضعی طرفدار فلسطینی ها اتخاذ کرد درحالیکه در روز قبل از آن هنگام دیدار با شیمون پرز بدون اینکه هیچ صحبتی از فسطینی ها و حقوق آنها به عمل آورد بر حمایت صددرصد و کامل فرانسه از اسرائیل تاکید کرده بود. در اینجا لازم است به نقش لابی های یهود و عرب در وزارت خارجه فرانسه و کاخ الیزه اشاره کرد که هر کدام درصددند در موضع فرانسه در قبال مسائل خاورمیانه تاثیرگذار باشند. البته این موضع جدید فرانسه در قبال مسئله فلسطین را باید در پرتو چشم انداز تحولات آتی در سیاست بین الملل تحلیل کرد. نکته قابل توجه در ارتباط با ایران این است که اوباما رئیس جمهوری آمریکا بر مذاکره بدون پیش شرط با ایران تاکید کرده است . این موضع می تواند بستری را فراهم سازد که باب گفتگو با ایران باز شود. چنین چیزی پنج سال پیش قابل تصور نبود. از مواضع رئیس جمهور و نظرسنجی ها اینطور به نظر میرسد که در ایران نیز اینک مسئله گفتگو و مذاکره با آمریکا امری پذیرفته شده است ; چیزی که قبلا " کاملا " منتفی اعلام شده بود. به هرحال با چشم انداز این تغییرات در سیاست جهانی باید کاری در مورد بحران خاورمیانه صورت گیرد. در اسرائیل این اعتقاد وجود دارد که تا زمانی که مسئله فلسطینی ها حل نشود در مورد ایران و نفوذ آن در خاورمیانه لبنان سوریه و دیگر کشورها و جوامع اسلامی کاری نمیتوان انجام داد. حل مسئله فلسطین کلید حل سایر مسائل خاورمیانه است . امروزه چشم انداز یک معامله بزرگ در منطقه خاورمیانه پیدا شده است . اسرائیلی ها به این نتیجه رسیده اند که دیگر از انسجام داخلی لازم برای پیروزی در جنگ برخوردار نیستند. مسئله ای که در نبرد 33 روزه با حزب الله لبنان و 22 روزه با غزه آشکار شد .
معامله بزرگ
از سوی دیگر بالا گرفتن تنش میان ایران و غرب به ویژه بر سر مسئله هولوکاست و بازگشت دولت کنونی ایران به شعارهای رادیکال اول انقلاب و نیز پرونده هسته ای ایران که به صحبتهایی از سوی برخی از عناصر تندرو در آمریکا و اسرائیل درباره بمباران ایران مطرح می شود به نقطه ای نزدیک می شود که برای حل بحران باید دست به اقدام زد. هم در غرب و هم در ایران اینک زمینه برای انجام گفتگو در حال فراهم شدن است . یکی از دلایل این امر آن است که همه از وضعیت موجود خسته شده اند و در جستجوی راه حل می باشند. اینکه اسرائیل موضوع حمله به تاسیسات هسته ای ایران را به طور علنی مطرح می کند خود نشان از این دارد که معامله ای بزرگ در راه است و اسرائیل برای آنکه سهمی در آن داشته باشد به طرح اینگونه مسائل می پردازد. کشورهایی مانند عربستان سعودی نیز که قطعا " در نتیجه عادی شدن روابط بین آمریکا و ایران متضرر خواهند شد تلاش دارند سهمی در این معامله بزرگ داشته باشند.
ضعف لابیگری ایران
متاسفانه باید گفت که ایران از لابی قدرتمندی در فرانسه و نیز در اروپا برخوردار نیست . در میان محافل صنعتی و بازرگانی فرانسه ایران برخلاف عراق دوره صدام که از نفوذ زیادی در این محافل برخوردار بود تقریبا " از هیچ نفوذی برخوردار نیست . تنها 3000 اروپایی در ایران زندگی می کنند که این رقم بسیار پایینی است . سطح ارتباط میان ایرانیان و فرانسویها بسیار پایین است به همین دلیل مجاب کردن روشنفکران فرانسوی به ویژه آنهایی که به گروه های چپ وابستگی دارند در این خصوص که در ایران مباحث سیاسی و اجتماعی زنده ای در جریان است کار دشواری است . حتی افراد تحصیلکرده در ایران کمتر از تجربه بین المللی برخوردار می باشند. در نتیجه ایران که در معادلات بین المللی نقش فراوانی دارد به لحاظ داشتن ارتباطات بین المللی در سطح افراد و گروه های غیردولتی دچار ضعف فراوان است .
