فرزانه سالمی: وقتی خبر رسید جنگندههای اسرائیلی حمله سنگینی به غزه داشتهاند، خیلیها حس کردند این حمله ناگهانی بوده و حماس را غافلگیر کرده است اما گزارشی که روزنامه گاردین انگلیس از برنامهریزی اسرائیل برای این حمله منتشر کرده نشان میدهد که اسرائیل از شش ماه قبل برای چنین حملهای برنامهریزی کرده و فقط زمان انجام آن مشخص نشده بوده است. ظاهرا تجربه اسرائیل در جریان جنگ با حزبالله لبنان در تابستان سال 2006 میلادی درس خوبی بوده برای اینکه اسرائیل بیگدار به آب نزند.
بر مبنای این گزارش، اسرائیل شش ماه وقت صرف کرده تا مراکز مهم فعالیت حماس در غزه را شناسایی کند. پایگاههای عملیاتی، انبارهای تسلیحات، مراکز آموزشی و منزل سران ارشد حماس در جریان این برنامه به صورت کامل شناسایی شدهاند و مجموع این اطلاعات در اختیار مقامات ارشد رژیم اسرائیل قرار گرفته است. در مرحله بعد، کابینه اسرائیل در تاریخ نوزدهم دسامبر جلسهای تشکیل داد که پنج ساعت به طول انجامیده و در جریان این جلسه، انجام حمله همهجانبه به غزه مورد تایید کامل قرار گرفته است.
ظاهرا پس از قطعیشدن تصمیم مقامات اسرائیل برای حمله به غزه، تصمیمگیری درخصوص زمانبندی این حمله به ایهود اولمرت نخستوزیر مستعفی و ایهود باراک وزیر دفاع اسرائیل واگذار میشود.
مراحل جمعآوری اطلاعات برای انجام حمله به غزه به صورت محرمانه انجام میگیرد و رسانههای اسرائیل هم در این زمینه اطلاعی نداشتهاند و حتی اطلاعاتی نیز به آنها ارائه شده تا مسیر توجهشان به سمتی دیگر منحرف شود. بنا بر نوشته روزنامه هاآرتص اسرائیل، مجموعه این شرایط و نیز خلاء قدرت در اسرائیل باعث شده بود حماس نیز تا حدی احساس امنیت کاذب کند و اسرائیل در هدف قرار دادن مراکز استراتژیک حماس در غزه موفق شود.
بنا بر گزارش روزنامه گاردین، سیاستهایی مانند صدور اجازه انتقال مواد غذایی و کمکهای بشردوستانه به غزه در روز جمعه نیز درواقع تلاشی بود از سوی اسرائیل برای آنکه برنامه خود برای حمله به غزه را در چشم جامعه بینالمللی تا حدی پنهان نگه دارد و حتی توجیه کند. روز پنجشنبه گذشته نیز تزیپی لیونی وزیر امورخارجه اسرائیل برای مذاکره و گفتوگو با مقامات مصری به قاهره رفته بود و ظاهرا بلافاصله پس از بازگشت لیونی به اسرائیل، تصمیم نهایی برای حمله به غزه گرفته شده است.
چرا حالا؟
ایهود باراک وزیر دفاع اسرائیل در توجیه زمان حمله اسرائیل به غزه مدعی شده که به دنبال پایان آتشبس شکننده شش ماهه میان حماس و اسرائیل و اصابت راکتهای حماس به مناطقی از سرزمینهای اشغالی،<کاسه صبر اسرائیل لبریز شده> و به همین جهت اسرائیل فورا حمله همهجانبه به غزه را مورد توجه قرار داده است. در همین حال برخی رسانههای اسرائیل از فشارهای داخلی خبر دادهاند که پس از ناکامی اسرائیل در جنگ با حزبالله در تابستان سال 2006 میلادی بر کابینه این رژیم وارد آمده است.
واقعیت این است که در جریان شلیک راکتها و موشکهای حماس به سرزمینهای اشغالی، کمتر پیش آمده که غیرنظامیان اسرائیلی کشته شوند اما به هر حال شلیک این راکتها به جنوب سرزمینهای اشغالی باعث شده بود که 20 هزار اسرائیلی ساکن این مناطق دائما در هراس و ترس از این حملات بهسر ببرند.
