یونس عبدی
حملات ددمنشانه رژیم صهیونیستی علیه ساکنان نوار غزه وارد چهارمین هفته خود شده است و این حملات با شدت تمام کماکان ادامه دارد و رژیم صهیونیستی که خود را در دستیابی به اهدافش ناکام میبیند، تلاش دارد این ناکامیها را از طریق گفتن تلفات بسیار از مردم غزه جبران کند. در این میان تحرکات مجامع جهانی هم در مقایسه با قتلعامهای صورت گرفته در غزه بسیار اندک بوده است. تنها برخی کشورها نظیر جمهوری اسلامی ایران، دیپلماسی فعالی را برای مقابله با این تجاوزات به کار گرفتهاند. برخی دیگر از کشورها هم نظیر مصر، تلاش کردند خود را در قامت یک میانجی معرفی کنند.
حال آنکه آنها به واقع خود یکی از طرفهای درگیر با فلسطینیان محسوب میشوند و تمامی تحلیلگران بر این باورند که حملات به غزه با چراغ سبز سران قاهره انجام گرفته است. مصری که میکوشد خود را بیطرف و به عنوان یک میانجی مطرح کند، حتی اجازه استفاده از حریم هواییاش را در مقاطعی از نبرد برای رژیم صهیونیستی و به منظور بمباران غزه صادر کرد.
از طرف دیگر این کشور با بسته نگه داشتن گذرگاه رفح، نقش اصلی را در محاصره مردم غزه ایفا کرد. این در حالی است که بررسی طرح پیشنهادی این کشور هم نشان میدهد طرح مذکور کاملا یکجانبه و به نفع رژیم صهیونیستی تدوین شده است. علاوه بر موضوعاتی نظیر تلاش برای سیطره تشکیلات خودگردان بر نوار غزه و خارج کردن این منطقه از دست حماس که پشت پرده طرح مصر محسوب میشوند، نکته قابل توجه در این عرصه تاکید کشورهای عربی، غربی و آمریکا و حتی رژیم صهیونیستی بر دخالت نیروهای بینالمللی در غزه است. در این زمینه بر دو اصل تاکید شده است؛ اول ورود نیروهای خارجی به داخل غزه دوم استقرار این نیروها در خاک مصر.
هر چند بانیان این طرحها مدعیاند، این اقدام برای حل بحران فلسطین و کمک به برقراری امنیت و حتی یاری رساندن به مردم غزه در برابر تهاجمات صهیونیستهاست اما طرح مذکور با مخالفت گروههای فلسطینی و افکار عمومی جهان مواجه شده است. بررسی دقیق طرح حضور نیروهای خارجی در باریکه غزه نشان میدهد این طرح نه تنها تحققبخش اهداف و خواستههای فلسطینیها نخواهد بود بلکه تحرکی برای افزایش فشارها و تهدیدی بزرگ برای ساکنان غزه و حتی آینده فلسطین است. در ارزیابی طرح ورود نیروهای خارجی به غزه باید بر این امر تاکید داشت که تمام این نیروها به ناتو و کشورهای غربی وابستهاند و صرفا در چارچوب اهداف آنها نیز حرکت میکنند.
این در حالی است که رژیم صهیونیستی در منطقه به عنوان رژیم شناخته میشود که منافع غرب را نمایندگی میکند و ناگفته پیداست، حضور این نیروها نه تنها منافع مردم فلسطین را تأمین نخواهد کرد که زمینه را برای تجاوزات مکرر اسرائیل در قالبی قانونی فراهم میکند. به واقع وبا توجه به مواضع بانیان طرح میتواند گفت، هدف از ورود نیروهای بینالمللی به غزه ایجاد دیواری امنیتی برای رژیم صهیونیستی در برابر مقاومت ملت فلسطین است و هدف نهایی این نیروها محاصره کامل غزه با نظارت بر گذرگاه رفح است. در این عرصه آنها تلاش میکنند با نام صلح و مقابله با تهدیدات امنیتی به خلع سلاح گروههای فلسطینی بپردازند درحالی که با این اقدام عملا خواست صهیونیستها برای سرکوب آرام فلسطینیها را اجرا میکنند. در این میان جنگ فلسطینی ـ صهیونیستی به جنگ فلسطینیها با سازمان ملل مبدل میشود که حاصل آن اعمال فشارهای بینالمللی علیه فلسطینیان خواهد بود.
از این رهگذر مقابله با مبارزان فلسطینی به عنوان گروههایی که با نیروهای وابسته به مجامع بینالمللی به مقابله برخاستهاند کاملا مشروع مینماید. ضمن آنکه حتی در صورت باز شدن گذرگاه رفح، باردیگر محاصره از طریق این نیروها به شکلی جدید اعمال میشود. افزون بر این نیروهای مذکور در صورت استقرار در غزه تلاش خواهند کرد مهمترین دغدغه رژیم صهیونیستی یعنی شلیک موشک از غزه به سمت شهرکهای صهیونیستنشین را متوقف سازند. بر این اساس میـوان گفت چنانکه گروههای فلسطینی تاکید دارند، این طرح صرفا برای اجرای اهداف دشمنان مقاومت است که هیچ دستاوردی برای ملت فلسطین نخواهد داشت.
در کل مواضع قاهره در 23 روزی که از جنگ غزه میگذرد، نشاندهنده آن است که دولت مبارک برای تفوق اسرائیل بر حماس از هیچگونه حمایتی از این رژیم دریغ نکرده و نخواهد کرد. با توجه به حضور اخوانالمسلمین در مصر جود بسترهای لازم برای رشد اندیشههای اسلامگرایانه، دولت مبارک از آن واهمه دارد که حضور حماس به عنوان دولتی اسلامگرا در مرز مصر، تحرکات اخوانالمسلمین ـ که حماس شاخهای از آن محسوب میشود ـ و دیگر جنبشهای اسلامگرا را علیه دولت توتالیتر و دیکتاتور مبارک افزایش دهد.
از این رو مقاوم هم با علم به این موضوع باید طرحهایی را که از جانب مصر ارائه میشود با دقت خاصی مورد بررسی قرار دهد، چرا که این طرحها براساس تأمین منافع رژیم صهیونیستی نه منافع مردم مظلوم غزه، تدوین و ارائه میشوند.