پرسش و پاسخ
* پرسش : به نظر میرسد سارکوزی اساسا " در چارچوب همان سیاست سنتی فرانسه که الهام گرفته از اصول گلیستی است حرکت می کند اما از روی فرصت طلبی با انجام یک رشته حرکات تاکتیکی سعی می کند که همان اهداف سنتی فرانسه مبنی بر کسب نفوذ بیشتر در معادلات بین المللی را به پیش ببرد. برای مثال اگر سارکوزی سیاستی همسو با آمریکا در پیش نمی گرفت آیا میتوانست به تاسیس پایگاه نظامی در امارات متحده عربی اقدام کند و یا در مورد هویت مستقل دفاعی اروپا به معامله با ناتو دست بزند همچنین آیا چشم انداز روابط بهتری میان ایران و فرانسه پس از انتخابات ریاست جمهوری آمریکا وجود دارد؟
** پاسخ: باید گفت که عصر سیاست های گلیستی که حدود پنجاه سال پیش به ابتکار ژنرال دوگل اتخاذ شد و رویه ای مستقل در برابر آمریکا را دنبال می کرد اینک به سر رسیده است اما اندیشه گلیسم همچنان در فرانسه زنده و قدرتمند است . برای مثال هنگامی که سارکوزی در تابستان گذشته تصمیم گرفت تعطیلات خود را در آمریکا بگذارند با انتقادات شدیدی مواجه شد. در حوزه سیاست خارجی هر دو گرایش گلیستی و آتلانتیک گرا وجود دارد و تلاش دارند که بر سیاستها تاثیر بگذارند. البته باید توجه داشت که سارکوزی از تجربه بین المللی قابل ملاحظه ای برخوردار نیست و در میان مشاوران سیاست خارجی او افرادی از طیف های مختلف دیده می شوند. گلیسم به عنوان اتخاذ یک رویکرد مستقل در برابر آمریکا نه تنها در فرانسه بلکه در تمام قاره اروپا رواج دارد. جلوه های این سیاست در رابطه با کشورهای اسلامی نیز مشاهده می شود و طرح اتحاد برای مدیترانه نمونه ای از آن است و نشانگر نوعی رابطه فرانسوی و یا اروپایی با جهان اسلام به شمار می رود; زیرا سیاست آمریکا در خاورمیانه به ویژه در قبال عراق موفقیت آمیز نبوده است . در نتیجه ضرورت اتخاذ یک سیاست جدید عربی و یا بهتر بگوییم اسلامی احساس می شود که نه تنها شامل حوزه های نفوذ سنتی فرانسه در شمال آفریقا و لبنان باشد بلکه دامنه آن باید به کشورهای حاشیه جنوبی خلیج فارس مانند امارات متحده عربی و حتی ایران نیز کشیده شود. این سیاست مستقل اروپایی میتواند به آمریکا کمک کند تا مجددا " به ایران بازگردد . اما این بازگشت به گونه ای نیست که در دهه 1330 و در دوران مصدق و در دهه 1340 و در دوران شاه تجربه شد . امروزه روسها نیز گرچه در برخی موارد با آمریکا در مورد ایران همسو هستند اما تمایلی به بازگشت آمریکا به ایران ندارند. چینی ها نیز چندان تمایلی به ازسرگیری روابط عادی میان ایران و آمریکا ندارند. از اینرو موازنه قوا میان آمریکا اروپا چین روسیه و ایران به شکل متفاوتی درآمده است و در نتیجه امکان مانور برای سیاست های گلیستی فراهم آمده است . اما پیشبرد این سیاستها تنها در چارچوب سیاست های آمریکا عملی است . برای مثال شاهد بودیم که آمریکا با تصویب قانون داماتو می خواست شرکتهای اروپایی را از سرمایه گذاری در حوزه انرژی در ایران محروم سازد و در واقع شرایطی را فراهم سازد که در صورت بازگشت شرکتهای آمریکایی به بازار ایران آنها رقیبی نداشه باشند اما این اتفاق نیفتاد.