مساله دیگری که شاید در پشت پرده حملات اسرائیل به غزه مورد توجه قرار داشته باشد برگزاری انتخابات اسرائیل در ماه فوریه است. رقابت اصلی در این راستا میان تزیپی لیونی وزیر امورخارجه اسرائیل از حزب کادیما و بنیامین نتانیاهو از حزب راستگرای لیکود است. نتانیاهو که مواضع سختگیرانهای در قبال فلسطینیان دارد پیشتر تاکید کرده بود که فقط ممکن است به <صلح اقتصادی> به فلسطینیان رضایت بدهد و لاغیر. نتانیاهو و لیونی در زمینه تشکیل کشور مستقل فلسطینی هم، با هم اختلافنظر دارند و نتانیاهو اصلا با این ایده موافق نیست اما حمله اسرائیل به غزه باعث شده که در داخل اسرائیل، رضایت گروههای تندرو از عملکرد لیونی افزایش پیدا کند و این مساله در انتخابات اسرائیل نقش مهمی خواهد داشت.
در همین حال، حمله اسرائیل به غزه در میانه خلاء قدرت در کاخ سفید انجام گرفته است. این حمله سه هفته پیش از آغاز به کار دولت باراک اوباما انجام گرفت و درواقع در این میانه، موافقت یا مخالفت دولت جورج بوش هم اهمیت چندانی نداشت اما این حمله درواقع کار باراک اوباما را برای تعیین سیاستهایش در خاورمیانه بسیار سخت کرد و البته موضعگیری در قبال مناقشه فلسطین و اسرائیل هم مسالهای است که اوباما نمیتواند از زیر بار آن شانه خالی کند.
در این میان، روزنامههای اسرائیلی نیز تحلیلهای مختلفی درخصوص علت و پیشزمینههای حمله اسرائیل به غزه ارائه دادهاند. الکس فیشمن از روزنامه اسرائیلی یدیعوت آحارونوت در این خصوص مینویسد: <هدف چنین حملهای نابود کردن حماس نیست. تضعیف قدرت نظامی حماس و نیز قدرت حاکمیت آن در غزه مهمترین هدفی است که اسرائیل از این حمله دنبال میکرده است.> در بخشی دیگر از مقاله فیشمن در این روزنامه اسرائیلی آمده است: <عملیات گسترده اسرائیل علیه حماس درواقع به این منظور صورت گرفته که قدرت فلسطینیان برای ادامه مقاومت نظامی تحلیل برود و حماس به شرایطی برسد که آتشبس را بپذیرد.>
فرضیه اسرائیل در جریان حمله گسترده به غزه این بوده که هدف قرار دادن پرسنل نظامی حماس در غزه میتواند به خوبی قدرت حماس را تحلیل ببرد اما ابعاد این حمله و قربانی شدن شمار زیادی از غیرنظامیان در آن باعث شده که خاطرات تلخ حملاتی مانند قتلعام صبرا و شتیلا در ذهنها زنده شود و این مساله بیش از هر چیزی در سطح جامعهجهانی به تشدید احساسات ضداسرائیلی منجر خواهد شد.
حالا چه میشود؟
اسرائیل اعلام کرده که هزاران تن از نیروهای زمینی خود را به حال آمادهباش درآورده است و قصد حمله زمینی به غزه را دارد. احتمال این حمله کاملا وجود دارد اما مساله اینجا است که اسرائیل با سلاحهای سنگینش در برابر جنگجویان حماس و جهاد اسلامی که از بابت حمله به غزه به شدت تهییج شدهاند کار سختی را در پیش خواهد داشت. در چنین شرایطی، تلفات غیرنظامیان در جریان این حمله افزایش پیدا خواهد کرد. تنها مزیتی که ممکن است این نوع حمله برای اسرائیل داشته باشد همان چیزی است که حملات هوایی قادر به تحقق آن نخواهد بود و آن هم، یافتن انبارهای تسلیحات و راکت است.
برخی از روزنامههای اسرائیلی نوشتهاند که ارتش اسرائیل تمایلی به انجام حمله زمینی ندارد زیرا تجربه حمله به لبنان را دارد و از سوی دیگر، ادامه این حملات هرگونه فرصت احتمالی برای مذاکره در خصوص آزاد کردن گلعاد شالیت سرباز اسرائیلی را از بین خواهد برد.