* آقای یزدی، به عنوان فردی که تاریخ انقلاب های جهان را خوانده بودید و دید روشنی نسبت به مقوله «انقلاب» داشتید، از اینکه در بطن یک انقلاب مردمی قرار گرفته بودید، چه احساسی داشتید؟
** هنگامی که شاه ایران در دی ماه سال 57 ایران را ترک کرد، خبرنگاری در پاریس راجع به احساسم از این رویداد پرسید؛ به او جواب دادم که من هم اکنون همان احساسی را دارم که نخستین بار که صاحب فرزندی شده بودم، به بیمارستان رفتم و نوزاد را در آغوش گرفتم.
در آن موقع خبرنگار پیگیری بیشتری از این موضوع نکرد اما یک خبرنگار ایرانی که جزئیات این موضوع را از من مطالبه کرد به او گفتم در ایران زایمان جدیدی صورت گرفته، زندگی جدیدی آغاز خواهد شد اما تا این بچه بخواهد بزرگ شود، مشکلات زیادی برای پدر آن بچه به وجود خواهد آمد.از سوی دیگر همانگونه که اشاره داشتید من با بسیاری از انقلاب های جهان آشنا بودم و از همین رو همان روز هم پیش بینی مشکلات زیادی را برای انقلاب می کردم اما از آن طرف ما به مقطعی رسیده بودیم که چاره ای غیر از انقلاب نداشتیم و هیچ گزینه ای غیر از انقلاب را پیش رو نمی دیدیم.
* 21 بهمن سال 57 کجا بودید؟
** خوب به خاطر دارم که 30 سال پیش در چنین روزی ما در خیابان عین الدوله و در جلسه شورای انقلاب حضور داشتیم.
* چه افرادی در جلسه بودند؟
** تقریباً همه اعضای شورای انقلاب بودند، از آیت الله خامنه ای و آیت الله هاشمی رفسنجانی گرفته تا مرحوم سحابی و بهشتی و مسعودی؛ صدر حاج سیدجوادی هم در سفر به سر می برد.
* نظرتان راجع به شرایط کنونی کشور چیست؟
** به جد بر این اعتقادم که ما هم اکنون به هیچ روی نباید فعالیت سیاسی و قانونی را رها کرده و اجازه دهیم این جریان به بن بست برسد. براساس تجربه می گویم که به هر قیمتی هم هست باید ماند و حرف زد.
حتی اگر نمی توانیم 100درصد هم به اهداف مان برسیم، به همان اندازه هم که می توانیم باید در راستای اهدافمان گام برداریم.