برای موفقیت در مذاکرات ازیکسو اراده قوی و از سوی دیگر انعطاف پذیری برای انجام مصالحه لازم است . همچنین در هرگونه مذاکره بین ایران و آمریکا و یا ایران و فرانسه نقش لابیها و به ویژه لابی یهود را نمیتوان نادیده گرفت . از اینرو نتیجه انتخابات در ایران و نیز در آمریکا در موفقیت مذاکرات تاثیرگذار خواهد بود.
* پرسش : با توجه به ریاست فرانسه بر اتحادیه اروپا درشش ماهه دوم سال میلادی گذشته و با عنایت به چهره مثبتی که فرانسه در افغانستان دارد هرچند که ارتباط آن بیشتر با غیرپشتونها در ایالات شمالی است و نیز رابطه ویژه ای که فرانسویان باتاجیکها و احمد شاه مسعود داشته اند به نظر شما سیاست فرانسه در قبال افغانستان در شرایط کنونی که طالبان در پی تحکیم موقعیت خویش است چگونه خواهد بود؟
** پاسخ : از نظر فرانسه افغانستان اهمیت استراتژیک ندارد و فرانسه بیشتر در چارچوب ماموریتهای ناتو به این کشور نگاه می کند. درواقع فرانسه برای نزدیکتر ساختن خود به ناتو به اعزام نیرو به افغانستان اقدام کرده است و تلاش می کند تا نیروهای ارتش آن کشور را آموزش دهد. در نتیجه رویکرد کنونی فرانسه به افغانستان بیشتر تابع ملاحظات کلان تر این کشور درخصوص همکاری بیشتر با پیمان آتلانتیک شمالی قابل تحلیل است .
پرسش : درخصوص تعبیر شما از بازگشت به شعارهای اولیه انقلاب به نظر میرسد که نسبت دادن این شعارها به دولت فعلی نباید عدم التزام سایر جناحهای سیاسی به این شعارها را القا کند. تنها تفاوت شاید در این باشد که دیگر جناحهای سیاسی دیدگاهی بین المللی تر و جهانی تر دارند. نکته دیگر اینکه غربیها در نگاه به مسائل ایران تلاش دارند این مسائل را آنگونه که خود میخواهند و نه آنگونه که هست ببینند. آنها در واقع چارچوب ذهنی خود را بر مسائل ایران تحمیل کرده و بر آن اساس به تحلیل این مسائل می پردازند. اما من ذهن شما را به درک عمیق تر مسائل ایران دعوت می کنم .
پاسخ : در غرب این برداشت وجود دارد که با روی کار آمدن دولت آقای احمدی نژاد در ایران این کشور به اصول و شعارهای اولیه انقلاب بازگشته است هرچند که این برداشت ممکن است صحیح نباشد و در واقع این اصول مورد پذیرش کلیه جناحها نباشد. به هر حال این نیز واقعیت دارد که در غرب و به ویژه در آمریکا وقایع آنگونه تحلیل می شود که دلخواه آنان است .
* پرسش : در خصوص فرانسه آنچه بیش از همه در میان محافل سیاسی در ایران جلب توجه میکرد استقلال سیاسی فرانسه بود بدین معنا که فرانسه همواره در خصوص مسائل مهم بین المللی نظرات خاص خود را داشت و این امر سبب اعتبار فرانسه شده بود. ازسوی دیگر تا قبل از روی کار آمدن سارکوزی دولتهای مختلف در فرانسه همواره سعی داشتند اصول کلی سیاست های خود را حفظ کنند و از نظر سیاسی نیز بیشترین نقش آفرینی را در اتحادیه اروپا داشتند. اما امروزه شاهد وضعیت متفاوتی در فرانسه هستیم . حال پرسش این است که آیا تحولی که در فرانسه رخ داده جنبه موقت و گذرا دارد و یا اینکه از ریشه های عمیق تری برخوردار است . با توجه به اینکه حوزه روشنفکری در فرانسه بسیار قدرتمند است و به سادگی در نتیجه تحولات سطحی تغییر نمی پذیرد.
