سیامک باقرى
موضوع هسته اى ایران پس از یک دوره کوتاه بار دیگر در دستور کارگروه ۱+5 قرار گرفت. این بار برلین با پیش قدمى در این خصوص ، زمینه نشست گروه ۱+5 را در حاشیه اجلاس مونیخ فراهم ساخت و متعاقبا با استقبال آمریکا و دیگر اعضاى غربى این گروه قرار گرفت. این نشست بیش از آنکه اقدامى براى تصمیم گیرى علیه فعالیت هاى هسته اى باشد، به نظر مى رسد بیشتر ماهیت هم اندیشى، شنیدن مواضع همدیگر و یافتن راه هاى جدید با توجه به فاکتورها و محیط جدید سیاسى و بین المللى داشته است. از همین رو نمى توان نتیجه این نشست را بدون عوامل محیطى جدید در معادلات هسته اى ایران گمانه زنى و تبیین کرد. از میان عوامل محیطى جدید، چند عامل از برجستگى بیشترى برخوردار است که از رهگذر آن مى توان ضمن دسترسى به تبیین مسئله، پیش بینى نسبت به آینده نیز داشت.
۱ - روى کار آمدن اوباما و طرح گفتگوى مستقیم او در خصوص مسئله هسته اى ایران یکى از فاکتورهاى جدید در معادله هسته اى ایران است. اگرچه هنوز جهت گیرى اصلى دولت جدید پیرامون ایران تدوین نشده چنان که مقامات تازه وارد کاخ سفید بر آن تاکید داشته اند اما دو نوع علامت متفاوت از سوى دولت اوباما تاکنون مشاهده شده است؛ علامت اول که با سروصداى زیادى تبلیغ مى شود ناظر بر تغییر سیاست هاى آمریکا در قبال پرونده هسته اى ایران است. علامت دوم شرایطى اعلامى است که متعاقب سیاست ها تغییر مطرح مى شود. در این راستا، گفتمان قابل ملاحظه، همان استمرار گفتمان گذشته و یادآور میراث بوش است از جمع این دو علامت به این نتیجه مى توان رسید که کاخ سفید در «سطح تاکتیک» درصدد تغییراتى است لکن در «سطح استراتژیک» هیچ گونه تحول متصور نمى باشد به عبارت دیگر دولتمردان جدید در نحوه رویارویى با مسئله هسته اى قایل به تغییر مى باشند اما در خصوص سطح برخوردارى ایران از فناورى هسته اى قایل به جابه جایى سیاست ها نیست. در شرایط کنونى کاخ سفید عملیات فریب استراتژیک را در دستور کار خود قرار داده و گفتمانى را استخدام کرده که ناظران و میانجیگران اقدام آمریکا را تحسین آمیز دانسته و به عنوان یک گام مهم رو به جلو تلقى نمایند. سخنان و مواضع جوزف بایدن معاون اوباما در اجلاس مونیخ موید نکته فوق است.
۲ - افزایش نمادهاى اقتدار جمهورى اسلامى ایران در ابعاد سیاسى، فنى و تکنولوژیک یکى دیگر از عوامل موثر محیطى در تجمع اعضاى گروه ۱+5 و ضرورت یافتن راه حل درباره مسئله هسته اى ایران است. شکست رژیم صهیونیستى در جنگ ۲۲ روزه علیه غزه، آشکار شدن هر چه بیشتر نیروهاى فراملى در امنیت سازمان افغانستان و شکننده شدن ساختار موجود در خاورمیانه و پیچیده تر شدن مناسبات قدرت در این منطقه، رونمایى پیشرفت هاى ایران در علوم استراتژیک مانند پرتاب ماهواره امید، شرایط ذهنى و تصورى جدید از قدرت و اقتدار ایران را براى مخالفان هسته اى ایجاد کرده است. اگر جوهره قدرت را به « مقاومت و عدم تاثیرپذیرى» و «نفوذ و تاثیرگذارى» تعریف کنیم. اکنون نظام سلطه ارزیابى خود از قدرت ایران به این نتیجه رسیده است که ایران به کشورى مقاوم و تاثیرگذار تبدیل شده است. این تصور بدان معنا است که سیاست هاى تحریم و فشار تهدیدکننده ایران نیست لذا تا زمانى که ایران ( دولتمردان، نخبگان و مردم) احساس ناامنى و تهدید نکنند، واکنش مورد نظر را بروز نخواهند داد. در حالى که ابزارهاى تهدید تاکنون بى اثر بوده است. چنان که کلینتون وزیر خارجه اوباما در اولین موضع گیرى خود اعتراف کرد که سیاست گذشته علیه ایران ناکام بوده و باید سیاست هوشمندانه اى را اتخاذ کرد.
3 - ظهور و بروز طرح ها و راه حل هاى جدید در خصوص پرونده هسته اى ایران به عنوان یک عامل گفتمانى یکى دیگر از زمینه ها و شرایط جدید محسوب مى شود. البرادعى در این زمینه با تشکیک سازى رفتارهاى غرب در خصوص غنى سازى در ایران تلویحا خواستار ارائه پیشنهاد هایى شده که مسئله غنى سازى به گونه اى معقول مدنظر قرار گیرد. برخى از کارشناسان آمریکایى نیز در مواضع مختلف دیدگاه هاى مشابهى را ابراز داشته اند توجه و تمرکز برطرح کنسرسیوم یکى از فرازهاى گفتمانى این کارشناسان بوده است. نتیجه اى که مى توان از سه فاکتور فوق گرفت این است که نشست ۱+5 در برلین آغاز دور جدید رفتارى از سوى مخالفان هسته اى است. در این راستا تغییرات تاکتیکى در دو دسته قابل پیش بینى است، دسته اول تغییرات جدید در بسته پیشنهادى چنان که جوزف بایدن تلویحا به آن اشاره کرده،دسته دوم تغییرات در نوع نشست ها و موقعیت آمریکا و ایران در نشست گروه ۱+5 است.