** پاسخ: امروز در فرانسه سیاستی در پیش گرفته شده که با گذشته متفاوت است اما هنوز این امیدواری وجود دارد که فرانسه بتواند سیاست مستقل تری درباره ایران و مسئله فلسطین در پیش بگیرد اما این تنها یک احتمال است . در این خصوص که آیا سیاست جدید پایدار خواهد بود باید گفت که یک گروه که در اکثریت نیز قرار ندارند با شدت تمام از این سیاست هواداری می کنند. برای مثال در مورد پرونده هسته ای ایران اینک این پرونده در اختیار گروهی در وزارت خارجه فرانسه قرار دارد که در مورد خلع سلاح فعالیت می کنند و قبلا " به این امور در رابطه با اتحاد شوروی اشتغال داشتند. آنها مواضع سختی در قبال ایران دارند. در حالیکه در میز خاورمیانه در وزارت خارجه فرانسه دیپلماتهایی فعالیت دارند که با مسائل منطقه و ایران آشنایی بسیار بیشتری دارند. اما در حال حاضر موضع گروه اول قویتر است و متخصصان مسائل خاورمیانه برای به کرسی نشاندن دیدگاههای خود راه دشواری در پیش دارند.
در حوزه روشنفکری در فرانسه تعدادی از آنها که در طیف چپ قرار میگیرند تا حدودی تحت تاثیر سازمان منافقین هستند و مسائل حقوق بشر برای آنها از اهمیت زیادی برخوردار است و مسائل ایران را نیز در همین چارچوب تحلیل می کنند. از سوی دیگر نسل جدیدی از روشنفکران جناح راست در فرانسه ظهور کرده اند که دارای افکار نومحافظه کارانه بسیار تندی هستند.
* پرسش : اگر به تاریخچه روابط ایران و فرانسه نگاهی بیفکنیم این روابط حتی در دوره پیش از انقلاب با دشواری همراه بوده است . به نظر میرسد که ریشه این امر در این نکته نهفته باشد که فرانسه ایران را در چارچوب سیاست های خاورمیانه ای خود قرار میدهد درحالیکه ایران در این چارچوب نمی گنجد. ایران در واقع یک مورد استثنایی است و باید خارج از چارچوب سیاست عربی با آن برخورد کرد. همچنین نکته دیگر عبارت از این است که دنباله روی سارکوزی از آمریکا میتواند پیامدهای بسیار خطرناکی برای استمرار سیاست های ایشان داشته باشد. البته باید توجه داشت که در میان دولتهای اروپایی در سالهای اخیر طرفداری از آمریکا فزونی پیدا کرده است که این خود میتواند دلایل اقتصادی و یا دلایل دیگری داشته باشد.
** پاسخ : درواقع باید گفت که پس از انقلاب ایران وارد منطقه خاورمیانه شد. در دوران پیش از انقلاب ایران خارج از خاورمیانه و جهان اسلام قرار داشت . پس از انقلاب ایران بیشتر وارد مسائل منطقه خاورمیانه شد و در مناقشه اسرائیل و فلسطینی ها نقش فعالتری ایفا کرد. در نتیجه ایران را نمیتوان از بافت خاورمیانه و جهان اسلام جدا کرد.
* پرسش : روابط ایران و فرانسه برپایه دو گرایش پایه ریزی شده است : اول گرایش مبتنی بر همبستگی تمدنی که شامل ویژگی های فرهنگی می باشد و برخی از روشنفکران در ایران برای نیل به مدرنیته همواره فرانسه را الگو قرار میدادند. دوم گرایش ژئوپولیتیک که خود از دو مسئله ناشی می شود : یکی مسئله هسته ای به این دلیل که دستیابی ایران به تکنولوژی هسته ای در تعارض با منافع فرانسه قرار می گیرد. فرانسه و انگلیس بیشترین اعتبار خود را برمبنای هسته ای بودنشان کسب می کنند و از دست دادن انحصار هسته ای برای آنها بسیار گران تمام خواهد شد. مسئله دوم آمریکاست که از سرگیری مجدد روابط بین ایران و آمریکا به ضرر اروپاییان خواهد بود. از سوی دیگر احتمال برخورد نظامی همانگونه که شما اشاره کردید باعث می شود که سیاستها تعدیل شود. اما مذاکره با ایران ضعیف شده چندان کارساز نخواهد بود.
** پاسخ : در اینکه ایران و فرانسه به لحاظ فرهنگی بسیار نزدیک به هم هستند با شما موافقم . اما مسئله هسته ای بهانه ای به دست داده است تا موضع سختتری از جانب غرب در قبال ایران اتخاذ شود و حتی در برخی محافل مسئله بمباران و تغییر رژیم ایران مطرح شود. به هر حال ذهنیت منفی ای که امروزه در غرب نسبت به ایران مشاهده میکنیم عمدتا " ناشی از پرونده هسته ای و موضعگیری های تند دولت ایران به ویژه در مورد مسئله هولوکاست است . البته این نکته را نیز باید در نظر داشت که بسیاری از کسانی که در غرب اصولا " با دولت جمهوری اسلامی ایران مخالف هستند از این مسائل به بهره برداری می کنند تا این دولت را تحت فشار قرار دهند. با این همه از این نکته نیز نباید غافل بود که بهای تهاجم نظامی به ایران و یا تحریم و در انزوا قرار دادن ایران برای غرب بسیار سنگین است . ایران کشوری است که توانایی دفاع از خود را دارد. با این حال در شرایط کنونی خاورمیانه امکان دست زدن به اقدامات غیرعقلانی نیز وجود دارد و ایران باید در این خصوص بسیار هوشیارانه عمل کند.
به طور کلی در تحلیل مسائل مربوط به ایران باید بافت وسیعتری را در نظر گرفت . به ویژه این نکته باید در نظر گرفته شود که نیروهایی وجود دارند که مخالف یک ایران مستقل و قدرتمند در منطقه می باشند. برای مثال با وجودی که پیوندهای عمیق و دیرینه فرهنگی میان ایران و فرانسه وجود دارد اما موزه لوور شعبه ای در امارات متحده عربی تاسیس می کند که این نشانه آن است که کشورهای حاشیه جنوبی خلیج فارس از هم اکنون سعی دارند خود را وارد معاملات منطقه ای کنند تا هنگامی که بار دیگر غرب به ایران نزدیک شد از قافله عقب نمانند. طبیعی است که این نیروها در کنار عوامل دیگر نقش مخربی ایفا می کنند.
* پرسش: آیا امکان در پیش گرفتن یک سیاست خاورمیانه ای موثر از جانب فرانسه بدون در نظر گرفتن اهمیت و توان نقش آفرینی ایران وجود دارد؟
** پاسخ: ایران به عنوان یک بازیگر مستقل و قدرتمند باید در هرگونه سیاستی که در قبال منطقه خاورمیانه در پیش گرفته می شود جدی گرفته شود. درواقع بدون درنظر گرفتن نقش آفرینی ایران تدوین یک سیاست پایدار درقبال خاورمیانه امکانپذیر نیست . شرایط جدید منطقه چنین حکم می کند که مسئله فلسطین باید به نحوی حل و فصل شود و این بدون در نظر گرفتن عامل ایران امکانپذیر نیست . همانگونه که قبلا " گفتم مجموع شرایط موجود در منطقه چشم انداز انجام یک معامله بزرگ را تقویت کرده است .
نقطه نظر پایانی
ایران و فرانسه دو کشوری هستند که هریک از پشتوانه تاریخی و فرهنگی غنی برخوردار می باشند و در منطقه خود از نفوذ و بازیگری قابل توجهی برخوردارند. فرانسه بدون در نظر گرفتن نقش ایران امکان در پیش گرفتن یک سیاست موثر در قبال منطقه خاورمیانه را پیدا نخواهد کرد و ایران نیز درصورتی که بخواهد با اتحادیه اروپا تعامل سازنده داشته باشد نمی تواند نقش فرانسه را نادیده بگیرد. درشرایط جدید بین المللی که وابستگی متقابل در عرصه روابط بین الملل بیش از هر زمان دیگر به چشم می خورد اتخاذ دیدگاه های یکسونگر نمی تواند کارساز باشد. از اینرو تلاش برای ایجاد گروههای فشار نیز لازم است ماهیت دوجانبه داشته باشد.
درست است که ایران در این زمینه چندان موفق عمل نکرده است اما فرانسه نیز در شناساندن خود و سیاست هایش به مردم ایران تلاش چندانی به خرج نداده است . صرفنظر از اختلاف نظرهای سیاسی میان دولتها و بحرانهایی که ممکن است هر از چندگاه در روابط دو کشور پدید آید میتوان با تقویت پیوندهای دو ملت ایران و فرانسه بنیان روابط پایدارتری بین دو کشور را پایه ریزی کرد.